سه هزار سال دلتنگی و تابستان فیلم های پرفروش


سه هزار سال حسرت یک تلنگر دشوار برای توصیف است. آخرین فیلم از جورج میلر چند وجهی – که فیلم های قبلی او احتمالاً شامل این فیلم می شود مکس دیوانه سری و بیب: خوک در شهر – یک فانتزی است این یک افسانه برای بزرگسالان است. این یک داستان عاشقانه (به طرز شگفت‌انگیزی غم‌انگیز) و یک افسانه، و یک ادای احترام فوق‌العاده عاشقانه به هزاره‌ها داستان‌سرایان است. خیلی چیزهاست. و بیشتر، این فقط یک است مقدار زیادی

این فیلم – که تیلدا سوینتون را در نقش یک “روایت شناس” موش و تنها بازی می کند که به طور تصادفی یک جن باستانی (ادریس البا) را رها می کند – نوعی داستان سرایی بدون محدودیت است که ممکن است از میلر انتظار داشته باشید. از مسیرهای خرگوش می‌گذرد و در جهت‌های غیرمنتظره می‌پیچد و به شما اشاره می‌کند که برای سواری همراه شوید. بیشتر از همه، دنیایی را ایجاد می کند که در آن تمام حس ها در آن تقویت می شود، جایی که تقریباً می توانید ادویه ها را بو کنید و بافت ها را احساس کنید. تو در یک گردباد غرق شده‌ای و وقتی تمام شد از رویا بیرون می‌آیی و پلک می‌زنی. فیلم هایی از این دست شما را به دنیای دیگری می کشاند.

سه هزار سال حسرت دور از اولین فیلمی است که این نوع وب را می چرخاند. قدرت بزرگ سینما ما را به دنیاهای دیگر می برد. اما داستان djinn و روایت‌شناس چیزی را باز نمی‌دارد، و پایان مناسبی است برای تابستانی پر از داستان‌گویی مشابه ماکسیمالیستی، روندی که ممکن است چیزی در مورد اینکه فیلم‌ها به کجا می‌روند به ما بگوید.

در فکر الویسبه عنوان مثال، فانتزی باز لورمن از یک فیلم بیوگرافی. این فیلم فوق‌العاده‌ای نیست، گرچه لحظاتی از عظمت را به نمایش می‌گذارد – اما پسر بسیار فیلم است، از لحظه‌ای که لوگوی برادران وارنر تا انتهای تیتراژ ظاهر می‌شود. لورمن استاد ماکسیمالیسم حاکم است. چیزی کمتر از این انتظار ندارید اما حتی برای او، این یک سواری است، یک مونتاژ قلب تپنده از ابتدا تا انتها.

صحنه ای از RRR با دو مرد که از طریق هوا به سمت یکدیگر پرواز می کنند، آتش در پس زمینه.

RRR واقعا به حداکثر می رسد
DVV Entertainment/Netflix

آن را در کنار چند فیلم دیگر قرار دهید: RRR، فیلم هندی با عنوان انفجاری (مخفف طغیان غرش) که انقلاب را به یک مهیج عظیم، چشم نواز و مهیج تبدیل می کند. یا تاپ گان: ماوریککه با شیرین کاری‌های جسورانه‌تر و مرگ‌برانگیزتر، پیش‌بینی نسخه قبلی خود را افزایش می‌دهد، اگر تا به حال وجود داشته باشد، تپنده قلب است. یا رستاخیز، که در آن بازی پیچ خورده موش و گربه ربکا هال و تیم راث با یکی از عجیب ترین و وحشتناک ترین تصاویری که تا به حال در یک فیلم ترسناک دیده ام به پایان می رسد. یا مردان، که اکنون که به آن فکر می کنم، در همان حوضچه تصویری فرو می رود رستاخیز و آن را حتی فراتر می برد. یا جواب منفی، که یک فیلم ترسناک، یک وسترن و یک فیلم تهاجم بیگانگان را ترکیب می کند و صحنه هایی را به قدری وهم آور (و ترسناک) و گیج کننده ارائه می دهد که می مانید برای روزها آن ها را در ذهن خود می چرخانید.

ممکن است پادشاه همه آنها باشد همه چیز همه جا به یکباره، با عنوان ماکسیمالیست کامل خود که می تواند به عنوان یک جمع بندی دقیق برای کل روند عمل کند. به دلیل قلب بزرگش مورد توجه تماشاگران قرار گرفت. اما برای رسیدن به آن قلب، ابتدا در چند میلیون جهان، انبوهی از چشمان گوگولی، مقداری کونگ فو، برخی تهدیدات برای جهان، چند سنگ در حال گفتگو، ادای احترام به فیلم‌های وونگ کار وای و باگل همه چیز غول پیکر نشان دهنده نهیلیسم نهایی است. و یک سری چیزهایی که احتمالاً فراموش کرده ام، حتی اگر دو بار آن را دیده باشم.

این چیزی است که در مورد سینمای ماکسیمالیست وجود دارد: از شما می خواهد دوباره آن را تماشا کنید. قرار نیست فیلمی که بیش از حد پر شده باشد یک بار گرفته شود. باید آن را ببینید تا بفهمید چیست، و سپس دوباره آن را ببینید تا به اطراف نگاه کنید، آنچه را در پس‌زمینه است تماشا کنید، لطیفه‌ها و کنایه‌های ظریف و نشانه‌های موسیقی را دریافت کنید. شما می خواهید آن احساس رهایی را تجربه کنید، یعنی مکیدن تمام هوای دنیا به داخل ریه هایتان و سپس رها کردن آن با یک آه عمیق و عمیق. برای اینکه قلبتان به قفسه سینه‌تان برخورد کند، در گلویتان بچرخید، به شکمتان بیفتد و سپس دوباره این کار را انجام دهید. احساس لذت و لذت بیش از حد.

صحنه ای از همه چیز همه جا به یکباره.

لذت بخش بیش از حد همه چیز همه جا به یکباره امسال موفقیت بزرگی داشت
A24

نزدیک به ۱۵ سال است که سینمای آمریکا به طور فزاینده ای تحت تسلط فیلم هایی است که هدفشان این است، با بازی ابرقهرمانانی با توانایی های خارق العاده و لباس های رنگارنگ و کت و شلوارهای بزرگ روباتی که رونق می گیرند. اما حتی آن‌ها هم مجبور شده‌اند با بازیگران بزرگ‌تر و بزرگ‌تر، متقاطع‌های بیشتر و اعلامیه‌های بازیگری بیشتر، پیش قدم شوند. آنها نمی توانند شگفتی های زیادی را در خود داشته باشند، زیرا آنها از ویژگی های خلاقانه موجود با پایگاه های گسترده طرفداران و این انتظار که شخصیت ها از ماهیت اصلی خود منحرف نشوند، ناشی می شوند. بنابراین، یکی از بزرگ‌ترین «رویدادهای سینمایی» دهه گذشته، اساساً شامل یک دسته کامل از شخصیت‌های مجموعه کاملی از فیلم‌ها بود که در یک میدان جنگ نمایش داده می‌شدند، و ما باید همه آنها را با هم ببینیم. سرد!

اما این گویای این است که پس از آن فیلم، MCU کمی شکست خورده است. وقتی به ۱۱ بروید، کم کردن صدا سخت است و علاوه بر این، همه کمی ناشنوا شده اند.

به همین دلیل است که روند حداکثری تابستان امسال بسیار جالب است. از یک طرف، نشانه‌هایی از تلاش برای تکرار تثبیت شادی بخش سینمای پرهزینه را نشان می‌دهد (نگاه کنید به قطار گلولهبخش های بیت زیادی برای اثبات).

از سوی دیگر، بالا رفتن و خارج شدن از ریل، پاسخ نسبتاً طراوت‌بخشی به همگنی ارائه‌های مالتی پلکس، همان فرهنگ دنباله‌دار و راه‌اندازی مجدد است. مطمئن، الویس درباره زندگی یک شخص واقعی است و تاپ گان: ماوریک از نظر فنی یک دنباله است (اگرچه دنباله ای است که به شدت از دام های مشابه خود جلوگیری می کند). اما گرایش حداکثری به طور کلی بر ایده‌های اصلی و بدون مخاطب آشکار تأکید می‌کند. آنها غیر قابل پیش بینی هستند. آنها داستان های جدیدی هستند. آنها شگفت انگیز و مسحور کننده هستند. آنها لذت بخش نیستند زیرا شما چیزی را می بینید که انتظار دارید – آنها دقیقا برعکس هستند.

و به نظر می‌رسد تماشاگران تشنه آن هستند، چه در حال دیدن فیلمی درباره یک مادر چندجهانی باشند یا یک موجود بیگانه که یک مزرعه را به وحشت می‌اندازد یا یک جن و یک روایت‌شناس. آشنا و مشتق شده همیشه در هالیوود جایی خواهد داشت – و شاید هم بزرگ. اما شاید، پس از سال‌ها تغذیه اجباری از آنچه که شرکت‌های بزرگ از قبل می‌دانند ما می‌خوریم، بالاخره آماده باشیم تا چیز جدیدی را امتحان کنیم.

سه هزار سال حسرت، الویس، تاپ گان: ماوریک، جواب منفی، و رستاخیز در تئاتر بازی می کنند. RRR در نتفلیکس پخش می شود. مردان و همه چیز همه جا به یکباره برای اجاره یا خرید در پلتفرم های دیجیتال در دسترس هستند.

دیدگاهتان را بنویسید