نقد پادشاه جاویدان رائو: اولین رمان Vauhini Vara می درخشد


باشگاه کتاب Vox در حال پیوند است Bookshop.org حمایت از کتابفروشان داخلی و مستقل.

در سال ۱۶۰۰، ملکه الیزابت اول به گروهی از بازرگانان لندنی حق انحصاری تجارت بریتانیا با هند شرقی را به همراه حق جنگ در صورت لزوم اعطا کرد. در سال ۱۷۵۷، شرکتی که اکنون به نام شرکت هند شرقی شناخته می‌شود، مجوز استفاده را صادر کرد، حمله کرد و در نهایت کنترل بنگال مغول را به دست گرفت، که در آن زمان یکی از ثروتمندترین استان‌های یکی از ثروتمندترین امپراتوری‌های جهان بود.

شرکت هند شرقی با پیروزی در آن نبرد، حق مالیات بر شهروندان بنگال را برای خود گرفت. اندکی پس از آن، کلمه هندی غارت، لوت، وارد زبان انگلیسی شد: غارت.

هنگامی که شرکت هند شرقی کنترل هند را به دست گرفت، به تدریج خود را از یک شرکت بزرگ اولیه به چیزی نزدیک تر به یک دولت تبدیل کرد. مالیات ها را جمع آوری می کرد و با استفاده مجدانه از یک ارتش خصوصی جمع آوری آنها را به اجرا در می آورد. والیانی را از درون رده های شرکت خود منصوب کرد که مسئولیت اداره استان ها را بر عهده داشتند.

روزنامه نگار دیو روس زمانی نوشت: «این معادل حفاری نفت اکسون موبیل در سواحل مکزیک، تصرف یک شهر بزرگ مکزیک با استفاده از محافظان مسلح خصوصی و سپس انتخاب یک مدیر میانی شرکت به عنوان شهردار، قاضی و جلاد است. “

شاید شما را شوکه نکند که بدانید این سیستم حکومتی توسط کسانی که مجبور به زندگی در آن بودند به خوبی مورد استقبال قرار نگرفت. یک شرکت فقط در برابر سهامداران خود پاسخگو است و تنها مسئولیت آن حفظ سود آنهاست. بر این اساس، شرکت هند شرقی از کنترل خود بر هند نه برای محافظت از مردمی که در آنجا زندگی می کردند، بلکه برای انتقال ثروت هند به جیب بریتانیا در مقیاس گسترده استفاده کرد. یک اقتصاددان محاسبه کرد که سهم هند از تولید ناخالص داخلی جهانی در دوران تحت سلطه بریتانیا از ۲۴.۴ درصد به ۴.۲ درصد رسیده است.

از آنجایی که غول‌های فناوری و شرکت‌های نفتی زمان ما به طور پیوسته به جمع‌آوری قدرت ادامه می‌دهند، بیش از یک مورخ پیشنهاد کرده‌اند که شرکت هند شرقی می‌تواند هشداری درباره آینده آنها ارائه دهد.

ویلیام دالریمپل در گاردین در سال ۲۰۱۵ نوشت: «شرکت هند شرقی – اولین شرکت بزرگ چندملیتی و اولین شرکتی که از کار افتاد – مدل نهایی بسیاری از شرکت‌های سهامی امروزی بود. به ارتش خود نیاز دارند: آنها می توانند برای محافظت از منافع خود و نجات آنها به دولت ها تکیه کنند. شرکت هند شرقی وحشتناک‌ترین هشدار تاریخ در مورد احتمال سوء استفاده از قدرت شرکت‌ها و ابزارهای موذیانه‌ای است که از طریق آن منافع سهامداران به منافع دولت تبدیل می‌شود.

در Vauhini Vara’s پادشاه جاودانه رائوشرکت هند شرقی پیشینه تاریخی یک سیستم حکومتی را فراهم می‌کند که توسط یک نهاد شرکتی که تنها به عنوان هیئت مدیره شناخته می‌شود، انجام می‌شود، یک شرکت بزرگ فناوری که تبدیل به یک دولت دیستوپیایی شده است. وارا می نویسد، زمانی که هیئت کنترل جهان را به دست می گیرد، «مورخان بعداً متوجه شدند که سابقه تاریخی زیادی وجود داشته است». آنها گفتند: “شما می توانید حداقل به اندازه شرکت هند شرقی بریتانیا به عقب برگردید.”

اولین مدیر عامل هیئت مدیره، پادشاه ما، رائو، در عواقب شرورانه حکومت شرکت هند شرقی بزرگ شد. او در سال ۱۹۵۱، سه سال پس از پایان اشغال هند توسط بریتانیا، به دنیا آمد، زیرا این کشور پس از قرن ها غارت در تلاش برای بازسازی اقتصاد خود است. کینگ یکی از اعضای کاست دست نخورده دالیت است، اما خانواده او در راه صعود هستند. آنها صاحب یک مزرعه نارگیل به نام باغ هستند که در دلتای ساخته شده توسط آبیاری شرکت هند شرقی بارور شده است. اکنون آنها راه خود را به طبقه متوسط ​​هم از طریق مزرعه و هم از طریق استفاده از نام خانوادگی برهمنی رائو وارد می کنند.

در سه جدول زمانی که در فصل‌های متناوب تنظیم شده‌اند، دوران کودکی کینگ را در باغ می‌بینیم، از مفهوم خشونت‌آمیزش تا نوجوانی بی‌حرمتی‌اش. ما می بینیم که او در دهه ۱۹۶۰ وارد آمریکا شد تا به عنوان یک مهندس نرم افزار کار کند و در نهایت تبدیل به یک رویایی شبیه به استیو جابز در راس یک شرکت فناوری به نام نارگیل شد. و در روایت قاب ما، او را می‌بینیم که با دخترش آتنا پیر می‌شود، که به عنوان راوی عاشق، متعارض و خیانت‌شده داستان زندگی پدر مدیرعاملش عمل می‌کند.

تحت حکومت کینگ، هیئت مدیره از نظر فنی مسئول جهان نیست. پادشاه الگوریتم قادر متعال که برنامه ریزی شده است مسئول جهان است و هیئت مدیره صرفاً تصمیمات آن را مدیریت می کند.

وارا می‌نویسد: «نیازهای مردم – غذا، آب، انرژی، اینترنت، جاده‌ها، سرپناه، مدارس، بیمارستان‌ها، حفاظت، بازداشت، نه از طریق مالیات‌های پیچیده و تخصیص، بلکه با مدلی نوآورانه که به جای پرداخت مالیات برآورده می‌شود. مردم بخشی از سرمایه خود را به صورت ماهانه استخراج می کنند، الگوریتم کارآمدترین سرمایه گذاری وجوه را تعیین می کند.

ایده این است که الگوریتم قرار است نسبت به انسان های خطاپذیر کمتر تعصب داشته باشد، منصفانه تر و عادلانه تر باشد. اما Algo که توسط انسان های خطاپذیر برنامه ریزی شده است، صرفاً تعصب آنها را نهادینه می کند. همه نابرابری‌های موجود تشدید می‌شوند، همه فقر موجود عمیق‌تر می‌شوند، همه رنج‌های موجود بدتر می‌شوند. در همین حال، تغییرات آب و هوایی برگشت ناپذیر شده است و زمان بشر رو به پایان است.

پادشاه جاودانه رائو صرفاً یک تمثیل اقتصادی نیست. هسته عاطفی آن در رابطه پرخاشگر پدر و دخترش نهفته است. ما می بینیم که کینگ هم آتنا را گرامی می دارد و هم بی رحمانه از او در تلاش برای جاودانگی خود استفاده می کند و ذهن او را ربوده تا آگاهی خود را بارگذاری کند. ما آتنا را می‌بینیم که عصبانی و مهربان است، پدرش را گرامی می‌دارد و کارهای او را انکار می‌کند و داستان زندگی خودش را به سلاحی در برابر میراثش تبدیل می‌کند.

اما آنچه این رمان را در دو طرف قاب می کند، تجارت، وحشیانه و غیرقابل تسلیم است.

میراث شرکت هند شرقی این است که سرمایه داری و استعمار در هم تنیده شده اند و ممکن است تفکیک کامل آنها غیرممکن باشد. که در پادشاه جاودانه رائو، گره فقط همیشه سفت تر می شود.

نظرات خود را در مورد پادشاه جاودانه رائو در بخش نظرات زیر، و مطمئن شوید که برای رویداد گفتگوی زنده آینده ما با Vauhini Vara پاسخ دهید. در همین حال، برای اطمینان از اینکه چیزی را از دست ندهید، در خبرنامه باشگاه کتاب Vox مشترک شوید.

موضوعات بحث

  1. نام تجاری شرکت هند شرقی اکنون متعلق به سانجیو مهتا متولد بمبئی است که از آن برای فروش غذاهای لوکس و وسایل سفارشی در مغازه ای در لندن استفاده می کند. سوالی نیست فقط میخواستم بدونی

  2. قابل توجه است که در حالی که کینگ قهرمان اصلی ما است، او در هر جهت توسط زنان زندگی اش کار می کند: مارگی، همسرش، که نیروی سیاسی و طراحی پشت نارگیل است. المن، مادر فرزندش، که علیه او شورش می کند. و آتنا، دخترش، که داستان زندگی او شامل تمام گناهانش را بازگو می کند. (همچنین میس فیت، که شهرت او را از بین می برد، و مینو، بهترین دوست دوران کودکی کینگ که او به او خیانت می کند، وجود دارد.) عملکرد زنان در زندگی کینگ را در این رمان چگونه می بینید؟
  3. آیا مینو تراژیک ترین شخصیت در کل این کتاب است؟ رقابت سختی است.
  4. هم کینگ و هم آتنا شخصیت مادری دو چندانی دارند: کینگ از رادا به دنیا آمد اما سیتا آن را بزرگ کرد و آتنا از نظر ژنتیکی مال مارگی است اما توسط المن حمل می شود. نظر شما از این موازی چیست؟
  5. ما در اینجا یک پایان بسیار مبهم داریم، به این دلیل که مشخص نیست چه کسی برای آتنا می آید: سهامداران یا بلانکلندرها. آیا ترجیح می دهید آن را به روشی خاص بخوانید یا آن را؟
  6. یکی از سوالات پایانی این رمان این است که وجود انسان بر روی زمین چیست؟ آتنا دو پاسخ بالقوه ارائه می‌دهد: اول، اینکه ممکن است هدف این باشد که داستان‌هایمان را به‌عنوان دلیلی بر وجودمان ثبت کنیم، و دوم، اینکه همه آن – تمام وجود انسان – ممکن است به سادگی «معنی دیگری جز خودش نداشته باشد». شما چی فکر میکنید؟
  7. یک سؤال فرعی در مورد موارد فوق: آتنا همچنین دو تمثیل بالقوه در مورد اینکه آیا گونه‌های دیگر حتی می‌توانند درک کنند که زندگی انسان چگونه بوده است، ارائه می‌کند یا نمی‌تواند داستان‌های ما را بخواند. به نظر شما آنها می توانند؟

دیدگاهتان را بنویسید