اریک آدامز شهردار نیویورک یک گیاهخوار ناقص است. و این اشکالی ندارد.


وگان‌ها اغلب به‌عنوان متعصبان زاهدی کاریکاتور می‌شوند، آماده هستند تا نقاشی را روی اولین کسی که می‌بینند با کت خز می‌پوشند بریزند، یا با به اشتراک گذاشتن جزئیات گرافیکی در مورد چگونگی تبدیل حیوانات به گوشت، مهمانی شام بعدی را که شرکت می‌کنند، خراب کنند.

اما مانند بسیاری از جنبش‌های اجتماعی، یک اقلیت صدادار به نمایندگی از کل آمده‌اند، در حالی که داده‌ها داستان بسیار متفاوتی از گیاهخوار بودن و نبودن را بیان می‌کنند.

برای اکثر افرادی که آن را امتحان می کنند، وگانیسم کوتاه مدت است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۴ توسط گروه حامی حیوانات Faunalytics نشان داد که ۸۴ درصد از گیاه‌خواران و وگان‌هایی که از خود تعریف می‌کنند، در نهایت به خوردن گوشت باز می‌گردند. یک نظرسنجی از ۱۷۸۹ بریتانیایی گیاهخوار نشان داد که بیش از یک سوم آنها در هنگام مستی “خیانت” می کنند و تنها یک پنجم گفتند که به ندرت استانداردهای غذایی خود را کنار می گذارند. در واقع، تحقیقات Faunalytics نشان داد که یکی از دلایل اصلی ترک گیاهخواری و گیاهخواری در افراد به این دلیل است که حفظ یک “رژیم غذایی خالص” بسیار سخت است.

در مطالعه‌ای که اخیراً منتشر شده است، Faunalytics دریافت که حتی در میان افرادی که ماه‌ها پس از سفر خود به گیاه‌خواری یا گیاه‌خواری پایبند هستند، کمی بیش از نیمی از آنها هنوز مقدار کمی از محصولات حیوانی می‌خورند.

با دانستن اینکه یک گیاهخوار عادی که خود تعریف می کند گهگاهی گوشت می خورد و بیشتر گیاهخواران این کار را ترک می کنند، این خبر که اریک آدامز، شهردار نیویورک، گهگاه ماهی می خورد در حالی که می گوید رژیم غذایی سخت گیاهی می خورد، برای من تعجب آور نبود – و همچنین این خبر را نداشتم. واکنش شدید انگشت اشاره در رسانه ها و توییتر. (افشا: دستیار ارشد شهردار آدامز یکی از دوستان من است.)

گراب استریت ادعاهای مربوط به ماهی خواری او را “منفجره” خواند و Eater گزارش داد که آدامز به دلیل سفارش مکرر ماهی “تحت آتش” قرار گرفته است. هنگامی که یک خبرنگار پولیتیکو از سخنگوی آدامز در مورد ادعای ماهی در روز شنبه پرسید، این مقام آن را رد کرد. زمانی که خبرنگاران تحت فشار قرار گرفتند، چند روز بعد، آدامز پاسخ داد: «اجازه دهید واضح بگویم: تغییر به رژیم غذایی گیاهی زندگی من را نجات داد، و من آرزو دارم ۱۰۰ درصد مواقع گیاهی باشم. من می‌خواهم الگوی افرادی باشم که از یک رژیم غذایی گیاهی پیروی می‌کنند یا می‌خواهند از آن پیروی کنند، اما همانطور که گفتم، کاملاً ناقص هستم و گهگاه ماهی خورده‌ام.»

سخنگوی آدامز در وهله اول نباید دروغ می گفت، به خصوص زمانی که برخی گمان می کنند شهردار حقیقت را در مورد موضوعات دیگر بیان کرده است. اما انکار اولیه تعجب آور نبود: وقتی وگان های با سابقه قوانین را نادیده می گیرند، واکنش عمومی می تواند زشت شود.

منتقدان اغلب به سرعت در مورد وگانیسم به عنوان یک ایدئولوژی و سبک زندگی سختگیرانه قضاوت می کنند که بیش از حد طرفدارانش را می طلبد، اما وقتی طرفداران آن نتوانند این خواسته ها را برآورده کنند، آن منتقدان به سرعت آنها را به عنوان ریاکار معرفی می کنند. اگر انسان ناقصی باشید که نگران سهم عظیم دامپروری در بسیاری از مشکلات – از تغییرات آب و هوا گرفته تا ظلم به حیوانات و بحران های بهداشت عمومی – هستید، نمی توانید برنده شوید و بخواهید رژیم غذایی خود را بر این اساس تنظیم کنید. شاید نه به طور کامل

وسوسه انگیز است که غوغا در مورد انتخاب های غذایی آدامز را به اوباش توئیتر بدبین و رسانه های سیاسی که برای به دست آوردن امتیازات آسان علیه سیاستمداری نامحبوب در میان اکثریت چپ مرکز حزب دمکرات (حتی اگر این عدم محبوبیت لزوماً مشترک نباشد) وسوسه انگیز است. با رای دهندگان نیویورک به عنوان یک کل). اما فکر می‌کنم چیز بزرگ‌تری می‌توان از آن آموخت: ناتوانی آشکار ما در گفتگوی ظریف درباره انتخاب‌های غذایی و سیاست غذایی.

موردی برای سست کردن قوانین وگانیسم

می توانید بگویید که آدامز اگر غذا می خورد نباید خود را گیاهخوار یا کاملاً گیاهی بخواند. هر مقدار محصولات حیوانی، اما طبیعی کردن یک گیاهخوار ناقص ارزش دارد – که دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از وگان ها هستند.

اورشلیم دمساس واکس آن را به خوبی در یک توییت: «این بد است که ۹۰ درصد وگان یا گیاهخوار بودن به این معنی است که دیگر در باشگاه نیستید. اگر ۵۰ درصد از مردم نیمی از زمان وگان باشند، بسیار ارزشمندتر از این است که فقط ۲ درصد از جمعیت در ۱۰۰ درصد مواقع وگان باشند.

فرقه ناب تر جنبش وگان با این ایده مخالف است و مصرف گاه به گاه ماهی آدامز را تایید نمی کند و استدلال می کند که هر گونه حمایت از سیستم مزارع کارخانه های بی رحمانه و آلوده آمریکا ناعادلانه است. اما اکثر کسانی که از گیاه‌خواری برای مدت طولانی حمایت می‌کنند، پس از فهمیدن اینکه چقدر دشوار است تأثیرگذاری بر رژیم غذایی یک فرد، شروع به کاهش انتظارات خود از مردم و مؤسسات می‌کنند، چه رسد به سیاست‌های شرکتی و عمومی که نحوه غذا خوردن افراد را شکل می‌دهند.

از بین بردن قوانین گیاهخواری، شاید با بالا بردن اصطلاح مبهم «گیاهی»، که آدامز بیشتر از «وگان» برای توصیف خود از آن استفاده می‌کند، راهی برای استقبال از افراد بیشتری به باشگاه است – امیدوارم افراد بیشتری را برای خوردن الهام بخشد. حتی اگر ۱۰۰ درصد مواقع غذای گیاهی بیشتر نباشد. تصور کنید اگر برای پیوستن، اعضا هرگز نتوانند با هواپیما سفر کنند یا لباس جدید بخرند (یا یک همبرگر بخورند)، تصور کنید که جنبش آب و هوا چقدر کوچکتر خواهد بود.

از اوایل دهه ۱۹۹۰ تا اوایل دهه ۲۰۰۰، جنبش وگان ایالات متحده در درجه اول روی یک رویکرد ۱۰۰ درصدی همه یا هیچ برای خوردن تمرکز کنید. این رویکرد توجه بیشتری را به این علت جلب کرد، اما تأثیر چندانی بر سیاست‌های غذایی گسترده‌تر نداشت: مصرف گوشت همچنان در حال افزایش بود در حالی که سهم گیاه‌خواران و وگان‌ها تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماند.

اگرچه آمریکایی‌ها به نظرسنجی‌ها می‌گویند که نمی‌خواهند حیوانات برای غذا مورد آزار قرار گیرند، اما برای اکثر مردم خیلی سخت است که در دنیایی که برای وگانیسم ساخته نشده است، وگان بمانند. و بیشتر مردم تمایلی به پرداخت حق بیمه برای لغزنده کوچک محصولات حیوانی تولید شده در شرایط رفاهی بالاتر ندارند – یعنی اگر حتی بتوان به چنین ادعاهای رفاه حیوانات اعتماد کرد.

بنابراین، در دهه گذشته، بسیاری از جنبش های وگان از کمپین های کمتر گوشتی مانند دوشنبه بدون گوشت، گیاهخواری قبل از ساعت ۶ بعدازظهر، کاهش مصرف، و گیاهخواری در روزهای هفته استقبال کردند. یک گروه صرفاً طرفدار این هستند که مردم از خوردن مرغ خودداری کنند، زیرا در مقایسه با گاو و خوک به طور نامتناسبی رنج می برند. و ۹۵ درصد از حیوانات خشکی را تشکیل می دهند که برای غذا پرورش می یابند. به عبارت دیگر، رژیم غذایی بدون مرغ تقریباً همان تأثیر رژیم گیاهخواری را بر رفاه حیوانات دارد.

این واقعیت باید کاربرد برچسب‌هایی مانند «گیاه‌خواری» و «وگان» را زیر سؤال ببرد، زیرا آنها نمی‌توانند تأثیر انتخاب‌های غذایی در دنیای واقعی را به‌طور کامل نشان دهند. در عوض، تفکر بیشتر در مورد رفاه حیوانات، اثرات زیست محیطی و سلامت محصولات مختلف حیوانی، و مقدار مصرف آنها مفیدتر است – اگرچه این رویکرد به خوبی در یک برچسب ساده قرار نمی گیرد.

از آنجایی که جوجه ها بسیار کوچکتر از خوک و گاو هستند، جوجه های بیشتری به خاطر غذایی که می خوریم رنج می برند.
آماندا نورتروپ/وکس

اینکه آیا این تغییر به سمت پیام‌های کم‌گوشت ظریف‌تر تأثیر قابل‌توجهی داشته است نیز جای بحث دارد – آمریکایی‌ها همچنان به خوردن مقادیر بی‌سابقه گوشت ادامه می‌دهند، اگرچه آنها همچنین مقادیر بی‌سابقه‌ای از جایگزین‌های گیاهی (و توفو) می‌خورند.

اما پیام‌های «گوشت کمتر، گیاهان بیشتر» مطمئناً به آمریکایی‌ها کمک می‌کند که مکالمه را دلپذیرتر کنند، تنها حدود ۵ درصد از آنها گیاهخوار هستند اما حدود یک چهارم آنها می‌گویند که گوشت را کاهش می‌دهند.

گذشته از پیام‌رسانی، تغییراتی وجود ندارد که بتوان به راحتی در خواربارفروشی‌ها، رستوران‌ها و سایر مکان‌هایی که مردم غذا می‌خورند، ایجاد کرد که بر مصرف بیشتر غذاهای گیاهی تأثیر بگذارد یا خود را گیاه‌خوار یا گیاه‌خوار تصور نکنند. این تغییرات شامل یادداشت‌هایی در منوی رستوران‌ها می‌شود که اثرات زیست‌محیطی گوشت را توضیح می‌دهد، فروش جایگزین‌های گوشت و لبنی در کنار محصولات حیوانی در فروشگاه‌های مواد غذایی، قرار دادن غذاهای گیاهی در کنار غذاهای گوشتی در منوها، و مقرون‌به‌صرفه‌تر کردن غذاهای گیاهی.

اما برای اینکه واقعاً هدف کاهش مصرف گوشت – کاری که بشریت باید انجام دهد اگر می‌خواهیم به اهداف توافق آب‌وهوای پاریس نزدیک شویم – باید بیشتر از انتخاب‌های غذایی آنها بر برنامه‌های سیاستمداران تمرکز کنیم. این به معنای اجرای سیاست هایی برای اصلاح است منوهای گوشتی با غذاهای گیاهی بیشتر، چیزی که آدامز مشتاق انجام آن است.

چگونه آدامز در تلاش است تا نحوه غذا خوردن نیویورکی ها را تغییر دهد

هم ترقی خواهان و هم حامیان رفاه حیوانات با برخی از سیاست های پیشنهادی آدامز، مانند بازگرداندن سلول انفرادی به جزیره رایکرز، بازگرداندن اصلاحات وثیقه نقدی، و نصب ماشین هایی که موش های شهر را در محلول الکل و سرکه غرق می کنند، مشکل جدی دارند. (به ویژه، آدامز بیشتر در مورد وگان شدن برای سلامتی و محیط زیست خود صحبت کرده است تا برای رفاه حیوانات.)

در عین حال، یافتن سیاستمدار دیگری که بخواهد عادت گوشت ناپایدار آمریکا را که سیاستمداران دیگر، از جمله بسیاری از دموکرات‌هایش، به تداوم آن کمک می‌کنند، به چالش بکشد، دشوار است.

به عنوان رئیس بخش بروکلین، آدامز از دوشنبه بدون گوشت در ۱۵ مدرسه دولتی بروکلین دفاع کرد (که اجرا شد)، و با شهردار آن زمان د بلازیو برای رساندن آن به تمام ۱۷۰۰ مدرسه دولتی شهر نیویورک همکاری کرد.

کارگران کافه تریا در طی بازدید شهردار وقت نیویورک، بیل دی بلازیو و رئیس مدارس ریچارد کارانزا در PS130، یک مدرسه دولتی بروکلین، برای اطلاعیه ای درباره دوشنبه های بدون گوشت، ناهار بدون گوشت آماده می کنند.
اسپنسر پلات/گتی ایماژ

او همچنین از دوشنبه های بدون گوشت در ۱۱ بیمارستان دولتی، یک برنامه تغذیه گیاهی در بیمارستان Bellevue (که همچنین اجرا شد و اکنون در سطح شهر در حال گسترش است) حمایت کرد و ۱ میلیون دلار را به کشاورزی شهری اختصاص داد. در حال حاضر به عنوان شهردار، او به تدریج از “جمعه های گیاهخوار” برای برنامه ناهار مدرسه شهر استفاده می کند.

البته جمعه های وگان نیز مورد انتقاد قرار گرفت. برخی اشاره کردند که وعده های غذایی کاملا وگان نبودند، یا نبودند به اندازه کافی سالم. اجرای تغییرات در سطح شهر در نحوه غذا خوردن شهروندان می تواند به همان اندازه تغییر در سطح فردی سخت باشد، اما امیدوارم بیشتر ما آن را امتحان کنیم – حتی اگر آن را ناقص انجام دهیم.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید