تغییر در کد مالیاتی آمریکا می تواند بحران مسکن را حل کند


یک عبارت شش کلمه ای مدام در فید توییتر من ظاهر می شود: “مالیات بر ارزش زمین این مشکل را حل می کند.”

در پاسخ به استفاده ناکارآمد از زمین به عنوان پارکینگ. به عنوان یک سیاست به کمک به تأمین درآمد پایه جهانی. و حتی (به شوخی) به عنوان نسخه ای برای افزایش باکرگی در مردان جوان.

سوال بزرگی که مالیات بر ارزش زمین به پاسخ آن کمک می کند این است: چگونه یک دولت می تواند بدون تحریف انتخاب ها و احتمالاً بدتر کردن مردم، بودجه جمع آوری کند؟ اگر بر درآمد خود مالیات دهید، این امر مانعی برای کار می کند. اگر از اموال مالیات بگیرید، مانعی برای بهبود ساختمان‌های فیزیکی بالای زمین ایجاد می‌کند. گاهی اوقات مالیات عمداً یک فعالیت را از بین می‌برد – به مالیات کربن برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای فکر کنید یا به اصطلاح «مالیات گناه» بر تنباکو. اما مالیات‌هایی نیز وجود دارد که دولت‌ها می‌خواهند برای پرداخت خدمات ارزشمند بدون تغییر رفتار بیش از حد (یا اصلاً) وضع کنند.

یکی از ساده‌ترین راه‌حل‌هایی که مالیات زمین ارائه می‌دهد، بحران مسکن در آمریکا است. این بحران تا حدی ناشی از عدم استفاده مناسب از زمین های با ارزش مورد تقاضا برای بهترین هدف آن است. میلیون‌ها نفر می‌خواهند در شهر نیویورک، لس‌آنجلس، واشنگتن، دی سی یا سیاتل زندگی کنند، اما رژیم‌های مالیاتی محلی در واقع افراد را به خاطر سرمایه‌گذاری در دارایی‌شان مجازات می‌کنند. هنگامی که مردم ملک خود را بهبود می بخشند – چه با اضافه کردن یک اتاق جدید یا ساختن یک ساختار کاملاً جدید مانند یک ساختمان آپارتمانی چند طبقه، مالیات بیشتری بر دارایی خواهند پرداخت.

اما این فقط یک مشکل شهر بزرگ نیست. در شهرهای کوچک، زمین‌های خالی به افت کمک می‌کنند – و اگر ساختار ارزشمندی در یک ملک وجود نداشته باشد، مالکان متخلف آن احتمالاً فقط مالیات اسمی اموال را پرداخت می‌کنند. این هم درآمد مالیاتی را کاهش می دهد و هم به کیفیت محله برای بقیه آسیب می رساند.

اینجاست که مالیات بر ارزش زمین می تواند وارد عمل شود.

مالیات بر ارزش زمین به معنای جدا کردن ارزش زمین بدون هیچ گونه پیشرفتی (مانند خانه ها یا کارخانه های صنعتی) است. اکثر آمریکایی ها با مالیات بر دارایی آشنا هستند که بر ارزش خانه و زمینی که روی آن نشسته اند مالیات می دهد. همانطور که آرپیت گوپتا، اقتصاددان دانشگاه نیویورک توضیح می دهد، بخشی از چیزی که مالیات زمین را بسیار جذاب می کند این است که اگر بتوانید از «اجاره واقعی زمین» مالیات بگیرید، «نباید ناکارآمدی اقتصادی وجود داشته باشد».

مالیات زمین نمی تواند چیزی را از بین ببرد – زمین به وجود خود ادامه خواهد داد صرف نظر از هر گونه طرح مالیاتی.

دیوید آلبوی، اقتصاددان دانشگاه ایلینویز، توضیح داد: «زمین حرکت نمی‌کند». ناپدید نمی‌شود – بنابراین می‌توانید مالیات‌ها را بر چیزهایی که از بین می‌روند کاهش دهید.»

