لوتوس سفید فصل ۲: ​​رابطه جنسی، مرگ و آخرالزمان با هم ملاقات می کنند


تابستان امسال در رم، از سرداب کاپوچین بازدید کردم، مجموعه‌ای از مقبره‌های استخوان‌بندی‌شده در نزدیکی پیازا باربرینی. وارد اتاق اول می‌شوید، و همه جا فقط استخوان‌های انسان هستند که با دقت در نقش‌های هندسی روی کف، دیوارها و سقف چیده شده‌اند. تابلوهای اسکلتی از بقایای راهبان – ۳۰۰ گاری پر – ساخته شده است که وقتی برادران زنده آنها در سال ۱۶۳۱ به صومعه جدید خود نقل مکان کردند، به سرداب منتقل شدند.

بهترین بخش از همه چیز، که من انتظارش را نداشتم: استخوان ها خنده دار هستند. این کاپوچین ها در حال انفجار بودند. آرواره ها و استخوان های ترقوه زائده موجودات کوچک جمجمه پرنده می شوند. اسکلت‌های راهبان دور هم نشسته‌اند، به نظر می‌رسند که دارند با خودشان می‌خندند، همه از روی عمد. مطمئناً تلخ است، اما مسخره هم است. این یک جرات است که خودتان را جدی نگیرید. یک روز، این شما خواهید بود.

کاپوچین ها می گویند که هدف همه اینها این نیست که بازدیدکنندگان را بیرون بکشند، بلکه به عنوان ناراضی عمل کنند. memento mori – زندگی کوتاه و زودگذر است و سرنوشت همه ما این است که اسکلت هایی در زمین باشیم که نوعی شوخی کیهانی است. این یک قطعه با بسیاری از هنرهای ماندگار اواخر قرون وسطی، از Boccaccio است. دکامرون به آثار شکسپیر، که باید با حسی از پیش زمینه همیشه حاضر اضطراب طاعون خوانده شود. و مانند طاعون اخیر ما، ایتالیا یکی از اولین جاهایی بود که «مرگ سیاه» قرن چهاردهم اروپا را درنوردید. نیمی از مردم شهرهای سیسیل را از بین برد.

دو زوج جوان و پر زرق و برق بر روی اسکله بیرون از نیلوفر سفید نان تست با پرزکو می زنند.

اوبری پلازا، ویل شارپ، تئو جیمز و مگان فاهی در نیلوفر سفید.
با حسن نیت از فابیو لوینو/HBO

سیسیلی همچنین جایی است که مایک وایت، سازنده سریال، فصل دوم آن را تنظیم کرد نیلوفر سفید، که باید تصور کنم تصادفی نیست. فصل اول (با درجات مختلف موفقیت) شکاف های نژادی و طبقاتی را که با زندگی افراد بسیار ثروتمند همراه است، جدا کرد. اما فصل دوم بسیار بیشتر درگیر مرگ و میر است – به طور خاص، روش های ضعیفی که انسان ها سعی می کنند مرگ و میر را در زمان آخرالزمان فراموش کنند. با تماشای این اتفاق، تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که با حالتی عصبی و عصبی بخندیم.

اعتبار افتتاحیه نیلوفر سفیدفصل اول از کاغذ دیواری هایی که صحنه های گرمسیری عجیب و غریب را به تصویر می کشد، الگوبرداری شد، که در خور تصورات رایج از محیط هاوایی آن است. تیتراژ فصل دوم برای الهام گرفتن از نقاشی‌های رنسانس و، اگر حدس‌هایم را از دست ندهم، به تصویرهایی از پیروزی مرگ تبدیل می‌شود. این موضوع مورد علاقه هنرمندان رنسانس اروپایی بود، زیرا خطر طاعون آخرالزمانی همیشه وجود داشت. زندگی کردن یعنی فکر کردن به مردن ممکن است با آن رو به رو شود.

یکی از مشهورترین آنها، به ویژه، از سیسیل می آید، نقاشی دیواری از یک هنرمند ناشناس در حدود سال ۱۴۴۸ که اکنون به دیواری در پالرمو چسبانده شده است. در تابلوی غول پیکر، گروهی از مردم، از جمله (طبق توضیحات رسمی) “لذت جویان نجیب و بانوان شیک پوش”، در نزدیکی چشمه جوانی شادی می کنند، مهمانی می کنند و می گذرانند، ظاهراً غافل از مرگ – یک اسکلت غول پیکر. بر روی یک اسب اسکلتی غول پیکر – بر روی آنها فرود می آید.

