شروران مارول در حال تحت الشعاع قرار دادن قهرمانان آن هستند


تصویر اخطار اسپویلر

بدون شک، بهترین چیز در مورد ثور: عشق و تاندr شرور آن است: گور قصاب خدا (کریستین بیل).

این یک نام عالی است. یک قصاب فقط یک قاتل نیست، او فقط به یک زندگی پایان نمی دهد و ادامه می دهد. او قربانیان خود را تغییر کاربری داده و پیکربندی مجدد می‌کند و تکه‌های گوشت آن‌ها را با یک برش هک می‌کند. این نام گوشت و فلز را به ذهن متبادر می کند و در برابر یک تخته برش الهی قرار می گیرد.

سپس داستان بزرگ وجود دارد. گور، که در دنیایی دور از نامش به دنیا آمد، تا ابد عابد بود – حتی در رنج خودش، حتی پس از مرگ دخترش. اما سپس در روز داوری خود، با خدای مورد پرستش خود، راپو (جانی بروگ) روبرو شد. راپو با غرور بالا به گور گفت که به او اهمیتی نمی دهد. گور بدون ایمان برای از دست دادن، راپو را با شمشیر نکرو جادویی کشت. حالا، سعی می‌کند کاری کند که همه همان احساس ناامیدی را داشته باشند. او این کار را با قصابی آن خدایان یکی یکی انجام می دهد.

اما – هشدار اسپویلر – حتی اگر گور قصاب خدا بهترین چیز در مورد آن است ثور: عشق و تندر، احتمالاً آخرین طرفدارانی است که او را دیده اند.

شاید ما خوش شانس باشیم و او برای یک فلش بک بزرگ در اطراف باشد، اما او در پایان فیلم می میرد و تاریخ نشان می دهد که معمولاً این پایان راه برای شروران مارول است. مانند Killmonger مایکل بی جردن از پلنگ سیاه و هلای کیت بلانشت از ثور: راگناروک، گور بیل احتمالاً برای دور دیگری باز نخواهد گشت.

این همه مایه شرمساری است.

مارول تارنمای تحسین‌شده و بسیار سودآوری از فیلم‌های ابرقهرمانی به‌هم‌پیوسته ایجاد کرده است، اما با شروران آن‌ها تا حد زیادی به‌عنوان یکبار مصرف رفتار می‌شود. مگر اینکه باشد را مرد نهایی (نگاه کنید به: Thanos)، افراد بد در MCU نمی چسبند. آنها فقط موانع موقتی هستند که تا زمانی که قهرمانان ما بتوانند برای مبارزه با بزرگترین و بدترین شر متحد شوند، وجود دارند. وقتی شخصیت‌های شرور کاملاً فراموش‌شونده هستند (سریع: نام شرور در اولین فیلم Ant-Man را بدون گوگل‌کردن نام ببرید) و بخشی از داستان‌های اصلی قهرمانان هستند، معمولاً مشکلی نیست.

اما وقتی عملکردی مثل بیل دارید، کمی ضایع کننده است. این استفاده نادرست به ویژه اکنون آشکار است زیرا برای اولین بار پس از مدتی، احساس می شود که MCU دوباره شروع می شود.

فهرست فعلی فیلم‌ها که به‌عنوان فاز چهار شناخته می‌شود و وقایع سال ۲۰۱۹ را دنبال می‌کند پایان بازی، هنوز به یک داستان کلی مقید نشده اند. انتقام جویان همه در این نقطه به باد پراکنده شده اند: بسیاری از قهرمانان تثبیت شده مارول رفته اند (مرده یا بازنشسته شده اند). قهرمانان بازگشتی مانند ثور و دکتر استرنج در حال بازگشت هستند. محصول جدید سوپ‌هایی مانند Shang Chi و Eternals هنوز نام آشنا نیستند.

تنها چیزی که همیشه عالی در MCU فعلی وجود دارد، مجموعه شرورهای خارق‌العاده‌ای مانند گور قصاب خدای بیل است که بیشتر آنها فقط برای یک فیلم در اطراف هستند. مارول در حال حاضر می تواند هر کاری انجام دهد، اما به نظر می رسد به طرز ناامیدکننده ای در فرمول خود قفل شده است و قدرتمندترین دارایی هایش را خفه می کند.

بهترین چیز در مورد ثور گور است

من به شدت نسبت به عملکرد بیل احساس می کنم ثور: عشق و تندر زیرا من (در کمال تعجب) از فیلم لذت نبردم. عشق و تندر یکی از آن فیلم‌هایی است که چهار یا پنج فیلم نه چندان عالی در درونش غوغا می‌کنند.

یک تلنگر تکه تکه در مورد نحوه برخورد ثور (کریس همسورث) با تمام دوستان و اعضای خانواده اش در حال مرگ وجود دارد. داستان اصلی جین فاستر (ناتالی پورتمن) که شجاعانه تلاش می‌کند شخصیتی را که در دو قسمت اول نوشته شده بود، بسازد. ثور فیلم ها؛ یک رام کام به شدت غیر شاخدار با بازی ثور و جین. طنزی درباره تبدیل شدن وطن به مقاصد گردشگری با بازی والکری (تسا تامپسون)؛ و ماجراجویی فانتزی در مورد شکست دادن شر بزرگی که همه ما انتظارش را داریم.

