چرا سرمایه گذاران و بانک ها ناگهان به محیط زیست اهمیت می دهند؟


این یک عدد بزرگ است: ۴۴ تریلیون دلار.

به گفته مجمع جهانی اقتصاد، این میزان از کل تولید اقتصادی جهان به حیوانات و اکوسیستم ها وابسته است. حشرات محصولات تجاری را گرده‌افشانی می‌کنند، صخره‌های مرجانی از ساختمان‌های ساحلی محافظت می‌کنند، تالاب‌ها آب را تصفیه می‌کنند، و همه این خدمات – و بیشتر – به رشد اقتصادی کمک می‌کنند.

اگر اقتصاد در طبیعت گنجانده شده باشد، پس کاهش جهانی حیات وحش و اکوسیستم ها برای شرکت ها و سرمایه گذاران یک خطر است. مثلاً اگر حشرات از زمین‌های کشاورزی ناپدید شوند، کشاورزان ممکن است مجبور شوند برای واردات گرده‌افشان هزینه‌ای بپردازند یا کمتر تولید کنند، که به عواید آنها آسیب می‌زند. این یکی از دلایلی است که WEF «از دست دادن تنوع زیستی» را به عنوان سومین خطر جدی برای اقتصاد طی دهه آینده، پس از عدم اقدام در مورد تغییرات آب و هوا و آب و هوای شدید، رتبه‌بندی می‌کند.

سارا کاپنیک، دانشمند و استراتژیست در غول بانکی جی پی مورگان، در ماه می نوشت: «خطر تداوم از دست دادن تنوع زیستی، نه فقط برای طبیعت، بلکه برای ثبات مالی، عمیق است.»

در چند سال گذشته، صنعت مالی با این خطرات مقابله کرده است. همراه با بانک‌ها و بیمه‌گران، سرمایه‌گذاران بزرگ شروع به تحت فشار قرار دادن شرکت‌ها برای افشای ریسک‌های مرتبط با محیط طبیعی – معروف به ریسک‌های مرتبط با طبیعت – کرده‌اند که ممکن است باعث از دست دادن ارزش سرمایه‌گذاری‌شان در طول زمان شود. و در ماه مارس، گروهی به نام Task Force on Nature-related Financial Disclosures پیش نویس چارچوبی را منتشر کرد که امیدوار است استاندارد طلایی برای گزارش و مدیریت خطرات زیست محیطی باشد. (در حال حاضر وجود دارد استانداردی مشابه برای گزارش خطرات مرتبط با تغییرات آب و هوایی.)

این حرکت پیرامون افشای ریسک ممکن است مبهم به نظر برسد، اما پتانسیل زیادی برای تغییر اقتصاد جهانی دارد. لوسیان پپلنبوس، استراتژیست آب و هوا در شرکت سرمایه گذاری Robeco، گفت افشای ریسک های مرتبط با طبیعت می تواند جریان های زیادی از پول را از شرکت هایی که به طبیعت متکی هستند – و اغلب به آنها آسیب می رسانند – به سمت شرکت هایی که ردپای بسیار کمتری دارند، هدایت کند. به هر حال این نظریه است.

اما امروزه، تلاش‌ها برای تعیین کمیت آنچه که شرکت‌ها با بدتر شدن محیط زیست از دست می‌دهند، یک آشفتگی است. ده ها معیار، ابزار و چارچوب وجود دارد که هر کدام مخفف فراموش شدنی خود را دارند. ابزارهای اندازه‌گیری نحوه تأثیر شرکت‌ها بر طبیعت نیز گیج‌کننده هستند – مانند انواع استانداردهای مختلف برای افشای ریسک، حتی برای کارشناسان امور مالی پایدار.

این بدان معنا نیست که این مرز سرمایه گذاری پایدار پیشگامانه نیست، یا حداقل بهتر از آنچه در حال حاضر وجود دارد، نخواهد بود. اما کارهای زیادی باید انجام شود، هم در مورد یکسان سازی استانداردهای گزارش دهی و هم اندازه گیری ریسک. با پاسخ دادن به یک سوال به ظاهر اساسی شروع می شود: اکوسیستم ها چگونه کار می کنند؟

بسیاری از اقتصادی خطرات مرتبط با جهان طبیعی و زوال آن

فاکتورسازی ریسک زیست محیطی در تصمیمات سرمایه گذاری هوشمندانه به نظر می رسد، اما در واقع انجام آن کمی کسل کننده است – نه حداقل به این دلیل که انواع مختلفی از ریسک وجود دارد و اندازه گیری هر یک دشوار است.