همانطور که جف اسپروس در سال ۲۰۱۵ برای هفته توضیح داد:

نکته کلیدی در مورد مالیات بر ارزش زمین (یا به اختصار LVT) این است که هیچ کاری که انجام می دهید نمی تواند بر آن تأثیر بگذارد. … به همین دلیل است که اقتصاددانان آن را دوست دارند. طبق تعریف، LVT فقط «اجاره» را در بر می‌گیرد – در اقتصاد، درآمدی که شما از روی اتفاق یا شانس به دست می‌آورید و نه با ایجاد ثروت جدید.

بار مالیاتی شما تحت یک LVT تنها در صورتی افزایش می‌یابد که ارزش خود زمین – چیزی که کنترلی روی آن ندارید – نیز افزایش یابد.

LVT همچنین چارچوب اخلاقی زیربنایی جذابی دارد: شانس داشتن یک قطعه زمین که اتفاقاً قدردانی می‌کند – مثلاً، قبل از رونق فناوری، خانه‌ای در سانفرانسیسکو خریده‌اید. – نباید توانایی استخراج رانت بدون ارائه ارزش را به همراه داشته باشد.

به عبارت دیگر، از آنجایی که افرادی که مالک زمین هستند در واقع مسئول افزایش یا کاهش ارزش آن نیستند، بسیار پوچ است که آنها تمام مزایای مالکیت یک قطعه زمین را بدون انجام کاری برای آن به دست آورند.

من می خواهم دوباره این ایده را از ارزش افزودن به زمین از طریق ایجاد یک تجارت، کشاورزی زمین، استخراج منابع طبیعی، یا روش های بی شمار دیگری که مردم از زمین استفاده می کنند، متمایز کنم. این چیزها بدیهی است که کار می کنند، دقیقاً به همین دلیل است که دور شدن از سیستم مالیات بر دارایی – که مالیات چیزهایی را که مردم واقعاً روی آنها کنترل دارند – به سیستم مالیات زمین می تواند بسیار کارآمد باشد.

در این مرحله، “مالیات بر ارزش زمین می تواند این مشکل را حل کند” به یک الگوی رفتاری در جوامع آنلاین خاص تبدیل شده است، با قوی ترین طرفداران آن معتقدند که یک سیاست ساده می تواند برخی از بزرگترین مشکلات کشور – از جمله بحران مسکن ما را حل کند.

بحران مسکن در آمریکا

در هسته خود، بحران مسکن آمریکا مربوط به شکست همیشگی این کشور در ساخت خانه های کافی است. از سال گذشته، فردی مک تخمین زد که این کشور به ۳.۸ میلیون خانه اضافی برای پاسخگویی به تقاضا نیاز دارد.

به دلیل شکست مداوم ما در ساخت، قیمت ها سر به فلک کشیده است. مردم از خانه های والدین خود بیرون می روند، تشکیل خانواده می دهند، به مشاغل جدید می روند و بر سر تعداد کمی از واحدهای مسکونی رقابت می کنند. در یک بازار سالم، این سیگنال افزایش قیمت، توسعه‌دهندگان را به ایجاد خانه‌های بیشتر سوق می‌دهد و قیمت‌ها کاهش می‌یابد (یا حداقل افزایش را متوقف می‌کند).

بازار مسکن آمریکا چیزی جز سلامت است.

در نتیجه قوانین و مقررات مختلف که عمدتاً در سطح محلی تنظیم شده است، توسعه دهندگان نمی تواند به سادگی خانه های بیشتری بسازید و تهیه کنید. در عوض، قوانینی که توسعه شدیدتر زمین را غیرقانونی می‌سازد – یعنی ساختن خانه‌های متعدد در یک زمین واحد مانند یک دوبلکس یا یک ساختمان آپارتمانی یا ساخت خانه‌های کوچک‌تر برای یک خانواده – قیمت‌ها را بالا نگه می‌دارد.

مالکان زمین و املاک اغلب سرسخت ترین مخالفان آزادسازی قوانین استفاده از زمین هستند. مالکان خانه پیرتر می شوند و ترجیحات قوی تری برای ثبات و همچنین نگرش منفی نسبت به اجاره کنندگان و ساختمان های آپارتمانی دارند. دولت‌های محلی، که تقریباً توسط دولت‌های ایالتی اختیارات کنترل‌نشده اعطا شده‌اند، به طور کامل توسط صاحبان خانه‌ها تسخیر شده‌اند.

محققان دانشگاه بوستون، کاترین انیشتین، دیوید ام. گلیک و ماکسول پالمر، جلسات هیئت مدیره برنامه ریزی و منطقه بندی را در نزدیک به ۱۰۰ شهر و شهرستان ماساچوست بررسی کردند و دریافتند که شرکت کنندگان در جلسه به طور نامتناسبی صاحب خانه بودند. احتمال مخالفت شرکت کنندگان با مسکن جدید در جوامع خود به طور مداوم بیشتر بود.

اگر اتاقی را برای پدرشوهرش اضافه کنید که با شما نقل مکان می کند تا به تربیت فرزندانتان کمک کند یا یک دفتر خانه در طول یک بیماری همه گیر جهانی اضافه کنید، از آنجایی که ملک خود را ساخته اید، ممکن است جریمه ای به شکل مالیات بالاتر دریافت کنید. با ارزشتر. و اگر شخصی گاراژ خود را به یک آپارتمان تبدیل کند و یک گزینه مسکن مقرون به صرفه برای جامعه خود فراهم کند، نسبت به همسایگانی که دارای موقعیت مشابه هستند که گزینه های مسکن را به زمین خود اضافه نمی کنند، مالیات بیشتری می پردازند.

بنابراین چگونه مالیات بر ارزش زمین می تواند به رفع این مشکل کمک کند؟

بر اساس سیستم مالیات بر ارزش زمین، طرفداران می گویند که صاحبان املاک فریاد می زنند که به آنها اجازه داده شود زمین خود را با شدت بیشتری توسعه دهند – که منجر به ساخت خانه های بیشتری می شود.

این تئوری است: مالیات بر زمین، سود حاصل از داشتن یک قطعه ملک را کاهش می دهد. در عوض، شما انگیزه دارید که آن زمین را به کار ببندید. بیایید یک قطعه زمین در نزدیکی میدان تایمز بگیریم. آن زمین بسیار ارزشمند است، اساساً هر کاری که با آن انجام دهید سود کلانی به همراه خواهد داشت، بنابراین نیازی به توسعه آن برای با ارزش ترین استفاده آن نیست.

با این حال، اگر قرار باشد مالیات بر زمین اخذ شود، مالک آن زمین باید مطمئن شود که دارایی در آن زمین واقعاً سودآور بوده است، زیرا دولت برخی یا همه اجاره‌های زمین را که می‌توان دریافت کرد، مالیات می‌گیرد.

در مقاله Slate در سال ۲۰۱۵، هنری گرابار این نکته را به خوبی نشان داد و به موردی اشاره کرد که یک پارکینگ روزانه ۴۰ دلار از رانندگان برای پارکینگ دریافت می کند و کمتر از ۱۰۰۰۰ دلار مالیات بر دارایی دریافت می کند. گرابار می نویسد که این پارکینگ در کنار ساختمانی هفت طبقه قرار دارد که سالانه به بیش از یک چهارم میلیون مالیات نیاز دارد.

نوآ اسمیت، اقتصاددانی که در مورد مالیات زمین نوشته است، توضیح داد: «این NIMBY ها را به YIMBY تبدیل می کند. شما از همان سیاست‌های سمی محلی استفاده می‌کنید که اکنون NIMBY-ism را ایجاد می‌کنند، شما اهرم YIMBY-ism را به کار می‌گیرید زیرا اکنون شما مردم دارید. خواستن برای ساختن چیزها.”