همه اینها در تئوری خوب به نظر می رسند، اما چیزهای زیادی در جریان است – قلمرو سایه! نگهبانان کهکشان! حمام خون برفی! درمان های سرطان جین! نجات نیو آسگارد! – واقعاً به هر یک از بازیگران یا کارگردان تایکا وایتیتی اجازه داد تا عدالت را در مورد آنها رعایت کند.

برخی از مجموعه‌ها واقعاً خنده‌دار و پر زرق و برق هستند (نگاه کنید به: شهر قادر مطلق)، اما احساس می‌کنید که آنها فقط برای یک جوک یا لحظه خاص وجود دارند. و حتی با تغییرات سریع در مناظر، سرعت همچنان به نحوی تند می‌زند و گویی در حال حرکت است عشق و تندیr فقط سعی می‌کرد همه پایه‌ها را پوشش دهد، نه اینکه به طور متفکرانه هر یک از توطئه‌های متعددش را باز کند.

گور و حجاب کاملاً زرق و برق دار او!
استودیو مارول

با آمدن از Waititi، کمی ناامید کننده است که برخی از این داستان ها هرگز نشان خود را پیدا نمی کنند. عشق و تندر، پسندیدن ثور: راگناروک، آزادی بسیار بیشتری نسبت به بسیاری از فیلم های مارول دارد که بخشی از آن به لطف کارگردان آن است. در ابتدا جدای از فیلم نگهبانان، تا حد زیادی مستقل است و هیچ ارتباط مستقیمی با چندجهانی وجود ندارد، طرح درهم تنیده‌ای که مارول در فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی مانند آن بکار برده است. وانداویژن، لوکی، و دکتر استرنج در چند جهان جنون.

اما پرده سوم فیلم کار می کند، و من معتقدم که همه چیز را نجات می دهد. این به خاطر بیل در نقش گور است.

تراژدی گور فیلم را پایه‌ریزی می‌کند و بیل در مونولوگ‌هایی درباره ترس، ایمان و سر بریدن می‌چرخد. او معتقد است که اگر خدایان نماد ایمان هستند، مرگ آنها باید برای پرستندگانشان جان آفرین باشد و هر چه مرگ خونین تر و وحشتناک تر باشد، بهتر است. در دستان بیل، گور آنقدر قانع کننده است که خودم را در کنار او دیدم. او سوالات قانع کننده ای را در مورد پرستش قهرمانان امروزی مطرح می کند، از جمله اینکه مارول چگونه مسئول بسیاری از آن است.

بیل به‌عنوان قصاب خدا زیر چند کیلو آرایش پودری است که با ردپایی از زغال چوب خرد شده در اطراف چشم‌هایش مشخص شده است. به نظر می رسد کسی لبخند سوسیس خونی را روی دهانش زد. شما باید فرض کنید که او بوی پوسیدگی می دهد. با این حال ظرافت گوتیکی در مورد او وجود دارد. گور در زره پوشان نمی چرخد. او این حجاب کوچک زیبا را دارد. بیل می توانست به راحتی با آن تماس بگیرد و این کاراکتر به دلیل جلوه های بصری خیره کننده اش همچنان موثر بود.

اما در عوض، عظمت گوتیک گور به بیل چیزی برای جویدن می دهد. او می تواند در اوج باشد و خشم و معما را برانگیزد زیرا شخصیت بسیار چشمگیر است.

با این حال، پایان روشن گور – او آرزوی مرگبار برای بازگرداندن دخترش را دارد که به او رستگاری قهرمانانه می دهد – تا حد زیادی سرنوشت او را به عنوان یک شخصیت شرور در دنیای سینمایی مارول رقم می زند.

این خیلی تعجب آور نیست.

ساختار MCU مارول به گونه ای است که شرورها، به استثنای لوکی (تام هیدلستون)، تهدیدات یک فیلم هستند. برای مثال فاز اول شامل فیلم‌های مبتنی بر داستان می‌شود مرد آهنی، کاپیتان آمریکا: اولین انتقامجو، ثور و آن را با سال ۲۰۱۲ محدود کرد انتقام جویان، که همه آن قهرمانان را گرد هم آورد. اساساً، فیلم‌های مارول به سمت یک فیلم تیمی ساخته می‌شوند که در آن تبه‌کاری که قرار است بزرگ‌تر و بدتر از بقیه باشد، بزرگ‌ترین تهدید را برای جهان ایجاد می‌کند. پایان بازی نقطه اوج یک دهه داستان سرایی سینمایی بود، با نام مستعار فاز اول تا سوم.

اجازه دادن به شرورهای کوچکتر – مگر اینکه برادر ثور باشند – داستان هایی داشته باشند که در چندین فیلم ادامه پیدا کند، این تهدید بزرگ را از بین می برد. تا زمانی که فیلم بعدی مارول اکران شود، احتمالاً فراموش نخواهید کرد که آخرین بار چه چیزی بسیار وحشتناک بود.

