تصمیم دادگاه عالی “مربی نماز” بر بستری از دروغ استوار است


دیوان عالی کشور تصمیم مهمی در این زمینه صادر کرد کندی علیه ناحیه مدرسه برمرتون روز دوشنبه، یک پرونده ۱۹۷۱ را رد کرد که نشان می داد چگونه دولت باید از دین فاصله بگیرد.

اما نظر قاضی نیل گورسوچ در مورد خودش و منصوبان جمهوری خواه همکارش متکی بر یک تفسیر نادرست عجیب از حقایق پرونده است. او مکرراً ادعا می کند که جوزف کندی، مربی سابق فوتبال مدرسه دولتی در دبیرستان برمرتون در ایالت واشنگتن که به طور خودنمایی در خط ۵۰ یاردی بعد از بازی های فوتبال نماز می خواند – اغلب بازیکنانش، اعضای تیم مقابل و اعضای ژنرال به او می پیوندند. عمومی – «نمازش را بی سر و صدا اقامه کرد، در حالی که شاگردانش به نحو دیگری مشغول بودند».

(قاضی برت کاوانا به بخش کوتاهی از نظر گورسوش در مورد حمایت از آزادی بیان در قانون اساسی نپیوست، اما گورسوچ در غیر این صورت از طرف اکثریت جمهوریخواه دادگاه صحبت کرد.)

از آنجا که گورسوچ حقایق این پرونده را نادرست بیان می کند، ارزیابی بسیاری از پیامدهای آن دشوار است.

تصمیم دادگاه برای رد صریح لیمون در مقابل کورتزمن، تصمیم ۱۹۷۱ که قبلاً مواردی را که مربوط به زبان قانون اساسی در ممنوعیت “تشکیل دین” بود، دارای پیامدهای آشکاری برای دعاوی آینده است: قضات دادگاه های پایین تر دیگر اعمال نمی شوند. لیموچارچوب به موارد بند تاسیس.

اما مشخص نیست که قضات دادگاه‌های پایین‌تر اکنون چگونه باید به پرسش‌های مربوط به جدایی کلیسا و دولت رسیدگی کنند. اگر چه دادگاه رد می کند لیمو، آزمایشی را اعلام نمی کند که جایگزین شود لیمو. بجای، کندی یک قانون مبهم جدید را اعلام می کند که «بند تأسیس باید با «ارجاع به عملکردها و درک های تاریخی» تفسیر شود.

علاوه بر این، از آنجایی که نظر گورسوچ به شدت بر حقایق نادرست متکی است، دادگاه در واقع تصمیم نمی‌گیرد که قانون اساسی در مورد مربی‌ای که در حضور دانش‌آموزان و عموم نماز می‌خواند چه می‌گوید. در عوض، پرونده‌ای ساختگی در مورد مربی‌ای که صرفاً درگیر دعای «خصوصی» و «آرام» بوده است را تعیین می‌کند.

اگر حقایق از کندی در واقع شبیه حقایق ساختگی بود که به نظر گورسوچ در آن زمان بیان شده بود کندی به نتیجه درست می رسید حتی زیر لیمو، یک کارمند مدرسه دولتی معمولاً مجاز است در حالی که فعالانه با دانش آموزان درگیر نیست، بی سر و صدا دعا کند.

نظر گورسوچ، با این حال، پرونده ای بسیار متفاوت از آنچه که واقعاً در دادگاه بود، توصیف می کند.

مربی کندی درگیر دعای عمومی بود

در پرونده واقعی که در واقع در دادگاه عالی بود، مربی کندی دعاهای “انگیزشی” را در مربیگری خود گنجاند. سرانجام، این دعاها به جلسات عمومی و بعد از بازی تبدیل شد، جایی که هم بازیکنان کندی و هم بازیکنان تیم دیگر در اطراف کندی زانو می زدند و او کلاه ایمنی هر دو تیم را در دست داشت و دانش آموزان را به نماز هدایت می کرد.

کندی پس از بازی ها به خط ۵۰ یاردی رفت و در مقابل دانش آموزان و تماشاگران زانو زد و دعا کرد. در ابتدا، او این کار را به تنهایی انجام می داد، اما پس از چند بازی، دانش آموزان شروع به پیوستن به او کردند – در نهایت، اکثر بازیکنان او این کار را انجام دادند. یکی از والدین به منطقه مدرسه شکایت کرد که پسرش علیرغم اینکه یک خداناباور بود، «احساس می‌کرد که مجبور است شرکت کند»، زیرا دانش‌آموز می‌ترسید که «اگر شرکت نمی‌کند به این اندازه بازی نمی‌کند».

هنگامی که ناحیه مدرسه برمرتون از رفتار کندی باخبر شد، به او گفت که این رفتار کندی را از بین ببرد – هر چند که اگر کندی می‌خواهد در حالی که در محاصره دانش‌آموزان و تماشاچیان نیست، به او کمک کند. و کندی به برخی از زشت ترین رفتارهای خود پایان داد، مانند جلسات نماز که در آن کلاه ایمنی را در حالی که دانشجویان زانو زده محاصره کرده بودند، بالا می گرفت.

اما کندی همچنین به یک تور رسانه ای رفت و خود را به عنوان مربی معرفی کرد که “با خدا تعهد کرده است” به رسانه های مختلف از روزنامه های محلی تا صبح بخیر آمریکا. و وکیل کندی به منطقه مدرسه اطلاع داد که مربی بلافاصله بعد از بازی ها نماز را در خط ۵۰ یاردی از سر خواهد گرفت.

در بازی بعدی پس از این تور، مربیان، بازیکنان و اعضای عمومی وقتی کندی برای دعا زانو زد، به زمین حمله کردند. یک دادگاه استیناف فدرال این اوباش را به عنوان یک «ازدحام جمعیت» توصیف کرد و مدیر مدرسه گفت که او «سقوط مردم را دید» و به دلیل له شدن مردم، منطقه نتوانست «از بچه‌ها محافظت کند». اعضای گروه راهپیمایی مدرسه توسط جمعیت کوبیده شدند.

و برخلاف ادعاهای مکرر گورسوچ مبنی بر اینکه کندی فقط می‌خواست یک «دعای کوتاه، خصوصی و شخصی» بخواند، کندی در هنگام برگزاری جلسه دعای خود پس از آن بازی توسط بازیکنان، خبرنگاران و اعضای عمومی احاطه شد. ما این را می دانیم زیرا قاضی سونیا سوتومایور تصویری از صحنه را در نظر مخالف خود گنجانده است.

گورسوش این شواهد عکاسی را با این ادعا که «هیچ یک از دانش‌آموزان برمرتون پس از این بازی به دعای آرام آقای کندی نپیوسته» را رد می‌کند – او ادعا می‌کند که بازیکنان نشان داده شده در این عکس «از تیم مقابل هستند».

این که آیا آن بازیکنان از ناحیه مدرسه برمرتون هستند یا نه، این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که کندی در جلسات نماز عمومی شرکت می‌کرد و این کار را در حالی انجام می‌داد که به عنوان نماینده رسمی یک مدرسه دولتی عمل می‌کرد. همچنین این واقعیت را تغییر نمی دهد که کندی پس از دستور توقف این فعالیت، به یک تور رسانه ای رفت که به نظر می رسید برای تبدیل “دعاهای آرام” او به یک نمایش عمومی سیاسی طراحی شده بود، نمایشی که هم بازیکنان و هم تماشاگران مشتاقانه در آن شرکت می کردند. .

تحت حقایق واقعی پرونده کندی، کندی قانون اساسی را نقض کرد.

در لیمو پرونده ای که دادگاه آن را رد کرد کندی، معتقد بود که اقدامات دولت “باید یک هدف قانونی سکولار” داشته باشد، “اثر اصلی یا اولیه آنها باید اثری باشد که نه دین را پیش می برد و نه مانع از آن می شود”، و اینکه دولت ممکن است “درهم تنیدگی بیش از حد دولت با دین را تقویت نکند.” ”

یک مسئول مدرسه دولتی که در حین انجام وظایف رسمی خود به عنوان کارمند دولتی یک نماز بسیار عمومی برگزار می کند به وضوح این را نقض می کند. لیمو تست.

لیمو در دوره ای متفاوت، زمانی که دادگاه اصرار داشت که دولت باید در مورد مسائل دینی بی طرف بماند، صادر شد. با این حال، همین هفته گذشته، در پرونده ای در مورد بودجه دولت برای آموزش دینی، دیوان عالی این گونه درخواست ها را برای بی طرفی رد کرد – حتی قوانینی را که کمک مالی به مؤسسات مذهبی را به منظور حفظ بی طرفی دولت در مورد مسائل مذهبی منع می کند، مغایر قانون اساسی است.

بنابراین، با توجه به آن تصمیمات و تصمیمات مشابه، جای تعجب نیست که اکثریت جدید دیوان تصمیم به لغو لیمو. در واقع، در یک خط که به بسیاری از نادرستی ها در نظر گورسوچ می افزاید، او به نادرستی ادعا می کند که دادگاه «مدت ها پیش رها شده است لیمو” گورسوچ هم انتقاد می کند لیمو زیرا ظاهراً “به “نتایج متفاوت” در موارد مادی یکسان منجر شد.

حتی الان که لیمو با این حال، تصمیم دادگاه در لی در مقابل ویزمن (۱۹۹۲)، که مدارس دولتی را از اجبار دانش آموزان به انجام تمرینات مذهبی منع می کند، باید اقدامات کندی را ممنوع می کرد.

که در لییک مدرسه راهنمایی دولتی از یک خاخام دعوت کرد تا مراسم فارغ التحصیلی خود را با دعا باز و بسته کند. دادگاه اعلام کرد که این نمازها فشار ظریفی را بر دانش‌آموزان برای پیوستن به یک مراسم مذهبی تحمیل می‌کرد و بنابراین مجاز نبود.

قاضی آنتونی کندی در آن تصمیم نوشت: «واقعیت غیرقابل انکار این است که نظارت و کنترل ناحیه مدرسه بر مراسم فارغ‌التحصیلی دبیرستان، فشار عمومی و همچنین فشار همسالان را بر دانش‌آموزان وارد می‌کند تا به صورت گروهی یا گروهی بایستند. حداقل، سکوت محترمانه را در طول دعا و نیایش حفظ کنید.» چنین فشاری، «اگرچه ظریف و غیرمستقیم است، اما می‌تواند به اندازه هر اجبار آشکاری واقعی باشد»، زیرا باعث می‌شود یک جوان غیرمتعهد با «تصور معقولی مبنی بر اینکه از سوی دولت مجبور می‌شود به گونه‌ای دعا کند که وجدانش اجازه نمی‌دهد» را به جای بگذارد.

جلسات دعای کندی، اگر هیچ، اجباری تر از نمازهای تشریفاتی بود که در آن برگزار می شد لی. یک جشن فارغ التحصیلی، به دلیل ماهیت خود، پایانی بر توانایی یک مدرسه دولتی برای اعمال قدرت اجباری بر دانش آموزان در حال خروج است. کندی، در مقابل، زمانی که جلسات دعایش را برگزار می کرد، بر شاگردانش اقتدار مستمر داشت. شاگردانی که به آن جلسات ملحق شده اند ممکن است امیدوار باشند که خود را نسبت به مربی خود قدردانی کنند و در نتیجه زمان بازی و مزایای دیگر را به دست آورند. دانش‌آموزانی که از شرکت در مسابقه امتناع می‌کردند، ممکن بود از دشمنی با مربی خود و از دست دادن زمان بازی، توصیه نامه احتمالی کالج، یا ارتقاء از تیم دانشگاه نوجوانان به تیم دانشگاه در نتیجه ترس داشته باشند. (کندی هم به عنوان سرمربی تیم JV و هم به عنوان کمک مربی در تیم دانشگاه خدمت می کرد.)

در این مورد، گورسوچ ادعا می کند که “هیچ نشانه ای در پرونده وجود ندارد که کسی هرگونه نگرانی اجباری را به منطقه ابراز کرده باشد.” حتی اگر این درست باشد، این واقعیت که معلمان و دانش‌آموزان اقتدار اجباری قابل‌توجهی بر دانش‌آموزان خود دارند و دانش‌آموزان به‌طور قابل‌توجهی ممکن است به همین دلیل از شکایت از معلم یا مربی بی‌میل باشند، نادیده نمی‌گیرد.

گورسوش همچنین ادعا می کند که کندی زمانی که در صف ۵۰ یاردی نماز می خواند صرفاً به عنوان یک شهروند خصوصی و نه به عنوان یک کارمند مدرسه دولتی عمل می کرد. گورسوچ مکرراً خاطرنشان می‌کند که ناحیه مدرسه به مربیان اجازه می‌دهد پس از هر بازی «یک لحظه خصوصی» برای «تلفن به خانه، چک کردن پیامک، معاشرت، یا شرکت در هر گونه فعالیت سکولار» وقت بگذارند. بنابراین، مربی ای که می خواهد این لحظه از اوقات فراغت خود را به آرامی با دعا بگذراند، باید اجازه داشته باشد که این کار را انجام دهد.

مجدداً، اگر حقایق این پرونده به حقایق نادرستی که به نظر گورسوچ بیان شده بود، شباهت داشت، در آن صورت گورسوچ یک نکته داشت. کارمندان مدارس دولتی ممکن است در کارهای خصوصی از خودگذشتگی شرکت کنند، مانند خواندن نماز هنگام ناهار در کافه تریا مدرسه در حالی که مشغول به کار هستند.

اما هیچ چیز خصوصی در مورد یک کارمند مدرسه که یک تور رسانه ای برگزار می کند و برنامه های خود را برای نماز خواندن در خط ۵۰ یاردی زمین فوتبال بلافاصله بعد از بازی برگزار می کند، وجود ندارد. هیچ چیز خصوصی در مورد اجرای این برنامه توسط مربی وجود ندارد – به خصوص زمانی که او این کار را در محاصره بازیکنان زانو زده، دوربین ها و اعضای عمومی انجام می دهد.

در هر صورت، در حالی که نظر گورسوچ نادیده گرفته می شود لیمو، به نظر نمی رسد که لغو شود لی. و همانطور که در بالا توضیح داده شد، لی به کارمندان مدارس دولتی اجازه می دهد تا در نماز خصوصی و آرامی شرکت کنند که گورسوش به دروغ ادعا می کند کندی بعد از بازی های فوتبال در آن شرکت کرده است.

این بدان معناست که مفاهیم اعتقادی گورسوچ کندی نظر در مورد موارد آتی که در آن کارکنان مدارس دولتی دانش آموزان خود را به انجام تمرینات مذهبی وادار می کنند کاملاً روشن نیست. اگر گورسوچ معتقد بود که قانون اساسی به کندی اجازه می‌دهد کاری را که واقعاً انجام داده است، انجام دهد، آنگاه این یک تصمیم بسیار تأثیرگذار خواهد بود که تصمیم قبلی دادگاه را مخدوش می‌کند. لی.

اما، از آنجایی که گورسوچ چنین تصویر گمراه‌کننده‌ای را ترسیم می‌کند، که شامل مربی‌ای است که «دعای کوتاه، خصوصی و شخصی» می‌خواند، برگزاری محدودتر کندی این است که این فعالیت فرضی مجاز است. و دوباره، لی در حال حاضر به کارکنان مدارس دولتی اجازه می دهد تا در نمازهای خصوصی و شخصی شرکت کنند.

کندی بدون شک سایر معلمان و مربیان را ترغیب خواهد کرد تا رفتاری مشابه کوچ کندی داشته باشند، اما آن معلمان و مربیان این کار را با خطر خود انجام خواهند داد. نظر گورسوچ به این نمی پردازد که آیا یک مربی مجاز است کاری را انجام دهد که کندی واقعا انجام داده است. این یک سوال باز باقی می ماند، زیرا دادگاه در واقع در مورد آن پرونده تصمیم نگرفت.



دیدگاهتان را بنویسید