نقطه کور اصلی در طرح پیشگیری از بیماری همه گیر بیل گیتس


بیل گیتس در کتاب جدید خود می نویسد: «بسیاری از مردم کشورهای ثروتمند از واکنش نابرابر جهان به کووید شوکه شدند. چگونه از همه گیری بعدی جلوگیری کنیم، که بینش هایی را ارائه می دهد که چگونه میلیاردر فناوری و رهبر بهداشت جهانی معتقد است جهان باید برای بحران های بهداشت جهانی آماده شود. «نه به این دلیل که غیرعادی بود، بلکه به این دلیل که نابرابری های بهداشتی در بقیه زمان ها برای آنها قابل مشاهده نیست. از طریق کووید – شرایطی که تمام دنیا تجربه می کرد – همه می توانستند ببینند که منابع چقدر نابرابر هستند.

راست میگه امروزه نابرابری، چه در ایالات متحده و چه در سطح جهانی، بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است، و این مشکلی است که جهان باید برای متوقف کردن همه‌گیری‌های آینده و حتی برای عبور از وضعیتی که هنوز در آن زندگی می‌کنیم، به آن رسیدگی کند.

اما برای گیتس، بشردوستی درمان نابرابری است و توسعه فناوری و علم مبتنی بر تجارت ما را از یک کووید-۱۹ دیگر نجات خواهد داد.

او می نویسد: «من یک فن دوست هستم. من به عنوان بنیانگذار یک شرکت فناوری موفق، به قدرت بخش خصوصی برای هدایت نوآوری اعتقاد زیادی دارم.

او موضوع را از دست داده است. گیتس در سرتاسر کتاب خود، که ایده‌های نوآورانه‌ای درباره نحوه همکاری جهان با یکدیگر برای آماده شدن بهتر برای همه‌گیری‌ها ارائه می‌کند، گهگاه به این موضوع می‌پردازد که چگونه نابرابری اقتصادی بحران‌های بهداشتی را بدتر می‌کند. اما او تا حد زیادی دلایل اصلی مشکل و نحوه حل آنها را پنهان می کند. همانطور که بینش‌های کتابش روشن می‌کند، گیتس نابرابری را به‌عنوان یک تخصیص نادرست منابع می‌بیند، نادیده گرفتنی که در آن برخی از افراد به اندازه کافی از کیک نمی‌خورند.

این کاملاً تعجب آور نیست. گیتس چهارمین فرد ثروتمند در جهان است که موفقیتش به نوآوری و رقابت بخش خصوصی بستگی دارد. سیستم اقتصادی ما به او پاداش زیادی داده است – در تجربه و از نقطه نظر او، دشوارتر است که ببینیم چگونه آن سیستم می تواند موتور بدبختی باشد.

اما به‌ویژه در ایالات متحده، کووید-۱۹ یک آژیر است که به ما هشدار می‌دهد که این تخصیص منابع تصادفی نیست. در عوض، همه چیز به نحوه طراحی اقتصاد ما و اقتصاد جهانی برای عملکرد بستگی دارد. اکنون بیش از یک میلیون آمریکایی بر اثر کووید-۱۹ جان خود را از دست داده اند. این یک گروه تصادفی از افراد نیست: یک مقاله پیش‌چاپ نشان داد که احتمال مرگ آمریکایی‌های طبقه کارگر در اثر کووید-۱۹ پنج برابر بیشتر از آمریکایی‌های تحصیل‌کرده دانشگاهی است. میزان مرگ و میر مردان اسپانیایی تبار طبقه کارگر ۲۷ برابر بیشتر از زنان سفیدپوست تحصیلکرده دانشگاهی بود. مطالعه دیگری میزان مرگ و میر ناشی از کووید-۱۹ را در بیش از ۲۱۹ میلیون بزرگسال آمریکایی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و دریافت که اگر اقلیت های نژادی و قومی بین ۲۵ تا ۶۴ ساله با نرخ مرگ و میر مشابهی با آمریکایی های سفیدپوست تحصیل کرده دانشگاهی مواجه می شدند، ۸۹ درصد مرگ و میر کمتری وجود داشت.

برای دکتر سارا استوانو، اقتصاددان در دانشگاه SOAS لندن، از ابتدای همه گیری همه گیر مشخص بود که سرمایه داری تأثیر آن را تشدید خواهد کرد. همه تأثیر کووید-۱۹ بر اقتصاد را تشخیص دادند – اما استوانو به چگونگی بدتر شدن کووید-۱۹ توسط خود اقتصاد توجه کرد. او به Recode گفت: «سیستم اقتصادی ما بسیار مسئول چگونگی گسترش بحران بود.