فاز چهار مارول می تواند همه چیز درباره آدم های بد باشد

مارول اکنون در فاز چهار فیلم خود است – شانگ چی، جاودانه ها، Spider-Man: No Way Home، دکتر استرنج در چند جهان جنون، و ثور: عشق و تندر همه بخشی از این فصل هستند – اما آنها هنوز یک بد بزرگ برای این چرخه ایجاد نکرده اند. طبق شایعات، شرور نهایی قرار است کانگ فاتح افسانه‌ای و در زمان سفر باشد. در حالی که یک نوع چندجهانی از کانگ در آن معرفی شد لوکیواقعاً آن چیزی که با تانوس که در بسیاری از صحنه‌های ایستر اگ‌ها و تیتراژهای عید پاک به آن اشاره شده بود، با کانگ ایجاد نشده است. کانگ در چند صحنه آخر مارول (که اکثراً در حال حاضر در حال انتخاب بازیگران هستند) حضور نداشته است و همچنین حضوری قریب‌الوقوع نداشته است.

در عین حال، مانند Gorr، شروران فیلم‌های فاز ۴ مارول بهترین بخش‌های فیلم‌های مربوطه خود بوده‌اند و اغلب قهرمانانی را که با آنها روبرو می‌شوند تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. ون وو (تونی لیونگ) نمایش را دزدید شانگ چی. گالری سرکش مرد عنکبوتی، به ویژه دکتر اختاپوس (آلفرد مولینا) و گرین گابلین (ویلم دافو) به اندازه مرد عنکبوتی در فیلم قدرتمند بودند. راه خانه نیست. واندا ماکسیموف (الیزابت اولسن) باید شخصیت اصلی فیلم می بود چند جهان جنون.

همه آنها واقعاً بازی‌های فوق‌العاده‌ای توسط بازیگران خارق‌العاده هستند، و به ارائه اولین محصول پس از آن کمک کردند.پایان بازی گرانش و اهمیت فیلم‌های MCU.. فیلم‌های بعدی مارول کار دشواری را در معرفی شخصیت‌های جدید پس از جدایی افراد مستحکم مانند تونی استارک از رابرت داونی جونیور، بیوه سیاه اسکارلت جوهانسون و استیو راجرز از کریس ایوانز دارند.

بدون دامپزشکان مستقر آن (به کنار همسورث)، این تبهکاران – نه قهرمانان – هستند که کانون توجه MCU را به خود جلب می کنند. فکر می‌کنم به همین دلیل است که بیشتر از هر زمان دیگری مایلم تا شاهد ظهور دوباره بدجنس‌های فوق‌العاده قدرتمند مارول باشم و شکست‌هایی را ببینم که درهای بازگشت آنها را باز می‌گذارد، دقیقاً مانند آنچه در کتاب‌های کمیک انجام می‌دهند.

برای شرکتی که روشی را متحول کرد که استودیوها می‌توانند کل جهان فیلم را حول شخصیت‌ها بسازند، مارول به ندرت جرأت کرده است که با کمربند مونتاژ آنتاگونیست‌های خود چیزی هیجان‌انگیز را امتحان کند. هیچ دلیل واقعی وجود ندارد که شروران مارول باید راه هولیگان های قبل از خود را دنبال کنند، به خصوص اکنون که بیشتر از همیشه برای همه در MCU رایگان است.

پس چرا خدا قصاب باشکوه بیل یا حتی سلف گور را در کار نگذاریم راگناروک، هلا (کیت بلانشت) برای چند نوسان دیگر برمی گردد؟ چه می شد اگر ون وو مجبور نبود کنار بکشد تا راه را برای شانگ چی باز کند؟ چرا اجازه ندهید این شرورها در اطراف خود باقی بمانند، به خصوص اگر بازیگران لیست A برای این نقش ها امضا می کنند و بارها و بارها بازی می کنند؟

زمان عالی است: با دستیابی دیزنی به ویژگی های مارول فاکس، هجوم بدکاران و ضدقهرمانان نمادینی مانند Doctor Doom و Galactus از Fantastic Four و همچنین Magneto، Apocalypse و Mystique مردان ایکس وجود خواهد داشت. آن‌ها برای یکبار مصرف شدن یا قابل تعویض بودن بسیار بالا هستند، که ممکن است دست مارول را مجبور کند.

در حالی که فرمول مارول مطمئناً اکنون می تواند احساس امنیت کند، استودیو با پایبندی به قوانین به اوج فرهنگ پاپ نرسید. دنیای آن پر از فیلم‌های متصل، و اکنون نمایش‌های تلویزیونی، هنوز چیزی است که فقط مارول با موفقیت انجام داده است. با شرورهایش، فوق العاده خواهد بود اگر مارول جرات کند دوباره قوانین را زیر پا بگذارد. حتی اگر خود شرکت آن قوانین را نوشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید