نهنگ: فیلم دارن آرنوفسکی درهم و برهم است، اما در مورد آسیب های مذهبی عاقلانه است


جای تعجبی نیست که دارن آرنوفسکی می‌خواست خود را انطباق دهد وال، نمایشنامه ساموئل دی. هانتر در سال ۲۰۱۲، برای صفحه نمایش بزرگ. به نظر می رسد از همان مغزی که ساخته شده است منشاء گرفته است نوح، کشتی گیر، و مادر!: داستانی در مورد پشیمانی و رستگاری، کاوش در ارتباط روح و بدن و تکیه بر اسطوره های کتاب مقدس و ادبی.

بنابراین او هانتر را به نوشتن فیلمنامه و برندن فریزر، که مدت ها از انظار عمومی دور بود، برای بازی در این فیلم مجبور کرد. فریزر در نقش چارلی، یک استاد کالج آنلاین که از غم و اندوه فراوان، دچار اختلال خوردن شده است، عملکردی درخشان و دلخراش ارائه می دهد که او را بی حرکت کرده است. او نمی تواند خانه اش را ترک کند. او به سختی می تواند کاناپه را ترک کند و هنگام تدریس دوربین را خاموش نگه می دارد و از نگاه شاگردانش می ترسد.

چارلی چند سال پیش شریک زندگی خود آلن را از دست داد، و به عنوان وال پیشرفت می کند، کم کم متوجه می شویم که واکنش غمگین او در پرخوری، وارونگی اختلال خوردن است که آلن را کشته است. خواهر شریک فقید او لیز (هونگ چاو) نزدیکترین دوست او است که هر روز در آپارتمانش می ایستد تا او را بررسی کند و برایش مواد غذایی بیاورد. او در یک بیمارستان کار می‌کند، بنابراین سلامتی او را که به تدریج رو به وخامت می‌رود نیز بررسی می‌کند، و تا زمانی که فیلم شروع می‌شود، نشانه‌های واضحی از نارسایی احتقانی قلب را نشان می‌دهد. اگر به دنبال مراقبت پزشکی نرود تا پایان هفته می میرد و این تنها چیزی است که از انجام آن امتناع می کند.

در شروع فیلم، مبلغ جوانی به نام توماس (تای سیمپکینز) در خانه چارلی را می زند و می خواهد چارلی را بشارت دهد و او با مهربانی به او اطلاع می دهد که کتاب مقدس را از درون و بیرون می داند. او تنها مهمان غیرمنتظره نیست: به زودی، الی (سدی سینک) ظاهر می شود، در کمال تعجب چارلی. او دختر نوجوان اوست، عبوس و سرکش و در شرف اخراج از مدرسه، و از سال‌ها قبل که او و مادرش از هم جدا شده‌اند، او را واقعا ندیده است. به نظر می رسد ورود او یک لحظه رستگاری است. چارلی احساس می کند که همه چیز را در زندگی اش به هم ریخته است، اما شاید اکنون، در آخرین روزهای زندگی، بتواند کاری را درست انجام دهد و خود را نجات دهد.

وال در یک مکان بسیار خاص قرار دارد: مسکو، آیداهو، شهری که ممکن است اهمیت آن به همه افراد یکسان نرسد. در امتداد مرز شمالی ایالت با واشنگتن، خانه جمعیت قابل توجهی از مورمون‌ها و جنبش رو به رشد بازسازی‌گرایان مسیحی است، جنبشی انجیلی که در اصل این ایده را می‌پذیرد که قانون کتاب مقدس باید قانون آمریکای مدرن باشد. . اگر در محافل مسیحی محافظه‌کار بوده‌اید، احتمالاً نام داگلاس ویلسون، کشیش کلیسایی در مسکو را شنیده‌اید که اخیراً به دلیل شهرت او محو شدن پشت جلد کتاب درباره ناسیونالیسم مسیحی منتشر شده توسط سایت راستگرای Gab.

همه اینها شایان ذکر است زیرا هانتر (احتمالاً با نظر آرونوفسکی) نمایشنامه دوران اوباما خود را به روز کرده است تا در جریان انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری جمهوریخواهان در آیداهو در سال ۲۰۱۶ تنظیم شود. (در پس‌زمینه، در تلویزیون چارلی، می‌توانیم صدای تد کروز را بشنویم که با اختلاف قابل‌توجهی بر دونالد ترامپ پیروز شد.) شخصیت‌ها در تفسیر سیاسی صریح شرکت نمی‌کنند، اما هانتر به‌روزرسانی کلیدی دیگری را ارائه کرد – تبدیل توماس مبلغ جوان از مورمون به تبدیل شد. انجیلی، عضوی از جماعت نسبتاً معمولی در شهر به نام زندگی جدید. ما باید بفهمیم که کلیسا و آموزه های آن بخشی از (یا شاید علت) لحظه آخرالزمانی بزرگتر در تاریخ آمریکا هستند.

این پس زمینه است وال، اما آخرالزمان واقعی در خانه چارلی اتفاق می افتد، حداقل اگر “آخرالزمان” را به معنای لحظه ای از مکاشفه در نظر بگیریم. ما می دانیم – همه می دانند – که این آخرین روزهای زندگی چارلی است. بیرون مدام باران می بارد، مثل سیل. چارلی به مقاله ای که مدام در مورد آن می خواند وسواس دارد موبی دیککتابی آخرالزمانی، اگر تا به حال وجود داشته باشد، درباره مردی با وسواس و آرزوی مرگ. فضایی از ترس وجود دارد، هم از اتفاقاتی که قرار است در خانه چارلی بیفتد و هم از آنچه در آن سوی دیوارهای آن می گذرد.

به عنوان یک داستان، وال قانع کننده است به عنوان یک فیلم، وال کمی لرزان است ابتدا مشکل آشکار قرار دادن چارلی، که اندازه بدنش توسط بسیاری از شخصیت‌های فیلم با نفرت تلقی می‌شود، روی پرده نمایش داده می‌شود تا در فرهنگی وابسته به چربی هراسی شایع که تمایل به تحقیر حیثیت انسان را دارد، به آن نگاه کنند. تمایز بین فردی که بدنش بزرگ است و فردی که بدنش بزرگ است و به دلیل تلاش برای پایان دادن به زندگی خود ناتوان است برای بسیاری از افراد گم شده است و بدون شک این افراد در بین مخاطبان خواهند بود. ویتریول عجیبی که برای دومی در نظر گرفته شده است، به تناسب انواع روش‌های دیگر برای آسیب رساندن به خود، یک آفت است، و این حتی به حساب این باور نیست که قضاوت کردن و اظهار نظر در مورد شکل بدن فرد دیگر اشکالی ندارد.

بدتر از آن، مواقعی وجود دارد که مشخص نیست فیلمسازان تفاوت را می دانند، به ویژه سکانسی که در آن رفتار پرخاشگر چارلی با هوای متمایز یک فیلم هیولا ارائه می شود. شما نمی توانید واکنش مخاطب به یک شخصیت را کنترل کنید، اما می توانید آن را هدایت کنید، و وال همیشه کار را انجام نمی دهد و برخی مسائل دیگر نیز وجود دارد: موسیقی گاهی اوقات دستکاری به نظر می رسد، و عملکرد سینک به طور عجیبی یک نکته، بیش از حد و هیستریک به نظر می رسد، به خصوص در کنار فریزر.

با این حال چیزهای بیشتری وجود دارد وال، که واقعاً در حال حرکت است. پس از اکران فیلم در جشنواره فیلم تورنتو، هانتر در مورد چگونگی بزرگ شدن او به عنوان یک بچه همجنسگرا در مسکو، آیداهو، به غذا روی آورد تا نفرتی را که آموخته بود نسبت به خودش احساس کند، درمان کند و برخی از تجربه های چارلی را تجربه کرد. این چیزی است که وال کاملاً درست است: روش‌هایی که مذهب بنیادگرا و سایر فرهنگ‌های قانون‌گرا به پیروانشان می‌آموزند که از کسانی که بدنشان با قالب تجویز شده نمی‌خورد – به‌ویژه از خودشان متنفر باشند. این می تواند به طرق مختلف ظاهر شود، اما یکی از شایع ترین آنها اختلالات خوردن است که در افراد مختلف متفاوت به نظر می رسد و طیف وسیعی از واکنش ها را به همراه دارد، اما از یک مکان می آید. من در یک جامعه انجیلی بسیار محافظه کار بزرگ شدم. من هم این قضاوت را تجربه کردم. احشایی و واقعی و کشنده است.

موضوع دیگر وال به خوبی درک می کند که پاسخ ما به این فشار صرفاً تلاش برای نجات یکدیگر یا خودمان است. چارلی از این که نتوانست آلن را نجات دهد ابراز تاسف می کند. لیز می خواهد چارلی را نجات دهد. الی هم به شدت می خواهد پس انداز کند و هم اصلا. و توماس رستگاری را در سر دارد: با تلاش برای تحمیل رستگاری به چارلی، او سعی دارد خود را نجات دهد. این لیز است که در نهایت تشخیص می دهد که هیچ کس نمی تواند کسی را نجات دهد – که تلاش برای انجام این کار ممکن است به این معنی باشد که شما آنها را به عنوان انسان نمی بینید.

این نشان می‌دهد که نهنگ عنوان ممکن است با داستان یونس در انجیل ارتباط داشته باشد که در یک داستان معروف مدرسه یکشنبه، در شکم یکی قرار گرفت. پس از اینکه خدا از او خواست که به شهر مردم شریر، نینوا، موعظه کند، او به جای خدمت به آنها فرار کرد، اما خود را در داخل موجود غول پیکر یافت. هنگامی که فرار کرد، تسلیم شد و سرانجام به نینوا رسید، متوجه شد که مردم گوش کردند و توبه کردند. او که خشمگین شده بود، به خدا برای رحمتش فریاد زد. خدا کم و بیش به او گفت که ساکت شود و بگذار خدا تصمیم بگیرد که چه کسی نجات پیدا کند. به او مربوط نیست کار او زندگی کردن است.

و در پایان مرموز آن، من فکر می کنم، وال همین را پیشنهاد می کند. ما سعی می کنیم همدیگر را نجات دهیم، و شکست می خوریم، زیرا نمی توانیم شکست بخوریم. هر کدام از ما شکست می خوریم. اما چیزی در جهان هنوز از انرژی عشقی که ما سعی می کنیم داشته باشیم نیرو می گیرد. در پایان، این ممکن است مهم ترین چیزی باشد.

وال برای اولین بار در جشنواره فیلم ونیز و در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو بازی کرد. در تاریخ ۹ دسامبر ۲۰۲۲ در سینماها اکران می شود.



دیدگاهتان را بنویسید