چرا «منطقه پرواز ممنوع» در اوکراین ایده بدی است


در حالی که جنگ در اوکراین خونین‌تر می‌شود، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین بارها از اعضای ائتلاف ناتو خواسته است که «آسمان‌ها را ببندند». به نظر می رسد این درخواست برای «منطقه پرواز ممنوع» باشد – استقرار هواپیماهای ناتو در حریم هوایی اوکراین به منظور جلوگیری از استفاده روسیه از نیروی هوایی خود برای حمایت از تهاجم.

این تصور در غرب مورد حمایت قرار گرفته است. کارشناسان برجسته اوکراین، آ ژنرال بازنشسته آمریکاو حتی برخی از سیاستمداران در کشورهای ناتو چنین اقدامی را پیشنهاد کرده اند. هرزه. آدام کینزینگر برای مثال (R-IL)، روز جمعه در توییتی نوشت که ایالات متحده باید “منطقه پرواز ممنوع بر فراز اوکراین را اعلام کند” که برای “مشکلات عملیات هوایی روسیه طراحی شده است”. [and] به اوکراینی‌های قهرمان نبرد منصفانه بدهید.»

این یک ایده فاجعه بار است. اعلام «منطقه پرواز ممنوع» در اوکراین از سوی ایالات متحده، اعلان جنگ آمریکا علیه روسیه خواهد بود – اولین درگیری بزرگ بین دو کشوری که در مجموع ۹۰ درصد از تسلیحات هسته‌ای جهان را کنترل می‌کنند.

«منطقه پرواز ممنوع یک چتر جادویی نیست که از پرواز هواپیماها در یک منطقه خاص جلوگیری کند. این یک تصمیم برای شلیک به هواپیماهایی است که در یک منطقه خاص پرواز می کنند. اولگا اولیکر توضیح می دهد، مدیر گروه بین المللی بحران برای اروپا و آسیای مرکزی. “قرار دادن در منطقه پرواز ممنوع، رفتن به جنگ است.”

به نظر می رسد دولت بایدن این خطر را تشخیص داده است. پرزیدنت بایدن در کنفرانس مطبوعاتی روز پنجشنبه خود قاطعانه مداخله مستقیم آمریکا در اوکراین را رد کرد و گفت: «نیروهای ما درگیر درگیری با روسیه در اوکراین نیستند – و نخواهند بود -». این امر عملاً هر منطقه پرواز ممنوع معنی‌داری را از روی میز حذف می‌کند و هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که رئیس‌جمهور نظرش را تغییر دهد.

با این حال، درخواست‌ها برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع به دلیل آنچه که در مورد طرز فکر گسترده و در عین حال اشتباه در میان بسیاری از نخبگان سیاست خارجی آمریکا آشکار می‌کند، ارزش جدی گرفتن دارد. مردمی که خواهان مداخله در اوکراین هستند در دوران ابرقدرت آمریکا در دهه ۱۹۹۰ گیر کرده اند، جایی که به نظر می رسید ایالات متحده می تواند دیدگاه خود از نظم جهانی را تقریباً در هر کجا تحمیل کند. جنگ اوکراین یکی از واضح‌ترین نشانه‌هایی است که نشان می‌دهد این دوران به پایان رسیده است – و سیاست ایالات متحده که از به رسمیت شناختن این واقعیت امتناع می‌کند، می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

ایجاد منطقه پرواز ممنوع در اوکراین جهان را در آستانه جنگ هسته ای قرار می دهد

ایالات متحده و متحدانش در گذشته اخیر سه بار از مناطق پرواز ممنوع استفاده کرده اند: عراق پس از جنگ خلیج فارس، بوسنی در طول درگیری اواسط دهه ۹۰، و لیبی در طول مداخله در سال ۲۰۱۱. در هر یک از این موارد، ایالات متحده و شرکای آن با نیروهای نظامی بسیار ضعیفی روبرو بودند. هیچ سوال واقعی در مورد توانایی آنها در کنترل آسمان وجود نداشت.

روسیه داستان کاملاً متفاوتی است. نیروی هوایی این کشور نیروی هوایی اوکراین را کوتوله می کند. از نظر اندازه بعد از نیروی هوایی ایالات متحده در رتبه دوم قرار دارد. تلاش برای درگیر کردن یک NFZ در اوکراین چیزی شبیه به موارد قبلی نخواهد بود، و حتی مشخص نیست که ممکن است.

