دلیا اونز فیلم هیجان انگیز جایی که خرچنگ ها می خوانند را نوشته است. آیا او نیز در یک قتل نقش داشته است؟


اگر در چند سال گذشته از کتابفروشی بازدید کرده اید، به احتمال زیاد دیده شده اید جایی که Crawdads آواز می خوانندجلد گالینگور نارنجی مه آلود یک یا دو قفسه نمایشگر را به ارمغان می آورد. رمان پرفروش درباره قتلی در مرداب کارولینای شمالی نوشته دلیا اونز، محافظ سابق محیط زیست، توسط منتقدان به عنوان “دردناک زیبا” تحسین شده است. ریس ویترسپون بازیگر، تهیه کننده و جنوبی این کتاب را برای باشگاه کتاب خود انتخاب کرد. شرکت تولید او، Hello Sunshine، آن را در فیلمی با بازی دیزی ادگار-جونز در سال ۲۰۲۲ با تیلور سویفت در موسیقی متن اقتباس کرد.

اما حرفه اونز خیلی قبل از اینکه رمانش به موفقیت بزرگی دست پیدا کند، شروع شد. دلیا اوونز و همسر سابقش، مارک اونز، از حافظان برجسته محیط زیست بودند و در دهه ۱۹۹۰ در زامبیا زندگی می‌کردند و کار زندگی خود را جلوگیری از شکار غیرقانونی کردند. اما در سال ۱۹۹۵، زمانی که یک شکارچی مظنون به ضرب گلوله کشته شد، روش‌های آن‌ها بسیار فراتر رفت. در آن زمان، یک خدمه ABC News مشغول فیلمبرداری مستندی در مورد اوونس ها بودند، اما از تیرانداز فیلمبرداری نکردند – فقط گلوله هایی که به بدن مرد شلیک می شود. این زوج به زودی زامبیا را ترک کردند و به ایالات متحده بازگشتند. آنها همچنان برای بازجویی توسط دولت زامبیا تحت تعقیب هستند.

چند دهه بعد به سرعت به جلو رفت و دلیا اونز اکنون نویسنده کتاب پرفروش است. جایی که Crawdads آواز می خوانند. اما همانطور که جف گلدبرگ، روزنامه نگار و سردبیر آتلانتیک می گوید امروز توضیح داده شدنوئل کینگ، این کتاب از زندگی گذشته او در محیط زیست استفاده می‌کند – و در ۱۴ سال گذشته، او تلاش کرده است تا به آنچه در آن روز سرنوشت‌ساز سال ۱۹۹۵ رخ داد، پی ببرد.

گلدبرگ می گوید: «به نظر نمی رسد که این اتفاق افتاده باشد.

داستان دلیا اونز چیست و چه وجه اشتراکی با رمان او که بیش از ۱۵ میلیون نسخه فروخته است؟ متن بخشی از گفتگوی آنها که برای طولانی و وضوح ویرایش شده است، در زیر آمده است.


نوئل کینگ

جف، گزارش شما نشان داد که مارک، شوهر دلیا و پسرش، کریس، شب قتل حضور داشتند. به من بگویید چگونه این زوج آمریکایی در زامبیا به سر می برند.

جف گلدبرگ

آنها در اوایل زندگی، تصمیم گرفته بودند که به نجات حیوانات در آفریقا بروند. آنها طبیعت گرا بودند. آنها ابتدا به بوتسوانا نقل مکان کردند و از طرفداران محیط زیست بسیار جوان بودند و از تجربه خود کتابی نوشتند به نام فریاد کالاهاری، که بسیار محبوب شد. آنها به زامبیا رفتند. آنها این پارک را در شمال لوانگوا پیدا کردند – دارای حیات وحش عالی و این پارک های بسیار دور افتاده است – و در این پارک خاص در شمال لوانگوا، مشکل شکار غیرقانونی با فیل ها و کرگدن ها وجود داشت. و خودشان را آنجا قرار دادند.

با گذشت زمان، مارک در تلاش های خود برای مبارزه با شکار غیرقانونی و انجام ماموریت های شبانه ستیزه جوی بیشتری پیدا کرد. او مدام در مورد ویتنام صحبت می کرد. او هرگز در ویتنام خدمت نکرده بود، اما در کتاب‌ها و سخنرانی‌های دیگر در مورد آن صحبت می‌کرد که انگار ویتنام است. آنها شبانه بمب های گیلاس و چیزهای دیگر را از هواپیما به بیرون پرتاب می کردند و چادرهای گروه های شکارچی را می سوزاندند. و همانطور که همه چیز تاریک تر و تاریک تر شد، [Mark and Delia Owens] به دیگر مردم منطقه ادعا کرد که آنها شکارچیان غیرقانونی را می کشند، که پیشاهنگان تحت فرمان مارک اونز شکارچیان را می کشند. دلیا در یکی از کتاب‌هایشان به این موضوع اشاره می‌کند و در مورد آن دوگانگی ابراز می‌کند. اما او بخشی از این عملیات بود. او این عملیات را با مارک اونز انجام داد. و در نهایت فکر می‌کنم اتفاقی که افتاد، به صراحت بگویم، این است که آن‌ها آنقدر شیفته همه چیز شدند که فکر می‌کردند، “می‌دانی، ما برای این کار به تبلیغات زیادی نیاز داریم.” آن زمان بود که از ABC News دعوت کردند.

نوئل کینگ

و اینگونه است که به شبی می رسیم که شخصی یک شکارچی متخلف را می کشد، در حالی که دوربین ABC News در حال اجرا است. از آن شب بگو

جف گلدبرگ

در شب مورد بحث، مارک اونز یک فیلمبردار ABC، تهیه کننده، و پسرش کریس اونز، که در آن زمان به او در این عملیات کمک می کرد، به مکان نامعلومی برد. نمی دانیم دقیقاً کجای پارک بود، اما در حومه پارک بود، نزدیک به گفته آنها یک کمپ شکارچیان متروکه. و در نقطه ای از شب، فردی ناشناس وارد کمپ شد و مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

این فردی که مورد اصابت گلوله قرار گرفته است – و ما واقعا نمی توانیم بگوییم – یک فرد سیاهپوست است، اما ما چیزی جز این درباره هویت این مرد نمی دانیم. ظاهراً او یک شکارچی غیرقانونی است که به این کمپ می آید و روی زمین است. ما به وضوح می بینیم که او در حال حرکت است. پس او مجروح است، او نمرده است. سپس سه عکس دیگر از دوربین خارج می شود.

دوربین نمی چرخد ​​تا به ما نشان دهد تیرانداز کیست. ما نمی بینیم که چه کسی شلیک می کند، اما گلوله ها به این بدن شلیک می شود.

و این آخرین چیزی است که از این می بینیم. تحقیقات من، ۱۳، ۱۴ سال پیش، متوجه شد که شات های خارج از دوربین توسط کریس اونز شلیک شده است. کسی که این را به من گفت فیلمبردار ABC بود. کریس اورسون فیلمبردار آفریقای جنوبی و روزنامه نگار بسیار برجسته است. شاهدان پس از آن به من گفتند کریس اونز از اردوگاه ناپدید شد و به آمریکا فرستاده شد. او هرگز به زامبیا برنگشته است. کسی با مسئولین تماس نمی گیرد.

نوئل کینگ

آیا می‌توانم از شما در مورد لحظه‌ای بپرسم که متوجه شدید این زنی که سال‌ها در مسیرش بوده‌اید، کتابی نوشته است که در باشگاه کتاب ریس ویترسپون است. این چه جوری بود لعنتی؟

جف گلدبرگ

با یکی دو ایمیل از افرادی شروع شد که قطعه نیویورکر من در سال ۲۰۱۰ را به خاطر داشتند و گفتند: “هی، من نمی دانم شما این را می دانید یا نه، اما دلیا اونز در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز قرار دارد.” و بنابراین کنجکاوی من را برانگیخت. بیرون رفتم و کتاب را گرفتم و – این قسمت عجیب است – کتاب به نوعی ادگار آلن پویش است. همه این اشارات و اشارات به رویدادهای تاریک قبلی در زامبیا وجود دارد. منظورم این است که هشدار اسپویلر، تا جایی که در آمریکا کسی وجود دارد که نداند این کتاب درباره چیست، کتاب درباره یک دختر عجیب، بی دست و پا، تنها و طبیعت گرا جنوبی است که مرتکب قتلی می شود که به عنوان یک قتل عادلانه توصیف شده است. در بافت آفریقا به عنوان بوته شناخته می شود، و آنچه در زمینه آمریکا به عنوان بیابان یا باتلاق یا هر چیز دیگری شناخته می شود.

و دارم آن را می خوانم و می گویم: «خدای من و به هر حال، به افرادی که در زامبیا می شناختند اشاره می کند. منظورم این است که نام گربه زندان ساندی عدالت است، که نام آشپز و دستیار آنها در اردوگاه آنها در شمال لوانگوا است. پسری که با او آشنا شدم و من با آن برخورد می کنم، می گویم: «خدای من نه برای اینکه این خود ارجاعی باشد، اما فکر می‌کردم او از راه دور مرا ترول می‌کند. من می گفتم: «چرا این همه سرنخ را می کارید؟ چرا اینجوری میکنی؟”

نوئل کینگ

در پایان روز، جف، دوست داری اینجا چه اتفاقی بیفتد؟ به نظر شما عدالت چگونه خواهد بود؟ آیا عدالت همان چیزی است که شما می خواهید؟ یا فقط می خواهید به تعقیب اوونس ها در سراسر جهان ادامه دهید؟

جف گلدبرگ

نه، نه. من کارم را ۱۲ سال پیش انجام داده بودم، قطعه ام را نوشتم، آن را در دنیا منتشر کردم. خیلی ممنون، به سراغ مطلب بعدی میدونی، من بهت میگم چه چیزی اذیتم میکنه چیزی که مرا آزار می‌دهد این است که کسی در نقطه‌ای دورافتاده از زامبیا، بخشی دورافتاده از آفریقا به قتل رسیده است و هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد.

دوست دارم بدانم آن شخص کیست؟ یک مرد بود. احتمالاً یک خانواده داشت، در بوته ناپدید شد. اگر جسد را در تالاب انداختند، یعنی توسط کروکودیل ها خورده شده است. درست به نظر نمی رسد، منظور من است. به نظر نمی رسد که این اتفاق افتاده باشد. و من ABC News را در دسته افرادی قرار می دهم که در اینجا کارهای اشتباهی انجام داده اند، زیرا فقط به دنبال خشونت بودند، درست است؟ و می دانند چه اتفاقی افتاده است.

و کریس اورسون، فیلمبردار شبکه ای بی سی نیوز، وقتی در آفریقای جنوبی با او تماس گرفتم، وجدانش به وضوح او را آزار می داد. او به من گفت چه اتفاقی افتاده است. او نگفت “نظری ندارم”. او نگفت: “من نمی دانم در مورد چه چیزی صحبت می کنید.” او دروغ نگفت. او حقیقت را به من گفت. او گفت: «این اتفاق وحشتناکی است. و من آن را دیدم.» و تقریباً مثل این بود که او سالها منتظر بود تا کسی با او تماس بگیرد، و من فکر می کنم اشتباه است. و من می دانم که ترکیبی از مارک، کریس و دلیا اوونز دقیقاً می دانند که چه اتفاقی برای این شخص افتاده است و آنها می دانند که جسد به کجا برده شده است. و این درست به نظر نمی رسد.

دیدگاهتان را بنویسید