یک چیز خوب: عشق و بسکتبال گواه این است که ورزش می تواند جذاب باشد


عشق و بسکتبال اکنون کانون سینمای سیاه است، اما زمانی که به نمایش درآمد، فیلم نسبتاً جسورانه ای بود. این فیلم درباره دو همسایه دوران کودکی است که با توپ بازی می‌کنند، بزرگ می‌شوند، بیشتر توپ بازی می‌کنند و عاشق می‌شوند، در به تصویر کشیدن عناصر عنوان، که بسیار بیشتر از آنچه آمپرسند دلالت می‌کند، منحصربه‌فرد است. این فیلمی در مورد عشق به بسکتبال و عشق از طریق بسکتبال است و رویاهای حلقه ای مونیکا رایت از Sanaa Lathan را به همان اندازه جدی می گیرد که کوئینسی مک کال عمر اپس (همچنین با نام Q شناخته می شود). مونیکا شخصیتی است که من قبلاً به ندرت، حتی هرگز، روی صفحه نمایش دیده بودم: یک ورزشکار زن سیاهپوست با اعتماد به نفس که استعدادها و علاقه عشق خود را دنبال می کند.

این فیلم ممکن است رویاهای مونیکا را جدی بگیرد، اما می داند که دنیا اینطور نیست. کیو، که پدرش در NBA است، از این واقعیت که مونیکا یک دختر است و بنابراین، نمی‌تواند با کیو و دوستان همسایه‌اش در یک دادگاه باشد، کار بزرگی انجام می‌دهد. این یک شوخی است که در فیلم بازیافت می‌شود: مونیکا به پسرها تعلق دارد یا هویتی شبیه پسر بچه‌ها دارد، و مردان به خاطر آن برای او صف نمی‌کشند. مونیکا چالش را قبول می کند – با افتخار – و Q و دوستان همسایه اش را با گلزنی آسان به آنها نشان می دهد. این همان چیزی است که عشق توله سگ و دوستی بیزار آنها را آغاز می کند: عشق متقابل آنها به بسکتبال. عشق و بسکتبال برگرفته از فیلم های مربوط به انتخاب بین کار و عشق، مانند اخبار پخش. مانند جین هالی هانتر در آن فیلم، عشق مونیکا به دعوتش به همان اندازه مهم است، اگر نگوییم بیشتر از عشق رمانتیک به شخصیت مردی که او را جلب می کند.

دیدن مونیکا به معنای درهم شکستن زنان سیاه پوست با نقش های جنسیتی که زنان در آن زندگی می کنند، در حال تغییر است. یک لحظه کلیدی در ابتدای فیلم زمانی اتفاق می افتد که والدین مونیکا نگران هستند که او بسکتبال را خیلی جدی می گیرد. WNBA در سال ۱۹۹۶ ساخته شد، اما داستان فیلم در اوایل دهه ۹۰ اتفاق می افتد. قرار نبود زنان در اوایل دهه ۹۰ فراتر از توپ دانشگاهی بروند و مونیکا هنوز توسط یک کالج استخدام نشده بود. مونیکا، سرکش و جسور، به پدر نگران و در عین حال حامی خود می گوید: «هنوز فرصتی وجود دارد. همیشه فرصتی وجود دارد.»

فیلم‌های آمریکایی درباره ورزشکاران به خاطر شخصیت‌هایی شناخته می‌شوند که از شانس‌ها سرپیچی می‌کنند. حتی زمانی که یک شخصیت، معمولاً سفیدپوست و مرد، به اندازه همتایان خود با استعداد نیست، همیشه این شانس وجود دارد که بتواند از طریق نتایج ملموس و پیشرونده به اهداف خود دست یابد. سهام در عشق و بسکتبال بیشتر هستند زیرا پاداش ها بسیار نادر و کوچک هستند. آخرین بازی بسکتبال دبیرستان مونیکا آخرین فرصت او برای یک مربی است تا او را به عنوان یک سرباز کشف کند. دوربین، آرام و مراقبه، نشان می‌دهد که عشق این زن به بسکتبال بدون تحریف است (این را با نکات برجسته‌ای که صحنه‌های ورزشی کیو را تشکیل می‌دهند، مقایسه کنید). کیو پر زرق و برق و انتخابی است، در حالی که صحنه های بسکتبال مونیکا صمیمی تر است و به ذهن و دیدگاه دختری می پردازد که معتقد است هر بازی مهم است و یک اشتباه می تواند آزادی او را برای انجام بازی مورد علاقه اش به خطر بیندازد. (همچنین مایلم به این نکته اشاره کنم که کیو اغلب هنگام بازی بسکتبال در صحنه هایش دست و پا چلفتی به نظر می رسد. مثل اینکه یک ویدیوی “بسکتبال برای آدمک ها” را تماشا کرده است. بازی مونیکا نرم تر است).

حتی خارج از زمین، مونیکا کسی است که بیشتر به تعداد ریباندهای خود فکر می کند تا به مردی که در سن دانشگاهی به رقص مدرسه می آورد. او بیشتر نگران تماشای کیو در دادگاه است تا غیبت کردن با و در مورد تحسین کنندگان او. او به همین زبان صحبت می کند. به او گفت که او چهار ریباند تهاجمی داشت، انگار می‌خواهد بگوید: “من هم تو را در زمین تماشا کرده‌ام.” در تمام مراحل، فیلم نشان می‌دهد که عشق به بسکتبال همان چیزی است که مونیکا را عاشق کیو می‌کند، و بسکتبال نیز چیزی است که آنها را پس از اینکه دوری از یکدیگر باعث شد تا او عاشق بازی شود، دوباره برمی‌گرداند. وقتی آنها با هم یک به یک بازی می کنند، اغلب شبیه رابطه جنسی است، با حرکات مکانیکی یک پرش و نفس های سنگین برای آنها و تماشاگران ارگاسم می کند.

در فیلم هایی مانند راکی یا جری مگوایر، ما دیدیم که اخلاق کاری آمیخته با میل به موفقیت ورزشی است، اما هرگز طناب را ندیده بود که از طریق یک زن سیاه پوست نشان داده شود. مونیکا و کیو در کالج به دلیل عدم بلوغ کیو و همچنین انتخاب مونیکا برای قرار دادن بازی مورد علاقه‌اش بر حضور کیو از طریق مبارزات خانوادگی او از هم جدا می‌شوند. وفاداری او به بسکتبال رابطه او با مادرش را نیز آزمایش می کند. مادر مونیکا، با بازی سخت آلفی وودارد، احساس می‌کند که مونیکا به اهدافش با تحقیر نگاه می‌کند. در یک صحنه احساسی، خانم رایت به مونیکا سیلی می زند و می گوید که او از اهداف خود برای مادر شدن دست کشیده و پشیمان نیست. مونیکا که شوکه شده بود، آرزو می کند که ای کاش مادرش به جای اینکه بخواهد او را مجبور به ایفای نقش سنتی زنانه کند، از فعالیت های ورزشی او حمایت می کرد. هر دو درست می‌گویند، و این تصویری ظریف از پویایی‌ها و دوشاخه‌های در حال تغییر زندگی خانگی و خودشکوفایی است که زنان، به‌ویژه زنان سیاه‌پوست، مجبور بودند در یک سیستم مردانه از سر می‌برند.

بخشی از برتری فیلم به استعداد Sanaa Lathan، یک هنرپیشه پیشرو دست کم گرفته شده در اوایل دهه ۲۰۰۰ و یکی از زیباترین زنانی است که یک صفحه نمایش را زیبا کرده است. سانا در این فیلم از نظر احساسی طنین انداز است و نقش کسی را بازی می کند که عشقش به بسکتبال به همان اندازه که عشق او به کیو لاتان تابش می کند، مونیکا را به دلیل، نه علیرغم، مهارت ورزشی او جذاب می کند، به ویژه در صحنه ای در USC که کیو و مونیکا در آن بازی می کنند. یک به یک در اتاق خوابگاهشان با یک اخطار: هرکسی که امتیاز بگیرد باید لباس هایش را در بیاورد. صحبت های زباله آنها به عنوان پیش بازی عمل می کند. دیدن آنها که بسکتبال را با سکس مقایسه می‌کنند، کل موضوع است، و کار می‌کند، زیرا هم لاتان و هم اپس جذاب هستند. این رقابت پربار در پایان باز می گردد، با بهترین بازی لاتان، که در مقابل کیو برای قلبش بازی می کند. یک بار دیگر، با صحبت های سطل زباله اش (“این تمام چیزی است که تو داری؟”) که او را اغوا می کند، پیراهنش را به زیبایی در می آورد و سوتین ورزشی نایک مشکی اش را نشان می دهد. در حالی که او بازی را می‌بازد، فیلم یک مکث موسیقی می‌دهد و کیو بدون تعجب می‌گوید: «دو یا هیچ». مخاطب می داند که هرگز بازی را متوقف نخواهد کرد.

عشق و بسکتبال برای پخش در دسترس است HBO Max. برای توصیه‌های بیشتر از دنیای فرهنگ، به ادامه مطلب مراجعه کنید یک چیز خوب آرشیوها

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید