آهنگ شریک نتفلیکس می توانست یک بررسی قدرتمند از نژادپرستی در محل کار باشد


از برخی جهات، مسیر شریک، یک برنامه نتفلیکس بر اساس رمان سال ۲۰۱۳ هلن وان، سعی دارد نکته جالبی را بیان کند. سریالی با محوریت اینگرید یون (آردن چو)، یکی از همکاران ارشد که تلاش می‌کند در یک شرکت حقوقی شرکتی در شهر نیویورک شریک شود، این سریال توضیحات مهمی در مورد تبعیض جنسی و نژادپرستی ارائه می‌دهد که زنان و رنگین‌پوستان در لباس‌های فوق‌سفید با آن مواجه می‌شوند. فضاهای فوق العاده مردانه

این تمرکز توسط برخی به دلیل مرتبط بودن آن مورد تحسین قرار گرفته است. لحظاتی وجود دارد که همکاران اینگرید اعتبار کار او را می‌پذیرند، زمانی که تکالیف بهتری به آنها داده می‌شود، صرفاً به این دلیل که روابط اجتماعی بیشتری با رئیس خود دارند، و زمانی که برای عملکرد متوسطی که او وقت می‌گذارد، بالا می‌روند. علاوه بر تجاوزات خرد که نمایش به تصویر می کشد، اعمال تبعیض آشکاری نیز وجود دارد که در کانون توجه قرار می گیرد، از جمله روتین ایستادگی نژادپرستانه که یکی از همکاران در خلوتگاه شرکتی انجام می دهد، تلاش برای بیرون راندن یک کارمند سیاه پوست که از آن شکایت می کند، و تصمیم. رد شدن از اینگرید برای یکی از جایگاه های شریک به نفع یکی از همتایان مرد با شرایط کمترش.

هنوز به ندرت پیش می آید که یک برنامه تلویزیونی چشم انداز یک زن آسیایی آمریکایی را در کانون توجه قرار دهد، و حتی بیشتر از آن برای بینندگانی که تعصباتی را که در محل کار وجود دارد را از دید او تجربه کنند. اگر نمایش متعهد به بررسی نابرابری‌های اداری به شیوه‌ای متفکرانه‌تر بود، می‌توانست بسیار قدرتمند باشد. در عوض، رویکردی نیمه کاره به این مسائل دارد و تاکید بیشتری بر بی‌شمار درام دیگر دارد.

در دل آن، مسیر شریک نگاه سختگیرانه ای به سیاست های نژادی و تجاوزات خرد در دفتر نیست. این بیشتر یک سریال صابون براق درباره بوسیدن در کت و شلوارهای تجاری است.

با این حال، دقیقاً مانند رمان همنام خود، سعی دارد چیزی در مورد سیستم‌هایی بگوید که مانع پیشرفت زنان و رنگین پوستان در محل کار می‌شوند و اینکه چگونه حتی کسانی که توسط این ساختارها به حاشیه رانده شده‌اند، اغلب مشتاق تقویت آنها هستند. مسیر شریک نمی تواند به طور مؤثر این کار را انجام دهد زیرا به اندازه کافی روی آن تمرکز سرمایه گذاری نمی کند و همه چیز را تحت تأثیر قرار می دهد.

مسیر شریک در مورد نابرابری در محل کار چیزی برای گفتن دارد

مسیر شریکقانع‌کننده‌ترین خط‌های داستانی در محل کار اتفاق می‌افتند و دو تضاد اصلی را شامل می‌شوند.

اولی یک روتین استندآپ نژادپرستانه است که توسط دن فالون (نولان جرارد فانک)، یکی از شرکای مرد سفیدپوست در شرکت حقوقی، در خلال خلوت شرکتی اجرا می شود. فالون، یک وکیل متکبر و متکبر که عموماً حال و هوای کثیفی دارد، مجموعه‌ای را انجام می‌دهد که ایده شکنندگی سفید را به سخره می‌گیرد.

«یادتان هست زمانی که همه ما به افشاگری‌ها «باز کردن کیمونو» می‌گفتیم؟» فالون می گوید. “اگر کسی به شما بگوید که اکنون هم نژادپرستی است و هم جنسیت‌گرا، یا آنچه من قبلاً می‌گفتم، دوبرابر چاشنی است، و شما چیزی شبیه به “اما دوست دختر دانشگاهی من ژاپنی بود”، این یک نکته مهم دیگر است. به عنوان مثال، برای افراد پشتی بلندتر: شکنندگی سفید.”

در حالی که چندین نفر از حضار، از جمله اینگرید و دوستش تایلر (بردلی گیبسون)، که سیاه پوست است، در حین اجرا وحشت زده شده اند، به نظر می رسد که اکثر وکلا نظرات فالون را ترسناک اما سرگرم کننده می دانند. در پایان با خنده و تشویق از صحنه خارج می شود.

تایلر رویداد را ترک می کند، در حالی که اینگرید با رئیس خود، مارتی (متیو راخ) روبرو می شود که متعهد می شود یک بررسی داخلی انجام دهد. اگرچه منابع انسانی به این نتیجه می‌رسد که دن باید مشروط شود، مدیریت در نهایت تصمیم می‌گیرد که سیلی به مچ دستش بخورد زیرا مشتریانش برای شرکت بسیار ارزشمند هستند.

این نتیجه برای تایلر نقطه شکست است، اما نه اینگرید. مارتی در تلاشی برای آزمایش تعهد او به شرکت، اینگرید را می فرستد تا اگر دوستش در مورد نگرانی هایش ساکت بماند، یک بسته ۵۰۰۰۰۰ دلاری جدایی ارائه دهد. این وظیفه ای است که او علیرغم اینکه چقدر اشتباه است و چقدر خیانت به دوستی آنهاست، انجام می دهد. تصمیم او برای انجام این کار ویرانگر است. تصویر واضحی از اینکه چگونه کسی می‌تواند در همان سیستم‌هایی که آنها را سرکوب می‌کنند شریک شود، اگر باور داشته باشند که این ساختارهای قدرت به آنها پاداش می‌دهند. اینگرید در دفاع از خود، این تصمیم را به عنوان «انتخاب‌های سختی که شرکا باید انجام دهند» تعریف می‌کند.

از خود گذشتگی اینگرید برای شریک کردن، خط اصلی و تضاد دیگری در نمایش است. اینگرید علاوه بر انداختن دوستش به زیر اتوبوس، موافقت می‌کند که در مراسم جشن تنوع شرکت، رویدادی که در آن به‌عنوان وسیله‌ای برای بهبود تصویر شرکت استفاده می‌شود، شرکت کند. او مجبور به خواندن یک سخنرانی از پیش نوشته شده در مورد “وکیل زن آسیایی آمریکایی مغرور” است که مایل است کاستی های اخیر شرکت را کم اهمیت جلوه دهد.

به طور جداگانه، مسئولیت اصلی کاری او یک معامله بزرگ کسب انرژی است، که او به طور خستگی ناپذیر برای تکمیل آن تلاش می کند، علیرغم اینکه می داند می تواند عواقب مخرب زیست محیطی داشته باشد.

اینگرید و همکارانش پس از اجرای نقطه اجرا و تضمین این که قرارداد ۲.۵ میلیارد دلاری بدون مشکل انجام می شود، به طور گسترده انتظار دارند که او به عنوان یکی از سه شریک جدید در بخش خود در آن سال معرفی شود. در لحظه‌ای که شبیه یک فیلم ترسناک اسلوموشن به نظر می‌رسد، زمانی که اعلامیه به نفع جف مورفی (دومینیک شروود)، همکار جوان‌تر در همان پروژه، اعلام شد، از او گذشت. هیچ منطق واقعی برای این تصمیم وجود ندارد زیرا به مورفی مکرراً نشان داده می‌شود که در حال کوتاه کردن کارش است و اینگرید را برای انجام سخت‌ترین کارها رها می‌کند – نه اینکه با یکی از مشتریان شرکت هم خوابیده باشد. (پیچ و تاب بعداً بینشی در مورد افراد ناچیز ارائه می دهد، اما برای توجیه تصمیم کافی نیست.)

همانطور که وان گفته است، وقایعی که او در رمان توصیف می کند، که بسیاری از آنها در برنامه تلویزیونی نیز گنجانده شده اند، شامل برخی از تجربیات واقعی زندگی می شوند و هدف آنها افزایش آگاهی در مورد مشکلات سیستمیک در شرکت های حقوقی کفش سفید است.

من هیچ داستانی درباره داستان‌های باورپذیر و معاصر ندیدم که در مورد – مخصوصاً متخصصان آسیایی آمریکایی و نه متخصصان آسیایی – که سعی داشتند از نردبان شرکت بالا بروند. وان در مصاحبه ای در سال ۲۰۱۳ گفت: من هیچ تصویر واقعی از آن نمی دیدم.

محیط و عدم تنوع در مسیر شریک تا حد زیادی بازتابی از مسائل واقعی است که بسیاری از شرکت های حقوقی دارند. طبق یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۰ توسط انجمن ملی استقرار قانون، که همچنین نشان داد که وکلای آسیایی آمریکایی ۱۲ درصد از وکلا در سطح کاردانی را تشکیل می دهند، تنها ۱۰ درصد از شرکای شرکت های حقوقی رنگین پوست هستند، در حالی که وکلای سیاه پوست را تشکیل می دهند. ۵ درصد و وکلای لاتین تبار ۶ درصد را تشکیل می دهند که دو گروه اخیر به ویژه کمتر حضور دارند. طبق گفته انجمن وکلای آمریکا، احتمال استخدام وکلای سفیدپوست به عنوان شریک در مقایسه با سایر گروه های نژادی تقریباً دو برابر است. فرهنگ کار در شرکت‌های حقوقی به دلیل خصومت آن با زنان و رنگین پوستان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است، زیرا می‌توان آن‌ها را در پروژه‌ها نشان داد یا به آنها وظایف کمتر برجسته‌ای داد.

شکست اینگرید در ترفیع به شریک، به طور خاص به موانع پیشرفتی که مردم آسیایی آمریکایی در نیروی کار با آن مواجه شده اند، اشاره می کند، پدیده ای که «سقف بامبو» نامیده می شود. بر اساس مقاله هاروارد بیزینس ریویو توسط باک گی و دنیس پک، مدیران تجاری، آسیایی-آمریکایی ها کمترین گروهی هستند که به سمت مدیریت ارتقا می یابند. “آنها بیش از ۱۰ درصد از فارغ التحصیلان ۳۰ دانشکده حقوق برتر هستند – با این حال “بالاترین نرخ فرسایش و پایین ترین نسبت شرکا به همکاران را در بین همه دارند. [racial] آنها می نویسند. به طور کلی، آمریکایی‌های آسیایی آمریکایی بر اساس داده‌های بنیاد Ascend، ۱۳ درصد از نیروی کار حرفه‌ای و تنها ۶ درصد از مدیران را تشکیل می‌دهند.

این اختلاف بین مشارکت نیروی کار و نمایندگی در مدیریت به این واقعیت نسبت داده می‌شود که آمریکایی‌های آسیایی به‌عنوان کارگران خوبی تلقی می‌شوند، اما به دلیل کلیشه‌های دیرینه، «مواد رهبری» نیستند.

اینگرید پس از اعلام شریک می‌گوید: «من خودم را برای آن معامله کشتم – اگر من نبودم، چندین بار از هم می‌پاشید.

مارتی پاسخ می‌دهد: «برای شریک کردن، چیزهای بیشتری از انجام دادن کارتان وجود دارد». این بیانیه ای است که تعهد بیش از حد او به کار و همچنین وظایف آشکارا غیر ضروری را که بر عهده گرفته است نادیده می گیرد.

