جوک سلاخی گوردون رمزی چگونه رابطه گیج کننده ما را با گوشت توضیح می دهد


یادداشت سردبیران، ۲ آگوست ۲۰۲۲: این قطعه در ابتدا در فوریه ۲۰۲۲ منتشر شد و در ۲ آگوست به روز شد.

هفته گذشته، گوردون رمزی، سرآشپز مشهور، ویدیویی از TikTok از خود در حال بالا رفتن از درون قلم بره‌ها منتشر کرد و گفت: «می‌خواهم تو را بخورم!» دستانش را به هم مالید و در حالی که می‌گفت «خوشمزه، یام، یام، یام»، پرسید: «کدام یک اول در فر می‌رود؟» او به یکی از بره ها اشاره کرد و گفت: “شما” و سپس فریاد زد که “وقت فر است”.

این ویدیوی گستاخانه تعداد زیادی از شکلک‌های خنده-گریه و نظرات طرفداران را برانگیخت (در سال ۲۰۰۶، رمزی از یک شرکت کننده در برنامه تلویزیونی “آشپزخانه جهنمی” خود سس بره درخواست کرد که تبدیل به یک میم شد). اما بسیاری از کامنت‌کنندگان نیز ناراحت شدند و گفتند که این ویدئو غم انگیز است، رمزی آن را از دست داده است، یا اینکه احترام رامسی را به دلیل بی‌رحمی ظاهری او نسبت به بره‌های کوچک ناز از دست داده‌اند.

ویدئو و واکنش‌هایی که در آن ایجاد شد، نمونه‌ای واضح از چیزی است که روانشناسان آن را «پارادوکس گوشت» نامیده‌اند: ناهماهنگی ذهنی ناشی از همدلی ما با حیوانات و تمایل ما به خوردن آنها.

استیو لافنان، نیک هاسلم و براک باستیان روانشناسان استرالیایی در سال ۲۰۱۰ این اصطلاح را ابداع کردند و آن را به عنوان “تضاد روانی بین ترجیح غذایی مردم برای گوشت و پاسخ اخلاقی آنها به رنج حیوانات” تعریف کردند. ما با حیوانات همدلی می کنیم – بالاخره ما خودمان حیوان هستیم – اما به دنبال غذاهای پر کالری و پر انرژی نیز هستیم. و در بیشتر تاریخ بشر، این به معنای گوشت بود.

هنگامی که با آن ناهماهنگی روبرو می شویم، سعی می کنیم آن را به روش های مختلفی حل کنیم. ما احساسات حیوانات را کم اهمیت جلوه می دهیم یا کشتار آنها را نادیده می گیریم (همانطور که رامسی انجام داد)، عادات غذایی خود را اشتباه گزارش می کنیم (یا مسئولیت شخصی خود را به کلی نادیده می گیریم)، ​​یا رفتار دیگران را به گونه ای قضاوت می کنیم که مانند برخی از نظر دهندگان رامسی، برتری اخلاقی داشته باشیم. انجام داد (حتی اگر احتمالاً خودشان گوشت بخورند).

اما پارادوکس گوشت فقط زمانی که در فرهنگ پاپ مطرح است، شعله ور نمی شود. این یکی از ویژگی های زندگی روزمره ماست، خواه به آن توجه نکنیم.

تقریباً از هر چهار بزرگسال آمریکایی یک نفر به نظرسنجی‌ها می‌گوید که مصرف گوشت خود را کاهش می‌دهند – در حالی که این کشور رکوردهای جدیدی را برای مصرف سرانه گوشت به ثبت می‌رساند. ما از رفتار با حیوانات در مزارع کارخانه، جایی که ۹۹ درصد گوشت در ایالات متحده تولید می شود، متنفریم، با این حال از گیاهخواران بیزاریم. و حتی آنهایی از ما که می گویند گیاهخوار یا وگان هستیم، اغلب حقیقت را آشکار می کنیم.

پارادوکس گوشت همچنین موضوع و عنوان کتاب اخیر راب پرسیوال، رئیس سیاست غذایی در انجمن خاک، یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در بریتانیا است که از شیوه های کشاورزی ارگانیک، رفاه بیشتر حیوانات و مصرف کمتر گوشت حمایت می کند.

من می خواستم با پرسیوال صحبت کنم زیرا او تجسم متحرک پارادوکس گوشت است. او روزهای خود را به مبارزه علیه کشاورزی صنعتی حیوانات می گذراند و در عین حال اصرار دارد که حیوانات همچنان باید در سیستم کشاورزی و غذایی ما نقش داشته باشند، هرچند بسیار کوچکتر و انسانی تر.

پرسیوال کاملاً با هدف گیاهخواری موافق است و تا آنجا پیش می رود که کشتار حیوانات را «قتل» می نامد، اما خود گیاهخوار نیست و در انتقاد از عجیب و غریب بودن و اغراق جنبش وگان دریغ نمی کند. و او به شدت نگران است که اگر بشریت نتواند بفهمد که چگونه پارادوکس گوشت را حل کند چه اتفاقی برای جهان خواهد افتاد. رژیم غذایی پر گوشت غرب یک تسریع کننده اصلی برای بحران آب و هوایی است که نشانه کمی از کند شدن آن را نشان می دهد و این رژیم در حال حاضر به بقیه جهان صادر می شود.

بنابراین در تلاشی برای کشف پارادوکس گوشت، پرسیوال با کشاورزان، مردم شناسان، روانشناسان و فعالان صحبت کرد تا رابطه آشفته، پیچیده و هزاران ساله بشریت با حیواناتی را که برای غذا شکار و پرورش می دهیم، بهتر درک کند.

پارادوکس گوشت در خودمان

پرسیوال دریافت که پارادوکس گوشت فقط محصول کشاورزی صنعتی مدرن امروزی نیست، بلکه یک مبارزه روانی است که به اجداد اولیه ما برمی گردد. آن حکاکی های حیوانات و نقاشی های غار که ده ها هزار سال پیش ساخته شده اند؟ آنها ممکن است بیشتر از ابله غارنشینان باشند.

پرسیوال گفت: “این تا حدی حدس و گمان است، اما این مورد توسط محققان مختلف مطرح شده است که اینها شواهدی از واکنش آیینی به مصرف حیوانات ارائه می دهند که ممکن است ریشه در آن احساسات ناسازگار داشته باشد، که حس اخلاقی متضاد را دارد.” «کشتن و مصرف حیوانات حیوانی یک معضل اخلاقی عمیق ایجاد کرده است.»

اما پارادوکس گوشت در عصر مدرن تشدید شده است. پرسیوال به من گفت یکی از مطالعات پایه‌گذار ادبیات پارادوکس گوشت، مطالعه‌ای بود که توسط روان‌شناسان Loughnan، Haslam و Bastian در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. آنها به دو گروه پرسش‌نامه دادند و در حالی که آزمودنی‌ها پاسخ‌ها را پر کردند، به یک گروه داده شد. بادام هندی برای خوردن میان وعده در حالی که به گروه دیگر گوشت گاو تند می دادند. در این نظرسنجی ها از شرکت کنندگان خواسته شد تا به احساسات و هوش گاوها و نگرانی اخلاقی آنها نسبت به حیوانات مختلف مانند سگ، مرغ و شامپانزه امتیاز دهند.

شرکت‌کنندگانی که گوشت گاو را می‌خوردند، نسبت به گروهی که بادام هندی مصرف می‌کردند، گاوها را کمتر حساس و کمتر حواس‌تر ارزیابی کردند – و دایره نگرانی اخلاقی خود را به حیوانات کمتری گسترش دادند.

پرسیوال می‌گوید: «عمل فکر کردن به توانایی‌های ذهنی گاو در حین خوردن گاو، این احساسات ناهماهنگ را در زیر سطح ایجاد کرده بود، که ادراک آن‌ها را به روش‌های بسیار مهمی منحرف کرده بود».

پرسیوال در مورد یک مطالعه می گوید، حتی قرار گرفتن در معرض گیاهخواران یا وگان های سختگیر می تواند “تعهد شدید به توجیهات طرفدار گوشت” را ایجاد کند. این ممکن است توضیح دهد که چرا ما شاهد افزایش مصرف سرانه گوشت با نرخ گیاهخواری و گیاهخواری هستیم.

یکی از قسمت‌های خنده‌دارتر و گویاتر کتاب جزئیات ملاقات پرسیوال با چارلز وی، رئیس تضمین کیفیت غذا برای KFC در بریتانیا و ایرلند را شرح می‌دهد. پس از اینکه وی به پرسیوال می‌گوید که چقدر به استانداردهای رفاه حیوانات KFC افتخار می‌کند، پرسیوال از وی می‌پرسد: «اگر می‌دانستید که قرار است دوباره به عنوان یک مرغ متولد شوید، آیا واقعاً ترجیح می‌دهید در مزرعه‌ای در زنجیره تأمین KFC متولد شوید. در هر مزرعه دیگری در بریتانیا؟

وای ادعا می‌کند که استانداردهای شرکت بالاتر از استاندارد صنعت است (که چیز زیادی نمی‌گوید)، اما بعد می‌گوید که تفاوتی ایجاد نمی‌کند، «پس نه». پرسیوال دوباره تلاش می‌کند: «اگر می‌دانستید که قرار است دوباره به‌عنوان یک مرغ متولد شوید، فکر می‌کنید کمتر مرغ می‌خورید؟»

به گفته پرسیوال، وی به سادگی پاسخ نمی دهد.

هنگامی که با این احساسات ناسازگار از طریق گزارش هایی در مورد واقعیت خشن مزرعه داری کارخانه ای مواجه می شویم، سعی می کنیم آنها را انکار کنیم، گوشت موجود در بشقاب خود را از حیوانی که آن را تولید کرده است جدا می کنیم و در این کار، احساسات و هوش حیوانات را انکار می کنیم.

ما برای توجیه رابطه خود با حیوانات نیز افسانه می سازیم. یکی از محبوب‌ترین آن‌ها «قرارداد باستانی» است که چیزی شبیه به این است: حیوانات گوشت خود را به ما می‌دهند و در ازای آن، ما به آنها اهلی کردن و در نتیجه فرصتی برای موفقیت تکاملی می‌دهیم. این مفهوم توسط نویسنده علمی استفان بودیانسکی در سال ۱۹۸۹ ابداع شد و توسط نویسندگان مواد غذایی، مایکل پولان و بری استبروک، و همچنین تمپل گراندین، دانشمند معروف رفاه حیوانات، تبلیغ شده است.

پولان و استبروک از پرورش حیوانات صنعتی مدرن امروزی چشم پوشی نمی کنند و استبروک می گوید که این نقض این قرارداد قدیمی است. با این حال، پرسیوال می نویسد: «فریب آشکاری در قلب قرارداد باستانی ما وجود دارد: «هیچ حیوانی به شرایط معامله رضایت نداده است».

ما همچنین از زبان برای مبهم کردن استفاده می کنیم. یک مطالعه نشان داد که جایگزینی «کشتار» یا «کشتن» با «درو» ناهماهنگی را کاهش می‌دهد و جایگزینی «گوشت گاو» و «گوشت خوک» در منوی رستوران‌ها با «گاو» و «خوک» باعث همدلی بیشتر با حیوانات می‌شود. افزودن یک عکس از یک حیوان در کنار ظرف همدلی را بیشتر می کند، در حالی که غذاهای گیاهی را برای شرکت کنندگان جذاب تر می کند.

پرسیوال می‌گوید که تناقض گوشت را می‌توان در فرهنگ‌ها و دوره‌های زمانی پیدا کرد و «هیچ فرهنگی وجود ندارد که در آن غذاهای گیاهی به همان شکل مشکل‌ساز باشند».

پارادوکس گوشت در موسسات ما

پارادوکس گوشت به همان اندازه در مؤسسات ما فعال است که در خود ما.

کتاب پرسیوال با گشت و گذار در موزه تاریخ طبیعی لندن آغاز می شود، جایی که نمایشگاه ها داستان از بین رفتن زیستگاه حیوانات و تأثیرات تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش را بیان می کنند. پرسیوال گفت، اما پس از بازدید از رستوران موزه، «ممکن است غذایی از شما سرو شود که مستقیماً به همه آن بحران‌ها کمک کرده است». (تولید گوشت یکی از دلایل اصلی از بین رفتن زیستگاه است، زیرا بخش های وسیعی از جنگل برای کشت سویا و سایر محصولات برای تغذیه حیوانات پرورشی پاکسازی می شود.)

در نهایت، موزه منوی خود را تغییر داد – با ارائه غذاهای گیاهی، گوشت با رفاه بالاتر و غذاهای ارگانیک – پس از یک کمپین فشار از سوی پرسیوال.

آن داستان پایان خوشی داشت، اما من نگرانم که پارادوکس گوشت فقط در خودمان و نهادهایمان سخت تر شود، زیرا گوشت برای جنگ فرهنگی تلخ تر می شود، مانند زمانی که برخی از جمهوری خواهان از داستان ساختگی که می گویند سبز نیو دیل (Green New Deal) وحشت کردند. منجر به “ممنوعیت برگر” می شود. پرسیوال استدلال می کند که برای غلبه بر آن، ما باید یک حد وسط را در بحث گوشت ایجاد کنیم.

او گفت: “ما به کشاورزان و همه چیزخواران مترقی نیاز داریم که سعی کنند تنش ها را با وگان ها و فعالان حیوانات کاهش دهند، و ما به گیاهخوارانی نیاز داریم که بگویند، “خوب، قدم اول این است که سیستم های صنعتی را حذف کنیم و بر رفاه بالاتر حیوانات تمرکز کنیم.” به من گفت. و اگر بتوانید جمعیتی به اندازه کافی بزرگ برای ادعای آن حد وسط بدست آورید، آنگاه ممکن است شاهد پیشرفت هایی باشیم.

در دنیایی که به طور فزاینده قطبی شده است، حد وسط مکان سختی است. اما نشانه‌هایی از پیشرفت وجود دارد: هر زمان که به رای‌دهندگان حق انتخاب ممنوعیت قفس برای مرغ یا خوک داده می‌شود، رأی مثبت می‌دهند و گوشت‌های گیاهی در سال‌های اخیر به جریان اصلی تبدیل شده است.

و از آنجا که مقررات جسورانه تر، مانند مالیات گوشت، در حال حاضر از نظر سیاسی سمی است، تغییر باید از ما شروع شود.

پرسیوال گفت: “من معتقد نیستم که افراد بتوانند همه اینها را به تنهایی رفع کنند یا اینکه تعمیر سیستم غذایی تنها مسئولیت مصرف کنندگان است.” “اما در عین حال، من معتقدم که انتخاب های خود ما تاثیرگذار هستند. آنها به تنظیم هنجارهای اجتماعی کمک می کنند. و قبل از اینکه بتوانید کسب‌وکارها را مجبور به تغییر کنید، به آن نوع بسیج توده‌ای نیاز دارید قبل از اینکه تغییرات سیاسی قابل دوام باشد.»

و برای رسیدن به آن، ابتدا باید به پارادوکس گوشت درون خود فکر کنیم، که به ما اجازه می‌دهد «نوعی همدستی و درهم‌تنیدگی خود را در همه این‌ها ببینیم و بفهمیم که شروع به جدا کردن خودمان چه معنایی دارد».

تغییر نحوه غذا خوردن یکی از مؤثرترین اقداماتی است که می‌توانیم برای آب و هوا انجام دهیم، اما همچنین یکی از شخصی‌ترین اقدامات است، همانطور که تأثیر عمیق پارادوکس گوشت نشان می‌دهد. اما رهایی خود از ناهماهنگی آن واقعاً می‌تواند به ما کمک کند تا راه خود را از برخی بحران‌هایی که در آن قرار گرفته‌ایم بیرون بیاوریم – اگر مایل به مقابله با آن باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید