رژیم ایران علیرغم تاکتیک‌های وحشیانه، نمی‌تواند اعتراضات گسترده را مهار کند


رژیم ایران در تلاش است تا موج عظیمی از اعتراضات زیرک و پایدار را سرکوب کند، برخلاف آنچه جمهوری اسلامی در گذشته با آن مواجه شده است. جنبش بدون رهبر علیرغم سرکوب‌های شدید فزاینده، با تکیه بر همبستگی بی‌سابقه بین اقلیت‌های قومی، گروه‌های مذهبی مختلف و مردان متحد با زنان معترض، قدرت خود را افزایش داده است.

این جنبش در شهریورماه پس از مرگ مهسا امینی، ۲۲ ساله، کرد اهل سقز در شمال غرب ایران، آغاز شد که در تهران توسط پلیس اخلاق به اتهام داشتن حجاب نادرست دستگیر شد و سپس در بازداشت پلیس جان باخت. اعتراضات در سقز به سرعت به تهران و سایر شهرهای کشور کشیده شد. اکنون در سومین ماه خود، اعتراضات با وجود خشونت تکان دهنده ای که نیروهای امنیتی علیه تظاهرکنندگان از جمله ضرب و شتم وحشیانه، دستگیری های دسته جمعی و کشتار بی رویه معترضان از جمله کودکان به کار گرفته اند، هیچ نشانه ای از توقف خود را نشان نمی دهد.

در خط مقدم تظاهرات زنان و جوانان حضور دارند – دانش‌آموزان دبیرستانی که در اعتصاب مدرسه را ترک می‌کنند و زنانی که حجاب خود را پاره می‌کنند و موهای خود را در ملاء عام کوتاه می‌کنند و به عنوان یک اقدام عزاداری و سرپیچی.

همانطور که الجزیره در اوایل هفته توضیح داد، علیرغم ادعاهای ویروسی قبلی، دولت حدود ۱۵۰۰۰ نفری که در جریان اعتراضات بازداشت شده بودند را به اعدام محکوم نکرده است. این سوء تفاهم احتمالاً از بیانیه‌ای ناشی می‌شود که ۲۲۷ نفر از ۲۹۰ نماینده مجلس ایران با امضای آن مبنی بر اینکه معترضانی که «با خدا می‌جنگند» باید به گونه‌ای برخورد شود که «نمونه‌ای باشد».

علی واعظ، مدیر پروژه ایران گروه بین المللی بحران، از طریق ایمیل به Vox گفت: «اما آنها قرار نیست همه آنها را اجرا کنند. اگر گذشته مقدمه باشد، رژیم احتمالاً چند نفر را به طرز ظالمانه ای اعدام خواهد کرد تا به دیگران درس عبرت بدهد و آنها را از آمدن به خیابان باز دارد.»

با این حال، بیش از ۳۰۰ نفر در جریان اعتراضات کشته شده اند. فرناز فصیحی از نیویورک تایمز روز دوشنبه گزارش داد که این تعداد شامل تقریباً ۵۰ کودک زیر ۱۸ سال است. اما ردیابی تلفات و دستگیری ها دشوار است. دسترسی به رسانه های اجتماعی و اینترنت به شدت محدود شده است و خبرنگاران خارجی نمی توانند به کشور دسترسی داشته باشند. قرار است تا کنون پنج معترض به دلیل شرکت در قیام اعدام شوند.

با این حال، واکنش دولت به اعتراضات شدیدتر می شود. نیروهای امنیتی از استفاده از گاز اشک آور تا شلیک به معترضان با گلوله های فلزی و گلوله های لاستیکی افزایش یافته اند و اجساد چند نوجوان کشته شواهدی از ضربه شدید به سر دارد. دستگیری‌های دسته جمعی، تهدید به اعدام و کشتار بی‌رویه تنها به درخواست معترضان برای تشکیل دولت جدید و «مرگ بر دیکتاتور» دامن زده است.

برزو درگاهی، خبرنگار ارشد بین المللی ایندیپندنت و یکی از اعضای ارشد شورای آتلانتیک در یک مصاحبه تلفنی به وکس گفت که خشونت ممکن است بدتر شود. او گفت: «در ذهن رژیم، هیچ چیز خارج از محدودیت نیست، زیرا ما کار خدا را انجام می دهیم.

در اینجا چگونگی تکامل جنبش اعتراضی در طول زمان است

جنبش بدون رهبر و بی نام در میان زنان آغاز شد که مدت ها به عنوان شهروندان درجه دوم با حقوق اندک در جمهوری اسلامی رفتار می شد. جنبشی با محوریت زنان باقی مانده است. هر روز، دختران و زنان جوان از دستورات اکید پوشاندن موهای خود در ملاء عام سرپیچی می‌کنند و با کسانی که از آنها می‌خواهند قوانین را رعایت کنند، مقابله می‌کنند، حتی ظاهراً به یکی از اعضای هراس‌افزار بسیج، نیروی شبه‌نظامی که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است، سرکشی می‌کنند. سپاه) و نقش مهمی در سرکوب خشونت آمیز معترضان داشت.

درگاهی گفت: «این نوع زاویه فمینیستی واقعاً لمس‌کننده و بی‌سابقه است، و شاید در سطح جهانی، واقعی باشد». مردانی که از زنان حمایت می‌کنند، دختران مدرسه‌ای که روزها بیرون می‌روند و تظاهرات می‌کنند، بچه‌های مدرسه‌ای که شب‌ها بیرون می‌روند و علیه پلیس شورش می‌کنند، مردم از یکدیگر حمایت می‌کنند، مردم هنگام برداشتن حجاب زنان را تشویق می‌کنند و غیره. تمام این زاویه فمینیستی برای یک انقلاب سیاسی در هر کشوری کاملاً منحصر به فرد است.»

دختران دانش‌آموز در ماه اکتبر به طور علنی و جدی در تظاهرات شرکت کردند و در چند هفته گذشته اعتراضات به چیزی گسترده‌تر و گسترده‌تر تبدیل شده است – فراخوانی برای پایان دادن به رژیم که از سوی ایرانیان با پیشینه‌های قومی، جنسیتی و مذهبی می‌آید. .

جنبش همچنین تاکتیک های خود را فراتر از راهپیمایی روزانه در خیابان ها متنوع می کند، همانطور که الهام قیطانچی، جامعه شناس وابسته به کالج سانتا مونیکا، این هفته برای مرکز ویلسون نوشت:

جنبش اجتماعی کنونی به روش‌های زیر گسترش می‌یابد: دانشجویان در دانشگاه‌های بزرگ (۱۱۲ دانشگاه و شماری دیگر) اعتصاب می‌کنند. دانش آموزان دبیرستانی از کلاس های درس خارج می شوند. تظاهرات خیابانی تقریباً هر شب به‌ویژه چهارشنبه‌ها و در چهلمین روز از گذشت هر «شهید» کشته شده توسط نیروهای امنیتی، برگزار می‌شود.

قیطانچی نوشت، معترضان همچنین خواستار تحریم کالاهای تولید شده توسط مشاغلی هستند که با رژیم ارتباط دارند، از جمله یک تولید کننده عمده خواربار و کالاهای خانگی و همچنین نسخه ایرانی آمازون، دیجی کالا.

واعظ گفت: تأثیر تحریم‌ها به حدی است که «حتی شایعه ارتباط دور با سپاه هم اکنون می‌تواند کسب‌وکارهایی را که ممکن است هیچ ارتباطی با این نیرو نداشته باشند و سال‌ها تحت تحریم‌ها و فسادهای بومی رنج برده‌اند، خراب کند». علاوه بر اعتصاب‌ها در صنایع بزرگ و از دست دادن درآمد حاصل از اینترنت به دلیل خاموشی و محدودیت‌های سرویس‌هایی مانند اینستاگرام، تحریم‌ها احتمالاً آسیب بیشتری به اقتصاد وارد می‌کند – اما بدون تضمینی که باعث سقوط رژیم می‌شود. .

واعظ گفت: «بایکوت از برخی جهات تاثیر تحریم‌ها را تشدید می‌کند و بدبختی بیشتری را به همراه خواهد داشت. «رژیم همیشه توانسته است درد اقتصادی را به همان شیوه صدام به طبقه متوسط ​​منتقل کند [Hussein] در سال ۲۰۰۲ بسیار ثروتمندتر از سال ۱۹۹۲ در آغاز رژیم تحریم های بین المللی علیه عراق بود. برای ایجاد تغییر رژیم در عراق پس از یک دهه تحریم ویرانگر، مداخله خارجی لازم بود.

آیا دولت ایران می تواند جلوی حرکت را بگیرد؟

همانطور که هاله اسفندیاری و مارینا اوتاوی ماه گذشته برای مرکز ویلسون نوشتند، جامعه ایران سابقه طولانی اعتراض دارد. اما رژیم موفق شد جنبش‌های توده‌ای قبلی مانند اعتراضات سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۹ را به سرعت سرکوب کند. این جنبش‌ها حول محور مسائل منحصر به فرد، مانند انتخاب تقلبی محمود احمدی نژاد، رهبر نامحبوب به ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۹ و افزایش قیمت بنزین در سال ۲۰۱۹، شکل گرفتند.

این حرکت عنصری است. این دعوت فقط برای اصلاحات نیست، بلکه یک چالش اساسی برای تصور اساسی رژیم از جامعه است.