با تلاش جهان برای مهار این بیماری همه گیر، کارگران بین ضروری و غیر ضروری سازماندهی مجدد شدند. استوانو گفت، آنچه که این نام واقعاً به آن اشاره کرد، افرادی بودند که کارهایی را انجام می دادند که او آن را «کار بازتولید اجتماعی» می نامد. اینها مشاغلی هستند که به دیگران کمک می کنند تا زنده بمانند و به کار ادامه دهند – مشاغل در صنعت خدمات، مراقبت های بهداشتی یا مشاغلی مانند تدریس که افراد را برای نیروی کار “تولید” می کند. و این شامل کار غیررسمی است که در داخل خانه ها انجام می شود، مانند مراقبت. این کار کم دستمزد یا حتی بدون دستمزد است که به طور نامتناسبی توسط زنان و سیاهپوستان و قهوه ای ها انجام می شود. از سال ۲۰۱۹، بیش از ۹۰ درصد از کارکنان مراقبت از کودکان در ایالات متحده زن بودند.

آمریکایی‌های طبقه کارگر با نرخ‌های سرسام‌آور در طول همه‌گیری جان خود را از دست دادند، حداقل تا حدی به این دلیل که این افراد کمتر محافظت شده و غرامت دریافت‌شده به طور نامتناسبی مسئول حفظ بافت اجتماعی بودند. در همان زمان، این سیستم تنها به چند نفر با سود بالا پاداش می داد. شرکت های داروسازی از داروها و واکسن های کووید-۱۹ سود بی سابقه ای به دست آوردند. سهام فناوری رونق گرفت و تعداد میلیاردرها در سراسر جهان ۳۰ درصد افزایش یافت.

بدون در نظر گرفتن این تضاد اقتصادی، هیچ راهی برای جلوگیری از همه گیری های آینده وجود ندارد. گیتس اذعان می کند که در طول همه گیری نیز ثروتمندتر شده است (طبق گزارش فوربس، در سال ۲۰۲۰ دارایی خالص او حدود ۹۸ میلیارد دلار بود؛ در زمان نگارش این مقاله، حدود ۱۲۷ میلیارد دلار بود) و می گوید این منصفانه نیست. اما راه رفع این بی عدالتی، از نظر او، سخاوتمندی بیشتر است – برای متعهد شدن بیشتر به The Giving Pledge، که تعهدی است که میلیاردرهای خاص، از ایلان ماسک تا مکنزی اسکات، به عنوان قولی برای تقدیم حداقل امضا کرده اند. نیمی از ثروتشان در طول عمرشان

با این حال، خیریه محدودیت هایی دارد و هنوز به دلایل این شکاف ثروت نگران کننده نمی پردازد. دکتر جن کوهن، اقتصاددان دانشگاه میامی، می گوید: «انسان دوستی ما را نجات نخواهد داد. “شما نمی توانید یک سیاست بازتوزیعی دریافت کنید که از سود به دست آمده از طریق استثمار حاصل می شود.”

استوانو موافقت کرد. او گفت: «آنچه باید تغییر کند، سیستمی است که به این افراد معدود – ۱ درصد برتر – اجازه می‌دهد تا به طرز فحاشی ثروتمند شوند، از جمله در مواقع بحران.

این نقد بشردوستانه سابقه ای طولانی دارد و به زمان ایجاد بنیاد راکفلر برمی گردد، یک موسسه خیریه که توسط بارون نفت جان دی. راکفلر در سال ۱۹۱۳ ایجاد شد. پاسخگویی کمی برای تأثیرات آن وجود دارد؟ بشردوستانه خصوصی اغلب مجبور نیست نشان دهد که اهداکنندگان آن چه کسانی هستند، چقدر کمک کرده‌اند یا هزینه‌های آن چقدر مؤثر است. لازم نیست آنگونه که هزینه های دولت پاسخ می دهد به مردم پاسخ دهد، به همین دلیل است که منتقدان مدت هاست که از آن به دلیل غیردموکراتیک بودن انتقاد می کنند.

