آنچه بایدن می خواهد در اجلاس سران ناتو و G7 به دست آورد، چهار ماه پس از جنگ اوکراین


با گذشت چهار ماه از حمله روسیه به اوکراین، تأثیرات جنگ در این دو کشور وجود ندارد. جبهه های اقتصادی درگیری، با افزایش قیمت انرژی و بحران غذایی در حال ظهور، با تورم و پتانسیل احتمالی جنگ که ماه ها و سال ها ادامه دارد، ترکیب شده است.

پرزیدنت جو بایدن این هفته در اروپا به سر می برد تا بخشی از این موضوع را کشف کند. او در آخر هفته با گروه هفت اقتصاد پیشرو موسوم به G7 در آلمان دیدار کرد. آنها با هم متعهد شدند ۶۰۰ میلیارد دلار برای یک برنامه زیرساختی جهانی در پاسخ به سرمایه گذاری چین در کشورهای در حال توسعه، اختصاص دهند. بایدن روز سه شنبه برای چهارمین نشست ناتو خود از مادرید دیدن خواهد کرد. چالش بایدن، در حالی که با جنگ داغ و پیامدهای فراوان آن دست و پنجه نرم می کند، این است که آیا این سفر می تواند فراتر از بردهای نمادین حرکت کند یا خیر.

این دومین نشست حضوری بایدن در زمان جنگ ناتو خواهد بود، و از آنجایی که کشورهای غیرمتعهد تاریخی سوئد و فنلاند رسماً درخواست پیوستن به ائتلاف امنیتی را داده اند، بسیار مهم است. اما پیوستن به ناتو مستلزم اجماع تمام ۳۰ کشور عضو آن است و خواسته های مانع تراشی ترکیه به این معنی است که گسترش ائتلاف در پاسخ به تجاوزات ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در حوزه نمادگرایی باقی می ماند.

در این اجلاس، ناتو از سند راهنمای جدیدی رونمایی خواهد کرد که جهان بینی اتحاد را از آخرین باری که در سال ۲۰۱۰ منتشر کرد، به روز می کند. کارشناسان می گویند که چین برای اولین بار در این سند ذکر خواهد شد که هشداری نمادین به رقیب ائتلاف در آسیا است.

گروه ۷ تحریم‌های جدیدی را علیه روسیه اعلام کرد. از جمله روی طلا اما تحریم‌های اقتصادی اعمال‌شده بر روسیه به شدت بر اقتصاد جهان تأثیر گذاشته و شکاف‌هایی را در اتحاد غرب ایجاد کرده است.

شاید مهم‌ترین تحولی که همزمان با سفر بایدن اتفاق افتاد، استقبال اتحادیه اروپا از نامزدی اوکراین برای عضویت در این کشور باشد. این هم نمادین است. ممکن است چندین دهه طول بکشد تا اوکراین شرایط اتحادیه اروپا را برآورده کند.

البته نمادگرایی قدرت خودش را دارد. برای بایدن، وظیفه در اروپا این است که اتحاد نمادین کشورهای ناتو را در دست بگیرد و حول اهداف ناتو در جنگ – و مقابله با دیگر چالش‌های جهانی، متحد شود.

همه مشکلاتی که باید در ناتو و G7 حل شود

بایدن در مقاله ای اخیر برای نیویورک تایمز آنچه را که ایالات متحده در اوکراین «نخواهد کرد» بیان کرد: به دنبال تغییر رژیم در روسیه یا اجتناب نخواهد بود. دخالت مستقیم ناتو در جنگ. او ناخواسته یک سوال ماندگار را مطرح کرد: اهداف استراتژیک ناتو و ایالات متحده در اوکراین چیست؟

داگلاس لوت که از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ به عنوان سفیر رئیس جمهور باراک اوباما در ناتو خدمت کرده است، توضیح داد: ایالات متحده در مورد اهداف استراتژیک خود کاملاً واضح نیست زیرا بسیاری از این موارد به خواسته اوکراین بستگی دارد. فرمول،» او به من گفت. ما در تلاشیم تا حمایت خود را از اهداف اوکراینی تنظیم کنیم و این موضوع را در اینجا پیچیده می‌کند.»

اما از آنجایی که ایالات متحده همچنان به ارسال تسلیحات بیشتر در کنار مقدار خیره کننده کمک نظامی به اوکراین ادامه می دهد، تشخیص اهداف استراتژیک جنگ همچنان دشوار است.

بخش اعظم این اجلاس درباره همسویی ۳۰ کشور عضو این اتحاد خواهد بود. مشکل این است که هر کشوری با شکاف‌های داخلی خود مواجه است. در فرانسه، رئیس جمهور امانوئل مکرون اکثریت پارلمانی خود را از دست داده است و در بریتانیا، نخست وزیر بوریس جانسون کم محبوب ترین عضو کابینه خود است. آلمان در حال تعیین سیاست های جدید انرژی و دفاعی است، خرید نفت روسیه را متوقف می کند اما همچنان گاز روسیه را می خرد، زیرا بودجه نظامی خود را افزایش می دهد. و در ایالات متحده، بایدن به دنبال یک بمباران میان‌مدت با قیمت‌های بالای گاز و تورم ظالمانه است، زیرا تصمیم‌های دادگاه عالی و خشونت‌های مداوم با اسلحه کشور را قطبی می‌کند.

اگرچه در سال جاری ایالات متحده ناتو را تقویت کرده و پیوند خود را با اروپا عمیق تر کرده است، کارشناسان می گویند تفکر سیاستی همچنان در گذشته پس از جنگ سرد گیر کرده است. ماکس برگمان از مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی می‌گوید: «ما در دهه ۱۹۹۰ بسیار روی اروپا متمرکز بودیم و سپس ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد و ما آن را کاملاً فراموش کردیم. در آن زمان، ایالات متحده از این واقعیت که اتحادیه اروپا در حال ظهور فقط یک اتحادیه سیاسی نبود، بلکه دارای عناصر اقتصادی و دفاعی بود که می توانست قدرت ایالات متحده را متضاد کند، “ترس” شده بود. واشنگتن امروز هیچ درک واقعی از اروپا ندارد، مرکزیت اتحادیه اروپا را درک نمی کند، و سعی می‌کند طوری عمل کند که انگار وجود ندارد.» او به من گفت.

ایالات متحده و اروپا همچنین تلاش می‌کنند تا قیمت‌های فزاینده انرژی را که تا حدودی ناشی از جنگ است هدایت کنند، و در حالی که بایدن تلاش می‌کند قیمت گاز را به هر وسیله‌ای که لازم است کاهش دهد، اروپا به‌طور نابرابر به معنای قطع نفت روسیه است. مگ لوندساگر، مدیر اجرایی سابق ایالات متحده در صندوق بین‌المللی پول، می‌گوید: «آب‌وهوا برای آلمانی‌ها و گروه ۷ مهم است. من نمی‌بینم که تغییرات سیاستی در ایالات متحده مورد نیاز است، یا بودجه‌ای که برای انرژی پاکی که باید در اینجا انجام دهیم تا تأثیر زیادی داشته باشد، صرف شود.»

جوانا روزپدوفسکی، محقق مرکز سیاست بین‌الملل، می‌گوید که کشورهای G7 باید فراتر از اوکراین بروند. «افغانستان یک مسئله جاری است. اتیوپی، هائیتی، سریلانکا اما درگیری اوکراین – من نگرانم که همه این بحران ها را تحت الشعاع قرار دهد، صرفاً به دلیل بی واسطه بودن و نزدیکی آن درگیری به اروپا.

چگونه ناتو را در مورد روسیه و چین متحد کنیم؟

در این اجلاس، ناتوی احیا شده تلاش خواهد کرد تا با لحظه‌های سخت روبرو شود و در عین حال همه چیز را تا حد امکان مدیریت کند. مایکل کیماژ، مورخ با تمرکز بر جنگ سرد در دانشگاه کاتولیک آمریکا می‌گوید: «هدف ناتو این است که روایتی از وحدت داشته باشد – حداکثر حمایت از اوکراین – و نمایش فقط یکی از تصاویر رهبری باشد. . اما این البته با دستیابی واقعی به نوعی اجماع استراتژیک متفاوت است.»

شاید بتوان گفت ناتو خود را در تناقض می بیند. این از نظر ساختاری یک اتحاد نظامی دفاعی است که با این وجود درگیر جنگی شده است که از نظر فنی بخشی از آن نیست. همیشه این منطقه خاکستری لفاظی یا ابهام عجیبی وجود دارد که این ادعاها را درباره حضور در اوکراین مطرح می کند. اما این واقعاً کشورهای عضو ناتو هستند که کارها را انجام می دهند و نه ناتو به عنوان چنین کاری.

فوری ترین دستور کار ناتو ممکن است بحث برانگیزترین موضوع از نظر سیاسی باشد: هر کشوری با راهی برای خروج از این جنگ موافقت می کند.

تام پیکرینگ، دیپلمات حرفه ای که از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ به عنوان سفیر ایالات متحده در روسیه خدمت کرد، می گوید که مشغولیت ایالات متحده به شیطان سازی دشمنان، تمام خطوط ارتباطی با روسیه را بسته است. او به من گفت: “من فکر می کنم که این یک مانع خودساخته است.” در طول جنگ سرد، ما یاد گرفتیم که مکالمات طولانی مدت، در یک دوره زمانی، نتایج مفیدی را به همراه داشت.

پیکرینگ می گوید، ایالات متحده بیش از حد بر روی مفهوم حل مسائل دیپلماتیک از طریق نظامی متمرکز شده است، “زمانی که در واقع، تلاش های نظامی نتایجی را به بار آورده است که به اندازه طولانی شدن درگیری به راه حل منجر نشده است.”

هنگامی که مکرون و اولاف شولز، صدراعظم آلمان ماه گذشته با پوتین تلفنی صحبت کردند، آنها برای ازسرگیری مذاکرات با اوکراین فشار آوردند. وزیر خارجه اوکراین از مکرون انتقاد کرد.

اوکراین و روسیه گفتگو نمی کنند، اما دیوید آراخامیا، رهبر اکثریت پارلمان اوکراین و مذاکره کننده ارشد این کشور با روسیه، کانالی را با همتای روس خود باز نگه می دارد. او گفت که مهم است که “برخی از روابط را به طور کامل از بین نبریم، زیرا در نهایت مذاکراتی انجام خواهد شد و ما باید چیزی را درست کنیم.”

آراخامیا در یکی از رویدادهای اخیر صندوق مارشال آلمان گفت، اما بسیاری از مردم اوکراین پس از وحشیگری روسیه در بوچا و ماریوپل پذیرای گفتگو نیستند. او همچنین پذیرفت که موضع مذاکرات اوکراین ضعیف است.

خاموش کردن سریع ممکن است دیگر امکان پذیر نباشد، اگر تا کنون بوده است. ایده یافتن رمپ‌هایی برای پوتین برای کاهش تنش و در عین حال حفظ چهره ممکن است خود به الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ و حمله به دونباس برمی‌گردد – زمانی که پوتین از خروج از رمپ خودداری کرد.

اکنون، به نظر می رسد که دولت بایدن مفهوم خارج از رمپ را کنار گذاشته و در عوض به خواسته های اوکراینی موکول شده است. بنابراین این با استعاره خارج از رمپ متفاوت است. این پیام حمایت بی قید و شرط است.» کیماژ گفت. “نه تنها هیچ رمپ خارج از سطحی وجود ندارد، به نظر نمی رسد اشتهای زیادی برای کاهش تنش هایی که در حال وقوع است وجود داشته باشد، و برخی از این تشدیدها بسیار بسیار نزدیک به حوزه ناتو اتفاق می افتد.”

اگرچه روسیه جنگ لحظه‌ای است، ناظران نظاره‌گر خواهند بود که ناتو چگونه چین را در مفهوم استراتژیک جدید خود مورد خطاب قرار می‌دهد – سندی که “هدف زندگی” آن است، همانطور که رز گوتمولر، معاون دبیرکل سابق این اتحاد گفت.

از آنجایی که به نظر می رسد ایالات متحده به طور فزاینده ای روی بازدارندگی قدرت نظامی چین در منطقه هند و اقیانوس آرام متمرکز شده است، کشورهای اروپایی باید دوباره بر نحوه دفاع از اروپا تمرکز کنند. لوت به من گفت: “ائتلاف مراقب خواهد بود که در رقابت با چین زیاده روی نکند و فکر می کنم مراقب باشد که این رقابت را بیش از حد نظامی نکند.” این امر مستلزم تهیه پیش نویس دقیق توسط ناتو است، زیرا، البته، این یک اتحاد نظامی است. ایمن سازی زیرساخت های حیاتی، تجارت و سرمایه گذاری در اروپا از نفوذ چین احتمالاً اولویت رویکرد ناتو در قبال چین خواهد بود.

آخرین مفهوم استراتژیک ناتو مربوط به سال ۲۰۱۰ بود و لحظه ای متفاوت را توصیف کرد. در این بیانیه آمده است: «امروز، منطقه یورو آتلانتیک در صلح است و خطر حمله متعارف علیه خاک ناتو کم است.

دیدگاهتان را بنویسید