در آلن تاون، پنسیلوانیا، سیستم کار کرد! طبق مقاله Strong Towns در سال ۲۰۱۹، پس از یک LVT در شهر (از طریق یک سیستم نرخ تقسیمی که هنوز برخی از مالیات‌های دارایی را ثابت نگه می‌داشت) در سال ۱۹۹۶، «ساخت‌وساز به شهر بازگشت: تعداد مجوزهای ساختمانی مشمول مالیات از بیت‌لحم گذشته افزایش یافت. سرمایه گذاری بازار بازگشت و بهبود سرمایه دوباره در بودجه شهر ظاهر شد. … بازندگان این تجارت، صاحبان غایب زمین های خالی بودند که باید بار بسیار بیشتری را به دوش می کشیدند.»

سن از پت تومی (R-PA) نقل شده است که مزایای این مالیات را تبلیغ می کند: “تعداد مجوزهای ساختمانی در آلن تاون نسبت به قبل از اینکه مالیات زمین داشته باشیم ۳۲ درصد افزایش یافته است.”

بنابراین اگر این تغییر در سیستم مالیاتی ما بسیار ساده است، چرا شهرهای بیشتری آن را اجرا نمی کنند؟ خب، اصلاح مالیات بر دارایی سومین ریل سیاست آمریکاست. به عنوان مثال، در کالیفرنیا، همانطور که کانور دوگرتی برای نیویورک تایمز توضیح داد، “در سال ۱۹۷۸، یک تاجر لس آنجلسی به نام هوارد جارویس یک کمپین شورشی را برای تصویب پیشنهاد ۱۳ رهبری کرد، یک اقدام رای‌گیری که مالیات بر دارایی کالیفرنیا را محدود کرد و الهام بخش یک شورش مالیاتی در سراسر کشور شد. این قانون از آن زمان مقدس تلقی شده است.»

اما فراتر از مسائل سیاسی، نگرانی‌های فنی نیز وجود دارد: اولاً، ارزش‌گذاری زمین جدا از پیشرفت‌ها چندان ساده نیست، اگرچه موافقان استدلال می‌کنند که می‌توان آن را انجام داد. ثانیاً، اجرای مالیات زمین در حال حاضر، در حالی که در میان مدت و بلندمدت منصفانه است، می تواند در کوتاه مدت نسبت به مالکانی که به دلیل ارزش زمین حق بیمه پرداخت می کنند، در کوتاه مدت به شدت ناعادلانه احساس شود. به عنوان یک مالیات جدید اجرا می شود.

پس چرا این میم اینقدر محبوب شده است (حداقل در میان برخی از جوامع آنلاین)؟ Lars Doucet، یکی از حامیان برجسته مالیات بر ارزش زمین، توضیح می دهد که بخش عمده ای از دلیل این است که برای مدت طولانی خودرو توسعه گسترده حومه شهر را ممکن می کرد. این بدان معناست که مردم هنوز می توانند به بازارهای کار با ارزش دسترسی داشته باشند، حتی اگر توانایی پرداخت هزینه زندگی در نزدیکی شغل خود را نداشته باشند (تا زمانی که مایل باشند از رفت و آمدهای طولانی رنج ببرند).

داوست استدلال کرد: «اکنون دیگر حومه شهرها تمام شده است. ما نمی‌توانیم بیشتر از این برای توسعه پیش ببریم.»

کار از راه دور پیشرفت جدیدی است که می‌تواند زمان بیشتری برای ما بخرد، زیرا می‌تواند به بسیاری از مردم اجازه دهد حتی دورتر از مراکز شهر زندگی کنند، اما با افزایش سرسام‌آور اجاره‌ها، مردم ناامیدانه به دنبال راه‌حل‌های رادیکال برای بحران مسکن در آمریکا هستند.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید