جست‌وجوی جانبی اورفئوس و اوریدیک در هادس داستانی عاشقانه است که از طریق آهنگ روایت می‌شود


در نیمه راه جهنم، آواز می شنوم.

موسیقی در هادس نادر نیست – موسیقی متن بازی ویدیویی یک صدای بی‌نظیر است که بازیکنان را در تمام طول سفر دنبال می‌کند و تنها با لحظات سکوت در پایان نبردها مشخص می‌شود – اما آواز واقعی، تا آن زمان، وجود نداشت.

هادس در اطراف حلقه ها ساخته شده است. شما در نقش زاگرئوس، پسر خدای مردگان یونان باستان، بازی می کنید و هدف شما این است که در سطوح زیرزمینی – تارتاروس، آسفودل و الیزیوم – بجنگید تا به سطح زمین برسید، جایی که امیدوارید پیدا کنید. مادرت، پرسفون به بیان ساده تر، گفتن این کار آسان تر از انجام آن است. عالم اموات به راحتی یکی از خود را رها نمی کند، و شما اغلب خود را در حال مرگ خواهید دید، فقط برای بازگشت به خانه هادس و تلاش دوباره برای فرار.

در اوایل بازی، اورفئوس، نوازنده درباری در خانه هادس را ملاقات کردم، که به من گفت آواز خواندن را متوقف کرده است، زیرا الهه موسیقی خود را از دست داده است. فکر کردم این بازی است، با اشاره ای حیله گرانه به کلاسیک ها، و به من می گفت که به این زودی ها انتظار هیچ صدای هیجان انگیزی نداشته باشم. پس شنیدن صدای آواز زنی در میان اعماق شعله ور عالم اموات باعث شد در مسیر خود توقف کنم.

بازی به من می گوید نام زن اوریدیک است. این آغاز یک جستجوی جانبی است – تلاشی که باعث می‌شود تشخیص دهم که هادس چقدر خاص است.

من از آن دسته افرادی هستم که در کودکی مرحله اساطیر یونانی را پشت سر گذاشتم، بنابراین داستان اورفئوس و اوریدیک برای من آشناست. اورفئوس نوازنده با استعداد که از مرگ همسر و موزش غمگین شده است، غنای خود را چنان ماهرانه می نوازد که سربروس، سگ سه سر که از دروازه های دنیای زیرین محافظت می کند، به او اجازه عبور می دهد. تحت تأثیر مهارت اورفئوس، هادس، خدای عالم اموات، به او اجازه می‌دهد تا روح اوریدیس را به سطحی که ممکن است در آن زندگی کند بازگرداند – تا زمانی که اورفئوس هرگز به عقب نگاه نکند تا مطمئن شود که او را دنبال می‌کند. در غیر این صورت، او برای همیشه گم خواهد شد.

در داستان اصلی، اورفئوس درست زمانی که به درهای عالم اموات می‌رسد، به عقب نگاه می‌کند، زیرا دیگر نمی‌تواند صدای پای اوریدیک را بشنود. در بازگویی اسطوره توسط نمایشنامه نویس سارا رول، او به گذشته نگاه می کند زیرا اوریدیک او را صدا می زند. در هر صورت، اورفئوس شکست می خورد و اوریدیک به سرزمین مردگان بازگردانده می شود.

این داستان همیشه برای من به عنوان یک تراژدی به نظر می رسید، دو عاشق برای همیشه توسط خدای حیله گر مردگان از هم جدا شدند. Hades، چهارمین بازی از توسعه دهنده مستقل Supergiant، یک coda اضافه می کند. اسپویلرهای جزئی در پیش است.

مکانیک چرخشی و موتیف های تکرار شونده مرگ و رستاخیز در بازی که در سپتامبر ۲۰۲۰ منتشر شد، به طرز عجیبی جذاب بود. همانطور که همکارم آلانا اوکون در سپتامبر گذشته نوشت، بازی‌های ویدیویی حلقه‌ای در بحبوحه یک بیماری همه‌گیر که در آن به‌نظر می‌رسد روزها با یکدیگر برخورد می‌کنند، به‌ویژه آرامش‌بخش بوده‌اند. گردش‌های من در دنیای اموات باعث شد تا بهار گذشته از سرفصل‌های خبرها فرار کنم، زیرا نوع دلتا در هند، کشوری که در آن بزرگ شدم، شخم زد. من با برداشتن نینتندو سوییچ خود به خبر ابتلای چهار نسل از اعضای خانواده به ویروس واکنش نشان دادم و در حالی که نگران زنده‌ها بودم، در مردگان خیالی آرامش پیدا کردم.

داستان، که اخیراً جایزه هوگو را دریافت کرده است، اولین جایزه برای هر بازی ویدیویی، در طول تلاش‌های فرار شما آشکار می‌شود: شاید در یک بار تلاش با شخصیت جدیدی آشنا شوید که در پاس بعدی شما با آشنایی به شما خوشامد بگوید، یا قفل یک مهارت را باز کنید. که فرار را آسان تر می کند شما در هر دویدن چیزی یاد می گیرید، و ریتم بازی به سرعت برای من آشنا شد، همانطور که در اتاق به اتاق دشمنانی که قصد جلوگیری از فرار من را داشتند پیش می رفتم.

Eurydice با قطع کامل موسیقی که انتظارش را داشتم، این ریتم را شکست. هنگامی که برای اولین بار در اتاق او در آسفودل، منطقه ای که غرق در گدازه های متلاطم شده بود، اتفاق افتاد، ایستادم تا به صدای اوریدیک با صدای اشلی بارت گوش دهم که بعداً فهمیدم «Good Riddance» نام داشت. او آواز خواند: “وداع / با تمام بقایای زمینی”. “بدون بار / هیچ بدهی دیگری پرداخت نمی شود.”

شبیه یک آهنگ جدایی بود که به نوعی بود. او به من گفت که یوریدیس آنجا در آسفودل گیر کرده بود، زیرا شوهر بدبختش تلاش کرده بود و نتوانسته بود او را هنگام مرگ از دنیای زیرین بیرون بیاورد، و اکنون او در حال صلح با سرنوشت خود در زندگی پس از مرگ بود. او به طور قابل درک، به طرز باورنکردنی عصبانی بود: “ما دو نفر تمام شدیم.” او به زاگرئوس گفت. اسم شوهرش؟ اورفئوس او همان الهه‌ای بود که او به دنبالش می‌گشت، دلیلی که دیگر آواز نمی‌خواند.

دفعه بعد که به خانه هادس برگشتم که توسط دشمن جهنمی کشته شد، زاگرئوس به اورفئوس گفت که با اوریدیس ملاقات کرده است. اورفئوس سرحال شد: او هر امیدی به یافتن اوریدیس را از دست داده بود. به زودی پس از آن، او دوباره شروع به خواندن می کند. در یکی از بازگشت‌هایم به خانه، متوجه شدم که اورفئوس می‌خواند. این «رهایی خوب» بود که در فهرست غمگین کسی که پر از حسرت بود خوانده شد. اورفئوس با صدای دارن کورب، «خداحافظ»، به همه نقشه‌هایی که ما کشیده‌ایم، با بی‌حوصلگی خواند.

زاگرئوس که فکر می‌کند پدرش به اورفئوس دست ناعادلانه زده است، این کار را به عهده می‌گیرد تا زن و شوهر را دوباره به هم پیوند دهد. هر بار که خودم را در آسفودل می دیدم به سرعت درگیر این جست و جوی جانبی شدم و به دنبال اتاق اوریدیک و آواز خواندن او می گشتم. چیزی برای من آرامش بخش بود، در میان یک بیماری همه گیر که جهان را همانطور که می شناختم تکان داده بود، در این ایده که به این دو شخصیت کمک کنم تا ظاهری از زندگی خود را دوباره به دست آورند. با گذشت زمان، عصبانیت اوریدیس کاهش یافت، و او شروع به جستجوی زاگرئوس برای به روز رسانی کرد: “اورفئوس اخیراً چطور بوده است؟” او پرسید. “هنوز موهایش را در آن فرهای کوچک مرتب نگه می دارد؟”

چند ساعت بعد از بازی، بالاخره توانستم اورفئوس را از محدوده قراردادش آزاد کنم و او از خانه هادس ناپدید شد. او را دوباره در آسفودل یافتم، جایی که با اوریدیک دوباره متحد شده بود. آن‌ها دوباره «Good Riddance» را می‌خواندند، اما این بار، به‌عنوان یک دوئت، لحن کاملاً متفاوتی به خود گرفت. متن ترانه ثابت ماند، اما آهنگ شادی آور به نظر می رسید، گویی که جنبه روشن زندگی پس از مرگ را یافته بودند. آنها می خواندند: “بدون قرارداد / من آزادم هر کاری که می توانم انجام دهم.” “بدون بار / هیچ بدهی دیگری پرداخت نمی شود.”

شاید تعجب آور نباشد که Supergiant یک داستان عاشقانه را از طریق موسیقی تعریف کند – در نهایت، این همان توسعه دهنده ای است که یک دکمه اختصاصی برای زمزمه کردن قهرمان داستان در یکی از بازی های قبلی خود، ترانزیستور، گنجانده است – اما داستان Orpheus و اوریدیک چیزی بیش از این است. همچنین برای من مانند داستان زیبایی و امیدی بود که در میان درد و مرگ، از دست دادن و حسرت یافت می شود. این آهنگ هفته ها در سرم گیر کرده بود. هنوز هم می توانم آن را به میل خود از اعماق ذهنم احضار کنم.

وقتی برای اولین بار دونوازی را شنیدم، کنترلر را گذاشتم و گوش دادم. دنیای زیرین شاید واضح ترین مکان برای عاشقانه نباشد، اما هادس خلاف این را استدلال می کند. به نظر می رسد عشق فقط برای زنده ها نیست.

هادس در دسترس است استیم و کنسول های اصلی. برای توصیه‌های بیشتر از دنیای فرهنگ، به ادامه مطلب مراجعه کنید یک چیز خوب آرشیوها

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید