میشل فان، دن هاول، و چرا یوتیوب‌برها هرگز از سیستم خارج نمی‌شوند


به مدت سه سال، دن هاول چیزی در یوتیوب پست نکرد و برای ۶ میلیون مشترک او، این یک معامله بسیار بزرگ بود. او به‌عنوان نیمی از دو ولوگرهای قدیمی دن و فیل، به‌خاطر نوشتن و اجرای طرح‌های کمدی، تفسیر فرهنگ اینترنتی و گه‌گاه وبلاگ‌های جدی‌تر درباره بیماری‌های روانی شهرت داشت. یک تلاش معمولی دن و فیل، خواه یک کتاب باشد، یک تور جهانی یا یک سریال، ممکن است چیزی شبیه به «پروژه فوق‌العاده شگفت‌انگیز» یا «درون‌گراهای تعاملی» نامیده شود که با تکان دادن سر به میم‌های اولیه مرتبط با فرهنگ «لوبیا سبز» نامیده می‌شود. به طور طبیعی، آنها به سوپراستار تبدیل شدند، به ویژه در بین دختران نوجوان.

اما پس از انتشار یک ویدیوی منتشر شده در سال ۲۰۱۹ به نام «اصولا من همجنس‌گرا هستم»، هاول روی پلتفرم کاملاً ساکت شد. این تا هفته گذشته بود، زمانی که او با یک مونولوگ فیلم بلند درباره اینکه چرا از ابتدا یوتیوب را ترک کرد، بازگشت.

برای سال‌ها، سازندگان دیجیتال تلاش می‌کردند تا حس این شغل رویایی فرضی را منتقل کنند: آنها تنها هستند، سوخته‌اند، ساخته شده‌اند و سپس با الگوریتم‌های بی‌احساس و بوروکراسی شرکتی کنار گذاشته می‌شوند. آن‌ها احساس می‌کنند بین انواع محتوایی که برایشان پول می‌سازد و محتوایی که واقعاً می‌خواهند تولید کنند، گیر کرده‌اند.

هاول این دلایل و دلایل دیگر را برشمرد که همگی دلایل خوبی برای ترک شغلی هستند که از آن متنفر هستید. با این حال، مورد دیگری که کمتر مورد بحث قرار گرفته است، چیزی است که من آن را «مغز یوتیوب» می نامم. آن را با «مغز توییتر» مقایسه کنید، که در آن گذراندن زمان زیاد در توییتر منجر به بحث‌انگیز شدن و عصبانی شدن دائمی افراد می‌شود، یا «مغز اینستاگرام» (مغز وسواس تصویر و بیش از حد مادی‌گرا)، یا «مغز TikTok» (بی‌تردید به این موضوع اختصاص دارد. آخرین زبان عامیانه یا ترند قبل از رفتن به بعدی). مغز یوتیوب، از دیدگاه کاربر یوتیوب در مقابل بیننده، زمانی اتفاق می‌افتد که شما هم از نظر خلاقیت و هم از نظر مالی در معرض هوس‌های توجه دیگران برای سال‌ها قرار می‌گیرید، که با کاهش تقاضای بی‌پایان برای محتوای بیشتر کاهش می‌یابد. برمی گرداند.

مغز مزمن یوتیوب می تواند شما را در شرایط عجیبی قرار دهد. میشل فان، یوتیوب‌بر قدیمی زیبایی را در نظر بگیرید که هفته گذشته ادعا کرد که «مردی را که سال‌ها روی ویلچر بود» را با قدرت «عشق الهی» شفا داده است. ظاهراً این در یک خلوتگاه در سن دیگو به میزبانی اینفلوئنسر جو دیسپنزا، که بیشتر به دلیل معرفی دروغین خود به عنوان یک پزشک در حین دستفروشی در کارگاه های آموزشی مبهم «شفا» شناخته می شود، رخ داد. این تنها آخرین مورد در تاریخ طولانی شبه علم تقویت کننده فان است: در سال ۲۰۱۰ او ادعا کرد که “نشانه ای از جانب خدا” او را از قتل توسط یک مرد بی خانمان نجات داده است. او قبلاً کارمندانی را بر اساس علامت نجومی آنها استخدام کرده است. اگرچه دقیقاً “شبه علم” نیست، او کارهای معروفی مانند استفاده از خاک گربه (تمیز) به عنوان ماسک صورت انجام داده است، که به نظر من تجلی کامل مغز یوتیوب است: تفکر غیر متعارف که با ارزش شوک تقویت شده است.

خط لوله مشاهیر یوتیوب معمولاً چیزی شبیه به این است: یک خالق ممکن است در یک جایگاه خاص (بازی، آرایش، وبلاگ‌نویسی روزانه، کمدی طرح) شروع به کار کند و از طریق جذابیت روی صفحه نمایش، دنبال‌کنندگانی متشکل از طرفدارانی ایجاد کند که مثلاً کمتر به دنبال آن هستند. ، بازی ها و موارد دیگر برای اینکه احساس کنند با یک دوست در حال معاشرت هستند. در این مرحله، حداقل یکی از سه چیز اتفاق می‌افتد: یا خالق به چنان سطحی از موفقیت دست می‌یابد که دیگر احساس «قابلیت ارتباط» با مخاطبان نخواهد داشت و باید شخصیت خود را در نظر بگیرد (نگاه کنید به: اما چمبرلین)، خالق. برای اقدامات گذشته در معرض برخی از سطوح لغو قرار خواهد گرفت (نگاه کنید به: اساساً همه آنها)، یا این کار باعث ایجاد چنین محیط زودپزی می شود که سازنده آن را به طور کلی ترک می کند – اما فقط برای مدتی.

شین داوسون را در نظر بگیرید، این وبلاگ نویس جنجالی که به خاطر ویدیوهای تئوری توطئه و «مستند» محبوب خود درباره یوتیوبرهای دیگر شهرت دارد، که همراه با بسیاری دیگر در ژوئن ۲۰۲۰ به دلیل توهین های نژادپرستانه و جوک های توهین آمیز شبهه لغو شد. پس از ۱۵ ماه وقفه، او در اکتبر ۲۰۲۱ با یک ویدیوی ۴۰ دقیقه‌ای به نام «تسخیر شین داوسون» بازگشت و از آن زمان به‌روزرسانی‌های شخصی دیگر و تئوری‌های داستان ارواح را دنبال کرده است. سال ۲۰۲۰ به‌تنهایی شاهد آن‌قدر محاسبات خالق بود که Vulture فهرستی از ۱۶ مورد از برجسته‌ترین آنها را تهیه کرد. این یک چرخه شستشو و تکرار استاندارد شده است که عذرخواهی یوتیوبر توسط SNL منحرف شد.

البته ناهنجاری هایی وجود دارد. پس از رشد یک فرقه عظیم از کمدی Vines (“Merry Chrysler!” آیا او انجام می دهد) و بعداً کانال یوتیوب او، کریستین سیدلکو، اینترنت را در سال ۲۰۱۹ ترک کرد و از آن زمان به گذشته نگاه نکرده است. او در اوایل سال جاری به NBC News گفت: «من دوست ندارم معروف باشم. “شما به مردم دروغ می گویید تا سعی کنید آنها را دوست آنها به نظر بیاورید و تنها هدفتان این است که چیزهایی به آنها بفروشید.” یکی دیگر از ناهنجاری‌ها جنا ماربلز است که به خاطر ویدیوهای قدیمی که در آن چهره سیاه می‌پوشید تا خود را به نیکی میناژ جعل کند و در ژوئن ۲۰۲۰ با لهجه آسیایی رپ می‌کرد، عذرخواهی کرد. حساب کاربری او که ۲۰ میلیون مشترک داشت، از آن زمان تاکنون غیر فعال بوده است.

با این حال، در بیشتر موارد، هنگامی که یک یوتیوبر به سطح معینی از موفقیت می رسد، یک یوتیوب برای مادام العمر است. کمتر متقاعد شده‌ام که این ربطی به خود پلتفرم و بیشتر در مورد نوع افرادی که جذب می‌کند و در نهایت موفق می‌شود، داشته باشد. در سال‌هایی که با آن‌ها مصاحبه می‌کردم، همیشه از شیوه‌ای که یوتیوب‌برها – و سازندگان بزرگ می‌نویسند – از دنیا که به شدت فردگرا و گاهی اوقات کمی تلخ است، شگفت‌زده می‌شوم. زمانی که معیشت شما به اقتصاد خالق وابسته است، که در آن افراد برای کسب بیشترین توجه ممکن با یکدیگر رقابت می کنند، این نگرش قابل درک است.

وبلاگ نویسان تمایل دارند به شدت و تقریباً به طرز عجیبی با تجزیه و تحلیل های عمیقی که YouTube برای آنها ارائه می دهد هماهنگ باشند. هاول توضیح می دهد: «این بسیار عالی و وحشتناک است که یوتیوب چقدر اطلاعات در مورد محتوای شما و مخاطبان شما به شما می دهد. “اگر در حال ساختن ویدئویی از صمیم قلب هستید و واقعاً خود را بیان می کنید … با دیواری از خطوط قرمز روبرو می شوید که می گوید “ببخشید، هیچ کس این را دوست ندارد، عزیزم.” او مقایسه مناسبی با برنامه های کودکان انجام می دهد: تلویزیون عمومی، برای به عنوان مثال، می تواند نشان می دهد مانند آرتور یا محله آقای راجرز نه به این دلیل که آنها گاوهای نقدی هستند، بلکه به این دلیل که خدماتی را به مردم ارائه می دهند. در همین حال، به نظر می‌رسد محبوب‌ترین برنامه‌های کودکان در یوتیوب، جعبه‌گشایی تخم‌مرغ LOL Surprise یا Kinder و ویدیوهای ASMR اسلایم براق است.

بیشتر از همه، من متوجه شده‌ام که یوتیوب‌برها تمایل دارند افراد و موقعیت‌های دیگر را سیاه و سفید ببینند و بین آنچه برای خودشان به‌عنوان خالق فردی خوب است و نیروهای خارجی که برای آنها آرزوی آسیب دارند تقسیم می‌شوند. آنها اغلب به موسسات و سازمان‌ها، به‌ویژه رسانه‌ها، که احساس می‌کنند با سازندگان مخالفت می‌کنند، بی‌اعتماد هستند، زیرا اتاق‌های خبر می‌ترسند که با آنها جایگزین شوند (اگرچه PewDiePie بیشتر به این باور معروف است، آخرین ویدیوی هاول نیز به آن اشاره دارد). از این نظر، آنها بی شباهت به نگرش‌های عموم مردم نیستند که به طور فزاینده‌ای نسبت به مؤسسات مستقر بدبین هستند، اما به سرعت باور می‌کنند که نیروهای شیطانی، به عنوان مثال، در جشنواره‌های موسیقی حضور دارند، و علیرغم شواهدی که خلاف آن را نشان می‌دهد، آن‌ها در میان خواهند بود. ۱ درصدی که از پیوستن به یک پروژه MLM یا مثلاً یک پروژه NFT درآمد کسب می کنند.

به طور مناسب، فان در چند سال گذشته تبدیل به یک مبشر ارزهای دیجیتال شده است و برای صنعتی که بیشتر به خاطر وعده‌های بسیار بالا و نتایج غیرقابل پیش‌بینی‌اش شناخته شده است، شیل می‌کند. به هر حال، این با یوتیوب تفاوت چندانی ندارد، جایی که شانس تبدیل شدن به یک میلیونر معروف به شدت ناچیز است، اما با این وجود وجود دارد. این یک فانتزی جذاب است که حتی یوتیوب‌برهایی که زشت‌ترین جنبه‌های آن را تجربه کرده‌اند (و بخشی از آن بوده‌اند) – جفری استار، جیمز چارلز، شین داوسون، تانا مونگئو، تریشا پایتاس، گابی هانا – واقعاً نمی‌توانند از سیستم خارج شوند. همین امر در مورد هاول نیز صدق می کند: در پایان مونولوگ ۹۰ دقیقه ای خود، که در آن تجربیات خود با یوتیوب را دردناک و وحشتناک توصیف می کند، اعلام کرد که به ساختن ویدیوها ادامه خواهد داد و به یک تور جهانی به نام خواهد رفت. “ما همه محکوم به فنا هستیم!”

این ستون ابتدا در خبرنامه The Goods منتشر شد. اینجا ثبت نام کنید بنابراین شما بعدی را از دست ندهید، به علاوه اخبار انحصاری دریافت کنید.



دیدگاهتان را بنویسید