ابتدا چیزی به نام ریسک فیزیکی را در نظر بگیرید. توضیح می دهد که یک شرکت و سرمایه گذاران آن تا چه حد به خدمات ارائه شده توسط طبیعت، مانند آب پاک و گرده افشان ها وابسته هستند. برای مثال، شرکتی که شکلات می فروشد، برای گرده افشانی در زنجیره تامین خود تقریباً به حشرات وحشی متکی است (گیاهان کاکائو کاملاً به آنها وابسته هستند). این امر همچنین به آب شیرین و ابزارهایی برای مدیریت آفات بستگی دارد – وقتی در نظر بگیرید که اکوسیستم ها در حال تزلزل هستند، اینها همه خطرات فیزیکی هستند.

این فقط یک سناریوی فرضی نیست. سه چهارم محصولات غذایی جهان (و یک سوم تولید جهانی محصولات زراعی) تا حدی به گرده افشانی پرندگان، زنبورها و بسیاری دیگر از حشرات و حیوانات کوچک بستگی دارد. و برخی از جمعیت حشرات کاهش یافته است بیش از ۷۰ درصد تنها در چند دهه. در واقع، کشاورزانی در کالیفرنیا وجود دارند که از قبل برای واردات زنبورها هزینه می‌کنند، زیرا گرده‌افشان محلی کافی وجود ندارد. این می تواند به بازده سرمایه گذاران آسیب برساند.

جمعیت پرندگان، پستانداران، ماهی ها، خزندگان و دوزیستان بین سال های ۱۹۷۰ تا ۲۰۱۶ به طور متوسط ​​۶۸ درصد کاهش یافته است.
دنیای ما در داده / صندوق حیات وحش جهانی / انجمن جانورشناسی لندن

همچنین خطراتی وجود دارد که ریشه در تأثیراتی که شرکت ها بر طبیعت می گذارند وجود دارد – اساساً برخلاف آنچه ما در مورد آن صحبت کردیم. بدیهی است که آسیب رساندن به محیط زیست می تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند، که ارتباط نزدیکی با قیمت سهام آن دارد. سرمایه‌گذاران و بانک‌ها ممکن است کمتر از شرکتی حمایت کنند که روغن پالم را از زمین‌های پاک می‌فروشد، به‌عنوان مثال، از ترس اینکه مردم متوجه شوند و باعث سقوط سهام شرکت شوند.

همچنین یک نگرانی مرتبط به نام ریسک انتقال وجود دارد – ضربه احتمالی به شرکت و سرمایه گذاران آن به دلیل تغییر آتی در سیاست یا رفتار مصرف کننده. کسب و کاری را در نظر بگیرید که لیتیوم را در منطقه ای با فلامینگوهای در خطر انقراض استخراج می کند. اگر ظرف چند ماه، دولت تصمیم به حفاظت از آن منطقه خاص بگیرد، ممکن است شرکت مجبور شود عملیات خود را به جای دیگری منتقل کند و احتمالاً در نتیجه ضرر خواهد کرد.

محاسبه این خطرات همگی سخت است. این تا حدی به این دلیل است که احساسات فرهنگی و سیاسی دائماً در جریان هستند، و به این دلیل که دانشمندان هنوز دقیقاً نمی‌دانند اکوسیستم‌ها چگونه کار می‌کنند، یا اینکه چگونه می‌توانند زمان تغییر آن‌ها را پیش‌بینی کنند.

ابزارهای اندازه گیری و گزارش خطرات فراوان است. آیا آنها کار می کنند؟

مؤسسات مالی که به طور جدی می خواهند خطرات تنوع زیستی را محاسبه کنند، مجموعه ای از گزینه های مخفف پر از نام های مخفف را برای انتخاب دارند. برای مثال، ابزارهایی وجود دارند که ریسک‌های فیزیکی را اندازه‌گیری می‌کنند، مانند ENCORE (کاوش در فرصت‌های سرمایه طبیعی، ریسک‌ها و قرار گرفتن در معرض)، یا ارزیابی می‌کنند. آ تأثیر شرکت بر طبیعت، از جمله CBF (ردپای تنوع زیستی شرکتی) و BFFI (ردپای تنوع زیستی برای مؤسسات مالی). دیگران چارچوبی – و واژگان – را برای گزارش‌دهی در مورد ریسک‌ها و اثرات، مانند GRI (ابتکار گزارش‌دهی جهانی)، SBT (هدف‌های مبتنی بر علم)، و TNFD (گروه ویژه افشای مالی مرتبط با طبیعت) که اخیراً راه‌اندازی شده است، به شرکت‌ها ارائه می‌کنند.

تشخیص یکدیگر از یکدیگر دشوار است، اما به طور کلی این ابزارها برای اندازه گیری خطرات مرتبط با طبیعت یا ارائه راهی برای افشای آنها طراحی شده اند. آنها در دسته بندی ضعیف ESG قرار می گیرند، مجموعه ای از معیارها برای غربالگری سرمایه گذاری ها برای ریسک های مرتبط با محیط، اجتماعی مسائل، یا شرکتی حکومت (از این رو مخفف ESG است)، اما تمرکز آنها بیشتر بر طبیعت است. و در حالی که ESG به سرمایه‌گذاران خرد مرتبط است، مانند کارمندانی که وجوهی را برای حساب بازنشستگی انتخاب می‌کنند، این ابزارهای ریسک بیشتر برای شرکت‌ها، سرمایه‌گذاران نهادی، و سایر شرکت‌های سنگین‌وزن مالی-صنعتی هستند. (برخلاف بسیاری از صندوق‌های ESG، آنها همچنین بر نحوه تأثیر شرکت‌ها بر محیط‌زیست تأثیر می‌گذارند، نه فقط تأثیر محیط بر شرکت‌ها.)

پارتا داسگوپتا، اقتصاددان در دانشگاه کمبریج، که گزارش معروفی را در دانشگاه کمبریج نوشت، می‌گوید: اگر نمی‌توانید همه کلمات اختصاری را به خاطر بسپارید، حداقل این را به خاطر بسپارید: این ابزارها تا حد زیادی کامل نیستند، عمدتاً به این دلیل ساده که اکوسیستم‌ها پیچیده هستند. ۲۰۲۱ در مورد اقتصاد تنوع زیستی. برای مثال، ما هنوز نمی‌دانیم که چرا گرده‌افشان‌های حشرات دقیقاً در حال کاهش هستند یا چگونه گونه‌های مختلف به خدمات اکوسیستمی که شرکت‌ها استفاده می‌کنند کمک می‌کنند.

داسگوپتا گفت، به این فکر کنید که چگونه تعاملات یک اکوسیستم با فناوری یک خودرو مقایسه می شود. خودروسازان مهندسانی می خواهند که بفهمند چگونه مواد خام را به خودرو تبدیل کنند: او گفت: «آنها می توانند تمام مراحلی که باید انجام دهید و خطرات موجود را به شما بگویند، از شکل دادن به ورق های فلزی گرفته تا رنگ آمیزی بیرونی. آنها قطعات یدکی را نگه می دارند زیرا اگر چیزی خراب شود می توانند بلافاصله آن را تعویض کنند. آنها فناوری را درک می کنند. مسئله این است که ما فناوری طبیعت را درک نمی کنیم.

در فوریه ۲۰۱۴، درختانی در یک تورب زمین در جزیره بورنئو در اندونزی برای مزرعه روغن نخل پاکسازی شدند.
Bay Ismoyo/AFP از طریق گتی ایماژ

اندازه‌گیری تأثیر یک شرکت بر طبیعت، و ریسک‌های مالی مرتبط، آسان‌تر نیست. این مانند تغییرات آب و هوایی نیست، جایی که بتوانید شرکت ها را با انتشار کربن سالانه آنها جمع آوری کنید. جولی نش، مدیر ارشد برنامه غذاها و جنگل‌ها در سازمان غیرانتفاعی سرس، می‌گوید: «در تغییرات اقلیمی، یک روش حسابداری مجموعه‌ای برای بررسی انتشار گازهای گلخانه‌ای شما وجود دارد. «در رابطه با تنوع زیستی داشتن این یک معیار بسیار سخت تر است.»

در واقع، تنوع زیستی یک اصطلاح گسترده است که شامل همه اکوسیستم ها، در خشکی و دریا، از جنگل های شمالی گرفته تا صخره های مرجانی است. هر کدام مجموعه ای از موجودات خاص خود را دارند. و هر موجودی عملکرد متفاوتی دارد. بنابراین، وقتی تنوع زیستی را اندازه گیری می کنید – به عنوان وسیله ای برای درک ریسک مالی – دقیقاً چه چیزی و چگونه اندازه گیری می کنید؟ تعداد گونه ها در یک منطقه معین؟ آنها چه نقش های خاصی در محیط خود دارند؟ دانشمندان سال ها در مورد این سؤالات بحث کرده اند.

یک مرغ مگس خوار بنفش درخشان شهد یک گل قرمز داغ پوکر را در آرکیپا، پرو می نوشد.
Artur Widak/NurPhoto از طریق Getty Images

حتی بیشتر سؤالات اساسی نیز فاقد پاسخ هستند، از جمله اینکه چند گونه روی زمین وجود دارد. بدون این اطلاعات، ما دقیقا نمی دانیم چه چیزی برای از دست دادن وجود دارد.

همه این کارها خسته کننده خواهد بود. اما می تواند به ایجاد یک اقتصاد سبزتر کمک کند

بنابراین این ما را به چه نتیجه ای میرساند؟ موسسات مالی کار زیادی در پیش دارند – آنها باید معیارهای بهتری را ارائه کنند و ابزارهای گزارش دهی بی شماری را که در حال حاضر وجود دارد، یکپارچه کنند. اما کارشناسان خوش بین هستند.

آلد جونز، استاد امور مالی پایدار در دانشگاه آنگلیا راسکین، به وکس گفت: «فکر می‌کنم برای مدتی آشفته خواهد شد. اما ما در زمینه افشاگری پیشرفت خواهیم کرد.»

شایان ذکر است که تنها ۱۰ سال پیش، به ندرت کسی شرکت ها را با ردپای گازهای گلخانه ای آنها مقایسه می کرد، اما اکنون این اطلاعات به راحتی در دسترس است.

تونی گلدنر، مدیر اجرایی TNFD، با اشاره به سه راه برای طبقه بندی انتشار گازهای گلخانه ای از شرکت ها (نویسنده دیوید) گفت: فراموش نکنیم که ۱۰ تا ۱۵ سال پیش هیچ کس در تجارت درباره انتشارات ۱، ۲ و ۳ صحبت نمی کرد. رابرتز کار خوبی در توضیح انتشار گستره در اینجا انجام می دهد). یک فرآیند کامل وجود دارد که بازار برای رهایی از شرایط آب و هوایی طی کرده است، که اکنون باید در مورد طبیعت انجام دهیم.

برای این منظور، داسگوپتا و دیگران تقاضای فزاینده ای را برای انواع متفکرانی می بینند که می توانند به حل مشکلات ارزیابی ریسک کمک کنند. داسگوپتا گفت: «خزانه‌داری‌ها، وزارتخانه‌ها و شرکت‌ها باید اکولوژیست‌ها را استخدام کنند،» و افزود که عاقلانه نیست. این مانند یک خودروساز است که مهندس ندارد. پوچ است.»

در حالی که همه این محاسبه ریسک بسیار خسته کننده به نظر می رسد – و برای برخی ممکن است به طور کلی در نظر گرفتن اکوسیستم ها و حیات وحش از نظر مالی مضحک به نظر برسد – مهم است که به هدف اصلی بازگردیم: “در نهایت، ما قصد داریم جریان سرمایه را تغییر دهیم.” گلدنر گفت، به شرکت هایی که آسیب کمتری برای محیط زیست دارند.

و فکر کردن به این که واقعاً چه شکلی است، جالب است. تصور کنید که دولت ایالات متحده از همه شرکت های دولتی می خواهد که خطرات زیست محیطی خود را افشا کنند. بنابراین، شرکت شکلات فرضی ما باید نشان دهد که، برای مثال، تغییرات در جمعیت حشرات وحشی چگونه بر محصولاتش تأثیر می‌گذارد، و چگونه محصولاتش به نوبه خود بر حشرات تأثیر می‌گذارند.

سرمایه‌گذاران و وام دهندگان ممکن است انتظار بازدهی بزرگ‌تری داشته باشند، مطابق با ریسک اضافه‌ای که متحمل می‌شوند. از آنجایی که شرکت با هزینه های سرمایه بالاتری مواجه است، ممکن است به روش هایی پاسخ دهند کاستن خطرات مرتبط با طبیعت برای جذب سرمایه‌گذاری، مانند روی آوردن به آفت‌کش‌های کمتر مضر. اگر خشکسالی نیز برای این شرکت مشکل ساز باشد، شاید برای اقدامات اقلیمی برای محافظت از دارایی های خود لابی کند.

بسیار خوب، پس شاید در این سناریو کمی خیال بافی وجود داشته باشد – اصلاح اقتصاد آسان نیست، و صرف افشای ریسک ها به این معنا نیست که شرکت ها یا سرمایه گذاران کاری متفاوت انجام خواهند داد. اما تلاش هایی مانند TNFD مکان خوبی برای شروع است. و اگر هیچ چیز دیگری نباشد، آنها به ما کمک خواهند کرد تا در مورد جهانی که در آن زندگی می کنیم بیشتر بدانیم و اینکه چگونه اکوسیستم ها و حیوانات به ظاهر دور بخش بزرگی از اقتصاد جهان را در اختیار دارند. در حال حاضر.

دیدگاهتان را بنویسید