چگونه بفهمیم که آیا می خواهید به دانشگاه بروید، ازدواج کنید، خانه بخرید


براک ساریکایا همیشه می دانست که می خواهد وکیل شود. در دبیرستان، او خود را به محاکمه ساختگی و مناظره انداخت. ساریکایا، بزرگ‌ترین فرزند والدین مهاجر ترک، اهمیت ورود به یک کالج خوب و لزوم بورسیه‌های تحصیلی برای تأمین مالی آن مدرسه را درک کرد. ساریکایا، ۳۷ ساله، می گوید: «یکی از بزرگترین دلایلی که ما به ایالات متحده آمدیم این بود که من و برادرم تحصیلات خوبی داشته باشیم و فرصت های بهتری داشته باشیم. بنابراین قطعاً این فشار وجود داشت که اگر به دانشگاه نروم، همه اینها هدر خواهد بود.»

وقتی نوبت به تحصیلات عالی رسید، کار سخت ساریکایا نتیجه داد. او در مدرسه رویایی خود، دانشگاه جورج واشنگتن ثبت نام کرد و در خانه زندگی کرد. او می گوید سال اول او لذت بخش بود، اما طاقت فرسا، با روزهای کامل کلاس، مطالعه، مشق شب و کار در یک فروشگاه مواد غذایی و یک بانک. با این حال، در سال دوم او، درخشش از بین رفته بود. کلاس‌های او چالش‌برانگیز نبودند، و او احساس نمی‌کرد که از دوره‌های آموزشی کامل شده باشد. علاوه بر این، شهریه ها افزایش یافت و والدینش برای تکمیل بورس تحصیلی او وام گرفتند.

در این مرحله، ساریکایا در دفاتر وکالت کار می‌کرد و احساس می‌کرد که این تجربه بیشتر از نشستن در کلاس درس، آموزش‌های واقعی را برای او به ارمغان می‌آورد. اگرچه کالج چیزی بود که خانواده و جامعه از او «انتظار» داشتند، دستاوردی که بسیاری از جوانان آمریکایی نیز برای رسیدن به آن تحت فشار هستند، ساریکایا کالج را رها کرد.

ساریکایا می‌گوید: «باید از انتظارات مردم گذر کرد یا از آن دور شد.

در میان بسیاری از فصل‌ها و نقاط عطف زندگی، آمریکایی‌ها به برخی از رویدادها – مانند دانشگاه، ازدواج، مالکیت خانه، فرزندپروری و موفقیت شغلی – به عنوان دستاوردهایی می‌بینند که برای حفظ وضعیت موجود باید انجام دهند. از آنجایی که بسیاری از افراد، چه در زندگی واقعی و چه در فرهنگ عامه غربی، این مسیرهای «سنتی» را دنبال می‌کنند، ما از سنین جوانی یاد می‌گیریم که از این رفتارها الگوبرداری کنیم. خانواده و سنت‌های فرهنگی می‌توانند آنچه را که در طول زندگی از ما انتظار می‌رود، به‌ویژه در میان زنان دیکته کنند، که وقتی به آن معیارها نرسیده باشد، می‌تواند باعث اضطراب شود. زمانی که افراد به خاطر فارغ التحصیلی از کالج یا ازدواج جایزه می گیرند و از آنها تجلیل می شود، این رویدادها را به عنوان مطلوب درونی می کنیم. بنابراین، افراد می‌توانند برای تناسب با قالب فرضی تحت فشار قرار گیرند یا از بیگانگی در هنگام غلبه بر قرارداد احساس ترس کنند.

داریل ون تونگرن، دانشیار روان‌شناسی در کالج هوپ، می‌گوید: «آنچه محققان دریافته‌اند این است که مردم رفتارهای خود را با اطرافیانمان منطبق می‌کنند، بیشتر برای اینکه مقبولیت کسب کنند. “بنابراین بسیاری از اوقات، ما کارهایی را انجام می‌دهیم که دیگران انجام می‌دهند، زیرا می‌خواهیم با خودمان جا بیفتیم، می‌خواهیم پذیرفته شویم، دوست داشته باشیم.”

