سیلیکون ولی راه بندان ترافیک ما را حل نمی کند: پاریس مارکس


شاید هیچ فناوری به اندازه خودرو در ایالات متحده وجود نداشته باشد. ۸۳ درصد آمریکایی‌ها تقریباً هر روز رانندگی می‌کنند و سه‌چهارم کارگران آمریکایی در سال ۲۰۱۹ با ماشین رفت و آمد داشتند. خارج از تعداد انگشت شماری از شهرهای نسبتاً متراکم مانند نیویورک و واشنگتن، رفتن به اطراف بدون ماشین شخصی شما دشوار است. به محل کار، خواربارفروشی، بیمارستان یا تقریباً هر جای دیگری بروید.

اما همان طور که پاریس مارکس در کتاب جدید خود استدلال می‌کند، افزایش قدرت خودرو به چیزی جز از پیش مقدر بود. جاده به ناکجاآباد: آنچه دره سیلیکون در مورد آینده حمل و نقل اشتباه می کند. مارکس – نویسنده و مجری پادکست که فن‌آوری، رسانه و شهرها را نقد می‌کند – بررسی می‌کند که چگونه دولت‌ها و شرکت‌های محلی بسیج شده‌اند تا شهرها ماشین‌ها را در خود جای دهند، که منجر به وابستگی جدا نشدنی به آن‌ها می‌شود.

امروزه، شرکت‌های فناوری دره سیلیکون در حال ورود به تجارت طراحی مجدد زندگی شهری آمریکا هستند، درست همانطور که شرکت‌های خودروسازی قبلاً انجام می‌دادند. اگرچه شرکت‌های فناوری بزرگ ادعا می‌کنند که در حال حل کردن ترافیک و تغییرات آب و هوایی هستند، مارکس استدلال می‌کند که دیدگاه‌های فنی-اتوپیایی در مورد اشتراک‌گذاری سواری، خودروهای الکتریکی و وسایل نقلیه خودران کمک چندانی به ریشه‌یابی واقعی این مشکلات نکرده‌اند و ممکن است در واقع باعث شوند. اوضاع بدتر

به عقیده مارکس، فناوری مشکلات حمل و نقل شهری و برنامه ریزی را حل نمی کند، اما تغییر محاسبات سیاسی ما را حل خواهد کرد. هیچ ابزار فانتزی جدید مشکل اساسی حمل و نقل مدرن آمریکایی را حل نخواهد کرد.

مارکس گفت: «در نهایت باید جنبش‌های سازمان‌یافته ساکنان، کارگران، مردمی وجود داشته باشد که خواهان جایگزینی برای نحوه کار در حال حاضر هستند. این مطمئناً با دموکراسی بیشتر در جوامع ناسازگار نیست. اما مطمئناً نیاز به کار دارد.»

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد آینده حمل و نقل در ایالات متحده، با مارکس در مورد کتاب جدید آنها صحبت کردم. گفتگوی ما برای طولانی و وضوح ویرایش شده است.

معز اختر

شما در کتاب خود می نویسید: “داشتن وسیله نقلیه یک انتخاب نیست، یک ضرورت است و پیشنهاد در غیر این صورت احمقانه است.” چگونه خودروها از کالای لوکس برای ثروتمندان به کالایی ضروری برای توده ها تبدیل شدند؟

پاریس مارکس

آنجا این لابی قدرتمند منافع است که می‌خواهد خودرو را به شیوه غالب حمل‌ونقل تبدیل کند. این روایت از خودرو وجود دارد که انگار آزادی را فراهم می‌کند، انگار همه ما وقتی ماشین‌هایمان را داریم قدرت می‌گیریم، و این در تبلیغات خودرو تقویت می‌شود – ماشین‌هایی را می‌بینید که در جاده‌های باز می‌روند. اما هر کسی که واقعاً ماشین را به طور منظم رانندگی می کند، می داند که چند بار در ترافیک گیر کرده است.

واقعیت خودرو با داستانی که ما فروخته ایم کاملاً متفاوت است. واقعیت یک وابستگی تقریبا رادیکال است تا درجه ای از آزادی. این هزینه بالای خودرو وجود دارد که شما باید آن را بخرید تا بتوانید به آنجا بروید. برای تامین برق باید بیمه، نفت، گاز یا گازوئیل خود را بپردازید. شما باید هزینه نگهداری گاه به گاه خود را بپردازید. برای برخی افراد، این صورت‌حساب‌ها می‌توانند وضعیت مالی و امنیت اقتصادی آنها را مختل کنند. این ایده که این نمونه ای از آزادی است و نه وابستگی، برای غنی سازی تعداد معینی از شرکت ها، برای من کاملا خنده دار است.

برتری خودرو این ایده است که ما به این نقطه رسیده‌ایم که برای بسیاری از مردم، واقعاً هیچ جایگزینی وجود ندارد، زیرا سیستم‌های ترانزیت به این دلیل که همه یک خودرو داشتند یا انتظار می‌رفت که خودرو داشته باشند، هزینه‌شان کم شد. این یک مشکل جدی است. این در واقع به اندازه ای که به ما فروخته شده است سودمند نیست، همانطور که در این لحظه می بینیم که قیمت بنزین بار دیگر از پشت بام بالا می رود. بسیاری از مردم در نتیجه رنج می برند و در حال مبارزه هستند.

معز اختر

رکود سال ۲۰۰۸ و دهه پس از آن چگونه بر رابطه صنعت فناوری با زیرساخت های عمومی تأثیر گذاشت؟

پاریس مارکس

وقتی ما به بعد از ۲۰۰۸ نگاه می کنیم، اقتصاد در یک مکان واقعاً دشوار است. مردم مشاغل خود را از دست داده اند، دولت ها به دنبال راه هایی برای بازگرداندن آن مشاغل هستند تا نشان دهند که اقتصاد در حال رشد است، اقتصاد پویا است و غیره. صنعت فناوری واقعاً در موقعیت مناسبی قرار دارد تا کاملاً با این روایت تطبیق یابد: «تکنولوژی در حال پیشرفت است. ما باید کاری را که این شرکت‌های سیلیکون ولی انجام می‌دهند بپذیریم، زیرا این آینده است.» پس از رکود، این تمایل واقعی وجود دارد که به صنعت فناوری نگاه کنیم و آنچه را که به ما می‌فروشند به عنوان چشم‌انداز مثبتی که جهان را بهتر می‌کند و جنبه‌های منفی احتمالی آن را نادیده می‌گیرد، باور کنیم. این بدان معنا نیست که در آن لحظه افرادی وجود نداشتند که انتقادی صحبت کنند. فقط این است که تقریباً آنقدر مورد توجه قرار نمی گیرد.

این حرکت به داخل شهر وجود دارد – این تمایل وجود دارد که فراتر از آنچه که در رایانه شما اتفاق می‌افتد برویم و خود اینترنت را در بسیاری از نقاط دیگر جهان ادغام کنیم. ایده این است که این همه چیز را بهتر می کند، این باعث بهبود اوضاع می شود. اما من فکر می کنم، به خصوص اکنون که بیش از یک دهه از آن می گذرد، زمان آن رسیده است که ارزیابی مجددی انجام دهیم و خودمان را تازه کنیم، به ویژه پس از همه گیری. در حال حاضر در مورد فناوری در صنعت فناوری چگونه فکر می کنیم؟ و چگونه اطمینان حاصل کنیم که دوباره به روشی واقعاً غیرانتقادی درگیر این وعده‌ها نمی‌شویم؟

معز اختر

شما در مورد این ایده خطی پیشرفت که توسط دره سیلیکون ترویج شده است، که فناوری را به عنوان محرک اصلی قرن گذشته توسعه شهری قرار می دهد، با جزئیات زیادی صحبت می کنید. چرا ما نمی توانیم مشکلات حمل و نقل، برنامه ریزی شهری و جابجایی خود را با راه حل های فناوری حل کنیم؟

پاریس مارکس

این واقعاً چیزی را در مورد ساخت و ساز بزرگتر جوامع ما تغییر نمی دهد. اوبر در اوایل وعده داده بود که مالکیت خودرو را کاهش می‌دهد، ترافیک را اصلاح می‌کند، حمل‌ونقل را در دسترس‌تر می‌کند، رانندگان را توانمند می‌سازد، و همه این موارد. این تحقیق به طور کاملاً قاطع به ما نشان داده است که ترافیک را بدتر می‌کند، به مالکیت خودرو کمک چندانی نمی‌کند، و عمدتاً به جوانان، تحصیل‌کرده دانشگاهی و ساکنان شهری که درآمد بالاتر از میانگین دارند، خدمت می‌کند. به طور فزاینده ای شاهد افزایش قیمت ها هستیم و راحتی خدمات در حال کاهش است. حتی برخی از مردم به تاکسی برمی گردند.

جارت واکر، که یک برنامه ریز حمل و نقل است، در مورد اینکه چگونه مشکل اینجا یک مشکل تکنولوژیکی نیست، بلکه هندسی است صحبت می کند. ما فقط فضای زیادی در جوامع خود در شهرهایمان داریم. یک تکنولوژی جدید آن را تغییر نمی دهد. اگر واقعاً می‌خواهیم این مشکلات اساسی‌تر حمل‌ونقل را که از مالکیت انبوه و استفاده انبوه از خودرو ناشی می‌شود، حل کنیم، باید در اصل با آن مقابله کنیم. این یک مشکل سیاسی است که در طول چندین دهه ایجاد شده است. افزودن یک فناوری جدید به خودروها در واقع این مشکلات را حل نمی کند.

مسلماً چیزی که در حدود یک دهه گذشته دیده‌ایم این است که افزودن آن فناوری‌ها در واقع اوضاع را بدتر می‌کند. ما باید باور نکنیم که این فقط فناوری است که می تواند این مشکلات را حل کند. اما ما باید سیاست اساسی آن را دوست داشته باشیم، و قبل از اینکه این چیزها درست شوند، به این سؤال بپردازیم.

معز اختر

تفاوت بین حمل و نقل همانطور که توسط Big Tech و شرکت های خودروسازی پیش بینی شده است و حمل و نقل به عنوان یک خدمات عمومی چیست؟ و چرا این بیشتر یک سوال سیاسی است تا یک سوال تکنولوژیک؟

پاریس مارکس

این شرکت‌ها دارای یک سیستم حمل‌ونقل وابسته به خودرو هستند. راه‌های زیادی وجود دارد که شرکت‌ها می‌توانند از آن سود ببرند، خواه شرکت خودروسازی باشد که وسیله نقلیه را به شما می‌فروشد، گاراژی که به خودرو خدمات ارائه می‌دهد، پمپ بنزین و شرکت‌های نفتی که محصول را برای تامین انرژی خودرو به شما می‌فروشند، شرکت بیمه ای که وسیله نقلیه را بیمه می کند. من می خواهم استدلال کنم که آنچه که ما عمدتاً با شرکت های فناوری می بینیم، در واقع تمایل به تغییر آن در مقیاس بزرگ نیست، بلکه بیشتر میل به وارد کردن خود در آن رابطه از قبل موجود است، تا آنها بتوانند برش خود را از آن نیز انجام دهند. .

اگر بخواهیم در مورد حمل و نقل عمومی، اشکال حمل و نقل جمعی و درجه بیشتری از دوچرخه سواری جهت گیری کنیم، من استدلال می کنم که فرصت سود کمتری برای بسیاری از شرکت ها وجود دارد. بنابراین به طور طبیعی، تمایلی به پذیرش آن به عنوان آینده حمل‌ونقل یا حتی دولت‌ها برای پیگیری آن وجود ندارد. زیرا در این صورت به این معنی است که شما نمی توانید به تمام مشاغل تولیدی برای خودروهایی که در حال ایجاد هستند اشاره کنید. یا شاید آن کارخانه ها در نهایت بسته شوند، زیرا مردم دیگر خودروهای زیادی نمی خرند.

می‌توانید ببینید که چگونه دو دیدگاه بسیار متفاوت وجود دارد که دارای مجموعه‌ای از مزایای متفاوت هستند. چیزی که ما تاکنون انتخاب کرده‌ایم، یکی از مواردی است که واقعاً به نفع شرکت‌ها است، من می‌توانم بگویم، به قیمت هزینه‌های عمومی. ما باید راهی پیدا کنیم تا خودمان را تغییر دهیم تا به جای شرکت هایی که می خواهند از ما سود ببرند، سیستم حمل و نقل متفاوتی را که برای ما سودمندتر است، به دست آوریم.

معز اختر

وجود قدرت دموکراتیک و کنترل بر فناوری های جدید و نوظهور چه معنایی دارد؟

پاریس مارکس

این می تواند پیشنهاد دشواری باشد، زیرا روشی که ما در حال حاضر برای جوامع خود برنامه ریزی می کنیم – روشی که کارها کار می کنند کاملاً غیر دموکراتیک است. ما چیزهای زیادی را به این شرکت های خصوصی واگذار می کنیم و حتی دولت هایی که داریم را می توان با بسیاری از این منافع تجاری خرید. بنابراین بسیاری از تصمیمات لزوماً منعکس کننده تمایلات عمومی نیستند. فکر می‌کنم مردم می‌گویند که با نحوه کنار هم قرار دادن فرآیندهای برنامه‌ریزی، ممکن است تعداد کمی از افراد بسیار پر سر و صدا آن را کنترل کنند و مطمئن شوند که به روش‌های بسیار منفی و واپس‌گرا کار می‌کند. مطمئناً پیشنهادهایی وجود دارد که چگونه این نوع کارها می تواند کار کند تا اطمینان حاصل شود که تعداد بیشتری از صداها را در نظر می گیرید که معمولاً در این نوع مکالمات حذف می شوند. اما همچنین باید مؤلفه ای برای آموزش افراد در مورد مبادلات انواع مختلف سیستم هایی که در دسترس آنها است وجود داشته باشد.

معز اختر

اگر جامعه آمریکا به مسیر حمل و نقل فعلی خود ادامه دهد، چه آینده ای در پیش روی ماست؟

پاریس مارکس

این آینده خوبی نیست، واقعا. ما به نوعی در این بند گیر کرده ایم، جایی که به این خودروها وابسته هستیم، جایی که هزینه استفاده از آنها در حال افزایش است، جایی که تعداد مرگ و میر در جاده ها هر سال افزایش می یابد. اگر ما یک انتقال انبوه به وسایل نقلیه الکتریکی را انجام دهیم، همانطور که توسط این شرکت ها و همچنین توسط دولت ها تحت فشار قرار می گیرد، فکر می کنم متوجه خواهیم شد که این امر مشکل آب و هوای سیستم حمل و نقل را تا حدی حل نمی کند. ما در حال فروش هستیم همچنین این نوع روابط استعماری نو بین شمال جهانی و کشورهایی که در آن بخش‌هایی از آمریکای جنوبی، آسیا و آفریقا قرار است در آنها استخراج شود، ادامه خواهد یافت. این عواقب شدیدی برای بسیاری از جوامعی که در نزدیکی آن معادن در جنوب جهانی قرار دارند، خواهد داشت.

حتی فراتر از آن، اگر آنچه را که این افراد فناوری به ما می‌گویند باور کنیم، فکر می‌کنم به سمت آینده‌ای می‌رویم که نابرابرتر است، جایی که ثروت حتی بیشتر در دست تعداد بسیار کمی از مردم است. می‌توانید مشاهده کنید که فناوری‌هایی در داخل شهر برای تقویت بیشتر این شکاف‌ها استفاده می‌شوند، حتی زمانی که به عنوان راحتی و دسترسی بیشتر برای مردم به ما فروخته می‌شوند. وعده های معمولی که داده می شود عملی نمی شود. در اینجا این خطر واقعی وجود دارد که اگر ما واقعاً شروع به برخورد با سیاست این مشکلات نکنیم، و به این باور ادامه دهیم که راه حل های تکنو ما را به آینده ای بهتر هدایت می کند، واقعیتی که ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم. بدتر و بدتر و بدتر می شود.

دیدگاهتان را بنویسید