این ایده مضحک که ترامپ در حال از دست دادن کنترل خود بر جمهوری خواهان است


طی چند هفته گذشته، گمانه‌زنی‌های بی‌سابقه‌ای در مطبوعات آمریکایی مبنی بر کاهش تسلط دونالد ترامپ بر حزب جمهوری‌خواه وجود داشته است – به‌ویژه با استناد به پیامدهای کمیته ۶ ژانویه، شکاف ظاهری با امپراتوری رسانه ای مرداک و ظهور ران دیسانتیس فرماندار فلوریدا به عنوان یک جایگزین قابل قبول.

به نظر می رسد این حدس و گمان بر افکار عمومی تأثیر می گذارد: پیش بینی، یک بازار شرط بندی سیاسی، اکنون تقریباً شانس ترامپ و دسانتیس را برای نامزدی جمهوری خواهان ریاست جمهوری ۲۰۲۴ می دهد.

اما در این خاطرات بیش از دمی از افکار واهی وجود دارد، فراموشی تقریباً عمدی بسیاری از زمان‌های قبلی که پیش‌بینی‌های افول ترامپ نادرست بوده است. نتایج مقدماتی جمهوری‌خواهان در روز سه‌شنبه یادآور واقعیت بود: در انتخابات در پنج ایالت، از جمله ایالت‌های نوسان آریزونا و میشیگان، وفاداران به ترامپ در رقابت‌های انتخاباتی بالا و پایین برنده شدند.

در آریزونا، بلیک مسترز نامزد سنا و نامزد احتمالی فرمانداری کری لیک منکران انتخابات ۲۰۲۰ مورد تایید ترامپ هستند. در میشیگان، نامزد فرمانداری تودور دیکسون از پارچه مشابهی بریده می شود. پیتر مایجر، نماینده میشیگان، یکی از ۱۰ جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان که به استیضاح ترامپ در سال ۲۰۲۱ رأی دادند، تلاش خود را برای انتخاب مجدد به یکی دیگر از حامیان «دروغ بزرگ» (دو حامی دیگر استیضاح مجلس نمایندگان، نمایندگان واشنگتن، جیمی هررا بوتلر و دن نیوهاوس)، شکست داد. به نظر می رسید در مسیری برای دفع رقبای مورد حمایت ترامپ در انتخابات مقدماتی آزاد ایالت واشنگتن قرار دارد. Rusty Bowers، رئیس مجلس آریزونا و شاهد ستاره کمیته ششم ژانویه، در انتخابات مقدماتی سنای ایالتی – درست حدس زدید – یک توطئه گر انتخاباتی مورد حمایت ترامپ شکست خورد.

این یک پاشیدن آب سرد بر روایت ترامپ در حال زوال است.

«کارشناسانی که تلاش می‌کنند حکومت جمهوری‌خواه را که فراتر از او بوده است، به وجود بیاورند، بسیار فراتر از واقعیت‌ها هستند.» اقیانوس اطلس ران براونشتاین صبح چهارشنبه نوشت. این یک حزب جمهوری‌خواه ترامپ باقی می‌ماند که بیشتر آنها آشکارا او را در آغوش می‌گیرند و تقریباً هیچ‌کدام آشکارا با او مقابله نمی‌کنند.»

براونشتاین درست می گوید. و او به یک دلیل اساسی درست می گوید: دیدگاه ترامپ از سیاست، جنگ بین آمریکایی های واقعی و نظامی که به آنها خیانت کرده است، توصیف می کند که چه تعداد از رای دهندگان جمهوری خواه جهان را می بینند. و تا زمانی که ترامپ در دسترس باشد، بعید است که آنها تقلید را انتخاب کنند.

اعداد واضح هستند: هنوز حزب ترامپ است

ساده ترین فشارسنج برای اینکه آیا ترامپ همچنان بر حزب تسلط دارد یا خیر، نظرسنجی های ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴ است. و با این معیار، تسلط ترامپ به سختی قابل تردید است.

میانگین نظرسنجی RealClearPolitics نشان می دهد که ترامپ با میانگین ۲۶.۲ امتیاز پیشتاز میدان است. همه نظرسنجی‌های ملی به جز یک نظرسنجی که در ماه جولای توسط FiveThirtyEight فهرست‌بندی شد نشان می‌دهد که ترامپ با اختلاف مشابه دو رقمی از DeSantis پیشی می‌گیرد (تنها مورد پرت، از دانشگاه سافولک، ترامپ را با اختلاف «فقط» ۹ امتیازی نشان می‌دهد).

مسلماً، هر رقیب علیه «مدیریت فعلی» مانند ترامپ احتمالاً تا این حد پیش از انتخابات در رادار بسیاری از رأی دهندگان ظاهر نمی شود. اما بسیاری از پوشش های “ترامپ در حال لغزش است” از تمام این زمینه حیاتی عبور می کند. به عنوان مثال، نیویورک تایمز اخیراً نظرسنجی خود را با کالج سینا با عنوان «نیمی از رای‌دهندگان جمهوری‌خواه حاضرند ترامپ را پشت سر بگذارند، نظرسنجی نشان می‌دهد» منتشر کرد. و در واقع، این نظرسنجی نشان داد که اگر انتخابات مقدماتی امروز برگزار شود، ۵۱ درصد جمهوری‌خواهان به فردی غیر از ترامپ رأی می‌دهند.

با این حال تیتر گمراه کننده است. نظرسنجی تایمز نشان داد که ترامپ همچنان از حمایت ۴۹ درصدی در حزب برخوردار است. نزدیکترین رقیب بعدی او، DeSantis، تنها ۲۵ درصد را به دست آورد. در این مقاله، خبرنگار مایکل بندر اشاره می کند که نتایج نشان می دهد که «آقای. ترامپ برتری خود را در حزب حفظ می کند،» که با تیتر این مقاله در تضاد است.

در مورد چرخش ظاهری علیه ترامپ در امپراتوری رسانه ای روپرت مرداک نیز مطالب زیادی مطرح شده است. در هفته‌های اخیر، نیویورک پست و وال استریت ژورنال متعلق به مرداک، هر دو سرمقاله‌هایی را منتشر کردند که ترامپ را به خاطر نقش او در شورش کنگره ۶ ژانویه محکوم کردند. نیویورک تایمز گزارش داد: «بیش از ۱۰۰ روز از مصاحبه با دونالد جی. ترامپ در فاکس نیوز می گذرد.

اما ما قبلا اینجا بودیم. زمانی را به یاد دارید که فاکس در جریان رقابت های مقدماتی سال ۲۰۱۶ به جنگ با ترامپ رفت و به دعوای ترامپ و مگین کلی ختم شد؟ ما می دانیم که چگونه انجام شد.

مرداک، همانطور که مارگارت سالیوان، ستون‌نویس رسانه واشنگتن پست استدلال می‌کند، محاسبات سرد را هدایت می‌کند: دارایی‌های او تنها در صورتی ترامپ را کنار می‌گذارند که انجام این کار باعث بیگانه شدن مخاطبان آن‌ها و هزینه‌ای برای آنها نشود. او علی‌رغم تنفر شخصی که از ترامپ گزارش شده است، حزب جمهوری‌خواه را علیه ترامپ رهبری نخواهد کرد، اما در عوض مسیری را که از خوانندگان و بینندگانش دریافت می‌کند، دنبال خواهد کرد. به همین دلیل است که فاکس در نهایت در سال ۲۰۱۶ با ترامپ همسو شد، در تمام دوران ریاست جمهوری خود با او ماند و بعید به نظر می‌رسد که واقعاً او را رها کند، بدون اینکه نشانه‌های واضحی مبنی بر حرکت پایگاه وجود داشته باشد.

و تا کنون، شواهد کمی وجود دارد که آنها داشته باشند. معیارهای مورد استفاده برای نشان دادن اینکه ترامپ در کسوف است – مانند یک نظرسنجی که نشان می دهد تنها اکثریت جمهوری خواهان (به جای اکثریت فوق العاده) معتقدند که انتخابات ۲۰۲۰ دزدیده شده است، یا دیسانتیس در حال انجام اعداد و ارقام جمع آوری کمک های مالی قوی است – به نظر می رسد در مقایسه با اقدامات مستقیم تر، رنگ پریده است. از حمایت های او، مانند نظرسنجی رودررو و موفقیت حمایت های او در انتخابات مقدماتی در رقابت های ۲۰۲۲.

در این مرحله، احمقانه است که با ترامپ به عنوان چیزی جز رهبر حزب – و نامزدی نامزد جمهوری خواهان در سال ۲۰۲۴ رفتار کنیم.

روح ترامپی حزب جمهوری خواه

اگر مطالعات جنبش محافظه کار آمریکا را بخوانید، تداوم قدرت ترامپ نباید تعجب آور باشد. قدرت سیاسی جنبش هرگز از ایده های سیاسی آن ناشی نشد. بسیاری از مواضع آن، مانند کاهش مالیات برای ثروتمندان و محدودیت‌های شدید سقط جنین، در نهایت ثابت شده است که بسیار منفور است.

در عوض، قدرت آن ریشه در گلایه دارد: تلخی کسانی که معتقدند آمریکای مدرن در حال تغییر بسیار سریع است، غیرقابل تشخیص، و شهروندان «سنتی» را در کشور خود به بیگانگان تبدیل می‌کند.

یک ناظر خیریه ممکن است این احساس را نوستالژی آمریکای گذشته بنامد. انتقادی‌تر می‌تواند آن را تخلیه خشم مرتجع سفید مرد علیه کشوری برابرتر بخواند. اما ارزیابی شما هر چه که باشد، این سیاست نارضایتی فرهنگی است که به پایگاه جمهوریخواهان جان می بخشد.

و هیچ کس در هدایت آن بهتر از دونالد ترامپ نیست.

هسته اصلی موفقیت ترامپ توانایی بهره بردن از حس از دست دادن بوده است – «آمریکایی را بزرگ کنید از نو– و آن خشم را علیه نخبگان سنتی جمهوری خواه، دموکرات ها، اقلیت ها و حتی خود سیستم انتخاباتی ایالات متحده هدایت کنید. شهرت و کاریزمای او – دو ویژگی که ران دیسانتیس فاقد آن است – به او اجازه داده است که پیوند شخصی بی نظیری با این قشر از رای دهندگان ایجاد کند.

و همین ارتباط است که بارها و بارها پیش بینی های زوال ترامپ را زودهنگام ثابت کرده است.

از این قبیل پیش بینی ها زیاد بوده است. تقریباً از لحظه‌ای که او از پله‌های برقی طلایی برج ترامپ پایین آمد تا کمپین انتخاباتی خود را آغاز کند، کارشناسان وقایعی را شناسایی می‌کردند که فکر می‌کردند او را شکست می‌دهد: توهین‌های ظالمانه به جان مک‌کین در سال ۲۰۱۵، نوار اکسس هالیوود در سال ۲۰۱۶، «افراد بسیار خوب» اظهار نظر شارلوتزویل در سال ۲۰۱۷، موج میان دوره ای دموکرات ها در سال ۲۰۱۸، تحقیقات و گزارش مولر در سال ۲۰۱۹، پاسخ نادرست به ویروس کرونا در سال ۲۰۲۰، حمله ۶ ژانویه ۲۰۲۱. هر بار ناظران پیش بینی می کردند که این آغاز پایان ترامپ است. – اینکه حامیانش یا رهبری جمهوری خواه او را رها کنند و منجر به نابودی حرفه سیاسی او شود.

با این حال، علی‌رغم چنین شکست‌هایی، ترامپ تسلط خود را بر حزب حفظ کرده است. وقتی با انکارناپذیرترین شکست مواجه شد، شکستش در انتخابات ۲۰۲۰، او به سادگی دروغ گفتن را انتخاب کرد و گفت که پیروز شده است – و جمهوری خواهان با حاشیه های بسیار زیاد تصمیم گرفتند او را باور کنند. او شورش صداقت به خیر را علیه کاپیتول برانگیخت و حامیانش هنوز او را به عنوان یک میهن پرست می دانند.

ائتلاف گسترده ای از افرادی که مخالف حمله ترامپ به دموکراسی آمریکایی هستند – دموکرات ها، مستقل ها، جمهوری خواهان هرگز ترامپ – باید از این ایده ساده لوحانه استفاده کنند که محافظه کاران نخبه، به ویژه رهبری جمهوری خواهان و فاکس نیوز سی سوئیت، به نوعی به این تهدید پایان می دهند. در این مرحله، مشخص نیست که آنها واقعاً می خواهند – و حتی اگر تلاش کنند ممکن است نتوانند.

مشکلی در سمت تقاضا در سیاست آمریکا وجود دارد که بسیاری ترجیح داده اند واقعاً با آن دست و پنجه نرم نکنند. ترامپ ممکن است در سال ۲۰۲۰ شکست خورده باشد، اما ۷۴ میلیون آرای مردمی او دومین رای محبوب در تاریخ آمریکا است (بایدن با ۸۱ میلیون آرای مردمی، شماره ۱ است). این ۷۴ میلیون ۱۰ میلیون بیشتر است میلیون ها نفری که در سال ۲۰۱۶ به ترامپ رای ندادند، دیدند که او در چهار سال کشور را از سر گذراند و گفتند: “لطفاً من بیشتر از اینها می خواهم.”

این به تنهایی کافی است تا نخبگان جمهوری خواه در مورد رها کردن او مکث کنند. و هنگامی که دیافراگم را به پویایی‌های داخلی جمهوری‌خواه محدود می‌کنید، تصویر حتی وحشتناک‌تر می‌شود: پایه‌های حزب و اقشار مردمی فعال تحت سلطه ترامپیست‌های رنگارنگ هستند، افرادی که به تازگی پیتر مایجر را از قدرت خارج کردند. جمهوری‌خواهانی که به او اعتراض می‌کنند، حتی آن‌هایی که به اندازه لیز چنی، نماینده مجلس نمایندگان و دارای شجره‌نامه خوب هستند، در خطر به حاشیه رانده شدن کامل در داخل حزب هستند.

غیرممکن نیست که اعداد ترامپ برای همیشه کاهش یابد و در نهایت دیسانتیس یا شخصیت های مشابه جایگزین او شوند. اما تمام تجربیات ما در مورد پدیده ترامپ نشان می دهد که این در بهترین حالت غیرقابل قبول است – و حتی اگر این اتفاق بیفتد، کمتر دفاعی از ترامپ خواهد بود و بیشتر این است که شخص دیگری راهی برای تصاحب مانتو بدون رد کامل او بیابد. .

گفتمان «تسلط ترامپ بر حزب جمهوری‌خواه در حال لغزش است» موضوع را کاملاً از دست می‌دهد. سارا لانگول می نویسد، یک نظرسنجی و محافظه کار برجسته هرگز ترامپ. ترامپ ممکن است ارتفاع را از دست بدهد، اما نیروهایی که او به راه انداخته است بر کل حزب پیشی گرفته است. ترامپ می تواند برود، اما یک جمهوری خواه پر از دزدان و توطئه گران میراث ماندگار او خواهد بود.”

اما به همین دلیل است که ترامپ مرد بعید است که بلغزد. در حال حاضر، هیچ کس متوجه نشده است که چگونه به اندازه او «نیروهایی را که آزاد کرد» هدایت کند: شخصیت او بخش مهمی از پدیده ترامپ است.

فاکس نیوز این را می‌داند، میچ مک‌کانل این را می‌داند، و تشکیلات جمهوری‌خواه این را می‌دانند. آنها ممکن است علامت تردید خود را نشان دهند، ممکن است از اینجا و آنجا پرچین کنند. اما آنها می دانند که هنوز حزب ترامپ است. تا زمانی که ترامپ نفس می کشد، بعید است که ترامپیسم بدون او وجود داشته باشد.



دیدگاهتان را بنویسید