وقتی فرهنگ نقشه‌های راه محدودی برای آینده ارائه می‌کند، این رویدادهای زندگی غیرقابل مذاکره به نظر می‌رسند. فشار بیرونی از طرف خانواده، دوستان و رسانه‌ها آب‌ها را گل‌آلودتر می‌کند و به طور بالقوه یک معمای احساسی را در تعیین اینکه واقعاً برای آینده می‌خواهید به وجود می‌آورد. با گذشت زمان و تفکر، می توانید از ارزش ها و انگیزه های خود به عنوان راهنما برای یک زندگی کاملاً معتبر استفاده کنید.

زندگی با خلبان خودکار

ون تونگرن می‌گوید بسیاری از مردم به این فکر نمی‌کنند که واقعاً از زندگی چه می‌خواهند. او می‌گوید: آنها رسانه‌ها را مصرف می‌کنند و افرادی را که دوستشان دارند در حال حرکت در سراسر جهان با علامت زدن جعبه‌های آشنا مشاهده می‌کنند، «و ما معمولاً سعی می‌کنیم با وظیفه‌شناسی از آن فیلمنامه‌ها پیروی کنیم. وقتی زندگی پر از “بایدها” است – شما باید به دانشگاه بروید، ازدواج کنید، یک خانه خوب بخرید، بچه دار شوید، رئیس شوید، و غیره – جای خیلی کمی برای بداهه گویی وجود دارد. از آنجایی که بسیاری از این نقاط عطف به ثروت گره خورده اند، کسانی که از امکانات مالی برای پرداخت شهریه یا وام مسکن برخوردار نیستند، می توانند احساس کنند که فاقد یک مدل دقیق برای نحوه رویکرد به زندگی هستند.

با این حال، تا زمانی که از مسیر منحرف نشوید – عمدا یا تصادفی – به این فکر می کنید که آیا جاده ای که به خوبی پیموده اید، برای شما مناسب است یا خیر. زمانی که ساریکایا متوجه شد کالج آن چیزی نیست که او آرزو می کرد، شانس بیشتری در حرفه خود گرفت و از ایفای نقش در سمت های قانونی به کار در ارتباطات و امور دولتی و در نهایت به گام برداشتن در مسیر خود به عنوان یک فرد مستقل حرکت کرد. مشاور استراتژی بازاریابی محتوا (او رویای خود را برای رفتن به دانشکده حقوق حفظ می کند.) ون تونگرن می گوید: “گاهی اوقات، این نقاط عطف وجود دارد که می توانیم رفتار خود را نسبت به آنچه جامعه به ما می گوید ارزیابی کنیم.” «در آن لحظات، ما سعی می‌کنیم شفافیت را در مورد اینکه آیا زندگی معتبری داریم یا خیر به دست می‌آوریم.»

به درون نگاه کن

برای حضور در رویدادها و فعالیت هایی که زندگی شما را معنادار می کند، باید به ریشه انگیزه های خود برسید. شاید تعجب آور نباشد که افراد زمانی که انگیزه درونی دارند – یعنی درونی یا خودانگیخته – احساس شایستگی، ارتباط بیشتر با دیگران و استقلال بیشتری می کنند. هنگامی که والدین، دوستان یا سایر نیروهای بیرونی شما را تحت فشار قرار می‌دهند که مثلاً زمانی که واقعاً می‌خواهید در مد کار کنید – که به عنوان انگیزه بیرونی شناخته می‌شود – به دنبال حرفه پزشکی بروید، ممکن است احساس استرس کنید، از اینکه کاری را که همسالانتان انجام می‌دهند از دست بدهید. جرمی نیکلسون، روانشناس اجتماعی و شخصیتی، می گوید: برآورده نشده، یا نگران این هستید که اگر از مسیر منحرف شوید، والدین را ناراحت خواهید کرد.