تاریخ خود را بازتاب می دهد و طبیعت انسان هرگز تغییر نمی کند و بنابراین نیلوفر سفیدتوضیحات به طرز وحشتناکی شبیه به نقاشی دیواری است. «خانم‌های نجیب جوینده لذت و شیک پوش»، که به عبارتی جمعی از آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌های ثروتمند، در استراحتگاه سفید نیلوفر آبی در سیسیل (ظاهراً یک تفریحگاه زنجیره‌ای است) آمده‌اند تا یک هفته را زیر نور آفتاب بگذرانند. استراحتگاه خود بر روی صخره های مشرف به دریا واقع شده است.

یک جفت زوج جوان ثروتمند (تئو جیمز و مگان فاهی، و اوبری پلازا و ویل شارپ) در تعطیلات پرتنش هستند. سه نسل از مردان دی گراسو (ف. موری آبراهام، مایکل ایمپریولی و آدام دیمارکو) در غیاب ظاهری اعضای زن خانواده به تعطیلات می پردازند، به دلایلی که بلافاصله پس از ورود آنها آشکار می شود. و وارث مجلل تانیا (جنیفر کولیج) با دستیارش پورتیا (هیلی لو ریچاردسون) در کنارش بازمی گردد. دو دختر محلی – کارمند جنسی لوسیا (سیمونا تاباسکو) و خواننده جوان میا (بئاتریس گرانو) – نیز در اطراف نیلوفر سفید در کمین هستند و گروهی از کارکنان توسط مدیر خشمگین والنتینا (سابرینا ایمپاچیاتوره) رهبری می شوند.

در اساطیر یونان، نیلوفر خواران افرادی بودند که به جزیره ای می رفتند که در آن درخت نیلوفر آبی رشد می کرد، از آن می خوردند و همه و همه چیز را در جزیره فراموش می کردند. در وایت لوتوس سیسیلی، مردم در حال تفریح ​​و داشتن رابطه جنسی هستند و سعی می‌کنند دنیای بیرون را فراموش کنند، هر چیزی را فراتر از نور خورشید، کوکتل‌هایشان و شاید دختر زیبای انتهای بار را ببندند.

اسطوره غافلگیر لذت جو، که به طور ضمنی در فصل اول سریال وجود دارد، در فصل دوم آشکارتر است. هارپر (پلازا)، یک وکیل استخدامی فوق‌العاده محکم، در اوایل برنامه در هنگام صبحانه اظهار می‌کند که لذت بردن از تعطیلات با «همه چیزهایی که در دنیا می‌گذرد» بسیار سخت است. در حالی که شوهرش ایتان (شارپ) سری تکان می دهد، دافنه (فاهی) و کامرون (جیمز) گیج به نظر می رسند. می پرسند منظورش چیست؟ اوه، آنها سعی می کنند از اخبار اجتناب کنند. خیلی افسرده کننده است و به هر حال نمی توانید کاری در مورد آن انجام دهید. اینجا خیلی زیباست بیا فقط خوش بگذرونیم

اما وقایع اخیر به هر حال، اگر فقط از نظر روانی، یک راه نفوذ دارند. پورتیا، دستیار تانیا، به نظر نمی‌رسد از ناراحتی چند سال آخر زندگی‌اش خلاص شود. همانطور که او می گوید، او سه سال را تنها در اتاقش گذرانده است و در مصیبت های «گفتمان» غرق شده است. (قابل ارتباط.) او می خواهد زندهاو به آلبی (دیمارکو) می گوید. مطمئناً در گذشته، او فکر می کند، جهان باید پر از تجربه و زندگی بوده باشد، نه فقط غارهای دیجیتالی که ما بدبختانه در آن می خزیم.

زن جوانی با لباس مشکی به میز شام فانتزی با لب های جمع شده نگاه می کند.

اوبری پلازا در نیلوفر سفید.
با حسن نیت از HBO

خوب، نیمی از او درست می‌گوید، اما دنیای گذشته نیز پر از مرگ بود، و یادآوری آن در اطراف آنها وجود دارد. کلید تماشای این فصل از نیلوفر سفید نگاه کردن به چهره ها در پس زمینه است. آنها همیشه تماشا می کنند: نقاشی های دیواری باشکوه، مجسمه های نیم تنه، و مجسمه ها، یا نقاشی های آویزان شده بر دیوارها. چهره‌های مردگان، اسطوره‌ای، شهیدان، که در اطراف چشمه‌های جوانی معلق هستند و مرگ را می‌نگرند. چشم‌هایی که هرگز از تماشای زنده‌ها دست بر نمی‌دارند و سعی می‌کنند ترس وجودی و آگاهی از مرگشان را از بین ببرند، چیزی که برای این شخصیت‌ها – که به تازگی در یک بیماری همه‌گیر در حال تغییر جهان زندگی کرده‌اند، حتی برای افراد فوق‌ثروتمند – باید از بین برود. خیلی بالا.

این ناامیدی آنها از داشتن را توضیح می دهد سرگرم کننده: سکس مفرح، اسپریتزهای سرگرم کننده در کنار ساحل، خریدهای سرگرم کننده، خشمگین های سرگرم کننده، بازی های فکری “مفرح” با یکدیگر. آنها هم مثل همه ما در حال جبران زمان از دست رفته هستند. مانند تعداد کمی از ما، آنها منابعی را در اختیار دارند تا همه چیز را ببندند – بدون نگرانی در مورد وضعیت سیاسی یا وام های دانشجویی یا اینکه چه کسی در توییتر چه می گوید. بیا بریم جت اسکی پیدا کنیم.

اما این سریال روشن می کند که مرگ هرگز دور از ذهن نیست و برخی از این سرگرمی های ناامیدانه بازتابی برای دور زدن است memento mori. این یک نمایش بسیار خنده دار است، اما اطراف آن تاریک است. از همان ابتدا، واضح است که کسی خواهد مرد. این است نیلوفر سفید پس از همه، موتیف صخره ها به طرز وحشتناکی ناهموار و خطرناک به نظر می رسند. بحث ها گهگاه به این موضوع می پردازد که چه چیزی آنقدر مهم است که برای آن بمیرید یا برای آن بکشید. مردم به طور متناوب به چهره های روی دیوارها خیره می شوند. چندین بار، شخصیت‌هایی را می‌بینیم که به اقیانوس خیره می‌شوند، به گونه‌ای که نشان می‌دهد که پس از رسیدن به انتهای طناب خود، می‌خواهند در آن غوطه‌ور شوند. به نظر می‌رسد این جزیره نوید خوشبختی ابدی را می‌دهد، اما تعطیلات همیشه به پایان می‌رسد.

آخرالزمان به معنای پایان جهان نیست. این به معنای پرده برداری، افشای حقیقت پشت نما است. با نگاهی اجمالی به حقیقت مرگ و میر زمان طاعون، به هر شکل کوچکی، مسافران ما نمی خواهند این کشف را تکرار کنند. اگر پول بتواند مرگ را از بین ببرد، آنگاه آن را خرج خواهند کرد. اما می‌دانیم که این بهشت ​​صخره‌ای نمی‌تواند برای همیشه دوام بیاورد، فقط به این دلیل که روزی سطح دریا بالا خواهد رفت. و قبل از آن – شاید خیلی قبل از آن، هر چند چه کسی می داند؟ – مرگ در گوشه و کنار همه در کمین است.

پس بهتر است این فصل را تماشا کنید نیلوفر سفید با در نظر گرفتن آخرالزمان خودمان – البته نه اینکه شما واقعاً بتوانید به هر نحوی آن دانش را از بین ببرید. با این حال، این یک سوال مهم را ایجاد می کند که پاسخ زیادی ندارد: آیا تماشای تلویزیون برای فرار از دنیا کمی شبیه نیلوفر آبی است؟ آیا نمایشی مانند این – یا نمایشی با اژدها، یا الف ها، یا یک تیم فوتبال بدبخت بریتانیا، یا هر چیز دیگری که این روزها در آن غوطه ور هستیم – فقط تلاش دیگری برای فراموش کردن این است که همه ما در حال مرگ هستیم؟ آیا واقعاً مهم است؟

شاید. شاید نه. شاید همه ما فقط باید برویم یک اسکلت کوچک بیاوریم و آن را در گوشه تلویزیون نگه داریم، جایی که بتواند همیشه ما را تماشا کند و پوزخند بزند. محض احتیاط.

نیلوفر سفید در ۳۰ اکتبر ساعت ۹ شب از شبکه HBO پخش می شود و در مجموع هفت قسمت هر هفته یکشنبه شب ها پخش می شود و سپس از HBO Max پخش می شود.

دیدگاهتان را بنویسید