بر اساس داده های جدید، فرسودگی شغلی در حال بدتر شدن است


فرسودگی شغلی در اوایل همه‌گیری همه‌جا وجود داشت، اما قرار بود با فروکش کردن دردناک‌ترین اثرات همه‌گیری، بهتر شود. وقتی مردم مراقبت منظم از کودک دارند، می توانند دوستان را ببینند و بیرون غذا بخورند، وقتی افراد کمتری می میرند، کار بد به نظر می رسد و فرسودگی شغلی کاهش می یابد. این اتفاق نیفتاده است. در واقع، گزارش‌های فرسودگی شغلی بدتر می‌شوند.

دلیلش این است که کار بهتر نشده است. حجم کار هنوز خیلی زیاد است و کارفرمایان نمی‌دانند کارمندانشان با چه چیزی سر و کار دارند. علاوه بر این، در حالی که مرحله اضطراری همه‌گیری ممکن است به پایان رسیده باشد، کووید-۱۹ همچنان یک نگرانی و یک نیروی مخرب در جهان است. و اکنون برخی از مرهم‌هایی که مردم برای مقابله با فرسودگی شغلی استفاده می‌کردند – کار از خانه یا ترک شغل – برای برخی از دسترس خارج می‌شوند و به طور بالقوه فرسودگی شغلی را بدتر می‌کنند.

طبق آخرین نظرسنجی سه ماهه Slack’s Future Forum، حدود ۴۳ درصد از کارکنان اداری ایالات متحده “در محل کار احساس خستگی می کنند”. این رقم در سال گذشته نزدیک به اوج خود است، اگرچه Slack تنها از ماه می ۲۰۲۱ این داده ها را ردیابی کرده است. داده های جدید از Glassdoor، که در آن کارکنان به طور ناشناس شرکت هایی را که برای آنها کار می کنند بررسی می کنند، نشان می دهد که اشاره به فرسودگی شغلی در سال جاری بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است. در مقایسه با سال ۲۰۱۹. و یک نظرسنجی توسط اتاق فکر کسب و کار کنفرانس هیئت مدیره منابع انسانی در اوایل سال جاری نشان داد که ۷۷ درصد از شرکت‌ها شاهد افزایش تعداد کارمندانی بوده‌اند که به‌عنوان فرسودگی شناسایی شده‌اند که ۳۵ درصد نسبت به سپتامبر ۲۰۲۰ افزایش یافته است.

سندرم فرسودگی شغلی برای اولین بار در دهه ۱۹۷۰ برای اشاره به کارگرانی که از شغل خود احساس خستگی می کنند ابداع شد و از آن زمان به بخشی از زبان عامیانه آمریکایی تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۹ بود که سازمان بهداشت جهانی آن را به‌عنوان یک پدیده شغلی به رسمیت شناخت که ناشی از «استرس مزمن محل کار است که با موفقیت مدیریت نشده است». در این میان، همانطور که جیل لپور از نیویورکر در سال گذشته استدلال کرد، این مفهوم به قدری گسترده و گسترده شده است که تا حدودی بی معنی شده است. همچنین هیچ مطالعه طولانی مدت طولانی‌مدتی در مورد فرسودگی شغلی وجود ندارد، بنابراین نمی‌توان گفت که آیا کسی در جایی آن را بدتر کرده است یا خیر. با این حال، همانطور که مطالعات بالا نشان می دهد، آمریکایی ها اکنون در حال گذراندن دوران بدی هستند و این برای هشدار کافی است.

علت دقیق فرسودگی شغلی، مانند استفاده از این اصطلاح، دقیق نیست. کریستینا ماسلاک، استاد روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا برکلی و یکی از نویسندگان کتاب پیش رو چالش فرسودگی شغلی، به Recode گفت که عدم تطابق بین افراد و شغل آنها استرس مزمنی است که منجر به فرسودگی شغلی می شود. این عدم تعادل ها شامل مواردی مانند کار زیاد و کمبود منابع، عدم قدردانی برای انجام یک کار خوب و دستمزد نامتناسب است. اینها مسائل رایجی هستند، اما برای بسیاری، بیماری همه گیر مسائل را حادتر کرد.

فرسودگی شغلی تقریباً در اوایل همه‌گیری معنا پیدا کرد. تغییرات و هرج و مرج بسیار زیادی وجود داشت، چه کسی احساس نمی کند که خسته شده است؟ با این حال، خط نقره‌ای همه‌گیری این ایده بود که می‌تواند برخی از مؤسسات خراب آمریکا مانند کار را مجبور به تعمیر کند. اما بسیاری از روسای – که برخی از آنها در وهله اول مسئول فرسودگی شغلی هستند – به نظر می رسد که علاقه ای به بهبود شرایط کاری ندارند و دوباره به روش های قدیمی باز می گردند. بارزترین جلوه این امر، الزام کارمندان اداری به بازگشت به دفتر است، چیزی که بیشتر برای کارمندان اعمال می شود تا روسای آنها.

شیلا سوبرامانیان، معاون رئیس انجمن آینده گفت: «مدیران می خواهند به حالت سابق برگردند. این رهبران فکر می کنند بازگشت به دفتر باعث افزایش بهره وری، حفظ فرهنگ و تقویت ارتباطات می شود. در همین حال، او افزود، آنها به کارگران خود گوش نمی دهند، کارگرانی که در هنگام کار از خانه سطوح بالاتری از بهره وری، فرهنگ بهبود یافته و ارتباطات بهتر در محل کار را گزارش کرده اند.

سوبرامانیان گفت: «مدیران از یک گروه متمرکز در حال حاضر فعالیت می کنند. (لازم به ذکر است که مطالعه Future Forum همچنین نشان داد که مدیران اجرایی این روزها نمرات تجربه پایینی را گزارش می‌کنند که عواملی مانند اضطراب و رضایت را اندازه‌گیری می‌کنند، اگرچه نمرات اجرایی هنوز بسیار بالاتر از کارمندان رتبه‌بندی هستند).

بازگشت به دفتر به سختی تنها عامل مؤثر در افزایش نرخ فرسودگی شغلی است. کارگران زمانی که کار را از همکارانی که ترک کرده‌اند و شغل‌شان تکمیل نشده است، می‌گیرند. همچنین عوامل استرس‌زای خارجی بی‌شماری وجود دارند که می‌توانند در روان افراد نفوذ کنند: یک بیماری همه‌گیر جهانی، بی‌عدالتی نژادی، تهدید جنگ هسته‌ای. با این وجود، بر اساس داده‌های Future Forum، بازگشت به دفتر باعث ناراحتی زیادی برای کارگران می‌شود، که به طور کلی ترجیح می‌دهند حداقل برخی اوقات از راه دور کار کنند. اما این شرکت‌ها همچنین انتظار دارند همان سطح کار از کارکنان خود در دفتری که می‌توانستند بیرون بروند، در حالی که مردم در خانه‌ها گیر افتاده بودند و مجبور به رفت و آمد نبودند.

رابین اریکسون، معاون سرمایه انسانی در کنفرانس بورد، به Recode گفت: «این انعطاف پذیری بدون مرز بود و سازمان ها از آن سود می بردند. به نظر من، سازمان‌ها نمی‌توانند از هر دو طرف آن را داشته باشند.»

همچنین احتمال کمتری دارد که کارگران برای شرایط بهتر، از جمله کار از راه دور بیشتر، نسبت به دو سال اول همه‌گیری مبارزه کنند. اکنون ممکن است یک رکود در افق باشد، به این معنی که کارفرمایان می توانند مشاغل خود را کاهش دهند – امکانی که می تواند عزم کارمندان برای ترک کار را کاهش دهد. نرخ ترک در ماه اوت ۲.۷ درصد بود که هنوز افزایش یافته است اما نسبت به رکورد ۳ درصد در سال گذشته کاهش یافته است.

بنابراین در حالی که بازار کار هنوز داغ است، مانند گذشته داغ نیست و برخی می گویند ممکن است استعفای بزرگ در حال پایان باشد. تا حدودی، استعفای بزرگ ممکن است در واقع سطوحی از فرسودگی شغلی را پنهان کرده باشد، زیرا با تمایل افراد برای ترک مشاغل خود برای مشاغلی که مناسب تر است مشخص می شد. آن‌ها احساس قدرت بیشتری برای ترک کار می‌کردند، بنابراین کمتر در شغل خود گیر می‌کردند.

طبق نظرسنجی که این هفته توسط پلتفرم بینش کسب و کار Owler منتشر شد، حدود ۷۲ درصد از کارمندان آماده هستند حداقل برای یک سال در شرکت فعلی خود مستقر شوند، حتی اگر ۵۷ درصد سطح فرسودگی شغلی خود را متوسط ​​یا بالاتر ارزیابی کردند. نظرسنجی دیگری که در این هفته توسط هیئت کنفرانس انجام شد نشان داد که قصد کارگران برای ماندن در شغل خود برای ۳۷ درصد از پاسخ دهندگان در شش ماه گذشته کاهش یافته است، اما تنها ۱۲ درصد به طور فعال برنامه ریزی برای ترک آن دارند. حدود یک سوم گفتند که یک رکود قریب الوقوع باعث می شود که دو بار در مورد ترک آن فکر کنند.

این روندها – تردید فزاینده برای ترک کار و کار از راه دور کمتر – به این معنی است که درک مردم از فرسودگی شغلی ممکن است بدتر شود. از این گذشته، کار برای بسیاری تغییر نکرده است و کارگران اکنون متوجه می شوند که توانایی آنها برای تغییر آن در حال کاهش است.

اما اریکسون که مدت‌هاست درباره نحوه رفتار سازمان‌ها با کارکنان در مواقع بحران تحقیق کرده است، تمایلی به بازگشت اوضاع به حالت عادی ندارد، زیرا شرایط اکنون بسیار بی‌سابقه است.

او گفت: «از زمانی که در این مورد می نویسم، این اولین بار است که کارمندان بدون اتحادیه چنین قدرتی دارند. “سوال بزرگ این است که اکنون چه اتفاقی قرار است بیفتد.”

دیدگاهتان را بنویسید