واعظ گفت: «ایران تکه‌ای از فرقه‌ها و قومیت‌های مختلف است و بنابراین در برابر همان گسل‌هایی که دیگر کشورهای منطقه را به درگیری‌های داخلی کشانده است، آسیب‌پذیر است». «اما این اعتراضات عمدتاً ناشی از یک حس مشترک ملی‌گرایی است، نه جدایی‌طلبی. اگرچه رژیم سعی کرده آنها را تهدیدی برای تمامیت ارضی کشور نشان دهد و حتی در برخی مواقع با اعمال خشونت بالاتر در استان‌های مرزی ایران که اقلیت‌ها در آن زندگی می‌کنند، جدایی‌طلبان را تحریک کرده است، اما جنبش خصلت ناسیونالیستی خود را حفظ کرده است.»

کریم سجادپور در بهار امسال برای فارن افرز نوشت، اما برای فروپاشی حکومت دینی علی خامنه ای به احتمال زیاد «فشار از پایین و تفرقه در بالا» نیاز است. فشار از پایین قطعا وجود دارد، با وجود هزینه های فزاینده بالا.

فلاکت اقتصادی که ایران با آن مواجه است – نتیجه تحریم های وحشیانه آمریکا و متحدانش و همچنین عزم رژیم برای اعمال نفوذ خود در سوریه، لبنان، یمن و اکنون روسیه با کمک مالی به گروه های نیابتی و صادرات تسلیحات است. یک نیروی گالوانیزه قوی با وجود بیکاری در حدود ۱۱.۵ درصد، مردم هم انگیزه و هم زمان برای اعتراض دارند.

واعظ گفت، با این حال، به نظر می رسد نخبگان کشور از سقوط آزاد اقتصادی جان سالم به در برده و حمایت و پیوندهای خود را با رژیم نیز حفظ می کنند. در میان طبقه بالای کشور که به خوبی مرتبط و قدرتمند هستند، «ما تاکنون هیچ گونه انحراف جدی ندیده‌ایم». علیرغم «شکست‌های فاحش رژیم در بهبود رفاه اقتصادی کشور»، بالاترین رده‌های جامعه، حداقل علنا، از ایستادگی در برابر صاحبان قدرت خودداری کرده‌اند.

درگاهی گفت که در نمای رژیم شکاف هایی وجود دارد، اگرچه ممکن است کوچک باشند و به راحتی از دست بدهند.

به نظر می رسد که تفاوت بین آنهایی است که از سرکوب حمایت می کنند و کسانی که خواهان سرکوب بیشتر هستند. واعظ به Vox گفت. او گفت که شکاف‌های سیاسی به اندازه جنبش‌های اعتراضی گذشته افراطی نیست، احتمالاً به دلیل این واقعیت است که «نظام عملگراترین نیروهای سیاست ایران را پاکسازی کرد و اکنون با تندروهای فوق‌العاده یا طرفدارانی باقی مانده است».

اما نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد رژیم کاملاً کنترل پلیس ضدشورش را که درگاهی آنها را اراذل و اوباش یا متعصب مذهبی توصیف می‌کند، در دست ندارد و این امر آن را در موقعیتی نامطمئن قرار می‌دهد.

«مردم کشته می‌شوند زیرا اوضاع به هم ریخته است. آنها غیرحرفه ای هستند و نمی توانند کنترل جمعیت را به درستی انجام دهند. اساساً، وقتی سگ‌ها را از قفس خود بیرون می‌گذارید، این پویایی فوران می‌کند. هیچ کس نمی چرخد ​​و کودکان را در خیابان اعدام نمی کند. آنها فقط بی پروا و شرور، اراذل و اوباش هستند که استخدام شده اند تا بروند و این اعتراض را سرکوب کنند. آنها تجربه بسیار کمی دارند.»

حتی اگر رژیم از کشتن معترضان بیگناه ناراحت باشد، محکوم کردن نیروهای امنیتی که آنها را انجام می دهند یک خطر بزرگ است، زیرا می تواند باعث شود آنها علیه روحانیون مسئول روی آورند.

واعظ به Vox گفت: «خطر اصلی این است که اگر حکومت دینی قادر به مهار اعتراضات نباشد، سپاه پاسداران ممکن است روحانیون را کنار بزند و قدرت را به دست بگیرد.

و با وجود وحشت دستگیری‌های دسته جمعی، تهدید به اعدام و مرگ‌هایی که رژیم قبلاً مرتکب شده است، اعتراضات تنها ادامه یافته، رشد کرده و تکامل یافته است. درگاهی گفت: «این هم اکنون در قلمروی ناشناخته است.

واعظ گفت: «اما تا کنون، هر اقدامی از کتاب بازی قدیمی رژیم در سرکوب اعتراضات ناکام بوده است.»

دیدگاهتان را بنویسید