اینگرید متوجه می شود: «تو هرگز قرار نبود آن را به من بدهی».

مسیر شریکنقطه نظر او با بقیه درام رقیق می شود

علیرغم برخی از موضوعات معنادار که به آن می پردازد، بقیه نمایش تاثیر آن را کمرنگ می کند.

به ویژه، داستان های فرعی عاشقانه بسیار زمان بر هستند و چندان منطقی نیستند. اینگرید مجبور می شود بین نیک (راب هیپس)، میلیاردر فیلسوفی که با عجله او را به خواستگاری سوق می دهد، و مورفی، همکارش که بارها نتوانسته وزن خود را بالا ببرد، یکی را انتخاب کند. .

نیک در نهایت کسل کننده است و به وضوح به عنوان بازنده ظاهر می شود، در حالی که مورفی هم همکار بدی است و هم نامهربان (در اولین برخورد آنها، او وانمود می کند که فراموش کرده است که اینگرید کیست، بعد از اینکه قبلاً در یک عروسی با هم در ارتباط بودند). بعلاوه، کل مجموعه صحنه دیگری است که در آن نقش اول زن آسیایی-آمریکایی عمدتاً دارای علایق عاشقانه مردان سفیدپوست است، که این موضوع را تقویت می کند که در نمایش های دیگری مانند مشهود بود. پروژه Mindy و تابستانی که زیبا شدم. (بعضی از طرفداران امیدوارند که زی شین مین (دزموند چیام)، یک نوع جنگجوی گرم بومگردی که بخشی از قرارداد انرژی بود، بتواند فصل آینده به یک علاقه بالقوه عشق تبدیل شود.)

به طور مشابه، درگیری با خواهر کوچکتر هنرمند اینگرید، لینا (لنا آن)، که می توانست بررسی جالبی از پویایی خواهر و برادر و انتظارات خانواده باشد، چنان پیچیده می شود که هر گونه سنگینی احساسی از داستان از بین می رود. در نهایت، به نظر می‌رسد که نمایش در حال بررسی جعبه‌هایی است که فکر می‌کند می‌تواند یک درام موفق را ایجاد کند، دقیقاً به همان روشی که اینگرید وظایف مورد نیاز برای شریک شدن را انجام می‌دهد، بدون اینکه واقعاً این نکات داستانی را توسعه دهد یا تأمل کند.

زوج مسیر شریکبررسی نابرابری‌های محل کار، که مسلماً قوی‌ترین مورد آن است، می‌توانست بیشتر تجلی یابد. این نمایش واقعاً با این که چگونه اینگرید تایلر را برای پیشبرد جاه‌طلبی‌های خود سرکوب می‌کند، دست و پنجه نرم نمی‌کند. و به یک خط داستانی امیدوارکننده نگاهی کوتاه به رابطه اینگرید با آوریل (کری وو)، وکیل آسیایی آمریکایی جوان‌تر که مشاور او است، می‌دهد.

علاوه بر این، مسیر شریک این وظیفه را ندارد که نقش شخصیت های خود را در یک سیستم خراب بررسی کند. این نمایش اینگرید و تایلر را به عنوان آسیب جانبی معرفی می کند، اما آنها فعالانه به تداوم آن کمک می کنند. هرکدام دارای قوس رستگاری خاص خود هستند، اما آنها همچنین بیشتر این مجموعه را با استفاده از تخصص حقوقی خود برای کمک به شرکت‌ها در شکست دادن مشاغل کوچک و محافظت از صنایع ریشه‌دار مانند نفت و گاز صرف می‌کنند. نگرانی های اخلاقی آنها در بهترین حالت تضمین شده است.

به عنوان نسخه صابونی تر از یک درام حقوقی، مسیر شریک چیز جدیدی برای گفتن دارد – اما اجرای آن از بیان واضح آن چیزی که هست کوتاهی می کند.

دیدگاهتان را بنویسید