والدین می توانند فرزندانی را تربیت کنند که برای بهتر کردن جهان آماده باشند


به عنوان یک نوجوان، من واقعاً در مورد انجام کارهای خوب در جهان جدی بودم. من داوطلبانه در کتابخانه محلی خود و به عنوان مربی برای دانش آموزان مبارز کار کردم. وقتی یک خیریه بین المللی به مدرسه ما آمد و درباره بچه های گرسنه در خارج از کشور سخنرانی کرد، من تمام پول ناهارم را به آنها دادم. من مخاطب هدف ده‌ها طرح در مورد اینکه چگونه من به عنوان یک کودک می‌توانم در جهان خوب عمل کنم – از مبارزه با تغییرات آب و هوا گرفته تا پایان دادن به گرسنگی جهانی، بودم.

اکنون، به‌عنوان بزرگسالی که باید فرزندانم را بزرگ کنم، عمیقاً احساسات متفاوتی درمورد نحوه آموزش همه این پیام‌های مهم اخلاقی به من و نحوه انتقال آن‌ها به نوجوانان امروزی دارم. من فکر می‌کنم وقتی با بچه‌ها در مورد چگونگی انجام کارهای خوب در دنیا صحبت کنیم، می‌توانیم بهتر عمل کنیم.

در اینجا چیزهایی وجود دارد که آرزو می کردم به من گفته می شد، گفتگوهای باورنکردنی با والدینم و می توانستند من را برای رسیدن به خوبی های واقعی در جهان به عنوان یک بزرگسال بهتر تجهیز کنند.

آشکارا و با صدای بلند گیج شوید، اما با سردرگمی به عنوان چیزی قابل حل برخورد کنید

خیلی اوقات، پیام هایی که از بزرگسالان در مورد چگونگی انجام کارهای خوب در دنیا دریافت می کردم در یکی از دو اردوگاه قرار می گرفت.

یک اردوگاه پر از اطمینان بیش از حد و در عین حال متضاد بود: وسواس بیش از حد بریدن کیسه های پلاستیکی به نفع کیسه های پارچه ای قابل استفاده مجدد، یا به من بگویید که من نباید اگر قرار بود قبل از اینکه حداقل ۵۰ بار از آنها استفاده کنم، آنها را از دست بدهم. به من گفته شد که هرگز از بطری های پلاستیکی آب به دلیل مواد شیمیایی استفاده نکنم فلزات حتی برای محیط زیست بدتر بودند. من ارائه های ساده ای از موقعیت های ژئوپلیتیکی مانند اکنون بدنام Kony 2012.

بدیهی است که این امر می‌تواند سرگردان و در نهایت مایوس‌کننده باشد. اگر موقعیتی پیچیده است و بدون پیچیدگی به شما ارائه می‌شود، پس وقتی تصویر کامل را یاد می‌گیرید، حتی در قسمت‌هایی که واقعا ساده هستند، به راحتی اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهید.

اردوگاه دیگر (شاید متشکل از جانبازان سرخورده اردوگاه اول) تمایل داشت که در جهت دیگر بیش از حد پیش برود و اصرار داشت که هیچ چیز واقعاً مهم نیست و غیرممکن است که بدانیم آیا هیچ سازمانی کار خوبی انجام داده است یا خیر. آنجا بود که شنیدم هیچ فایده ای ندارد که پول به بی خانمان ها بدهیم زیرا آنها آن را صرف مواد مخدر هدر می دهند، و هیچ فایده ای برای اصرار برای تغییر سیاسی وجود ندارد، زیرا هیچ کس در واشنگتن قابل اعتماد نیست، و هیچ راهی برای گفتن اینکه آیا خیریه های خارج از کشور ساخته شده اند یا خیر. جهان مکان بهتری برای دریافت کنندگان است. گاهی اوقات، افرادی که این چیزها را به من می‌گفتند، می‌خواستند من کاملاً از آن دست بکشم. گاهی اوقات آنها فقط از من می خواستند “با قلب شما انتخاب کنم!” به جای اینکه سعی کنید بفهمید چه چیزی موثر است.

در هر صورت، این نیز بیگانه کننده بود. چیزی که می خواستم بشنوم این بود که سؤالات من سؤالات خوبی بودند و امکان پاسخ دادن به آنها وجود داشت. ما می‌توانیم بررسی کنیم افرادی که بی خانمانی را تجربه می‌کنند با پول چه می‌کنند (آنها همه آن را صرف مواد مخدر نکنید) و کدام موسسات خیریه بین المللی بهترین هستند. می توانستیم درباره موضوعاتی که برایمان جالب و مهم بود تحقیق کنیم. یکی از ضروری ترین گذرهای بین کودکی و بزرگسالی، گذار بین مصرف کننده نصیحت، دانش و خرد و تولید کننده آن چیزها است. گفتن به یک جوان، «من جواب را نمی‌دانم، و ممکن است کسی جواب را نداند، بسیار نیرومند است، اما بیایید سعی کنیم آن را یاد بگیریم». دانش از بالا به دست نمی آید. تولید می‌شود و بچه‌ها شایستگی دیدن آن را دارند و بخشی از آن هستند.

از فرزندان خود به عنوان راهی برای انحراف احساس گناه، ناامیدی یا ناامیدی خود استفاده نکنید – و به آنها بیاموزید تشخیص دهند که چه زمانی بزرگسالان دیگر این کار را انجام می دهند.

به ویژه برخی از فعالان اقلیم بزرگسالان به گونه ای با بچه ها ارتباط برقرار کنید که می تواند بسیار آسیب زا باشد. اغلب، آنها ناامید هستند که جامعه ما در مورد تغییرات آب و هوایی خیلی کم کار کرده است. بنابراین آنها نسل خود را ناامید می نویسند و می گویند که تنها امید بچه ها هستند و بار بزرگی را بر دوش افرادی می گذارند که تازه شروع به تشخیص اولویت های خود کرده اند.

گاهی اوقات، بچه ها پیام های اغراق آمیزی در مورد تغییرات آب و هوا دریافت می کنند، مانند اینکه آنها شخصاً در سنین جوانی به دلیل تغییرات آب و هوایی خواهند مرد، که به طور کلی درست نیست. وقتی بچه‌ها را می‌بینم که تابلوهایی در دست دارند که روی آن نوشته شده بود: «چرا باید برای آینده‌ای که نخواهم داشت درس بخوانم؟»، از اعتقاد آنها الهام نمی‌گیرم. من از اینکه کسی، احتمالاً فردی که با احساس گناه و اضطراب خود در مورد تغییرات آب و هوایی دست و پنجه نرم می کند، به کودکان گفت که آینده ای وجود ندارد، احساس ناامیدی می کنم. این راه خوبی برای الهام بخشیدن به آنها برای مبارزه برای آن یا راهی عادلانه برای قادر ساختن آنها به تعیین اولویت های خود نیست.

نیازی به گفتن نیست که نه تنها آینده ای وجود دارد، بلکه مطالعه یکی از بهترین راه ها برای قرار گرفتن کودک در مقابله با تغییرات آب و هوایی است. ظلم جدی به بچه‌ها است که آنها را از مسیرهایی که به آنها اجازه می‌دهد در دنیا تغییر ایجاد کنند، دلسرد می‌کنند و به آنها می‌گویند دنیایی برای ایجاد تفاوت وجود ندارد.

همه ما لحظات ناامیدی و ناامیدی خود را داریم، اما بچه‌ها مجهز نیستند که این عبارات ناامیدی را با یک دانه نمک مناسب درک کنند. آن را روی آنها نگذارید.

اعتقادات اخلاقی فرزندانتان را جدی بگیرید

نوجوانان عمیقاً اعتقادات اخلاقی را احساس کرده اند. آنها ممکن است وگان شوند، فعالان یک هدف اجتماعی شوند، با شور و اشتیاق در مورد مسائل عصبانی شوند، مذهب را کشف کنند یا از مذهب خارج شوند، بخواهند بدانند چرا خانواده شما تمام پول خود را به امور خیریه نمی دهد.

من این را می دانم زیرا در نوجوانی گیاهخوار شدم، یک نوع دوست مؤثر متعهد شدم، بسیار نگران شدم. هوش مصنوعی، آیین یهودیان را بررسی کرد، به عنوان یک لزبین ظاهر شد، بیشتر پس اندازم را صرف کمک به دوستی در شرایط بد خانه کردم، و – مطمئنم – به والدینم موهای سفید زیادی دادم.

اما نکته مهم این است که هیچ‌کدام از آن‌ها یک «فاز» نبود، بهتر است صبورانه منتظر ماند. من واقعاً یک لزبین هستم، اکنون ازدواج کرده ام و یک همسر فوق العاده دارم. همه دوستانمان را به شام ​​هفتگی شبات دعوت می کنیم. من در طول سال‌ها جزئیات دقیق رژیم غذایی‌ام را تغییر داده‌ام، اما هنوز از گوشت‌های تولید شده در کارخانه اجتناب می‌کنم. من هنوز یک نوع دوست موثر هستم. من و همسرم ۳۰ درصد از درآمد جمعی خود را به بهترین موسسات خیریه بهداشت جهانی که می توانیم شناسایی کنیم اهدا می کنیم. اگر والدینم تغییرات اساسی در زندگی من را دیده بودند و تصمیم می گرفتند که من را از آنها دور کنند، یا تصور کنند که من از آنها بیشتر خواهم شد، ارتباط با من، فرزندشان را که سعی می کرد اولویت های اخلاقی خود را درک کند، از دست می دادند. هویت شخصی در دنیایی گیج کننده

اگر فرزندتان به سرعت در حال تغییر است و بسیاری از اولویت‌های جدید را که نمی‌دانید، اتخاذ می‌کند، ممکن است نگران باشید. و ممکن است به تمام ایده های جدید خود پایبند نمانند. اما شما می‌خواهید با فرزند واقعی‌تان، یعنی فرد مقابلتان، رابطه برقرار کنید، نه با نسخه‌های برون‌یابی شده در آینده.

این بدان معناست که برای شفقت، کنجکاوی، سخاوت و اعتقادی که فرزندتان را به هر مسیری که می‌پیماید، ارزش قائل شوید، و به این معناست که صادقانه به آنها گوش کنید و در کنار آنها و از آنها بیاموزید. این جدیت و احترام برای بچه های شما معنی دنیا خواهد داشت – و به آنها کمک می کند تا دنیا را تسخیر کنند.

این قطعه برای اولین بار در خبرنامه Extra Curricular Vox ظاهر شد. ثبت نام اینجا!

دیدگاهتان را بنویسید