واژگونی چشمگیر آلمان در دفاع، توضیح داده شد


در ژانویه، زمانی که افزایش نظامی روسیه اوکراین را تهدید می کرد، دولت آلمان از حمایت از کیف با کمک های مرگبار خودداری کرد. در عوض، ۵۰۰۰ کلاه ایمنی و یک بیمارستان صحرایی ۵ میلیون دلاری به کیف فرستاد. همچنین دیگر کشورهای ناتو را از ارسال تسلیحات ساخت آلمان به اوکراین ممانعت کرد. اولاف شولز، صدراعظم آلمان در آن زمان به خبرنگاران گفت: «آلمان در سال‌های اخیر از صادرات سلاح‌های کشنده حمایت نکرده است.

هفته گذشته پس از حمله روسیه به اوکراین، آلمان ۱۰۰۰ سلاح ضد تانک و ۵۰۰ سامانه دفاع ضد هوایی استینگر را به اوکراین ارسال کرد. برلین همچنین سایر کشورهای اتحادیه اروپا را از ارسال تجهیزات ساخت آلمان باز کرد.

شولتز در بیانیه‌ای روز شنبه گفت که حمله روسیه به اوکراین یک “نقطه عطف” بود.

یک روز بعد، شولز دقیقاً نشان داد که این نقطه عطف چقدر چشمگیر خواهد بود. تنها در یک سخنرانی در بوندستاگ، پارلمان آلمان، شولتز دهه ها سیاست خارجی و دفاعی آلمان را خنثی کرد. جالب‌تر از همه، شولز سرمایه‌گذاری هنگفتی را در دفاع و امنیت آلمان پیشنهاد کرد که بی‌میلی این کشور برای تقویت ارتش خود را معکوس کرد. این است یک تغییر لرزه ای نه تنها برای کشور، بلکه به طور بالقوه برای اروپا و روابط ترانس آتلانتیک.

سوفیا بش، محقق ارشد مستقر در برلین در مرکز اصلاحات اروپایی، گفت: «این واقعاً انقلابی است. شولتز در سخنرانی خود بسیاری از مواردی را که ما فکر می‌کردیم قطعیت‌های سیاست دفاعی آلمان بود حذف کرد و آنها را باطل کرد. او فقط یک تابو را بعد از تابوی بعدی علامت زد.»

شولتز گفت آلمان باید بسیار بیشتر در امنیت خود سرمایه‌گذاری کند تا از آزادی و دموکراسی خود محافظت کند. او یک صندوق ویژه ۱۰۰ میلیارد یورویی (۱۱۳ میلیارد دلار) برای سرمایه گذاری در بوندسوهر، نیروهای مسلح آلمان معرفی کرد. او آلمان را متعهد کرد که بیش از ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای دفاع هزینه کند – هدفی که همه کشورهای عضو ناتو با آن موافقت کردند، اما کمتر از نیمی از آن عملاً انجام می دهند. آلمان در سال ۲۰۲۱ در مجموع حدود ۴۷ میلیارد یورو برای دفاع هزینه کرد. کمی بیش از یک هفته پس از توقف تاییدیه خط لوله نورد استریم ۲.

شولز جنگ پوتین را «زِیتن‌ونده» نامید – یک نقطه عطف یا «لحظه آبخیز». اما همانطور که آلمانی ها سعی کردند توضیح دهند، بزرگتر از این است. این شبیه به طلوع یک دوره جدید است.

تایسون بارکر، رئیس برنامه فناوری و امور جهانی در شورای روابط خارجی آلمان، گفت: “این لحظه بسیار سرگردان است.” اما، در عین حال، مردم و طبقه سیاسی همگی در کنار هم هستند.»

گفته می شود که اعلام شولز حتی در داخل ائتلاف حکومتی خود نیز غافلگیرکننده بود، اما او در بوندستاگ مورد تشویق و تشویق ایستاده قرار گرفت زمانی که او این تعهدات دفاعی را انجام داد.

تهاجم ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه به اوکراین، دیدگاه آلمان را نسبت به روسیه و امنیت، هم دیدگاه خود و هم اروپا، کاملاً بر هم زد. این است، اما این نیز یک زمان اولیه است – جنگ و بحران پناهجویان در اروپا که نظم پس از جنگ سرد را از بین می برد.

راشل ریزو، کارشناس ارشد غیر مقیم مرکز اروپای شورای آتلانتیک، گفت: «تصاویر از دموکراسی خنثی شده، از یک کشور مستقل که مورد تهاجم قرار گرفته است، این چیزی است که آلمان را بیدار کرد. اکنون سؤال این است: چه مدت باقی می ماند؟

مردم در دروازه براندنبورگ در برلین آلمان تجمع کردند تا علیه جنگ جاری در اوکراین در ۲۷ فوریه اعتراض کنند.
هانیبال هانشکه/گتی ایماژ

چرا چهره آلمان همه را شوکه کرد

طبق گزارش ها، آلمان قرار است ۲۷۰۰ موشک ضد هوایی دیگر به اوکراین بفرستد. بر اساس گزارش‌ها، آنها سیستم‌های Strela هستند که مدلی از دوران شوروی است. موجودی قدیمی از نیروهای مسلح آلمان شرقی.

دولت آلمان رسما این گزارش ها را تایید نکرده است، و اشپیگل گزارش داد که صدها مورد در جعبه‌های کپک زده و اساساً غیرقابل استفاده بودند، اما به نظر می‌رسید که نمادی باشد – به روشی کاملاً ساده – که آلمان چقدر سریع تلاش می‌کند هنجارهای قدیمی را کنار بگذارد.

به طور مشابه قبل از هفته گذشته، چرخش بزرگ دیگر شولز غیرقابل تصور بود: انجماد نورد استریم ۲، خط لوله گاز طبیعی بین روسیه و آلمان که پس از الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ با آن موافقت شد. شولتز، مانند دولت های قبلی، در ابتدا از این پروژه به عنوان یک پروژه اقتصادی دفاع کرد، علیرغم فشارهای طولانی مدت از سوی متحدان که برلین آن را نپذیرفتند. آلمان می‌گفت در صورت حمله روسیه، جدول آینده نورد استریم ۲، اما آنها متعهد نشدند – یعنی تا زمانی که روسیه برای عملیات‌های به اصطلاح «حفظ اوکراین» در شرق حافظ صلح بود، و شولز، درست مانند آن، تصویب پروژه را متوقف کرد. روند.

این نشان می‌دهد که تهاجم روسیه تا چه اندازه اصول دیرینه را درهم شکست، نه فقط سیاست خارجی آلمان، بلکه احتمالاً این که این کشور چگونه خود را می‌بیند.

در طول جنگ سرد، از اواخر دهه ۱۹۶۰، آلمان غربی سیاست «Ostpolitik» – اساساً سیاست شرقی – را دنبال کرد که به دنبال عادی سازی روابط با اتحاد جماهیر شوروی بود. این آثار تا به امروز ادامه داشته است و آلمان خود را پلی بین متحدان غربی و مسکو می‌داند و تلاش می‌کند تا تعهدات خود را نسبت به شرکای خود متعادل کند و در عین حال سعی در حفظ روابط خوب با روسیه دارد. این به معنای طرفداری از دیپلماسی، تلاش برای تعامل با روسیه در جبهه‌های مختلف، ایجاد روابط اقتصادی بین دو کشور مانند نورد استریم ۲ و ایمان به این ابزارها به‌عنوان راه‌حلی برای هرگونه درگیری بود.

بش گفت که آلمان «واقعاً با این ایده هدایت می‌شد که امنیت اروپا را تنها با روسیه می‌توان به دست آورد». و در سخنرانی خود، شولز اکنون اقدام پوتین، روسیه پوتین را تهدیدی برای نظم امنیتی اروپا خوانده است.

آنچه که تغییر سیاست آلمان را به این بزرگی تبدیل می کند، حمایت گسترده سیاسی و عمومی از آن است.

آلمانی‌ها بیش از عمل‌گرایی صرفاً از نوعی صلح‌طلبی در جهان پس از جنگ جهانی دوم استقبال کردند. کارشناسان می گویند مهم است که لفاظی و هویتی که حول محور صلح طلبی ساخته شده است را از واقعیت سیاست خارجی آلمان جدا کنیم – آلمان غربی خط مقدم در برابر روسیه در جنگ سرد بود – که آن را به گفته بارکر، «تاریخ نگاری می کند که آلمانی ها و جامعه بین‌المللی به خود درباره آلمانی‌ها می‌گویند.» اما با وجود این، این درک و پذیرش صلح‌طلبی همچنان در هویت ملی آلمان گره خورده است.

در سال ۲۰۱۴، پس از تجاوز روسیه به اوکراین، اعضای ناتو بر سر جدول زمانی توافق کردند که اعضا ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع کنند. آلمان نیز این تعهد را پذیرفت، اما بیشتر تحت فشار خارجی بود، به ویژه متحدان آلمان، مانند ایالات متحده، (که گاهی به خوبی و گاهی کمتر درخواست می کردند). آلمان هنوز برای دستیابی به این اهداف تلاش می کرد و انتظار می رفت در سال ۲۰۲۱ حدود ۱.۵ درصد از بودجه خود را برای دفاع هزینه کند. برخی از این عدم فوریت ناشی از این احساس بود که مردم آلمان تمایلی به تقویت دفاع آلمان نداشتند، بنابراین سیاستمداران کمبود داشتند. انگیزه برای اثبات آن

«در قلب آن، واقعاً هرگز حمایت عمومی از موضع دفاعی قوی وجود نداشته است. و بنابراین، هیچ سیاستمداری واقعاً کسی نبوده است که این موضوع را از آن خود کند و واقعاً آن را به جلو ببرد.»

شوک تهاجم روسیه آن را تغییر داد. نظرسنجی‌های اولیه‌ای که توسط Civey، یک شرکت نظرسنجی آلمانی انجام شده است، حمایت آشکاری از مسیر جدید آلمان را نشان می‌دهد. در زمان انتشار، یکی نشان داد که ۷۴ درصد از پاسخ دهندگان از تصمیم شولز برای سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیارد یورو در بوندسوهر حمایت کردند، که شامل اکثریت قریب به اتفاق احزاب راست و چپ – از جمله از سبزها (۷۳ درصد)، به طور سنتی صلح طلب تر بود. حزب ائتلاف حاکم کنونی، به دموکرات های آزاد (۸۱ درصد)، که به طور سنتی شاهین های مالی هستند، اما رهبر آن، وزیر دارایی، کریستین لیندنر، از طرح شولز برای صرف میلیاردها دلار برای دفاع استقبال کرده است.

سیاست آلمان به ثبات شهرت دارد. از بیرون، تعصبات خارجی و دفاعی سال‌های متمادی با آن همخوانی ندارد. اما بارکر گفت که از برخی جهات، این نوع نقاط عطف دراماتیک بخشی از سنت سیاسی آلمان است: یک رویداد بیرونی باید رخ دهد و آلمان – یا حداقل صدراعظم آن – را مجبور کند که از این لحظه استفاده کند. نمونه اخیر بحران پناهندگان اروپا و تصمیم صدراعظم سابق آنگلا مرکل برای استقبال از بیش از یک میلیون پناهنده است.

بنابراین در حالی که نیروهایی وجود داشتند که آلمان را به این سمت سوق می دادند، اتفاقی مانند جنگ پوتین لازم بود تا آن را آغاز کند.

بارکر آن را به فشار بر یک سد تشبیه کرد. او گفت: “آستانه شکستن در آلمان بسیار بالاتر، بسیار دشوارتر و بسیار غیرقابل حل تر از جاهای دیگر است.” “اما وقتی شکسته شود، مثل این است که دریچه های سیل باز می شوند.”

اولاف شولز، صدراعظم آلمان، در جریان بازدید از فرماندهی عملیات بوندسوهر – نیروهای مسلح آلمان – در Schwielowsee، شرق آلمان، در ۴ مارس، از کنار نقشه اوکراین عبور می کند.
کلمنس بیلان/ خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایماژ

آلمان هنوز باید هویت نظامی خود را کشف کند – و شاید اروپا نیز این کار را انجام دهد

سوال بزرگ اکنون این است: همه اینها به چه معناست؟ دست کم، آلمان در حالی که با روسیه می جنگد به اوکراین کمک های مرگبار خواهد کرد، چیزی که ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین همچنان از آن درخواست کرده است. غرب. همچنین احتمالاً به این معناست که اروپا می‌تواند تسلیحات بیشتری بفرستد، زیرا آلمان تعداد زیادی از آنها را می‌سازد و دیگر مانع از تحویل آنها نخواهد شد.

اما هنوز ناشناخته های بزرگ و کوچک زیادی وجود دارد.

جنگ در اوکراین منجر به این تصمیم عظیم شد، بنابراین کارشناسان در حال تماشای این هستند که این تغییر چقدر عمیق و قوی است و ممکن است از نظر عملی چگونه به نظر برسد. همانطور که کارشناسان گفتند، این سرمایه گذاری شوکی برای سیستم خواهد بود. نیروهای مسلح کمبود بودجه داشتند، اما پول خود تنها بخشی از معادله است. سوالاتی در مورد آنچه که حتی بر روی چه چیزی تمرکز می کند و در مورد آمادگی نظامی خود وجود دارد. بارکر گفت: «جذب ۱۰۰ میلیارد یورو از هزینه های دفاعی در یک سال مانند نوشیدن از یک شلنگ آتش سوزی عظیم است. نمی‌دانم که آیا ارتش آلمان توانایی جذب این همه مدرن‌سازی را دارد یا خیر.

همانطور که بش گفت، آلمان قبلاً در حال توسعه یک استراتژی جدید امنیت ملی بود، بنابراین منابع در زمان مناسب به دست می‌آیند. اما آلمان باید اساساً با نوع ارتشی که می‌خواهد داشته باشد، جایی که می‌خواهد پول روی استراتژی و تجهیزات سرمایه‌گذاری کند و اینکه آیا این صرفاً در پاسخ به روسیه در حال حاضر است، یا می‌خواهد در این مسیر در این مسیر باقی بماند، دست و پنجه نرم کند. بلند مدت.

چگونه آلمان با این سوال دست و پنجه نرم می کند ممکن است در سراسر اروپا و اتحاد فرا آتلانتیک منعکس شود. اروپا نیز سال‌ها در مورد ایجاد هویت امنیتی جدا از ناتو صحبت کرده است – چیزی که ادم‌ها آن را «استقلال استراتژیک» می‌نامند. افغانستان به این ایده فوریت جدیدی اضافه کرد، زیرا وابستگی اروپا به ایالات متحده برای امنیت خود را یادآوری کرد. سکوت کلی آلمان در دفاع، و عدم تمایل موجه به سرمایه گذاری واقعی در آنجا، همیشه باعث می شد که ایده یک سیاست امنیتی قوی اروپا بیشتر تئوری به نظر برسد تا عملی. اما تصمیم اخیر آلمان ناشی از این احساس است که آلمان و اروپا واقعاً امن نیستند – و این ممکن است نحوه رویکرد قاره دفاعی را حتی فراتر از ناتو تغییر دهد.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید