زنبورها ممکن است احساس درد کنند – و ممکن است آنها نیز حساس باشند


به نظر می رسد که زنبورها نه تنها می توانند درد را از بین ببرند بلکه ممکن است بتوانند آن را نیز تحمل کنند.

در مطالعه ای که هفته گذشته در مجله منتشر شد PNASمحققان بریتانیایی دریافتند که زنبورها قرار گرفتن در معرض گرما را برای دستیابی به غذای بهتر عوض می کنند. این یافته نشان می دهد که زنبورها فقط اتوماتای ​​بی فکری نیستند که به محرک ها پاسخ می دهند، بلکه موجوداتی هوشیار و احساسی هستند که می توانند درد را تجربه کنند و در تصمیم گیری های پیچیده شرکت کنند.

به عبارت دیگر، زنبورها ممکن است حساس باشند، که به این معنی است که آنها ظرفیت احساس کردن و داشتن تجربیات ذهنی را دارند.

برای آزمایش، علوم اعصاب رفتاری ماتیلدا گیبونز، کاندیدای دکترا از دانشگاه کوئین مری لندن، همراه با چهار همکار دیگر، ابتدا به زنبورها پیشنهاد داد که از دو تغذیه کننده “با کیفیت” با برچسب زرد با محلول ۴۰ درصد ساکارز (قند) و مجهز به پد حرارتی غیرفعال، نوشیدنی را انتخاب کنند. (زنبورها، نه بر خلاف ما، عاشق شکر هستند.) به گروه‌های مختلف زنبورها دو غذای جایگزین با برچسب صورتی با محلول ساکارز ۱۰، ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ درصد ارائه شد، که هر کدام با یک پد حرارتی که همچنین غیرفعال بود، جفت شد.

یک زنبور در آزمایشی ساکارز را از یک تغذیه کننده می نوشد تا توانایی خود را در ایجاد مبادلات انگیزشی آزمایش کند.
پیپا آگر/دانشگاه کوئین مری لندن

البته زنبورها شیرین ترین محلول ۴۰ درصد ساکارز را ترجیح دادند. اما محققان سپس آزمایش را با چرخش تکرار کردند: تغذیه کننده های زرد رنگ با قند بالا تا ۱۳۱ فارنهایت چرخانده شدند – به اندازه ای که باعث ناراحتی زنبورها شود، اما آسیب نبیند. فیدرهای صورتی، که از ۱۰ تا ۴۰ درصد ساکارز متغیر بودند، بدون حرارت باقی ماندند.

هنگامی که دانخوری گرم نشده فقط ۱۰ یا ۲۰ درصد ساکارز داشت، زنبورها علیرغم درد، از دانخوری های با قند بالا نوشیدن می کردند. اما زمانی که فیدر گرم نشده حاوی ۳۰ یا ۴۰ درصد ساکارز بود، بسیاری از زنبورها به سمت آن مهاجرت کردند و از خاطرات تداعی کننده استفاده کردند تا از درد ناشی از تغذیه گرم شده جلوگیری کنند و در عین حال می‌توانستند از یک میان وعده با قند بالا لذت ببرند.

گیبونز گفت: «به‌جای اینکه نوعی واکنش بازتابی روباتیک باشند، که به این صورت است که آنها همیشه از گرما در هر موقعیتی اجتناب می‌کنند، می‌توانند گزینه‌های مختلف را بسنجید و سپس این پاسخ را سرکوب کنند».

مانند این مقاله اخیر که مبادلات انگیزشی را نشان می دهد، کار کنید [and] هدر براونینگ، فیلسوف و دانشمند در پروژه بنیادهای احساسات حیوانات در مدرسه اقتصاد لندن، که در این مطالعه شرکت نداشت، می‌گوید: «به شدت نشان می‌دهد که تجربه درد به نوعی کاملاً انقلابی است».

به گفته براونینگ، یکی از دلایل انقلابی بودن آن این است که توانایی ایجاد مبادلات انگیزشی نشانگر مهمی در تعیین احساسات است. در خرچنگ های گوشه نشین نیز مشاهده شده است.

«حداقل یکی از نقش‌های احتمالی احساس برای یک موجود زنده، یکی از دلایل آن است [sentience] براونینگ می‌گوید: تکامل یافته، برای کمک به حیوانی است که چنین معامله‌هایی انجام دهد. “این به آنها کمک می کند تا زمانی که این انگیزه های رقابتی دارند، تصمیم گیری انعطاف پذیری داشته باشند.”

با این حال، با توجه به ماهیت ذاتا ذهنی درد و هوشیاری، محققان هشدار دادند که این دلیل رسمی نیست که زنبورها حساس هستند یا احساس درد می کنند. حتی درک آگاهی در انسان ها هنوز یک راز است، چیزی که در فلسفه شناخته شده است به عنوان “مشکل سخت”.

اما محققان می گویند که این احتمال که زنبورها توانایی تحمل درد و رنج را دارند باید جدی گرفته شود و این یافته ها می تواند در مورد برخی حشرات دیگر نیز صدق کند.

آیا واقعاً می‌توانیم بگوییم که فقط به این دلیل که زنبورها این کار را انجام می‌دهند، آیا این چیزها در مورد سایر حشرات به ما می‌گوید؟ اندرو کرامپ، زیست‌شناس فوق‌دکتری در دانشکده اقتصاد لندن و یکی از همکارانش می‌گوید: احتمالاً در مورد افراد نزدیک‌تر، زنبورها، زنبورها، مورچه‌ها و شاید مگس‌ها، اما هرچه دورتر و دورتر می‌شوید، احتمالاً کمتر می‌شود. -نویسنده در مورد مطالعه

مطالعه جدید هر چقدر هم که انقلابی باشد، انقلابی در حقوق حشرات به وجود نخواهد آورد – فقط نگاه کنید که چگونه با بسیاری از پرندگان و پستانداران علیرغم اجماع عمومی در مورد احساسات آنها رفتار می کنیم.

محققان در ابتدای امر هستند که احتمالاً برای درک بهتر اینکه آیا و چگونه حشرات حساس هستند یا خیر، یک کار طولانی خواهد بود. ولی این یافته‌ها به عنوان یک دلیل دیگر اثبات می‌کند که ممکن است تعداد گونه‌هایی که ما به‌عنوان باهوش در نظر می‌گیریم کم‌شمار باشد – و این به‌طور فاحشی است، با توجه به اینکه تخمین زده می‌شود در هر لحظه ۱۰ کوینتیلیون حشره زنده باشند (۱ کوینتیلیون، یک میلیون تریلیون).

بحث بر سر اینکه چه کسی باید در باشگاه احساسات باشد

با وجود موفقیت فوق‌العاده تکاملی حشرات، محققان علوم حیوانی تنها در چند سال گذشته شروع به بررسی این موضوع کرده‌اند که آیا آنها هوشیاری دارند یا خیر.

تا اواخر دهه ۱۹۷۰، محققان در این زمینه بر رفتار حیوانات تمرکز می کردند و سعی نمی کردند تعیین کنند که آیا رفتار آنها باعث ایجاد احساسات می شود یا خیر. ذهن حیوان – اگر چنین چیزی وجود داشت – جعبه سیاهی در نظر گرفته می شد که بهتر است باز نشده بماند.

این تا حد زیادی به دلیل کار دونالد گریفین، جانورشناس آموزش دیده در هاروارد که در اواخر دهه ۱۹۷۰ شروع به استدلال کرد که حیوانات، نه فقط شامپانزه ها و پستانداران، هوشیار هستند، تغییر کرد و ذهن آنها باید بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد. شاگردان او شروع به انجام مطالعات حیوانی کردند و رشته ای که او آن را “روش شناختی” نامید، از آنجا رشد کرد.

این ایده در آن زمان بحث‌برانگیز بود، اما امروزه در میان کسانی که در مورد آگاهی مطالعه می‌کنند اتفاق نظر وجود دارد که پرندگان و پستانداران می‌توانند دارای احساسات باشند. اگرچه برخی افراد بدبین وجود دارند، اما اتفاق نظر وجود دارد که ماهی ها درد را احساس می کنند، که می تواند برای نشان دادن احساس کافی باشد. هیئت منصفه هنوز در مورد حشرات حاضر نیست و احتمالا برای مدتی خواهد بود، اما درک ما از آنها در حال تغییر است.

لارس چیتکا نوشت: “به طور سنتی تصور می شود که حشرات اجتماعی کاملاً توسط غریزه اداره می شوند: آنها می توانند لانه های پیچیده بسازند و کار خود را به طور مؤثر از طریق رفتارهای ذاتی تقسیم کنند، اما به عنوان فردی احمق در نظر گرفته می شوند و پیچیدگی فقط در سطح گروه ظاهر می شود.” نویسنده مشترک در مطالعه و نویسنده ذهن یک زنبور عسل، در واشنگتن پست. اما شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد زنبورها دنیای درونی فکری دارند – اینکه آنها به محرک‌ها فقط با پاسخ‌های سخت پاسخ نمی‌دهند.

بسیاری از بحث‌ها در مورد احساسات حول محور نئوکورتکس، بخشی از مغز پستانداران است که زبان، شناخت و موارد دیگر را پردازش می‌کند، و اکثر دانشمندان علوم اعصاب معتقدند که باعث ایجاد هوشیاری می‌شود. کرامپ می‌گوید پرندگان نئوکورتکس ندارند، اما ساختاری در مغز آنها، پالیوم پشتی، مشابه است و دانشمندان بر این باورند که آگاهی پرندگان در آن قرار دارد.

ماهی ها نیز چنین ساختار مغزی ندارند، اما در طول دو دهه گذشته، محققان به این باور رسیده اند که ماهی ها احتمالاً درد در ناحیه تلانسفالن مغز را تجربه می کنند، که از گیرنده های درد آنها – گیرنده های حسی که شناسایی می کنند و به آنها واکنش نشان می دهند، فعالیت می کند. محرک ها ممکن است از طریق اکتشافات مشابه، زندگی حشرات را بهتر درک کنیم، اما تعیین این که آیا گونه‌های خاص حشرات حساس هستند یا نه، چه رسد به همه حشرات، دشوار خواهد بود.

بسیاری از تمرکز فعلی محققان حشرات فقط کشف این است که نشانگرهای بیولوژیکی احساسات چیست، اگرچه توانایی اثبات شده برای ایجاد مبادلات انگیزشی، مانند زنبورهای گیبون، یکی از آنهاست.

این مطالعه مبتنی بر درک ما از ظرفیت حشرات برای درد است، اما دلیل قطعی برای اینکه زنبورها یا سایر گونه‌های حشرات حساس هستند، ارائه نمی‌کند. با این حال، با استفاده از اصل احتیاط – این ایده که ما باید در سمت به حداقل رساندن آسیب در مواجهه با اطلاعات محدود و عدم قطعیت اشتباه کنیم – بیایید فرض کنیم که چنین هستند. آیا این باید نحوه رفتار ما با آنها را تغییر دهد؟

زنبورها و سایر حشرات ممکن است احساس درد کنند. حالا چی؟

بحث در مورد اینکه آیا حشرات حساس هستند ممکن است بیهوده به نظر برسد، با توجه به اینکه آنها چقدر از پستانداران احساس دوری می کنند، چه رسد به انسان. اما هر بحث گذشته در مورد اینکه چه کسی سزاوار توجه اخلاقی است و اینکه دایره نگرانی ما چقدر باید باشد، برای برخی بی‌اهمیت به نظر می‌رسد. اگر فقط بخش کوچکی از ۱۰ کوینتیلیون حشره ای که در حال حاضر زنده هستند می توانند درد را احساس کنند، ممکن است لازم باشد برخی تغییرات درست باشد.

با توجه به این مطالعه، معقول ترین مکان برای شروع، زنبورداری است. به گفته جیسون شوکرافت، سابقاً در گروه تحقیقاتی Rethink Priorities (او اکنون در بنیاد کمک‌های بشردوستانه باز است)، حدود تریلیون زنبور عسل که در سطح جهانی برای عسل خود مدیریت می‌شوند، می‌توانند از تهدیدات مختلفی رنج ببرند: قرار گرفتن در معرض آفت‌کش‌ها، تغذیه نامناسب، بیماری. حمل و نقل از راه دور، بازرسی کندوهای تهاجمی و برداشت عسل. این عوامل با اختلال فروپاشی کلنی مرتبط هستند، اما با مدیریت بهتر می توان آنها را بهبود بخشید.

بسیاری از فرهنگ‌ها در سرتاسر جهان مدت‌هاست که حشرات می‌خورند، اما در سال‌های اخیر پرورش حشرات در کارخانه‌ها افزایش یافته است – عمدتاً برای تأمین خوراک مرغ و ماهی‌های پرورشی در کارخانه، به جای مصرف مستقیم انسان. این یک روند در حال ظهور است که ممکن است بخواهیم دو بار در مورد آن فکر کنیم.

یک کارمند لاروها را داخل یک اجاق طبقه بندی داخل مزرعه حشرات ینسکت در دول فرانسه می اندازد.
سیریل مارسیلاسی/ بلومبرگ از طریق گتی ایماژ

اگر ما پروتئین بیشتری را به جای گاو، خوک و مرغ از مزارع حشرات تامین کنیم، ممکن است یک پیروزی برای سلامت انسان باشد. اما اگر حشرات معمولی مانند جیرجیرک‌ها و کرم‌های خوراکی، درد را احساس کنند، با توجه به تعداد نجومی حشراتی که برای جایگزینی بیش از ۷۰ میلیارد حیوان خشکی باید پرورش یابند، این می‌تواند یک فاجعه اخلاقی بسیار بدتر از دامداری باشد. هر ساله در سطح جهانی کشاورزی می شود.

ما می توانیم راه هایی برای همزیستی انسانی تر با حشرات پیدا کنیم، مانند کاهش استفاده از حشره کش در خانه و مزارع. سیاستگذاران ممکن است روزی حفاظت از حشرات را تحت قانون نیز در نظر بگیرند. در اوایل سال جاری، پارلمان بریتانیا لایحه رفاه حیوانات (Sentience) را تصویب کرد که شامل همه مهره داران می شود. سرپایان مانند اختاپوس و ماهی مرکب؛ و ده‌پایان، مانند خرچنگ دریایی، میگو، و خرچنگ. این قانون، مثلاً، پرورش میگو را غیرقانونی نمی‌کند، اما نشانه آن است که بالاترین مقام‌های دولتی به مسئله احساسات حیوانات توجه واقعی می‌کنند.

کرامپ می‌گوید که مطالعه اخیر و مطالعات آینده آنها می‌تواند – در صورت ترکیب – تصویر واضح‌تری از اینکه زنبورها و سایر حشرات حساس هستند یا نه، ایجاد کند.

“این یک مطالعه نخواهد بود [that determines insect sentience]کرامپ گفت، و این یک نوع شاخص نخواهد بود. هر توسعه ممکن است تنها شواهد ضعیفی برای احساسات ارائه دهد، اما اگر قطعات کافی وجود داشته باشد که همه به یک نتیجه اشاره می‌کنند، کرامپ می‌گوید: «در آن زمان است که ما شروع به دریافت یک مورد کاملاً قوی می‌کنیم.»

دیدگاهتان را بنویسید