کارهایی که ذاتاً برای انجام آنها انگیزه دارید، آنهایی هستند که معتبرترین احساس را دارند. با این حال، اگر با انتظارات، تعهدات و مثال‌های اجتماعی خاصی بزرگ شده‌اید، دانستن آنچه شما را برآورده می‌کند می‌تواند دشوار باشد. نیکلسون توصیه می کند هنگام مواجهه با نقاط عطف مهم به احساسات خود توجه کنید. آیا از چیزی فرار می کنید یا به سمت آن می دوید؟ اگر نمی خواهید در محل کار سرپرست باشید، آیا از اینکه به عنوان یک شکست خورده دیده شوید می ترسید؟

مردم باید به این فکر کنند که در مواجهه با برخی مسئولیت‌ها، مانند فرزندپروری، چقدر احساس شایستگی، ارتباط و استقلال خواهند داشت. نیکلسون می‌گوید: «به عنوان مثال، اگر آنها معتقد بودند که همسر یا والدین خوبی خواهند شد، از بودن در کنار یک شریک یا بچه‌های خاص لذت می‌برند، و احساس آزادی می‌کردند که انتخاب کنند، در این صورت احتمالاً تصمیم خود تعیین می‌شود.» در مقابل، اگر احساس می‌کردند که کاملاً برای این نقش آماده نیستند، واقعاً خود را در ارتباط با همسر یا بچه‌ها نمی‌دیدند، و افراد دیگر برای تصمیم‌گیری تحت فشار قرار می‌گرفتند، ممکن است شخصاً برای رسیدن به نقطه عطف در آن زمان ارزشی قائل نباشند. “

سوال دیگری که باید از خود بپرسید این است چرا مرسدس کافمن، درمانگر ازدواج و خانواده دارای مجوز، می‌گوید: ممکن است بخواهید یک خانه بزرگ داشته باشید، بچه‌هایتان را به مدرسه خاصی بفرستید یا از نردبان شرکت بالا بروید. «آیا به این دلیل است که شما تأییدیه دیگران را می‌خواهید؟ آیا شما در دانشکده پزشکی هستید زیرا مادر و پدرتان به شما گفته اند که این شغلی است که باعث افتخار آنها می شود؟ او می گوید. “این فقط از اعتبار دیگران خارج می شود. این هدف واقعی شما نیست.» کافمن می‌افزاید که این تحقق بیرونی هرگز زیاد دوام نمی‌آورد، و احتمالاً احساس ناامیدی می‌کنید و به دنبال «چیزی» بعدی می‌گردید که می‌توانید از آن تأیید کسب کنید. از طرف دیگر، اگر همیشه می‌خواستید خانه‌ای با حیاط بزرگ داشته باشید تا بتوانید سگ‌ها را نجات دهید و به دلیل قدردانی واقعی‌تان از حیوانات و عزیزانتان، از خانواده بزرگ‌تان برای دور هم جمع شدن میزبانی کنید، انگیزه‌های شما درونی است.

ناتاشا شارما، درمانگر، مدیر عامل NKS Therapy، می‌گوید: به یاد داشته باشید که ارزش شخصی شما با تایید و پذیرش دیگران سنجیده نمی‌شود. “مسئله پرسیدن این سوال نیست، “از زندگی چه می خواهید؟” شارما می‌گوید که شما را دوباره برای اندازه‌گیری‌های خارجی و نوعی «موجود اندازه‌گیری‌شده» یا «خروجی» آماده می‌کند. در عوض، از خود بپرسید: «از چه چیزی در زندگی لذت می برم؟»

ارزش های خود را در نظر بگیرید

به اندازه کافی ساده است، “از چه چیزی در زندگی لذت می برم؟” یک سوال فریبنده دشوار است. از آنجایی که هیچ کس به عنوان یک انسان کاملاً درک شده وارد این جهان نمی شود، این نیاز به آزمون و خطا دارد. کافمن می گوید آنچه را که به طور طبیعی شما را هیجان زده می کند در نظر بگیرید و به آن خواسته ها تغذیه کنید. “اگر در جزیره ای زندگی می کردید و کسی نبود که مردم را بخواهد یا تحت تاثیر قرار دهد، چه چیزی در زندگی خود می خواهید؟” او می گوید. “این چه کاری است که می خواهید انجام دهید؟ علایق و مهارت های طبیعی شما چیست؟ چه چیزی شما را به طور طبیعی هیجان زده می کند؟»

به چیزهایی که در زندگی برایتان ارزش بیشتری قائل هستید فکر کنید و تصمیمات خود را با این ارزش ها بسنجید. به عنوان مثال، اگر در نظر دارید یک شغل جدید با دستمزد بالاتر را بپذیرید که شاید روی کاغذ خوب به نظر برسد، اما شامل دور شدن از جامعه شما باشد، به این فکر کنید که چقدر برای استقلال، روابط و امور مالی خود ارزش قائل هستید. «اگر مردم واقعاً برای خودمختاری ارزش قائل هستند، و واقعاً برای روابط ارزش قائل هستند، اما شاید برای آزادی مالی کمی کمتر ارزش قائل شوند، آیا می‌توانند شغلی را انتخاب کنند که به آنها خودمختاری بدهد و به آنها اجازه دهد تا روابط عمیق را دنبال کنند، حتی اگر به این معنی باشد که کمتر می‌برند. پول؟» ون تونگرن می گوید.

یا، اگر شما و شریک زندگیتان به این فکر می کنید که آیا باید ازدواج کنید، هر یک از شما باید در مورد آنچه که دیدگاه شما را در مورد ازدواج شکل داده است، فکر کنید. آیا پدر و مادرتان دائماً با هم دعوا می کردند و می ترسید که ازدواج شما نیز به همین ترتیب دچار درگیری شود؟ آیا می خواهید ازدواج کنید زیرا همه دوستان شما این کار را انجام می دهند و شما احساس می کنید کنار گذاشته شده اید؟ داشتن پاسخ به این سوالات می تواند به شما کمک کند تا به طور واقعی پیش بروید.

این کار دشوار و صادقانه بگویم، وحشتناک است. تعداد کمی از مردم با میل به تمرین فکری می پردازند که کل زندگی آنها را زیر سوال می برد. با این حال، گزینه جایگزین را در نظر بگیرید: در شغل یا رابطه‌ای که به آن علاقه زیادی ندارید، کنار بیایید، زیرا هرگز احتمالات دیگری را در نظر نگرفته‌اید. در هر سنی، کنار گذاشتن زمان و عمد برای رمزگشایی از انگیزه‌های شما و اینکه آیا واقعی زندگی کرده‌اید، می‌تواند روشنگر باشد. این بدان معنا نیست که یک زندگی پر از نشانه‌های «سنتی» موفقیت و شادی ارزشمند نیست، اما کمی تامل می‌تواند تعیین کند که آیا این نقاط عطف برای آنها مطلوب است یا خیر. شما.

تصحیح، ۱۹ سپتامبر، ۱۰ صبح: نسخه قبلی این داستان تعداد خواهر و برادرهای براک ساریکایا را اشتباه بیان کرده بود. او یک برادر دارد.

حتی بهتر اینجاست تا توصیه‌هایی با منبع عمیق و کاربردی برای کمک به شما برای داشتن یک زندگی بهتر ارائه دهد. آیا در مورد پول و کار سوالی دارید. دوستان، خانواده و جامعه؛ یا رشد و سلامت شخصی؟ سوال خود را با پر کردن این مطلب برای ما ارسال کنید فرم. ممکن است آن را به یک داستان تبدیل کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید