تنها راه “پیروزی” در جنگ با تروریسم پایان دادن به آن است


در آخر هفته، یک پهپاد آمریکایی یک موشک جهنم شلیک کرد که ایمن الظواهری، رهبر القاعده را که به عنوان یکی از استراتژیست‌های هدف قرار دادن غیرنظامیان آمریکایی در سرتاسر جهان توسط این گروه تروریستی خدمت کرده بود، ترور کرد. این حمله که ایالات متحده می گوید هیچ غیرنظامی کشته نشد، ماه ها در برنامه ریزی بود.

این اولین حمله شناخته شده ایالات متحده در افغانستان از اوت ۲۰۲۱ بود، زمانی که یک هواپیمای بدون سرنشین موشکی را شلیک کرد که منجر به کشته شدن ۱۰ غیرنظامی از جمله امدادگر زماری احمدی و هفت فرزندش شد.

این دو ضربه را نمی توان از هم جدا کرد. آنها با هم نشان دهنده قوس جنگ علیه تروریسم و ​​خطرات پایدار آن هستند. ایالات متحده چنان رهبری القاعده را تحلیل برده است که این شبکه تروریستی سازمانی متفاوت و ضعیف تر از دو دهه پیش است. اما در این روند، ایالات متحده بیش از ۹۰۰ غیرنظامی را در ۱۴۰۴۰ حمله پهپادی تایید شده در دهه ۲۰۱۰ کشت و تخمین زده می شود که ۴۷۲۴۵ غیرنظامی افغان در دو دهه اخیر جنگ کشته شده اند.

بنابراین باید پرسید: آیا ارزش دارد هر چند سال یکبار یک خانواده را بکشیم تا یک ظواهری یا یک اسامه بن لادن بدست آوریم؟

رئیس جمهور جو بایدن روز دوشنبه در سخنانی خطاب به ملت نشان داد که جنگ علیه تروریسم ادامه خواهد داشت. وی گفت: «ما امشب دوباره به صراحت می گوییم که مهم نیست چقدر طول بکشد، مهم نیست کجا پنهان شوید، اگر تهدیدی برای مردم ما باشید، ایالات متحده شما را پیدا کرده و شما را بیرون خواهد برد».

مجوز قانونی از سال ۲۰۰۱ که برای توجیه نسلی از مرگ و میرها در حملات هواپیماهای بدون سرنشین استفاده شد همچنان فعال است. و در حالی که دولت بایدن حملات هواپیماهای بدون سرنشین را در مقایسه با شرایط باراک اوباما و دونالد ترامپ به میزان قابل توجهی کاهش داده است، به حملات خود به عراق، سومالی و سوریه ادامه می دهد. ایالات متحده دیگر صدها هزار نیروی نظامی به افغانستان نمی فرستد. اما پایگاهی در قطر دارد تا عملیات‌هایی را که آن را «بر فراز افق» در افغانستان می‌نامد، در صورت لزوم انجام دهد، و در تعدادی از کشورهای دیگر نیز حضور نیروهای کوچکی دارد.

بایدن به عنوان یک نامزد متعهد شده بود که به جنگ های بی پایان پایان دهد و در واقع او سال گذشته ارتش ایالات متحده را از افغانستان خارج کرد. اما پایان دادن به جنگ با تروریسم به معنای از بین بردن قابلیت‌های چارچوب قانونی و معماری جنگ با هواپیماهای بدون سرنشین است تا اطمینان حاصل شود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور بازگشته، یا رهبر آینده ترامپ مانند، برنامه را بدون نظارت تسریع نخواهد کرد.

اگر جنگ علیه تروریسم، همانطور که بایدن پیشنهاد می کند، ادامه یابد، «پیروز» نخواهد شد، همانطور که برنامه آزادی جورج دبلیو بوش برای خاورمیانه هرگز قلب ها و ذهن ها را به خود جلب نکرد. راه برای پیروزی در جنگ علیه تروریسم پایان دادن به آن است – و این هفته مانند هر زمان دیگری خوب است.

آیا اکنون جنگ با تروریسم به پایان رسیده است؟

پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده، کنگره مجوزی را برای استفاده از نیروی نظامی (AUMF) تصویب کرد که به رئیس جمهور اجازه می داد «نیروهای مسلح ایالات متحده را علیه کسانی که مسئول حملات اخیر علیه ایالات متحده هستند، مستقر کند. ” برای کارشناسان امنیت ملی که از غروب این مجوز دفاع می‌کنند، قتل ظواهری توسط بایدن یک سند طبیعی است، اگرچه آنها مدت‌ها قبل از این حمله برای لغو AUMF تلاش می‌کردند.

این AUMF به طور گسترده تفسیر شده است، به دنبال نیروهای وابسته به القاعده در سراسر جهان است که ممکن است تهدیدی مستقیم برای سرزمین ایالات متحده نباشد. در سال های اخیر، مبنای فعالیت نظامی ایالات متحده در ۸۵ کشور بوده است. وجود آن به رئیس جمهور این اختیار را می دهد که بدون کسب موافقت کنگره دست به اعتصاب بزند. با این اختیارات، چهار رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده، بازیگران اصلی القاعده و سایر گروه‌های مرتبط را در قتل‌های هدفمند تهی کردند – و غیرنظامیان بی‌شماری را کشتند.

ظواهری یک هدف مشروع تحت آن AUMF بود، اما او همچنین آخرین طراح اصلی حملات ۱۱ سپتامبر بود که این لحظه را برای پایان دادن به AUMF تبدیل کرد. کاترین ابرایت، مشاور مرکز عدالت برنان، گفت: «این به نوعی بسته شدن فصل مربوط به آن مرجع با شرایط خودش است. “این واقعاً هدف این اختیار را تمام کرده است.”

مرگ ظواهری به نوعی نشان می دهد که دوران مبارزه با بازیگران غیردولتی سرکش با تمرکز جدید بر درگیری های ایالات متحده با قدرت های بزرگی مانند چین و روسیه کم رنگ شده است. کارن گفت: «واقعیت این است که ایالات متحده تصمیم گرفته است که تروریسم، همانطور که بسیاری برای دهه‌ها استدلال کرده‌اند، تهدیدی است که باید مدیریت شود، نه تهدیدی که مانند سال‌های پس از ۱۱ سپتامبر همه‌گیر باشد. گرینبرگ، مدیر مرکز امنیت ملی دانشکده حقوق فوردهام، به من گفت. اما این به سؤالات دیگر در مورد استفاده از اعتصاب و اینکه چگونه در آینده از آن استفاده خواهیم کرد، پاسخ نمی دهد.» به گفته گرینبرگ، استفاده از AUMF پیش از این مشکوک بود و باید بسته شود.

بسیاری از اعضای مترقی کنگره برای پایان دادن به AUMF فشار آورده اند و اکنون صحبت از جایگزینی آن با چیزی محدودتر است. در این میان، می‌توان برای توجیه قتل ظواهری – یا هدفی که در نهایت خانواده‌ای بی‌ربط است، ادامه داد. AUMF مبنای قانونی داخلی ایالات متحده برای حمله هواپیمای بدون سرنشین است، اما ساموئل موین، استاد حقوق دانشگاه ییل و نویسنده Humane: چگونه ایالات متحده صلح را رها کرد و جنگ را دوباره اختراع کردوی گفت که ممکن است قوانین بین المللی را نیز نقض کرده باشد، زیرا کارشناسان بعید می دانند که دولت طالبان افغانستان با این حمله موافقت کرده باشد.

حفظ این قدرت ها پیامدهای جهانی دارد. موین نگران است که دولت بایدن “حق ناروا” را برای تعقیب تروریست ها به طور نامحدود محفوظ می دارد، به گونه ای که طبق قوانین بین المللی غیرقانونی است. او به من گفت: «عادی‌سازی قتل‌های هدفمند، یعنی کشتن مردم در میدان‌های جنگ داغ، شوم‌ترین چیز است. “ایالات متحده آن را عادی کرده و ادعا کرده که قانونی است. این بدان معناست که هر کشور دیگری، مانند روسیه که مردم را مسموم می کند، می تواند ادعا کند که فقط برای دفاع از خود عمل می کند.

این می تواند منجر به چیزی شود که ارتش اسرائیل آن را «دریدن علف» می نامد: تاکتیکی برای انجام حملات نیمه منظم به هسته های تروریستی ادعایی – در مورد آنها، در غزه – برای بیرون راندن رهبران و گروه های شبه نظامی جدید، کشتن غیرنظامیان و از بین بردن غیرنظامیان. زیرساخت در این فرآیند اما چمن زنی تقریباً طبق تعریف به علل ریشه ای تروریسم نمی پردازد. علف ها دوباره رشد می کنند، بی پایان.

پیامدهای جنگ پایدار علیه تروریسم

القاعده اکنون نسخه ضعیف شده خود است، اما در یک جنبه نگران کننده از اظهارات بایدن، او پیشنهاد کرد که ایالات متحده القاعده را به عنوان یک جنگجوی مشروع و در همان هواپیما به عنوان یک ابرقدرت در جنگ جاری می بیند. بایدن گفت که او “مجوز یک حمله دقیق را صادر کرده است که او را یک بار برای همیشه از میدان نبرد حذف می کند.” بایدن با گفتن اینکه ظواهری در «میدان نبرد» بود، شاید سهواً یک پیروزی تبلیغاتی نمادین برای گروهی با قدرت کمتر و کمتر برای تهدید ایالات متحده به القاعده داد.

بایدن به شرایط سیاسی و اجتماعی-اقتصادی افغانستان و چندین کشور دیگر در منطقه توجهی نکرد که بهبود نیافته است – و در برخی موارد با جنگ دو دهه ای ایالات متحده علیه تروریسم بدتر شده است.

آن شرایط عواقبی دارد. گاردین جزئیات “ردیابی شکنجه تا ۱۱ سپتامبر” را شرح داده است. ظواهری در قاهره بزرگ شد و در نوجوانی به یک گروه تروریستی پیوست. او پس از ترور انور سادات، رئیس جمهور مصر در سال ۱۹۸۱، گرفتار توری شد که یک گروه تروریستی وابسته به ظواهری مسئولیت آن را بر عهده گرفت. سوالی که باقی می ماند این است که آیا حضور او در زندان مصر و شکنجه هایی که ظاهراً ظواهری تجربه کرده است به رادیکال شدن بیشتر او کمک کرده است یا خیر.

امروز ده‌ها هزار زندانی سیاسی در زندان‌های مصر به سر می‌برند و عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، فعالان سیاسی اخوان‌المسلمین و هر کسی که به طور مبهم با آنها در ارتباط است، با محاکمه‌های جمعی خشن، اعدام‌های دسته جمعی و شکنجه‌های گسترده در این کشور سرکوب کرده است. زندان ها

این همان شرایطی است که می تواند کمک کند منجر به نسل جدیدی از ظواهری ها شود.

شرایط دیگری نیز وجود دارد که باعث تداوم رشد گروه هایی مانند القاعده می شود. رامی خوری، روزنامه نگار قدیمی خاورمیانه، می گوید که حتی بدون ظواهری، انشعاب و تشکیل مجدد گروه های تروریستی به دلیل مسائل اجتماعی عمیق تر، اجتناب ناپذیر است. او به الجزیره گفت: «مشکل این است که شما میلیون‌ها و میلیون‌ها، ده‌ها یا صدها میلیون نفر را دارید که در شرایط غیرقابل قبول فقر، فقر، دولت‌های مستبد زندگی می‌کنند و هیچ امیدی ندارند. «افرادی که از این گروه ها رنج می برند [like al-Qaeda] مردم خاورمیانه، جنوب آسیا و آفریقا هستند.»

برای آرش عزیززاده، یک فیلمساز افغان آمریکایی که یکی از بنیانگذاران گروه مدافع مترقی افغان ها برای فردای بهتر است، حمله هواپیمای بدون سرنشین نشانه ای از گرفتار شدن آمریکا در چرخه ای از مبارزه مداوم با تروریسم است که مردم افغانستان را نادیده می گیرد.

او به من گفت: «آمریکایی‌ها باید بدانند که ادامه مشارکت در جنگ علیه تروریسم هزینه دارد. پس از سال‌ها اشغال و دخالت سنگین آمریکا – فقط ۲۰ سال در مکانی مانند افغانستان سرمایه‌گذاری کرد و وضعیت کشور بدتر از سال ۲۰۰۱ است.

از زمان خروج ایالات متحده و روی کار آمدن دولت طالبان، این کشور با شرایط قحطی و بحران مالی دست و پنجه نرم می کند که با مسدود کردن دارایی های ایالات متحده در بانک مرکزی افغانستان تشدید می شود.

همانطور که عزیززاده به من گفت، “آمریکا و دولت بایدن می توانند و باید بیشتر برای کاهش درد و رنج در مکانی مانند افغانستان انجام دهند.”



دیدگاهتان را بنویسید