سفر بایدن به اورشلیم تغییری در روابط آمریکا و اسرائیل است


اورشلیم – پس از خروج جو بایدن رئیس جمهور از هواپیما در فرودگاه بن گوریون اسرائیل، یایر لاپید، نخست وزیر اسرائیل با خاطره ای از هشت سال پیش از او استقبال کرد.

“تو به من گفتی [then] لاپید به یاد می آورد که اگر موهای من را داشتی، رئیس جمهور ایالات متحده می شدی. من به شما گفتم که اگر قد شما را داشتم، نخست وزیر اسرائیل می شدم.

در مراسم استقبال از آسفالت، لاپید بایدن را “صهیونیست بزرگ و یکی از بهترین دوستانی که اسرائیل تا به حال شناخته است” توصیف کرد. در یک کنفرانس مطبوعاتی پنجشنبه، این دو مرد کلمات محبت آمیز رد و بدل کردند و حتی یک یا دو شوخی کردند.

این استقبال گرم از یک رئیس جمهور دموکرات در اورشلیم، حداقل تا آنجا که تاریخ اخیر پیش می رود، کمی غیرعادی است. در دوره طولانی تصدی بنیامین نتانیاهو، از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۱، نخست وزیر دست راستی اسرائیل تقریباً مانند یک عامل حزبی عمل کرد و با جمهوری خواهان برای تضعیف سیاست خاورمیانه ای باراک اوباما و پذیرش دونالد ترامپ به گونه ای که تعداد کمی از رهبران دموکرات دیگر این کار را انجام می دادند، کار می کرد.

نتانیاهو برگشت [Israel] دانیل سیدمان، وکیل ساکن اورشلیم و کارشناس برجسته مناقشه اسرائیل و فلسطین، می‌گوید: تبدیل به یک شرکت تابعه کاملاً تحت مالکیت ترامپ و جمهوری‌خواه: معادل ژئوپلیتیکی ضد واکسن‌ها.

نفتالی بنت، سلف بلافصل لاپید، تلاش کرد تا کاری را که نتانیاهو انجام داده بود، خنثی کند و برای دیداری دوستانه با رئیس جمهور به واشنگتن سفر کرد. اما بنت، رهبر یک جناح راست، متحد طبیعی بایدن نبود. لاپید میانه رو می گوید: او و بایدن اولین زوج رئیس جمهور-نخست وزیر هستند که واقعاً از یک کشور فلسطینی در نزدیک به ۱۵ سال گذشته حمایت می کنند.

اما وابستگی بین بایدن و لاپید عمیق تر از سیاست است. هر دو رهبر نماینده نوعی سیاست مبتنی بر اجماع هستند و وظایف اصلی خود را نجات دموکراسی کشورشان از ویرانی های قطبی شدن سیاسی می دانند. هر دوی آنها بر این باورند که ملت‌هایشان از افراد اساساً شایسته‌ای تشکیل شده‌اند که به‌ترتیب ترامپ و نتانیاهو با تفکرات اقتدارگرایانه‌شان دچار تفرقه بدبینانه شده‌اند. آنها مسئولیت اصلی خود را نه تنها دور نگه داشتن تهدید راست افراطی از قدرت می دانند، بلکه خنثی کردن آسیبی که به خود سیاست وارد شده است.

اینکه آیا آنها می توانند به این هدف والا برسند یا نه روشن نیست. بایدن و لاپید در آستانه انتخابات حساس پاییزی در هر دو کشور در موقعیت‌های سیاسی ضعیفی قرار دارند که می‌تواند به کنگره تحت کنترل جمهوری‌خواهان و بازگشت نتانیاهو به نخست‌وزیری منجر شود. و دلایل خوبی وجود دارد که فکر کنیم بحران‌های دموکراسی اسرائیل و آمریکا بسیار عمیق‌تر از آن چیزی است که بایدن و لاپید پیشنهاد می‌کنند: برخاستن از نیروهای بنیادی که هیچ یک از رهبران نمی‌توانست امیدوار باشد که آنها را رام کند.