بشردوستی می تواند باعث شود که ثروتمندان احساس کنند که نقش خود را برای جامعه انجام می دهند – و همچنین تصاویر عمومی آنها را برجسته می کنند – در حالی که هیچ چیز اساسی در مورد نحوه به دست آوردن ثروت خود و نابرابری که در طول مسیر دامن می زدند تغییر نمی دهد. شایان ذکر است که گیتس بنیاد بیل و ملیندا گیتس را راه اندازی کرد، که یکی از بزرگترین بنیادهای بشردوستانه در جهان امروز است، تقریباً در همان زمانی که مایکروسافت با یک محاکمه ضد انحصار روبرو بود که اساساً این سؤال را مطرح می کرد که آیا غول فناوری تجارت منصفانه انجام می دهد یا خیر. تلاش برای خنثی کردن بی‌وجدانانه رقابت برای پیشی گرفتن. از یک سو تصویری از گیتس به عنوان یک سرمایه دار بی رحم بود، اما از سوی دیگر او به عنوان یک بشردوست خیرخواه ظاهر شد که می خواست ثروت خود را با جهان به اشتراک بگذارد.

گیتس موافق است که بشردوستی به تنهایی برای حل نابرابری یا جلوگیری از بیماری های همه گیر کافی نیست – او در کتاب خود این موضوع را بیان می کند که بشردوستی خصوصی باید با دولت ها برای تأمین بودجه برنامه ها و زیرساخت ها همکاری کند، به ویژه در مورد مسائلی که به اندازه کافی برای بخش خصوصی سودآور نیستند. به عنوان مثال، کشورهای ثروتمند باید درصد کمی از تولید ناخالص داخلی سالانه خود را به کشورهای فقیر اختصاص دهند تا بتوانند سیستم های بهداشتی خود را تقویت کنند. او در کتاب خود می نویسد، تمرکز بنیاد گیتس، در واقع، بر روی «مناطقی است که بازارها در حل مشکلات بزرگ شکست می خورند».

اما سوال واقعی که Covid-19 مطرح شده این نیست که بازارها در حل مشکلات بزرگ شکست می خورند – این زمانی است که بازارها آنها را ایجاد می کنند یا به آنها کمک می کنند.

در اوایل بیماری همه گیر، مردی که بیش از ۱۷۰۰۰ بطری ضدعفونی کننده دست را در گاراژ خود احتکار کرده بود، خبرساز شد و انتقادها را برانگیخت. اما کوهن به جای اینکه سودجویی همه‌گیر را استثنایی از قاعده کلی افراد خوش‌رفتار بدانیم، استدلال می‌کند که ما باید این رفتارها را عقلانی بدانیم – حداقل در منطق سرمایه‌داری. قاب‌بندی آن به‌عنوان چند سیب بد نشان می‌دهد که چگونه سیستم اقتصادی ما این نوع رفتار منفعت‌خواهانه را تحریک می‌کند.

کوهن به Recode گفت، این سرمایه داری است که «به طور معمول عمل می کند». حتی هیچ اتفاق خارق‌العاده‌ای در آنجا رخ نمی‌دهد.» و تضاد منافع اصلی بین انگیزه سود و سلامت عمومی را برجسته می کند.

نکته این است که سیستم اقتصادی ما ما را تشویق نمی کند که با سلامت عمومی به عنوان یک کالای جمعی رفتار کنیم. این امر در عدم سرمایه گذاری سلامت عمومی که برای دهه ها اتفاق افتاده است مشهود است، که توانایی ما را برای پاسخ به بحران های بهداشتی مختل می کند. رشد بیمارستان‌های خصوصی انتفاعی و انحصار شرکت‌های بیمارستانی به دلیل این ایده که مدل انتفاعی می‌تواند کارایی را بهبود بخشد، تحت فشار قرار گرفته است، اما تحقیقات نشان می‌دهد که بیمارستان‌های انتفاعی سیستم مراقبت‌های بهداشتی ما را پایدارتر می‌کنند – در صورتی که یک کسب و کار موفق، بسته می شوند و ما شاهد روند ثابت تعطیلی بیمارستان ها در چند دهه گذشته بوده ایم.

برای کسانی که به اثرات قرار دادن سود بالاتر از سلامت عمومی توجه کرده اند، ویرانی ناشی از کووید-۱۹ تعجب آور نبود. دکتر هوارد وایتزکین، جامعه‌شناس پزشکی در دانشگاه نیومکزیکو، به کاهش امید به زندگی در ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ اشاره می‌کند. .

نحوه توزیع واکسن در طول همه‌گیری نیز کاستی‌های رویکرد فعلی ما به سلامت عمومی جهانی را برجسته کرد. از زمانی که اولین واکسن‌های کووید-۱۹ ساخته شد، جهان خوشحال شد و اهمیت توزیع عادلانه آنها را تصدیق کرد. هرچه همه سریعتر واکسینه شوند، همه ما از انواع جدید ایمن تر خواهیم بود. اما COVAX، یک ابتکار با بودجه بنیاد گیتس که ماموریت آن تحویل سریع واکسن به کشورهای کم درآمد و متوسط ​​بود، در نهایت شکست خورد زیرا کشورهای ثروتمند واکسن های زیادی را احتکار کردند. واضح است که تشخیص منافع جمعی کافی نیست. ما باید تحت یک سیستم سیاسی و اقتصادی زندگی کنیم که آن را تشویق می کند.

و یکی از موانعی که بر سر راه وجود دارد، این دیدگاه است، همانطور که گیتس در کتاب خود بیان می کند، که ما نیازی به تغییر ساختاری نداریم – اینکه ما فقط می توانیم با استفاده از پاداش سودهای کلان، بخش خصوصی را در جهت درست سوق دهیم. اغوا کردن

گیتس می نویسد: “من از هر تصمیمی که یک شرکت داروسازی تا به حال در مورد قیمت گذاری یک محصول گرفته است دفاع نمی کنم، و از کسی نمی خواهم که برای صنعت متاسف شود.” اما اگر بخواهیم از تخصص آنها در توسعه، آزمایش و ساخت داروها و واکسن‌ها بهره ببریم – و هیچ راهی برای پیشگیری یا حتی متوقف کردن همه‌گیری‌ها وجود ندارد مگر اینکه این کار را انجام دهیم – پس باید چالش‌هایی را که با آن‌ها روبرو هستند و فرآیندی که آنها با آن روبرو هستند را درک کنیم. زمانی که تصمیم می‌گیرند روی چه محصولاتی کار کنند و انگیزه‌هایی که این تصمیم‌ها را به یک جهت یا جهت دیگر سوق می‌دهد، از آن عبور کنند.»

در بسیاری از کشورها، صنعت خصوصی نقش مهمی در سرعت بخشیدن به توسعه واکسن های ایمن و موثر کووید-۱۹ از طریق ترکیبی از بودجه دولتی و خصوصی ایفا کرد. اما تعداد کمی از مردم خواستار بررسی عمیق‌تر جنبه‌های منفی وابستگی شدید به بخش خصوصی برای مسائل بهداشت جهانی هستند.

وایتزکین این را “ویژگی های شبه مذهبی سرمایه داری” می نامد – که سرمایه داری فقط یک ساختار اقتصادی نیست، بلکه یک ایدئولوژی عمیقاً نهفته است که اغلب با بررسی دقیقی روبرو نمی شود، و همین امر باعث می شود باور کنیم که سیستم فعلی ما بهترین است. راهی برای ارتقای رفاه اجتماعی بدون مشاهده شواهد قوی که آن را تایید می کند. که در سرمایه، پایتختتوماس پیکتی، اقتصاددان فرانسوی در مطالعه سرمایه داری در قرن بیست و یکم، از این انتقاد می کند که اقتصاددانان به اندازه کافی تحلیل تجربی از سرمایه داری انجام نمی دهند. شرکت‌های دارویی خصوصی واکسن‌های مؤثری را تولید کردند که به نجات جان میلیون‌ها نفر کمک کرد – اما صنعت داروسازی ملی‌شده کوبا نیز همین‌طور بود.

با این حال، به نظر می رسد تعداد فزاینده ای از مردم درک می کنند که نیاز به تغییرات شدید است. استوانو گفت: «من نمی‌دانم چگونه می‌توانیم از همه‌گیری‌های آینده جلوگیری کنیم، مگر اینکه با بازنگری اساسی در کل سیستم اقتصادی شروع کنیم.

قابل درک است که میلیاردری که ثروت خود را در فناوری به دست آورده است، علاقه ای به انتقاد از سیستمی که به نفع او بوده است ندارد. همچنین درست است که فناوری پتانسیل بهبود مسائل جهان را از طرق مختلف دارد. اما کووید-۱۹ به ما نشان می دهد که هیچ مقدار از نوآوری های فناوری یا علمی نمی تواند از بحران هایی مانند کووید-۱۹ جلوگیری کند، مگر اینکه به ریشه نابرابری بپردازیم: ساختار اقتصادی که آنقدر به نفع رشد اقتصادی و ثروتمندان از قبل متمایل شده است که به طور سیستماتیک ارزش آن را کاهش می دهد. افرادی که در پایین ترین پله های نظام طبقاتی قرار دارند، در حالی که از آنها می خواهند بیشترین هزینه ها را متحمل شوند.

دیدگاهتان را بنویسید