فیلم فرانسوی “Selling Sunset” خانواده ای از مشاوران املاک لوکس را نشان می دهد که در واقع با هم کنار می آیند


به عنوان یک ساکن شهر نیویورک، چشم انداز داشتن یک خانه (یا یک آپارتمان بزرگ، برای آن موضوع) اغلب مانند یک رویا به نظر می رسد. این کشور به سادگی خانه های مقرون به صرفه کافی برای پاسخگویی به تقاضای رو به رشد، به ویژه در بازارهای شهری رقابتی مانند نیویورک، ندارد. در طول همه‌گیری، قیمت مسکن در سراسر ایالات متحده حتی در مناطق کوچکتر و کمتر جمعیت افزایش یافت، در حالی که نرخ مالکیت خانه شروع به کاهش کرد. در حومه کالیفرنیای جنوبی، جایی که من بزرگ شدم، میانگین قیمت خانه اخیراً به ۱ میلیون دلار رسیده است، مبلغی گیج کننده برای هر کسی که کمتر از شش رقم درآمد دارد و ثروت بین نسلی کمی دارد یا اصلاً ندارد.

من انتظار ندارم به این زودی ها خانه بخرم. با این حال، من مقدار زیادی از زمان را صرف بررسی چشم انداز املاک و مستغلات در Zillow و تماشای محتوای آرمانی مرتبط با خانه می کنم، مانند تورهای خانه افراد مشهور Architectural Digest و برنامه های تلویزیونی واقعیت مانند فروش غروب، لیست لوکس سیدنی، و آژانس پاریس، که مورد علاقه من از ژانر بوده است.

ارزیابی خانه‌های چند میلیون دلاری که به مشتریان ثروتمند ارائه می‌شود، جنبه‌ای اسکوپوفیلانه دارد، مشتریانی که دارای بودجه‌های بسیار بالایی هستند که می‌توانند از پس هر جزئیات ناپسند برآیند. این املاک مبله شده و تصمیمات زیبایی شناختی توسط معماران و طراحان داخلی گرفته می شود. این یک انحراف آشکار از واقعیت های بازار خریداران طبقه متوسط ​​است که در برخی مواقع با پیشنهادات تمام نقدی سعی در پیشی گرفتن از رقبا دارند.

به دلیل نزدیکی به ثروت، این نمایندگان لوکس با خانه‌های مجلل مانند کارت‌های تجاری رفتار می‌کنند – دارایی‌هایی که باید به دست بیایند، آن‌ها را جابجا کنند، و با درایت به بهترین مشتریان ارائه شوند. چنین محتوایی به بیننده این امکان را می دهد که شرایط زندگی خود را فراموش کند و در ذهنیت غیرقابل لمس طبقه نخبه خرید عمارت ساکن شود که همیشه در جستجوی چیزی بزرگتر و بهتر هستند. خانه های رویایی اگر پول داشته باشید به راحتی می توانید پیدا کنید.

من این نمایش ها را برای شکوه بصری خانه ها تماشا می کنم، کمتر برای رقابت بین عوامل. بسیاری از مردم از آن لذت می برند فروش غروبدرام اداری پوچ باربی و لذت بردن از آن لیست های لوکسمن خودخواه است، اما بعد از یک فصل یا بیشتر، من از درگیری بین فردی خسته می شوم. من برای دعواهای گربه ای که بیش از حد سخت و باورنکردنی به نظر می رسند اهمیتی نمی دهم. من کمتر اعتراف‌کننده‌هایی می‌خواهم که حرف‌هایشان را بزنند و دوربین‌های مجلل‌تر و جذاب‌تری را برای املاک لوکس داشته باشند. (بله، من قبلا هر دو فصل را تماشا کرده ام خارق العاده ترین خانه های جهان.)

آژانس پاریس، یا آژانس به زبان فرانسوی، این نیاز فضولانه را برآورده می‌کند، در حالی که بینندگان را با کرتز بسیار موفق و دوست‌داشتنی، خانواده فرانسوی پشت سر تجارت املاک لوکس همنام آشنا می‌کند. پخش در نتفلیکس، نمایش – و آژانس – یک امر خانوادگی است، بنابراین درام کم خطر است و اختلافات تقریباً وجود ندارد. فکر: بریتانیای کبیر بیک آف از نظر لحن سبک و سالم آن، اما با چاشنی زرق و برق اروپایی و کلمات قصار گاه به گاه کارداشیان در مورد کار سخت.

کرتزها انگیزه ای برای رقابت با یکدیگر ندارند. هنگامی که یکی از اعضا قراردادی را می بندد، برای جشن گرفتن موفقیت گروه صدای گونگ را به صدا در می آورد. فروش برای یکی، فروش برای همه است، اخلاقی که در فضای خانه-دفتر غول پیکر دهه ۱۹۳۰ آنها در بولون بیلانکورت، محله ای ثروتمند در پاریس منعکس شده است. با این حال، یک سلسله مراتب وجود دارد. اولیویه کرتز، مدیر عامل شرکت، و همسرش ساندرین، زوج قدرتمند در زمینه املاک و مستغلات هستند که در سال ۲۰۰۷ آن را تأسیس کردند و بعداً پسرانشان مارتین، والنتین، و لوئیس را به ترتیب سن وارد تجارت کردند. رافائل، کوچک‌ترین از این چهار نفر، ۱۷ سال دارد و هنوز در دبیرستان است، اما گاه به گاه برای کار کردن با برادرانش ابراز هیجان می‌کند.

خانواده کرتز در فضای اداری خانه خود در بولون بیلانکورت ژست می گیرند.

مدیرعامل اولیویه کرتز و همسرش ساندرین در سال ۲۰۰۷ آژانس همنام خود را تأسیس کردند و بعداً پسرانشان لوئیس (چپ)، مارتین (دوم به چپ) و والنتین (دوم به راست) را وارد تجارت کردند. رافائل (مرکز) هنوز در دبیرستان است، اما انتظار می رود روزی به این تجارت بپیوندد.
املاک و مستغلات خانواده کرتز

علاوه بر ویژگی های مجلل، جذابیت اصلی نمایش، شخصیت های متمایز و به طور کلی دوست داشتنی هر یک از اعضای خانواده است. این البته هنگام مذاکره با مشتریان سودمند است و همچنین تلویزیون دلپذیری را ایجاد می کند. خانواده کرتز حال و هوای یک خانواده میزبان فرانسوی را می دهد که خیلی خوشحال هستند که یک بطری شامپاین را با شما در یکی از خانه های روستایی خود تقسیم کنند. با این حال، تهیه‌کنندگان نتفلیکس موفق شده‌اند جنبه‌های «عادی‌تر» زندگی خانوادگی کرتز را کلید بزنند: کروسان‌های صبحانه مشترک، اسنارک‌های معمولی خواهر و برادر، فعالیت‌های گاه به گاه (مثلاً کایت‌سوار کردن و یک حمام یخی برای تیم‌سازی) و جذابیت آن‌ها. ، مادربزرگ همیشه حاضر ماجو، که پسرها سعی می کنند با او قرار بگذارند.

به نظر می رسد این نمایش می گوید که کرتزها دقیقاً مانند ما هستند، حتی اگر آنها می توانند در یک لحظه به ایبیزا بروند و با اعضای جامعه برتر درآمیخته شوند. مارتین، مانند هر خواهر یا برادر بزرگتر، به طرز قابل تحملی مغرور است، اما دارای مقداری خودآگاهی برای مهار نفس خود است. والنتین جدی و هم سطح است و همیشه با لبخندی بر لب دیده می شود. لویی، دومین جوان، در سایه نورافکن های برادرانش قرار دارد، اما حتی او نیز برای افزایش مهارت های خود به عنوان یک مامور شاگرد، یک قوس طولانی مدت پیدا می کند.

در حالی که مارتین و والنتین ممکن است مشهودترین عوامل در این زمینه باشند (این به آنها کمک می کند که مردان فرانسوی قد بلند و فوق العاده خوش قیافه باشند)، هیچ اشتباهی وجود ندارد که والدین مسئول هستند، حتی اگر آنها عمدتاً در حالی که تصویر را در دست دارند به تصویر کشیده می شوند. قلعه در خانه اولیویه پدرسالار سخت گیر است که به نظر می رسد همیشه نگران شیطنت های پسرانش است. ساندرین یک تاجر زیرک و دختری مغرور است. او پیراهن «دختران می‌توانند هر کاری را انجام دهند» در فصل اول اعتراف‌هایش به تن می‌کند، که کنایه از این است که او تنها زن شاغل در این قبیله است.

فصل اول در این پویایی خانواده باقی می ماند و دارای تست استرس گاه به گاه مشتری است. در یک قسمت، مارتین و والنتین به تکاپو افتادند تا ملکی در لحظه آخری در ایبیزا پیدا کنند که با ذائقه دقیق مشتریانشان که مخصوصاً برای بازدید به جزیره سفر کرده بودند، مطابقت داشته باشد.

فصل دوم بیشتر به ولخرجی املاک و مستغلات فرانسوی متمایل می شود، زیرا کرتزها به معنای واقعی کلمه زمین را برای بیشتر تصاحب می کنند. کرتزها در پاریس در صدر جدول قرار دارند، اما اولیویه مشتاق است دامنه خود را افزایش دهد. آنها ژان را می آورند، یک مامور جدید که مارتین او را در یک تور پیاده روی کباب می کند. با این حال، چشم اولیویه، دانیل داگرز، یک مشاور املاک لوکس بریتانیایی است که بیش از ۴ میلیارد دلار فروش داشته است و از خود به عنوان «آقای» یاد می کند. Super Prime.” اولیویه و پسرانش برای خواستگاری با داگرز و متقاعد کردن او برای شریک شدن با خانواده، در یک قلعه ۳۲۰۰۰ فوت مربعی با ۳۰ اتاق بازدید می کنند.

این تلاش اندکی اراده می کند – آنها، نمی خواهند – در پایان فصل دوم کمرنگ شوند. علامت مشترک Daggers برای کرتزها ارزشمند خواهد بود، زیرا آنها به فراتر از فرانسه نگاه می کنند. با این حال، شهرت بین المللی آنها فقط افزایش خواهد یافت. این نمایش موقعیت آنها را به عنوان خانواده مسکن برجسته پاریس تثبیت می کند: یک تجارت مامان و پاپ با جاه طلبی کافی و مشتریان نامی برای کسب طلا. یک نمایش نتفلیکس احتمالاً استراتژی بازاریابی بهتری نسبت به یک نمایه درخشان در هر روزنامه بزرگ اروپایی است، حتی اگر کرتزها علاقه خاصی به صعود از نردبان سلبریتی لیست D نداشته باشند. در این عمر، احتمالاً یک ملک میلیون دلاری در پاریس نخواهم خرید. اما اگر روزی جکپات پاوربال را بدست بیاورم، دقیقاً می دانم با چه کسی تماس بگیرم.

آژانس پاریس: املاک انحصاری برای پخش در دسترس است نتفلیکس. برای توصیه‌های بیشتر از دنیای فرهنگ، به ادامه مطلب مراجعه کنید یک چیز خوب آرشیوها

دیدگاهتان را بنویسید