نتانیاهو، ترامپ و انحراف روابط آمریکا و اسرائیل

به گفته دولت های اسرائیل و آمریکا، سفر بایدن به اسرائیل فرصتی برای اعلام یک سند مشارکت راهبردی جدید است. در واقع، اعلامیه‌ها از آن دسته تغییراتی نیستند که به تنهایی مستحق دیدار رئیس‌جمهور باشند.

می توان دیدار بایدن از اسرائیل را صرفاً به عنوان ایستگاهی در مسیر او به عربستان سعودی دید. بایدن می‌خواهد از پادشاهی تولیدکننده نفت برای مهار تورم، که بزرگترین مسئولیت سیاسی و اقتصادی خود است، کمک بگیرد و به دنبال ترمیم روابط با دولتی ناقض حقوق بشر است که زمانی قول داده بود آن را به یک «پریا» تبدیل کند. به نظر می‌رسد که سفر اسرائیل، حداقل تا حدی، تلاشی برای جلوگیری از بی‌اعتنایی به نزدیک‌ترین متحد آمریکا در خاورمیانه، قبل از رسیدن رئیس‌جمهور به مقصد واقعی‌اش است.

اما می‌توان توقف بایدن در اورشلیم را به‌عنوان تلاشی برای از سرگیری روابط، درست به اندازه سفر او به جده دید: نه فقط بین ایالات متحده و اسرائیل، بلکه بین اسرائیل و حزب دموکرات.

در بیشتر تاریخ مدرن آمریکا، حمایت از اسرائیل یک موضوع کاملاً دو حزبی بود، به طوری که هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان به طور کلی طرف اسرائیل را در درگیری با فلسطینی ها می گرفتند. اما از حدود سال ۲۰۱۵، ترجیح دموکرات ها برای اسرائیل شروع به کاهش کرد و در نهایت به طور کامل از بین رفت. امروز، داده های گالوپ نشان می دهد که تقریباً به اندازه اسرائیل، دموکرات ها طرف فلسطینی را می گیرند.

دلایل عمیقی برای این تحول وجود دارد، از جمله حرکت به سمت چپ حزب دمکرات و اشغال فزاینده سرزمین های فلسطینی. اما بخش قابل توجهی از تقصیرها متوجه دو مرد است: نتانیاهو و ترامپ.

در طول دولت اوباما، نخست وزیر اسرائیل مکرراً با همتای آمریکایی خود در مورد مسائلی مانند گسترش شهرک سازی در کرانه باختری درگیر شد که اوباما سعی کرد آن را متوقف کند و نتانیاهو تسریع کرد. در سال ۲۰۱۲، نتانیاهو به جز آشکارا از میت رامنی برای ریاست جمهوری حمایت کرد. در سال ۲۰۱۵، او با جمهوریخواهان کنگره هماهنگ کرد تا یک سخنرانی بسیار غیرمعمول در کنگره در مخالفت با توافق هسته ای ایران ارائه دهد – که عملاً آرای مخالف دستاورد سیاست خاورمیانه ای اوباما را امضا کرد.

فعالیت ضد اوباما، به ویژه سخنرانی ایران، هم نخبگان دموکرات و هم رای دهندگان درجه یک را خشمگین کرد. اما کودتای واقعی در دولت بعدی اتفاق افتاد، زمانی که نتانیاهو ترامپ را در آغوش گرفت – تا جایی که پوسترهای تبلیغاتی غول‌پیکر را در اسرائیل با چهره‌اش بر روی آنها نصب کرد. ترامپ، به نوبه خود، علناً دیدگاه راست نتانیاهو برای اسرائیل را پذیرفت – انتصاب سفیر ایدئولوگ طرفدار شهرک سازی در اسرائیل، انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس، کنار گذاشتن توافق هسته ای ایران، و پیشنهاد یک “طرح صلح” که به اسرائیل داد. هرچی میخواست درسته

نشست خبری پرزیدنت ترامپ با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر سابق اسرائیل و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، در یک کنفرانس خبری در کاخ سفید در ۲۸ ژانویه ۲۰۲۰ با یکدیگر دست می‌دهند.
اندرو هارر/ بلومبرگ از طریق گتی ایماژ

هیچ یک از اینها در زمان یک رئیس جمهور دموکرات اتفاق نمی افتاد. بسیاری از آن در میان جمهوریخواهان قبلی غیرقابل تصور بود. اما نتانیاهو به درستی ارزیابی کرد که او و ترامپ شبیه هم هستند: هر دو نسبت به مسلمانان عرب تحقیر می‌شوند، هر دو نگران حقوق بشر نیستند، و هر دو مایلند برای دستیابی به قدرت بر نهادهای دموکراتیک کشورشان بداخلاق کنند.

در دوران نتانیاهو و ترامپ، روابط آمریکا و اسرائیل به انحراف ایده کلاسیک اتحاد مبتنی بر «ارزش‌های دموکراتیک مشترک» تبدیل شد. ارزش‌هایی که آنها اکنون مشترک بودند، هم ضد دمکراتیک و هم ضد دمکراتیک بود: دشمنی با یک حزب سیاسی و پایه‌های یک نظام سیاسی آزاد.

لاپید، بایدن و سیاست مخاطره آمیز مرکزگرایی طرفدار دموکراسی

چند ماه پس از روی کار آمدن بایدن در سال ۲۰۲۱، لاپید موفق شد ائتلاف گسترده ای از احزاب مخالف نتانیاهو را پس از چهار انتخابات متوالی که نتایج غیرقابل قطعی به همراه داشت، به هم بپیوندد. برای اولین سال، او موافقت کرد که به عنوان نخست وزیر خدمت نکند، علیرغم اینکه حزب میانه روش «یش آتید» بیشترین کرسی ها را در کنست (پارلمان اسرائیل) از هر حزب ائتلافی داشت. در عوض، او به نفتالی بنت، رهبر حزب راستگرای یامینا، اجازه داد تا در همان ابتدا جایگاه اول را به دست آورد تا مشارکت او در اتحاد با مرکز و چپ را تضمین کند.

تغییر در رهبری در واشنگتن و اورشلیم فرصتی برای تنظیم مجدد روابط آمریکا و اسرائیل ایجاد کرد. اما بنت، دست راستی که حداقل به اندازه نتانیاهو مخالف دولت فلسطینی است، پیام رسان ایده آلی برای نزدیکی با چپ میانه آمریکا نبود.

از قضا، فروپاشی ائتلاف سه هفته پیش ممکن است روابط آمریکا و اسرائیل را کمی هموارتر کند (حداقل به طور موقت). توافق بین بنت و لاپید حکم می کند که در صورت سقوط، این دومی تا زمان برگزاری انتخابات جدید به عنوان نخست وزیر خدمت خواهد کرد. بنابراین در حال حاضر تا انتخابات ۱ نوامبر، و احتمالاً بیشتر، یک حامی میانه رو راه حل دو کشوری به عنوان نخست وزیر اسرائیل خدمت خواهد کرد – این اولین بار از زمان خروج ایهود اولمرت از سمت خود در اوایل سال ۲۰۰۹ است.

اما بایدن و لاپید بیشتر از مواضع سیاسی مشترکند: هر دوی آنها تشخیص مشابهی در مورد اشتباهات در کشورهای مربوطه خود و چگونگی رفع آن دارند.

بایدن در سخنرانی تحلیف خود به آمریکایی ها گفت: «این لحظه تاریخی بحران و چالش ما است و وحدت مسیر پیش رو است». او استدلال کرد که مواجهه با این چالش به معنای پایان دادن به “این جنگ غیر مدنی است که قرمز را در برابر آبی، روستایی در مقابل شهری، محافظه کار در مقابل لیبرال قرار می دهد.” همچنین به معنای رویارویی با بازیگران سیاسی مسئول تجزیه آمریکا بود: کسانی که سیاست «شیطان‌سازی» را انجام می‌دهند و دروغ‌هایی را «برای قدرت و برای سود» منتشر می‌کنند.

در اولین سخنرانی تلویزیونی لاپید به عنوان نخست وزیر، در ۲ ژوئیه، او یادداشت مشابهی را نوشت. او گفت: «سوال بزرگ اسرائیل در واقع این است که چرا در دوره ای که توافق ملی گسترده ای در مورد همه موضوعات مهم داریم، سطوح نفرت و اضطراب در جامعه اسرائیل تا این حد بالا است. لاپید نیز مانند بایدن، اختلافات شدید کشورش را به گردن شخصیت‌های سیاسی می‌اندازد که به نفع حزبی تفرقه دامن می‌زنند:

در اسرائیل، افراط گرایی از خیابان به سیاست نمی آید. برعکس است. مثل گدازه از سیاست به خیابان ها می ریزد. حوزه سیاسی بیش از پیش افراطی، خشن و شرورتر شده است و جامعه اسرائیل را نیز با خود همراه می کند. این را باید متوقف کنیم. این چالش ماست

به طور خلاصه، هر دو رهبر معتقدند که دموکراسی آنها در بحران است: که پیشینیان آنها برای منافع سیاسی به درگیری داخلی دامن زدند، اقلیت ها و دشمنان سیاسی را شیطانی جلوه دادند و نظام سیاسی را به نقطه شکست رساندند. آن‌ها وظایف اصلی خود را این می‌دانند که یک کشور از هم پاشیده را به هم پیوند می‌دهند، و شهروندی را متحد می‌کنند که در ذهنشان بیشتر از آنچه که آن را تقسیم می‌کند، مشترک است.

تلاش‌های آنها، در صورت موفقیت‌آمیز، نه تنها از دموکراسی در داخل محافظت می‌کند، بلکه اتحاد ایالات متحده و اسرائیل را در ارزش‌های دموکراتیک واقعاً مشترک مستقر می‌کند. اما اگر بسیار بزرگ است.

بایدن و لاپید هر دو در ماه نوامبر با انتخابات دشواری روبرو هستند. داده‌های نظرسنجی نشان می‌دهد که دموکرات‌ها به احتمال زیاد کنترل حداقل یک مجلس کنگره و احتمالاً هر دو را از دست خواهند داد، زیرا نامزدی ترامپ در سال ۲۰۲۴ در پیش است. اگر چند چیز راه او را بر هم بزند، می تواند به طور قابل قبولی رهبر سابق را به قدرت بازگرداند.

با وجود تمام تقصیرهایی که بایدن و لاپید بر دوش پیشینیان دو قطبی خود انداخته اند، نمی توان اذعان کرد که یک مسئله طرف تقاضا نیز وجود دارد – بسیاری از شهروندان آنچه ترامپ و بی بی برای گفتن دارند شنیده اند و همچنان آن را جذاب می دانند. نظریه اصلی بایدن و لاپید – که یک اجماع میانه‌روی در زیر سطح قطبی‌سازی شدید نهفته است و آماده است تا توسط یک سیاستمدار جسور مطرح شود – در بهترین حالت مشکوک به نظر می‌رسد.

شاید این نباید خیلی تعجب آور باشد. موفقیت عوام فریبی ضد دموکراتیک در ایالات متحده و اسرائیل بخشی از یک روند جهانی است، روندی که کشورهای مختلفی مانند هند، مجارستان، فیلیپین و برزیل را در بر می گیرد. هیچ کس یک گلوله نقره ای پیدا نکرده است که رهبران طرفدار دموکراسی بتوانند از آن برای ایجاد اجماع جدیدی استفاده کنند که بتواند این نیروها را از قدرت حذف کند. ریشه های حمایت آنها بسیار عمیق است. انتظار داشتن ائتلاف بایدن و لاپید برای حل چنین مشکلی پس از تقریباً یک سال قدرت، انتظار معجزه است.

با این حال این همان چیزی است که بایدن و لاپید به شهروندان خود و به یکدیگر قول داده اند. آنها در آرزوی بازسازی یک پایه دموکراتیک نه تنها برای ایالات متحده و اسرائیل، بلکه برای اتحاد ایالات متحده و اسرائیل هستند. آجرها ممکن است حتی قبل از اینکه در جای خود قرار گیرند در حال فرو ریختن باشند.

دیدگاهتان را بنویسید