چگونه اولویت بندی کنیم و کمتر به چیزهای کوچک اهمیت دهیم


اینکه بگوییم بشقاب های ما پر است، دست کم گرفته شده است. واقعیت زندگی معاصر مستلزم توجه و تلاش ما بین مشاغل سخت، مراقبت های خانوادگی ضروری، پر کردن تجمعات اجتماعی و انجام تعهدات سیاسی و اجتماعی است – بدون ذکر سرگرمی ها یا تلاش های خلاقانه. طبق نظرسنجی های مرکز تحقیقات پیو، ۶۰ درصد از بزرگسالان گفتند که گاهی اوقات بیش از حد مشغول هستند که نمی توانند از زندگی لذت ببرند. جای تعجب نیست که وقتی بچه دار می شوید، مشغله زیاد تشدید می شود: ۷۴ درصد از والدینی که بچه های زیر ۱۸ سال دارند گزارش کرده اند که برای لذت بردن از زندگی خیلی شلوغ هستند.

دلایل مختلفی وجود دارد که مردم برنامه های خود را بسته بندی می کنند. فرهنگ ازدحام، جاه طلبی همیشه روشن و کور را عادی کرده است. جامعه هنوز از زنان انتظار دارد که فشارهای کار و زندگی خانگی را متعادل کنند. افراد خشنود در نه گفتن مشکل دارند. ترس وجودی از تغییرات آب و هوایی، آشفتگی سیاسی و فشارهای اقتصادی شاید زمانی که حواس‌تان به فهرستی از کارهای بی‌پایان منحرف می‌شود، وزن کمتری دارد.

مونا ایشایکر، درمانگر ازدواج و خانواده دارای مجوز، می‌گوید: «ما اجتماعی شده‌ایم تا مراقبت، ارائه و کمک کنیم. اگر ما این کار را بدون مرز و بدون محدودیت انجام دهیم، سوخته خواهیم شد و هیچ لطفی به کسی نمی‌کنیم.»

افسانه کمال گرایی بسیاری را در چرخه تغذیه از فشارهای بیرونی نگه می دارد: توهم «داشتن همه چیز»، به دست آوردن ارزش خود از اعتبار دیگران. البته این شایستگی و بزرگواری است که نسبت به مردم و موجبات اهمیت دادن شما را فراهم کنید. همچنین افتادن در دام تلاش بیش از حد در تلاش برای داشتن همه چیز آسان است.

به جای اینکه همیشه برای همه و همه چیز باشید، اگر کمی کمتر به آن اهمیت دهید، زندگی چگونه خواهد بود؟ دبورا جی کوهان، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه کارولینای جنوبی بوفورت و نویسنده کتاب می‌گوید: «چه می‌شود». به هر کجا که هستیم خوش آمدید: خاطرات خانواده، مراقبت و رستگاری، “ما به اندازه کافی خوب هدف داریم؟”

انتظارات شخصی خود را مدیریت کنید

کارشناسان موافق هستند که بیشتر تمایل ما برای انجام وظایف و مسئولیت‌های اضافی ناشی از احساس تعهد نسبت به دیگران است، اما حتی می‌توان آن را خودگردانی کرد. سارا نایت، نویسنده مجموعه ای از راهنماهای «No Fucks Given» می گوید: «هفتاد و پنج درصد مواقع، احساس گناه از داخل خانه می آید. سحر و جادوی تغییردهنده زندگی در لعنت نکردن و چرت و پرت خود را با هم جمع کنید. “تو در ذهن خودت درستش می کنی.”

انتظارات هیچکس از شما به اندازه توقعات خودخواسته شما نیست. اگر از آوردن سالاد ماکارونی در فروشگاه به جای یک غذای خانگی در کباب کردن احساس گناه می کنید، تنها کسی که شما را به خاطر آن شرمنده می کند خودتان هستید. در حالی که رد کردن مسئولیت های اضافی در محل کار به دلیل اینکه بشقاب شما از قبل پر شده است، می تواند احساس کند که توپ را رها می کنید، به احتمال زیاد درخواست کننده به سرعت داوطلبی را پیدا می کند که بیش از حد مشتاق است که پروژه اضافی را انجام دهد. اسایکر می گوید: «هیچ کس عصبانی نیست. مردم نمی خواهند که ما تحت فشار یا استرس باشیم.»

نایت می‌گوید قبل از تصمیم‌گیری در مورد اینکه کمی کمتر اهمیت دهید یا لطفی را که از شما می‌شود رد کنید، از خود بپرسید که آیا نه گفتن تأثیر منفی خواهد داشت یا از یک مکان بداخلاق می‌آید. او می‌گوید: «نه پاسخ دادن به یک مهمانی از نظر عینی چیز بدی نیست. «بله گفتن و سپس لغو در آخرین لحظه – نه به این دلیل که به طور قانونی مسمومیت غذایی دریافت کردید، بلکه به این دلیل که واقعاً هرگز نمی خواستید بروید… این چیزی است که می توانید نسبت به آن احساس گناه کنید. این کار را نکن.»

اولویت های خود را پیدا کنید

کم توجهی به معنای سهل انگاری نیست. برای اینکه کمتر به مسائل بی اهمیت اهمیت دهید، باید آنچه را که ارزش مراقبت از آن را دارد، به صفر برسانید. کوهان پیشنهاد می‌کند فهرستی از موارد و تعهدات فهرست کارها را در نظر بگیرید و بپرسید که آیا این مسئولیت‌ها باعث می‌شود روز شما بزرگ‌تر یا محدودتر احساس شود. آیا این حس خلاقیت شما را تقویت می کند؟ آیا این بهترین استفاده از زمان و استعداد شماست؟ آیا به شما احساس خستگی می دهد؟ آیا می خواهید وقت و انرژی خود را صرف این موضوع کنید؟

عشایر می‌گوید از خود بپرسید: “چرا من اهمیت می‌دهم؟” در مورد جنبه های مختلف زندگی “آیا این چیزی است که با ارزش های من همسو است؟” او می گوید. “آیا این چیزی است که من معتقدم برای خودم و برای بشریت مفید است؟” اگر احساس می‌کنید مجبور هستید از روی ترس یا می‌خواهید مورد پذیرش دیگران قرار بگیرید، به چیزی اهمیت دهید، ممکن است ارزش تأکید بر آن را نداشته باشد.

البته، تعهدات غیرقابل مذاکره ای وجود دارد – کارکردهای اساسی شغل شما، مراقبت از کودکان، پرداخت قبوض – که ممکن است زندگی را تأیید نکند، اما با این وجود نیاز به توجه دارد. نایت می‌گوید وقتی این تعهدات واقعی را تعریف کردید، می‌توانید «خود را از مفهوم «من باید آن را انجام دهم» جدا کنید، وقتی نوبت به کارهای دیگری می‌رسد که فکر می‌کردید ضروری است، مانند بیدار شدن در ساعت ۵ صبح برای شستن لباس‌ها هنگام انجام آن. بعد از کار کافی است

هنگامی که نایت در سال ۲۰۱۵ شغل خود را به عنوان ویراستار کتاب ترک کرد، متوجه شد که ماری کوندو از نظر سازماندهی فیزیکی از چه چیزی دفاع می کند، نایت با مغز او انجام می دهد: حذف عادات و افرادی که دیگر باعث شادی نمی شوند. به مواردی فکر کنید که واقعاً از آنها لذت نمی بردید یا زندگی شما را دشوارتر می کرد – مانند شرکت در مهمانی کارشناسی یک دوست معمولی که واقعاً می خواستید به جای آن به مطالعه ادامه دهید. کوهان می‌گوید وقتی فرصت‌های مشابهی پیش می‌آیند، می‌توانید با اطمینان چیزهایی را که می‌دانید به شما کمک نمی‌کنند رد کنید.

فقط به این دلیل که شما در چیزی برتر هستید – چه ایجاد صفحات گسترده دقیق یا درست کردن دسرهای پیچیده برای مهمانی های شام – به این معنی نیست که هر بار که از شما خواسته می شود یا داوطلب انجام آن برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران هستید، باید با آن موافقت کنید. کوهان می‌گوید: «اگرچه می‌دانم می‌توانم کیک بسیار عالی و پیچیده را درست کنم – من آنها را درست کرده‌ام، در آن مهارت دارم. اما این بدان معنا نیست که باید این کار را انجام دهم زیرا شاید بهترین استفاده از شنبه من نباشد.

کوچک نمایی

در سختی‌های روزمره، درگیری‌های دقیقه‌ای اغلب می‌تواند نامتناسب باشد: کودک شما وقتی شما درخواست کردید ظرف‌ها را نشویید، شما ۱۰ دقیقه به وقت دکتر دیر آمدید، دوستی فراموش کرده بود که قرار بود برای او تنقلات بیاورد. شب بازی مردم به سرعت به این رویدادهای معمولی معنی می دهند – نتیجه گیری عجولانه و فکر کردن که یک دوست بی ملاحظه است، مثلاً با پاسخ ندادن به تماس تلفنی شما در وسط یک روز کاری. اگر مکث کنید و یک قدم به عقب برگردید، در واقع هیچ یک از این موارد وجود ندارد عشایر می گوید، تأثیر عمیقی بر زندگی خود داشته باشید. فرض کنید خود را دائماً درگیر درام می‌بینید – از خود بپرسید که چرا هیجان تعارض برانگیخته می‌شوید یا می‌خواهید از کدام تصمیم‌های بزرگ زندگی منحرف شوید. او می‌گوید: «بعضی اوقات عدم واکنش بهترین کار است.

در مورد کار هم همینطور است. ارزش و عزت نفس بسیاری از افراد به طور ذاتی با شغل آنها مرتبط است. اما اگر کوچک‌نمایی کنید و در نظر بگیرید که خارج از شغلتان چه کسی هستید، ممکن است به بخش‌های دیگری از زندگی که ممکن است در آن‌ها کمبود دارید، پی ببرید، مانند گذراندن زمان با کیفیت با خانواده یا تمرین هنر یا موسیقی – بخش‌هایی از زندگی که تصمیم گرفتید اولویت‌بندی کنید.

Eshaiker ادامه می دهد، وقتی دائماً استرس دارید و در وضعیت ذهنی جنگ یا گریز هستید، یافتن این دیدگاه دشوار است. هر مشکل جزئی مانند یک آتش سوزی فوری است که باید خاموش شود. به‌جای ساختن کوه‌ها از تپه‌ها، Eshaiker پیشنهاد می‌کند که به ریشه‌یابی اینکه چرا به لباسی که شریک زندگی‌تان تصمیم گرفته است برای عروسی بپوشد توجه منفی داشته باشید، بپردازید. «آیا به این دلیل است که می‌خواهم شریک زندگی‌ام در جمع خوب ظاهر شود زیرا می‌خواهم از دیگران تأیید کنم؟» او می گوید. اما این ربطی به ارزش‌های نهایی و اهداف من ندارد. باز هم، شما فقط قدرت خود را به افراد دیگر واگذار می کنید، اگر به نوعی در مورد اعتبار سنجی خارجی باشد.” چشم پوشی از تأثیری که تماشاگران بر زندگی شما دارند، فضایی را برای شما آزاد می کند تا به چیزهایی که واقعاً مهم هستند اهمیت دهید.

برای اینکه بتوانید به جایی برسید که بتوانید به تصویر بزرگتر نگاه کنید، Eshaiker می گوید که باید استراحت و تمرکز خود را در اولویت قرار دهید، که برای همه متفاوت به نظر می رسد: مدیتیشن، پیاده روی، بدون ایمیل قبل از خواب.

مرزها را تعیین کنید

زمانی که مشخص کردید چه چیزی ارزش وقت گذاشتن را دارد و چه چیزی ارزش آن را ندارد، باید مرزها را تعیین کرده و بیان کنید. تعیین حد و مرز می تواند مانند یک کلمه کلیدی بی شکل به نظر برسد، اما به سادگی یادگیری نحوه نه گفتن نیست. به گفته نایت، تعیین مرز عبارت است از ترسیم آنچه نیاز دارید و برای شما مهم است و محافظت از آن خواسته ها. این می‌تواند به سادگی نوشتن فهرستی از چیزهایی باشد که شما را خوشحال می‌کند (مطالعه، باشگاه رفتن، آشپزی، زندگی با حداقل استرس)، به شما امکان کسب درآمد (شغل) و سایر زمینه‌های مهم (دوستان) را می‌دهد. ، خانواده، داشتن یک خواب خوب).

سپس از خود بپرسید برای محافظت از این چیزها چه کاری باید انجام دهید. شاید دعوت به فعالیت های اجتماعی شبانه هفته را رد کنید تا خواب خوب را در اولویت قرار دهید. شاید لازم باشد زمان کمتری را با دوستی بگذرانید که دعوت به درگیری می کند.

نایت می‌گوید: «اگر آنها واقعاً پنج دقیقه بنشینند و به آن فکر کنند، متوجه می‌شوند که بیشترین و ناخواسته‌ترین هدر رفتن زمان، انرژی و پولشان چقدر است. “این می تواند یک رابطه در زندگی آنها باشد – می تواند یک والدین باشد، می تواند یک دوست، کسی باشد که با آنها قرار می گذارند – و مرزی که شما باید برای حفظ زمان، انرژی، پول، سلامت عقل و سلامت روان خود تعیین کنید. ، اساساً حصار کشیدن آن شخص خارج از همه اینها است.”

نایت می‌گوید راه دیگری برای تعیین حد و مرز این است که از خود بپرسید «مشکل زندگی من چیست؟» و سپس برای شناسایی علت. به عنوان مثال، ممکن است پس از معاشرت با یک دوست خاص احساس ضعف کنید. چرا؟ آیا شما بیشتر از آن چیزی که آنها مایل به جبران آن هستند می دهید؟ آیا دیگر چیزهای مشترکی ندارید؟ نایت می‌گوید: «همه چیز به شناسایی آنچه می‌خواهید، نیاز، آنچه برای شما مهم است، و سپس آنچه باید برای محافظت از آن چیزها انجام دهید، برمی‌گردد.

زمان محدود است و نباید توسط دیگران دیکته شود یا اینکه چگونه فکر می کنید دیگران شما را درک می کنند. اگر کمی کمتر به این معنی است که بلافاصله برای رهبری هر ابتکار جدید در محل کار داوطلب نشوید یا از چند جلسه PTA صرفه جویی کنید، در زمان و انرژی برای چیزهایی که مهم هستند صرفه جویی می کنید.

کوهان می‌گوید: «مثل کوتاه کردن چربی‌ها در یک روز یا یک هفته است.»

حتی بهتر اینجاست تا توصیه‌هایی با منبع عمیق و کاربردی برای کمک به شما برای داشتن یک زندگی بهتر ارائه دهد. آیا در مورد پول و کار سوالی دارید. دوستان، خانواده و جامعه؛ یا رشد و سلامت شخصی؟ سوال خود را با پر کردن این مطلب برای ما ارسال کنید فرم. ممکن است آن را به یک داستان تبدیل کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید