ادامه دهید و از توییتر غمگین و عجیب شوید


در غروب ۱۷ نوامبر، گزارش‌های خبری در توییتر پخش شد مبنی بر اینکه این پلتفرم کارمندان زیادی را از دست داده است که احتمالاً دیگر افرادی را پشت سر خود ندارد تا حیاتی‌ترین سرویس‌هایش را اجرا کنند. برای بزرگداشت این مناسبت – نه بر خلاف ویولن‌های کشتی تایتانیک – خبرنگاران قدیمی فرهنگ اینترنتی، کیتی نوتوپولوس و رایان برودریک میزبانی کردند. فضای عظیم توییتر برای بحث در مورد مرگ این سرویس.

در زمان انتشار، توییتر هنوز متوقف نشده بود، و مشخص نیست که تعطیل شود. با این حال، تغییرات ایجاد شده توسط مالک جدید الون ماسک – هم ساختاری (مانند اخراج هزاران کارمند) و هم فرهنگی (مانند شکستن سیستم تأیید صحت، بازگرداندن کاربران ممنوعه، و بازگرداندن رئیس جمهور سابق دونالد ترامپ) – به این احساس کمک کرده است که چیزی اساساً دچار مشکل شده است. تغییر کرد.

در نقطه ای از بحث، یک سخنران اعتراف کرد که از اینکه به همان اندازه که نسبت به ماسک به خاطر تخریب توییتر عصبانی بود، «شرمنده» است. مفهوم این بود که “سایت پرنده نفرین شده”، همانطور که اغلب به آن گفته می شود، فقط مکانی برای پست های مزخرف و نمایش های اینترنتی بود – نه مکانی که قرار است در مورد آن احساس ویران کنید.

باز هم طبیعت انسان به این شکل کار نمی کند. بله، مردم دوست داشتند از توییتر متنفر باشند، و از دوست داشتن آن متنفر بودند، اما با این وجود، عشق واقعی بود. اینکه به خودمان بگوییم احساس بد در مورد توییتر احمقانه است، انگیزه انسان برای ایجاد پیوندها و ارتباط را نادیده می‌گیرد – کاری که کاربران توییتر سال‌ها صرف انجام آن کردند. ما گونه‌ای هستیم که سطوح ناسالمی از وابستگی‌های عاطفی را به روبات‌ها ایجاد می‌کنیم. آیا واقعاً فکر می‌کردیم که به خاطر تخریب ناگهانی ظاهری یک پلتفرم رسانه اجتماعی که بیش از یک دهه خانه دیجیتال میلیون‌ها نفر بوده است، احساس شکست مطلق نمی‌کنیم؟

ما برای مقابله با فضاهای اینترنتی به عنوان “واقعی” مشکل داریم. ما آنها را کم اهمیت تر از زندگی واقعی می دانیم. اما حقیقت این است که برای بسیاری از افراد، ارتباطاتی که به صورت آنلاین برقرار می کنیم، به همان اندازه برای ما مهم هستند که به صورت آفلاین برقرار می کنیم. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۷ نشان داد که دوستی‌های آنلاین می‌توانند احساس همراهی را تقویت کنند، در حالی که یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ درباره احساسات دیجیتال (البته توسط تیم بازاریابی توییتر انجام شد) نشان داد که خواندن، توییت کردن، و تعامل با فید توییتر می‌تواند به طور چشمگیری تعامل عاطفی شما را افزایش دهد. و این خیلی قبل از همه‌گیری بود که بسیاری از باارزش‌ترین روابط ما را به صفحه نمایش و پیام‌های مجازی منتقل کرد و اهمیت توییتر را برای افراد بیشتری نسبت به مدتی که داشت انجام داد.

حتی صرفاً از نظر محتوای آن، از دست دادن توییتر به عنوان یک آرشیو، قابل تامل است. جک دورسی این سایت را در سال ۲۰۰۶ تأسیس کرد، بنابراین ۱۶ سال است که ۲۰۰ میلیون کاربر توئیت، هشتگ، گیف، میم، ویدیو، هنر، داستان، پیام الکترونیکی، چت گروهی، موضوع، مناظره، زیرتوییت، توییت نقل قول، و تمام مطالب دیگری که کتابخانه کنگره به طور خلاصه ارزش حفظ آنها را دارد. این حتی به چیزهای ناملموس هم دست نمی‌دهد – ارتباطات انسانی بی‌شمار ایجاد شده، شبکه‌های حرفه‌ای پرورش‌یافته، لحظات بی‌شمار شادی و طنز و تراژدی تجربه شده جمعی. از زندگی، که در زمان واقعی، برای سال ها روایت می شود، همانطور که برای هر یک از ما اتفاق افتاده است.

با این حال، از آنجایی که فرهنگ اینترنتی غرق در کنایه است، بسیار آنلاین ترین ما به شدت مشروط شده ایم تا احساسات صادقانه خود را در مورد جامعه اینترنتی با طعنه و تحقیر ابراز کنیم. از این گذشته، همانطور که برودریک در پست کالبدشکافی توییتر خود خاطرنشان کرد، “فضاهای آنلاینی که ما بر روی آنها وقت می گذرانیم برای ما مهم هستند، اما همچنین پر از گاو نرهای گاو نر هستند.” شاید، او استدلال کرد که بیان مناسب غم و اندوه یک متن متناقض است: “این دوره از توییتر به پایان رسیده است و ناراحتی از این بابت خوب است، اما همچنین خوب است که احساس احمقانه ای داشته باشید که از این موضوع ناراحت می شوید.”

احساس احمقانه از این که احساس می کنید هر چیزی به طور پیش فرض پیش فرض است، به خصوص در اینترنت. در عصر فرهنگ متزلزل، صداقت بیش از حد در مورد چیزی به معنای تمسخر و تمسخر است. احساسات صمیمانه را باید در کناری نگاه کرد، به خصوص اگر در مورد هر چیزی باشد که آنلاین اتفاق می افتد. این ممکن است به این معنی باشد که برای مثال، جفت احساسات توییتر خود را با یک سلب مسئولیت در مورد اینکه چگونه بالا بودید، یا مشاهده کردن توییتر “فقط یک سایت جهنمی نبود، یک خانه جهنمی بود.”

این همه قابل درک است. پس از همه، آن را با بیش از کمی عطف می آید طنز چوبه دار. اما این کنایه همچنین می‌تواند منجر به حس غم و اندوه بی‌حقوقی شود – یک اصطلاح روان‌شناختی برای زمانی که شما یک فقدان واقعی را متحمل شده‌اید که جامعه آن را به عنوان فقدان واقعی تشخیص نمی‌دهد. مراحل غم و اندوه واقعی و سوگواری باقی می ماند، اما بدون این اطمینان که از ابتدا باید غمگین باشید.

و با این حال، اگر هر فضای اینترنتی شایسته احترام خالصانه ما باشد، آن توییتر است که بیش از هر پلتفرم رسانه اجتماعی دیگری شبیه یک میدان عمومی “واقعی” عمل کرده است. این همان پلتفرمی است که هشتگ را با تمام کاربردهای بی‌نهایت و اغلب شگفت‌انگیزش به وجود آورد. به ظهور جنبش‌های اجتماعی بی‌شماری، از مقاومت #بهار عربی گرفته تا #BlackLivesMatter تا #MeToo کمک کرده است. همه آنها خوب نبوده اند – به Gamergate، Pizzagate، QAnon و همکاران مراجعه کنید – اما همه آنها به صراحت اهمیت داشته اند. توییتر با اختلاط افراد مشهور، حرفه‌ای‌های تایید شده، سیاستمداران، روزنامه‌نگاران، ترول‌ها، ربات‌ها، هنجارها، آلت‌ها، افراط‌گرایان و هر چیزی در این میان، جایی بود که هوی پولوی‌ها با چک‌های آبی نان را شکستند. این به ما استن های کی پاپ داد که با هشتگ های خود نژادپرستان را ترول می کردند. شفافیت و توانایی شبکه‌سازی آن به جامعه سیاه‌پوست توییتر حضور عمومی عمیقی بخشید، یک برجستگی فرهنگی که حتی Vine (هدیه دیگری که مدیون توییتر هستیم) نمی‌توانست آن را به ارمغان بیاورد. به ما نرخ کافه و سگ و کتاب الکترونیکی اسب و بیضه و مته دوست پسر عموی نیکی میناژ داد.

هیچ چیز مانند توییتر وجود ندارد و هرگز دوباره وجود نخواهد داشت.

به همین دلیل است که دانستن اینکه با چه چیزی جایگزین شود، در صورت امکان، دشوار است. بسیاری از ما که برای چند دهه در اینترنت بوده‌ایم، شاهد انفجار چندین سایت بوده‌ایم که در یک نقطه به نظر می‌رسید همیشه قرار است در اطراف باشند. (AOL، Myspace، LiveJournal، Vine، Flickr، هر چیزی که یاهو تا به حال لمس کرده است، لیست ادامه دارد.)

با این حال، هیچ چیز در اینترنت دائمی نیست، حتی وب‌سایت‌هایی که به ساختمان‌های قدیمی قدیمی نزدیک‌تر هستند. با تکیه بر این فرض ناپایداری، کارشناسان جامعه، از جمله دانشگاهیان که مهاجرت‌های جامعه را از طریق پلتفرم‌های اینترنتی مطالعه می‌کنند، استدلال می‌کنند که بهترین راه برای اطمینان از ثبات این است که سرورهای خود را داشته باشید و چندین نسخه پشتیبان تهیه کنید و بپذیرید که محیط اینترنت شما یک زیستگاه شکننده است. و نه فقط یک دسته از وب سایت ها. هنگامی که بخشی از زیستگاه شما نابود می شود، برای بازیابی باید به کل اکوسیستم تکیه کنید و ممکن است مدتی طول بکشد. اما حتی به عنوان یک اینترنت با تجربه قدیمی، من با این فکر که چه چیزی می تواند یک جایگزین موثر توییتر باشد، دچار مشکل شده ام. «میدان عمومی» توییتر در دورانی که آزار و اذیت افزایش یافته است، اما اعتدال همیشه در کنار آن رشد نکرده است، جذابیت کمتری دارد و بنابراین کاربران نیز به طور فزاینده ای به فضاهای نیمه خصوصی مانند Discord و تلگرام، چت های گروهی خصوصی و وی چت عقب نشینی کرده اند.

این فضاهای پوشیده شده یافتن دوستان در پلتفرم ها و علایق را سخت تر می کند. بدون شفافیت و قابلیت جستجوی توییتر، برخورد با افرادی که بخش متقاطعی از علایق شما را دارند یا غوطه ور شدن در علایق بسیار خاص شما دشوارتر خواهد بود: به عنوان مثال، دوستی اجباری با هر کسی که دوستش هم دارد. انقباض پای جیمز مک کارتل در طول مونولوگ “دموکراسی در آمریکا” از فرشتگان در آمریکا، شما را به ایجاد یک گفتگوی گروهی پر سر و صدای متشکل از افراد همفکر با پاها سوق می دهد، نه اینکه من از روی تجربه صحبت کنم.

همه مایل به تعامل پایدار و صمیمی با غریبه ها نیستند، اما حتی در میان دوستان، جایگزینی توییتر آسان نخواهد بود. بدترین چیز در مورد تخریب ماسک از توییتر این است که اگر واقعاً فرو بریزد، کل جوامع ریشه کن و آواره خواهند شد. خرده فرهنگ‌هایی مانند هواداران، جوامع ناهنجار، کارگران و مربیان جنسی، و فضاهای عجیب و غریب و ترنس، به شدت به آزادی نام مستعار در توییتر متکی هستند. اما با توجه به دشواری تلاش برای همگرایی در یک پلتفرم جایگزین مورد توافق، اتحاد مجدد با همه دوستان مستعار خود را در پلتفرم‌ها سخت‌تر می‌کند. برای گروه‌هایی که در میان موانع زبان جمع می‌شوند، از دست دادن دکمه آسان «ترجمه توییت» توییتر به معنای جدایی بیشتر از افرادی است که علایق مشترک شما را دارند، اگر زبان مادری شما نباشد.

بنابراین، بله، دلیلی برای عزاداری وجود دارد. واقعیت این است که زمان سختی است: حتی اگر توییتر سقوط نکند، در حال تغییر است و احتمالاً دوستان، محتوا و توانایی بازیابی خاطرات را از دست خواهید داد. غمگین بودن اشکالی ندارد. حتی بد نیست که عصبانی و ویران باشیم – هم برای چیزی که از دست می دهیم و هم برای این واقعیت که حتی برای شروع باید آن را از دست می دادیم. به هر حال، ما، کاربران نهایی که این کیسه غم و اندوه عجیب و حتی گناه عجیب‌تر را در دست گرفته‌ایم، کسانی نیستیم که تا به حال توییتر را رد کرده‌ایم یا آن را تخفیف داده‌ایم. ما دقیقاً آنجا بودیم – ما هنوز آنجا هستیم – برنامه پرنده بدبخت را تا آخر بررسی می‌کردیم.

اگر فضاهایی مانند توییتر که این همه شادی و ناامیدی و تکه‌هایی از انسانیت را به ما داده است، باید در اینترنت به چه چیز دیگری ارزش دهیم؟ چه چیز دیگری حتی در چشم انداز دیجیتال اهمیت دارد، اگر برای یکپارچگی و اهمیت دور هم جمع شدن افراد مبارزه نکنید، حتی در پلتفرم هایی که خراب هستند و به دکمه ویرایش مانند این نیاز دارند؟

ضرر واقعی این نیست که شما ساعت های زیادی از زندگی خود را صرف پیمایش این برنامه پرنده جهنمی به جای دست زدن به چمن کرده اید.

این است که افرادی که آن را تخریب کردند، آن را به هیچ وجه یک ضرر تلقی نمی کنند.



دیدگاهتان را بنویسید