مطابق با ستوان USAF سرهنگ تایسون وتزل، نیروی هوایی آن را ندارد مقدار مناسب هواپیما در نزدیکی اوکراین برای راه اندازی چنین ماموریتی در آینده نزدیک. او استدلال می‌کند که مهم‌تر از آن، هر تلاشی برای ایجاد NFZ بر سر اوکراین، ناتو را مستقیماً درگیر درگیری می‌کند که از آن دور مانده است – و «احتمالی نزدیک به ۱۰۰ درصد برای منتهی به درگیری‌های مسلحانه مستقیم آمریکا و روسیه دارد».

روسیه چیزی حدود ۶۰ درصد از کل نیروی زمینی خود را در تئاتر اوکراین دارد. نمی خواهد شکست بخورد. تقریباً مطمئناً این کشور نمی‌تواند کنترل ناتو بر آسمان اوکراین را بپذیرد: نیروهای روسیه به مقابله خواهند پرداخت. و این به معنای جنگ مستقیم بین قدرت های دارای سلاح هسته ای است.

یک NFZ فقط نمی تواند ایجاد شود، باید اجرا شود. راشل ریزو می نویسد، یک کارشناس ارشد در مرکز اروپای شورای آتلانتیک. این بدان معناست که متحدان ناتو باید متعهد به سرنگونی هواپیماهای روسی شوند.

سوخت گیری C.135 نیروی هوایی فرانسه در حال اجرای منطقه پرواز ممنوع در لیبی

هواپیماهای فرانسوی در سال ۲۰۱۱ منطقه پرواز ممنوع را بر فراز لیبی اجرا کردند.
پاتریک آونتوریر/گتی ایماژ

در توییتر، کینزینگر بحث کرد روسیه قبل از رسیدن به آن نقطه عقب‌نشینی می‌کند – به عنوان مدرک، درگیری در سوریه در سال ۲۰۱۸ بین نیروهای ویژه ایالات متحده و نیرویی که عمدتاً از مزدوران روسی تشکیل شده است. همانطور که او گفت: “ما ۴۰۰ روس را در سوریه کشتیم، سکوت کردیم.” (این عواقب در واقع بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ جنگجو ظاهر شد که احتمالاً همه آنها روس نبودند. دفتر کینزینگر درخواست اظهار نظر را رد کرد.)

با این حال بین یک درگیری محدود دور از مرزهای مسکو و یک نبرد تمام عیار بر سر سرزمینی که پوتین آن را به حق روسی می‌داند، دنیایی تفاوت وجود دارد.

در سوریه، ایالات متحده و روسیه در واقع علاقه ای به جنگ با یکدیگر نداشتند: نیروهای آمریکایی برای مبارزه با داعش در آنجا حضور داشتند، در حالی که روس ها برای حمایت از دیکتاتور بشار اسد در برابر گروه های شورشی مختلف حضور داشتند. ایالات متحده و روس ها مکانیسم های ارتباطی مستقیمی به نام خطوط رفع تعارض داشتند که برای اطمینان از عدم وقوع حوادث مرگبار طراحی شده بود. قبل از اینکه ایالات متحده با مزدوران روسی نامبرده کینزینگر درگیر شود، جیم متیس وزیر دفاع وقت مستقیماً با همتایان خود در مسکو صحبت کرد و به او گفتند که آنها نیروهای رسمی روسیه نیستند – اساساً به حمله آمریکایی ها بدون هیچ خطر جدی تشدید چراغ سبز نشان دادند.

وضعیت در اوکراین کاملاً متفاوت است. این یک درگیری اتفاقی بین نیروهایی با اهداف متفاوت نخواهد بود. هدف کل مداخله ایالات متحده کمک به شکست تهاجم روسیه خواهد بود.

احتمال اینکه روس‌ها از کل پروژه تهاجم به اوکراین دست بکشند به همان راحتی که نیروی کوچکی از مزدوران را به سرنوشت خود رها کردند بسیار اندک است – و خطرات جنگ مستقیم آمریکا و روسیه آخرالزمانی است. پوتین در سخنرانی این هفته خود که به اوکراین اعلام جنگ کرد، آشکارا متعهد شد که هرگونه مداخله بین‌المللی در مناقشه منجر به تلافی جویانه هسته‌ای خواهد شد.

رئیس جمهور روسیه گفت: برای هر کسی که مداخله از بیرون را در نظر دارد: اگر این کار را انجام دهید، با عواقبی بزرگتر از هر آنچه در تاریخ با آن روبرو بوده اید مواجه خواهید شد. “امیدوارم صدایم را بشنوی.”

ممکن است کسی استدلال کند که تهدید پوتین یک بلوف است، اما دلایل خوبی برای ریسک جدی وجود دارد.

برای یک چیز، با موضع کلی روسیه در مورد استفاده از سلاح های هسته ای سازگار است. نیک میلر، کارشناس تسلیحات هسته‌ای در کالج دارتموث، می‌گوید: «استراتژی هسته‌ای آن‌ها اولین استفاده ممکن را در صورت از دست دادن یک درگیری متعارف یا مواجهه با یک تهدید وجودی پیش‌بینی می‌کند.

برای دیگری، جنگ‌ها راهی برای تشدید فراتر از کنترل هر کسی دارند. هنگامی که گلوله ها و موشک ها در حال پرواز هستند، درک دقیق آنچه که حریف شما قصد انجام آن را دارد بسیار دشوار است. کاملاً قابل تصور است که در بحبوحه جنگ آشکار بین ایالات متحده و روسیه، یک طرف به اشتباه فکر کند که طرف دیگر در شرف پرتاب سلاح هسته‌ای است و تصمیم به حمله اول دارد.

مثال‌های متعددی از جنگ سرد وجود دارد، زمانی که تنش‌ها کمتر از آن چیزی بود که در طول یک درگیری آشکار وجود داشت، که این منطق را نشان می‌دهد.

برای مثال، در سال ۱۹۸۳، ستوان شوروی. سرهنگ به استانیسلاو پتروف توسط یک سیستم هشدار اولیه هشدار داده شد که حمله هسته ای ایالات متحده احتمالا در راه است. اگر پتروف به مافوق خود از این پیام اطلاع داده بود، به احتمال زیاد آنها در پاسخ به آنها موشک پرتاب می کردند. با این حال پتروف و کارکنانش به درستی به این نتیجه رسیدند که این یک زنگ خطر اشتباه است و تصمیم گرفتند چیزی نگویند – به طور بالقوه جان صدها میلیون، اگر نگوییم میلیاردها جان را نجات داد.

در طول یک جنگ تمام عیار بین ایالات متحده و روسیه، حوادث زیادی رخ می دهد که می تواند منجر به این نوع تشدید تصادفی هسته ای شود. پوتین قبلا به نیروهای اتمی روسیه دستور آماده باش داد با افزایش تنش با غرب.

به همان اندازه که جنگ در اوکراین وحشتناک است، هیچ رهبر منطقی یا مسئول آمریکایی نمی تواند برای متوقف کردن آن خطر نابودی میهن آمریکایی – و احتمالاً کل نژاد بشر را به خطر بیندازد.

منطقه پرواز ممنوع در اوکراین وجود نخواهد داشت – اما درخواست ها برای یک منطقه هنوز اهمیت دارد

پرزیدنت جو بایدن، خوشبختانه، به نظر می رسد که درس های جنگ سرد را آموخته است. او به وضوح هرگونه مداخله مستقیم آمریکا در اوکراین را رد کرده است. هیچ مدرکی دال بر تغییر ذهن او وجود ندارد.

بنابراین، تا حدودی، فراخوان‌ها برای منطقه پرواز ممنوع، سروصدای خداپسندانه است: یک تقاضای توخالی برای «انجام کاری» در مورد یک جنایت. با این حال، آنها همچنین یک مشکل عمیق را در نحوه تفکر برخی در مناصب رهبری در مورد امور خارجی نشان می دهند.

مناطق پرواز ممنوع به عنوان یک مفهوم نظامی متمایز از مداخله سنتی واقعاً فقط به عنوان نوعی اقدام پلیس معنا می یابد: طراحی شده برای متوقف کردن استفاده از نیروی هوایی، به ویژه علیه غیرنظامیان، به جای تصمیم گیری در مورد درگیری به نفع یک طرف. در عمل، این می تواند یک تمایز بدون تفاوت باشد – عراق یا لیبی را در سال ۲۰۱۱ ببینید، جایی که NFZ ها قبل از عملیات تغییر رژیم بودند – اما این چیزی است که NFZ را از یک جنگ بزرگتر جدا می کند.

وقتی ارتش آمریکا را نوعی نیروی حافظ صلح جهانی در نظر بگیرید که برای جلوگیری از جنایات و سرنگونی مستبدان سرکشی مانند صدام حسین و معمر قذافی استفاده می شود، منطقی است. اما تجاوز امروز توسط یک دیکتاتور منزوی راه اندازی نمی شود: نویسنده آن ولادیمیر پوتین، رهبر روسیه و صاحب ۶۰۰۰ کلاهک هسته ای است.

حتی صحبت از منطقه پرواز ممنوع در اوکراین به معنای وارد کردن اشتباه دسته‌بندی‌ها از یک نوع درگیری آشنا است. در چند دهه گذشته، سؤالات اصلی در مورد استفاده از زور بر تروریست ها و درگیری ها در کشورهای ضعیف مانند لیبی، عراق و سوریه متمرکز شده است. در این شرایط، به راحتی می‌توان ارتش آمریکا را ابزاری برای دفاع از نظم بین‌المللی در برابر تعدادی تهدید سرکش تصور کرد.

تجاوز یک قدرت بزرگ، ایده “نظم جهانی” را زیر سوال می برد. دیگر قوانینی وجود ندارد که تا حد زیادی توسط کشورهای پیشرو جهان پذیرفته شده باشد. حداقل در حال حاضر، ما به زمان درگیری بین قدرتمندترین کشورها بر سر ماهیت این قوانین بازگشته ایم. ما نمی توانیم با روسیه طوری رفتار کنیم که داعش یا قذافی است. واقعیت‌های بی‌رحمانه موازنه نیروهای نظامی، انواع تاکتیک‌ها و استراتژی‌هایی را که می‌توانیم به کار ببریم، تغییر می‌دهد.

تاپ شات-چین-روسیه-سیاست-دیپلوماسی

دیدار ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در ۴ فوریه.
الکسی دروژنین / اسپوتنیک / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ

برای روشن بودن، این بدان معنا نیست که ایالات متحده ناتوان است یا اینکه تنها راه پیش رو این نیست که اوکراینی ها را رها کنیم تا خودشان با روسیه بجنگند. ایالات متحده کارهای زیادی می تواند در پاسخ به تجاوز روسیه انجام دهد. تشدید تحریم‌ها، پر کردن اوکراین با تسلیحات پیشرفته، باز کردن بحث‌ها در مورد افزودن فنلاند و سوئد به ناتو – همه این‌ها گزینه‌های واقعی هستند که می‌توانند هزینه‌هایی را بر کرملین تحمیل کنند و طرح‌های پوتین را در اوکراین و اروپای شرقی ناکام بگذارند.

همچنین مهم است که توجه داشته باشیم که باج‌گیری هسته‌ای به هر دو صورت انجام می‌شود و محدودیت‌های واقعی را برای جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای پوتین ایجاد می‌کند. حتی اگر جنگ او علیه اوکراین موفقیت آمیز باشد – اگر بزرگی – پوتین در مورد تلاش برای تجاوز مشابه به اعضای ناتو در کشورهای شوروی سابق و بلوک شرق دو بار فکر خواهد کرد زیرا انجام این کار احتمالاً باعث دخالت مستقیم متحدان خواهد شد. دلیلی وجود دارد که ایالات متحده در حال حاضر نیروهای بیشتری را در جناح شرقی ناتو مستقر می کند: به پوتین نشان دهد که تعهد غرب به دفاع از آنها جدی است.

اما ابزار ساده مداخله نظامی مستقیم در اوکراین، از طریق منطقه پرواز ممنوع یا موارد دیگر، به دلایل بسیار خوبی از روی میز حذف شده است. در سیاست بین‌الملل، دشمنان قدرتمند به سادگی با دشمنان ضعیف متفاوت هستند – به ویژه دشمنان قدرتمندی که دارای سلاح هسته‌ای هستند.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید