مقالات ویدیویی یک ساعته یوتیوب در عصر TikTok پر رونق هستند


معرفی مجدد مقاله ویدیویی به زندگی بزرگسالی من، مانند بسیاری از چیزها، یک عارضه جانبی بیماری همه گیر بود. در روزهایی که نمی‌توانستم خودم را به خواندن تفریحی مجبور کنم، سعی می‌کردم بعد از کار با ساعت‌ها و ساعت‌ها تماشای یوتیوب آرامش داشته باشم.

با این حال، سوپرایگوی شبه روشنفکر من به زودی از یکنواختی بی‌حس‌کننده‌ی وبلاگ‌های «روز زندگی»، ویدیوهای قدیمی آشپزخانه Bon Appétit و آموزش‌های آرایش ناراضی شد. من محتوایی می‌خواستم که سرگرم‌کننده، اما به طور همزمان اطلاعاتی، متفکرانه و تحلیلی باشد. به طور خلاصه، من چیزی می خواستم که این تصور را ایجاد کند من تماشاگر منفعل باهوش بودم. وارد کنید: مقاله ویدیویی.

مقالات ویدیویی برای حدود یک دهه، اگر نه بیشتر، در یوتیوب وجود دارند. بحث هایی در مورد اینکه چگونه فرم قبل از پلتفرم قرار گرفت وجود دارد. برخی از محققان سینما معتقدند که این ویدئو از فیلم‌های مقاله‌نویسی، نوعی فیلم‌سازی غیرداستانی، به‌وجود آمده و به شدت تحت‌تاثیر آن باقی مانده است. صرف نظر از این، یوتیوب به خانه بلامنازع مقاله ویدیویی معاصر تبدیل شده است. از سال ۲۰۱۲، زمانی که پلتفرم شروع به اولویت دادن زمان تماشا به بازدیدها کرد، این ژانر رونق گرفت. این ویدیوها به بخش قابل توجهی از چشم انداز YouTube در دهه ۲۰۱۰ تبدیل شدند و توسط سازندگان در سراسر فیلم، سیاست و خرده فرهنگ های دانشگاهی محبوب شدند.

امروزه، مقالات ویدیویی تقریباً به هر موضوعی که فکرش را بکنید اختصاص داده شده است، از حدود ۱۰ دقیقه تا یک ساعت به بالا. مقاله ویدیویی ابزاری برای سرگرم کردن نظریه‌های طرفداران، کاوش در داستان یک بازی ویدیویی یا یک غواصی عمیق تاریخی، توضیح یا نقد یک روند مقاله در رسانه‌های اجتماعی، یا مانند بسیاری از نوشته‌ها، توضیح استدلال، فرضیه یا کنجکاوی ارائه شده توسط خالق.

برخی از شناخته‌شده‌ترین سازندگان مقاله‌های ویدئویی – لیندزی الیس، ناتالی وین از ContraPoints، و ابیگیل تورن از PhilosophyTube – اغلب با BreadTube مرتبط هستند، اصطلاحی فراگیر برای گروهی از یوتیوب‌های چپ‌گرا و طولانی‌مدت که تفسیری روشنفکرانه درباره آن ارائه می‌کنند. موضوعات سیاسی و فرهنگی

اغراق نیست اگر ادعا کنیم که من – و بسیاری از هموطنان ژنرال زرز – از نظر علمی و فکری با مقاله های ویدئویی بزرگ شده ایم. آنها منابع مفیدی برای جلسات فشرده در اواخر شب بودند (با تشکر از Crash Course)، و مسئول معرفی یک نسل به تفسیر اول شخص در مورد انواع پدیده های فرهنگی و سیاسی بودند. حالا بچه هایی که با این محتوا بزرگ شده اند، خودشان تولید می کنند.

مادلین باکستون، مدیر فرهنگ و گرایش‌ها در یوتیوب، به من گفت: «مقاله‌های ویدیویی فرمی هستند که به‌خاطر ماهیت تحلیلی‌اش، خود را به‌خوبی با فرهنگ پاپ پیوند داده‌اند. ما شروع به دیدن سازندگان بیشتری می کنیم که از مقالات ویدیویی برای اظهار نظر در مورد روندهای رو به رشد در رسانه های اجتماعی استفاده می کنند. آن‌ها به‌عنوان یک نوع مورخ اینترنتی بلادرنگ عمل می‌کنند و به بینندگان کمک می‌کنند نه فقط روند، بلکه زمینه فرهنگی بزرگ‌تر چیزی را درک کنند.»

در مورد مقاله ویدیویی و پارامترهای همیشه در حال تغییر آن مطالب زیادی گفته شده است. چیزی که جدیداً مرتبط به نظر می رسد این است که چگونه مقاله ویدیویی در حال بسته بندی مجدد است، زیرا سازندگان ویدیوهای طولانی مدت در پلتفرم هایی علاوه بر YouTube خانه پیدا می کنند. این امر همزمان با تغییر دوران همه‌گیری به سمت ویدیوهای کوتاه انجام شد، با اینستاگرام، اسنپ چت و یوتیوب که مستقیماً Reels، Spotlight و Shorts را برای رقابت با TikTok راه‌اندازی کردند.

افزایش ناگهانی و تزلزل ناپذیر TikTok قابلیت زنده بودن محتوای بایت اندازه را ثابت کرده است و ماهیت اعتیادآور این برنامه باعث ایجاد ترس در مورد کاهش دامنه توجه جوانان شده است. با این حال، محبوبیت غالب مقالات ویدیویی، چه از سوی سازندگان جدید و چه قدیمی، چیز دیگری را نشان می دهد. مخاطبان از تماشای ویدیوهای طولانی منصرف نشده اند، و همچنین محورهای کوتاه به طور قابل توجهی بر سازندگان و خروجی آنها تأثیر گذاشته است. مقاله‌نویس‌های ویدیویی نوظهور حتی زمانی که از TikTok یا Reels به‌عنوان مکملی برای افزایش دنبال‌کنندگان آنلاین خود استفاده می‌کنند، از طولانی شدن یا نکات ظریف دوری نمی‌کنند.

حتی می توان استدلال کرد که شاهد دوران طلایی مقاله ویدئویی هستیم. زمان‌های اجرا طولانی‌تر از همیشه است، در حالی که سازندگان بیشتری ویدیوهای طولانی تولید می‌کنند. رشد ابزارهای سرمایه‌گذاری جمعی «اقتصاد خالق»، به‌ویژه در طول همه‌گیری، به مقاله‌نویسان ویدیویی اجازه داده است که بین آپلودها و در عین حال کیفیت تولید خود را حفظ کنند، استراحت طولانی‌تری داشته باشند.

تیفانی فرگوسن، خالق یوتیوب که متخصص در نقد رسانه‌ها و تفسیر فرهنگ پاپ است، می‌گوید: «من برای طولانی‌تر کردن ویدیوهایم فشار زیادی احساس می‌کنم، زیرا مخاطبانم همچنان به دنبال آن هستند. من نظراتی را دیده‌ام، چه در مورد ویدیوهای خودم و چه در ویدیوهایی که تماشا می‌کنم، که در آن طرفداران مانند «بله، شما به ما غذا می‌دهید»، در مورد ویدیوهای طولانی‌تر، به‌ویژه ویدیوهای یک تا دو ساعته، می‌گویند. به نوعی، این ذهنیت به نظر می رسد: هر چه طولانی تر، بهتر.

در یک پست مدیوم در آوریل گذشته، وبلاگ نویس A. Khaled اظهار داشت که بینندگان “مایلند محتوای تولید شده توسط کاربر را به اندازه یک محصول سینمایی چند میلیون دلاری توسط یک استودیوی بزرگ هالیوود استفاده کنند” – تصوری که به نظر غیرممکن به نظر می رسید. چند سال پیش، حتی به محبوب ترین مقاله نویسان ویدئویی. برای سازندگان، این اشتیاق برای ویرایش خوب و ویدیوی طولانی در سراسر جهان است و به طور منحصر به فردی برای زمان‌ها مناسب است.

جسیکا مدوکس، استادیار فناوری رسانه های دیجیتال در دانشگاه آلاباما، استدلال می کند که اینترنت ممکن است آنچه را که ما به آن توجه می کنیم تغییر داده باشد، اما دامنه توجه ما را به طور کامل کوتاه نکرده است. او به من گفت: «این ما را در مورد چیزهایی که می‌خواهیم توجه خود را به آن معطوف کنیم انتخابی‌تر کرده است. «افراد مایلند برای محتوایی که برایشان جالب است وقت بگذارند.»

البته هر بیننده ای متفاوت است. متوجه می‌شوم که اگر فعالانه تماشا کنم و هیچ کار دیگری انجام ندهم، توجه من حدود ۲۰ دقیقه کاهش می‌یابد – اگرچه اعتراف می‌کنم که یک بار چهار ساعت متوالی را صرف یک حماسه کرده‌ام. قله های دوقلو توضیح دهنده ماه گذشته، کانال Folding Ideas یک مقاله ویدیویی دو ساعته در مورد “مشکل NFTs” منتشر کرد که تا کنون بیش از ۶ میلیون بازدید داشته است.

بسته به سازنده، موضوع، کیفیت تولید و پایگاه مخاطبانی که محتوا جذب می‌کند، ویدیوهای چند ساعته می‌توانند پربازدید باشند. به گفته فرگوسن، که حدود دو تا پنج دقیقه در یک مقاله ویدئویی می گذرد، همیشه یک نقطه ترک زودهنگام برای برخی از بینندگان وجود دارد. این اعداد اغلب به او مربوط نمی شوند. او اعتماد دارد که مشترکین فداکارش به اندازه کافی علاقه مند خواهند بود که به اطراف بمانند.

فرگوسن گفت: «تقریباً نیمی از بینندگان من تا نیمه تماشا می‌کنند و گروه کوچک‌تری کل ویدیو را تمام می‌کنند». «یوتیوب اینگونه است. اگر ویدیوی شما بیشتر از دو دقیقه باشد، فکر می‌کنم بدون در نظر گرفتن اینکه برای ویدیویی ۱۵ یا ۶۰ دقیقه‌ای باشد، این کاهش را خواهید دید.»

برخی از مقاله‌نویسان ویدیویی محتوای کوتاه‌تر را به‌عنوان محل آزمایش موضوعی برای ویدیوهای طولانی‌تر یا به‌عنوان ابزاری برای کشف مخاطبان جدید، چه در یک پلتفرم (مانند Shorts) یا یک پلتفرم کاملاً متفاوت (مانند TikTok) آزمایش کرده‌اند.

مدوکس گفت: «ویدئوی کوتاه می‌تواند افراد را در معرض موضوعات یا انواع محتوایی قرار دهد که هنوز با آن‌ها آشنا نیستند. «شورت‌ها تقریباً نمونه‌ای از چیزهایی هستند که می‌توانید با محتوای طولانی به دست آورید.» رشد Shorts، به گفته Buxton از یوتیوب، باعث ایجاد این دسته از “خالقان ترکیبی” شده است که متناوب بین محتوای کوتاه و بلند متناوب هستند. آنها همچنین می توانند نقطه شروعی برای سازندگان جدید باشند، که هنوز با نوشتن فیلمنامه یک ویدیوی ۳۰ دقیقه ای راحت نیستند.

Queline Meadows، دانشجوی برنامه فرهنگ‌های صفحه نمایش کالج ایتاکا، به این موضوع علاقه مند شد که چگونه جوانان از TikTok برای صحبت معمولی در مورد فیلم استفاده می‌کنند و از تکنیک‌های ویرایشی استفاده می‌کنند که به شدت از مقالات ویدئویی وام گرفته شده است. او مقاله ویدئویی خود را در یوتیوب با عنوان “ظهور فیلم تیک تاک” برای تجزیه و تحلیل این پدیده ایجاد کرد و هم مقاله های کوچک و هم ویدیوهای طولانی تیک تاک را تولید می کند.

میدوز به من گفت: «فکر می‌کنم مردم تمایل دارند تا مسائل را عمیق‌تر درک کنند. حتی با TikTok، باز کردن یک استدلال یا کاوش چندین زوایای یک موضوع برای من سخت است. به محض اینکه مردم از کارهای داغ خسته شوند، می خواهند با چیزی که ظریف تر و عمیق تر است بنشینند.

برای TikTokers معمول است که یک ویدیوی چند قسمتی را برای به دست آوردن فالوور به اشتراک بگذارند. بسیاری تلاش کرده‌اند برای محتوای طولانی‌تر بینندگان را به کانال یوتیوب و دیگر پلتفرم‌ها هدایت کنند. برعکس، حفظ سازندگان – و بنابراین بینندگان – در برنامه به نفع TikTok است. در اواخر فوریه، TikTok اعلام کرد که قصد دارد حداکثر طول ویدیوی خود را از سه دقیقه به ۱۰ دقیقه افزایش دهد، که بیش از سه برابر شدن زمان اجرای یک ویدیو است. این تصمیم ماه‌ها پس از اقدام TikTok در جولای گذشته برای شروع ارائه ویدیوهای سه دقیقه‌ای اتخاذ شد.

همانطور که TikTok به قلمروی یوتیوب نزدیک می شود، Spotify نیز ویدیو را در پلتفرم خود معرفی کرده است، در حالی که YouTube به طور مشابه علاقه خود را به پادکست نشان داده است. در ماه اکتبر، Spotify شروع به معرفی «پادکست‌های ویدیویی» کرد که به شنوندگان (یا بهتر بگوییم بینندگان) اجازه می‌دهد قسمت‌ها را تماشا کنند. کاربران این گزینه را دارند که بین تماشای فعال یک پادکست یا گوش دادن سنتی به یک پادکست جابجا شوند.

نکته جالب در مورد پادکست ویدیویی این است که Spotify چگونه آن را به عنوان جایگزینی برای یک پادکست صوتی خالص، اگر نگوییم صمیمی تر، جایگزین می کند. بنابراین، به نظر می رسد که مقاله ویدیویی با استفاده از این عناصر کلیدی، حد وسطی را بین پادکست و ویدیوی سنتی اشغال می کند. برای سازندگان، تعیین مرزها دیگر چندان آسان نیست.

فرگوسن که سال گذشته توسط Spotify تماس گرفت تا مقاله‌های ویدئویی خود را در یوتیوب در این پلتفرم آپلود کند، گفت: «برخی خرده فرهنگ‌های مقاله ویدیویی بصری‌تر از بقیه هستند، در حالی که برخی دیگر کمتر چنین هستند. من قبلاً در حال تلاش برای آپلود فقط صدای ویدیوهای قدیمی خود بودم، زیرا این کار برای مردم راحت‌تر است که به آن گوش دهند و در برنامه پادکست خود ذخیره کنند. استدلال من همیشه این بوده که محتوایم در دسترس‌تر باشد.»

از نظر فرگوسن، پادکست ها محصول جانبی طبیعی مقاله ویدیویی هستند. بسیاری از بینندگان در حال حاضر ویدیوهای طولانی را به عنوان سرگرمی محیطی، به عنوان محتوایی برای گوش دادن منفعلانه در حین انجام سایر وظایف، مصرف می کنند. مقاله ویدیویی یک قالب ثابت نیست و توسعه آن به شدت توسط پلتفرم‌هایی شکل می‌گیرد که نقش مهمی در تعیین الگوریتمی نحوه دریافت و تبلیغ چنین محتوا ایفا می‌کنند. برخی از این تغییرات منعکس کننده تغییرات فرهنگی نیز هستند.

مدوکس، که در مورد فرهنگ و رسانه های دیجیتال تحقیق می کند، نظریه ای دارد مبنی بر اینکه گفتمان رسانه های اجتماعی کمتر ارتجاعی می شود. او آن را به‌عنوان «جوش گرفتن» از غذای داغ توصیف کرد که اغلب با فرهنگ لغو مرتبط است. این روزها، سازندگان بیشتری از دیدگاهی حذف شده و دست دوم به بحث و جدل نزدیک می شوند. به نظر می رسد که آنها علاقه کمتری به ایجاد درام برای کلیک دارند. مدوکس گفت: “مردم هنوز نظرات خود را ارائه می دهند، اما در کنار تحلیل عمیق.” فکر می‌کنم درباره وضعیت جهان و آنچه که توجه مردم را به خود جلب می‌کند، چیزهای زیادی می‌گوید».

این قدرت مقاله ویدیویی است. فرض اصلی آن – اینکه ویدیو توضیح‌دهنده کوچکی باشد یا فرضیه‌ای ۴۰ دقیقه‌ای را بررسی می‌کند – حداقل به سازنده نیاز دارد که تحقیقات خود را انجام دهد. این اغلب منجر به سلب مسئولیت‌های شخصی و خلاصه‌ای از نظرات یا دیدگاه‌های جایگزین می‌شود که بسیار متفاوت از «ویدیوهای واکنش» و «زمان داستان» در YouTube است.

چیزهایی که در مورد آنها صحبت می کنم از من بزرگتر هستند. من محدودیت های تجربه خودم را می شناسم.» فرگوسن گفت. زمانی که شروع کردم به صحبت در مورد تلاقی نژاد، جنسیت، جنسیت – تجربیات بسیار متفاوت با تجربه‌های من – نمی‌توانستم فقط دیدگاه زنان سفیدپوست، صریح و باریک خودم را به اشتراک بگذارم. من باید زمینه را فراهم کنم.»

این ماهیت یکپارچه‌گرایانه اینترنت را تغییر نمی‌دهد، اما این یک تغییر دنده مثبت است، حداقل در حوزه گفتمان رسانه‌های اجتماعی، که باعث می‌شود آنلاین بودن مزمن کمی کمتر روح‌بخش باشد. مقاله ویدیویی، به نوعی، ما را تشویق می‌کند که با حسن نیت با ایده‌هایی که معمولاً به آن‌ها فکر نمی‌کنیم یا به آن فکر نمی‌کنیم، وارد شویم. مقاله های ویدیویی نمی توانند بسیاری از مشکلات اینترنت (یا جهان را حل کنند)، اما مطمئناً می توانند یادگیری در مورد آنها را کمی قابل تحمل تر کنند.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید