بررسی جمله: لوئیز اردریچ می پرسد که ما به مردگان چه بدهکاریم؟


باشگاه کتاب Vox در حال پیوند است Bookshop.org حمایت از کتابفروشان داخلی و مستقل.

لوئیز اردریچ جمله، انتخاب باشگاه کتاب Vox برای ماه فوریه، رمانی است درباره نحوه رفتار ما با مردگانمان.

این در مورد خیلی چیزهای دیگر نیز هست: همه گیری، و بومی بودن در آمریکا، و وضعیت سرطان، و شاید به خصوص کتاب. اما چیزی که بیشتر از همه نظر من را جلب می کند جملهدر اینجا، در حالی که برای ورود به سومین سال همه‌گیری کووید-۱۹، در محاصره از دست دادن، آماده می‌شویم، این است که چقدر زمان به این سؤال اختصاص می‌دهد که ما چه چیزی را به مردگان بدهکاریم، و آیا در ارائه آن شکست خورده‌ایم.

برای قهرمان داستان ما توکی، هتک حرمت به بدن گناه اصلی اوست. او مرده‌ای را در برزنت می‌پیچد، آرواره‌اش را با روسری ابریشمی می‌بندد، و او را در یک کامیون فریزر می‌چسباند تا او را از معشوقش بدزدد، همه اینها به دستور دلدادگی‌اش. این صحنه به طرز جالبی شبیه به یک فیلم دزدی توسط ادوارد گوری است، اما وزن زیادی دارد. دوست داشتن توکی او را به راه انداخت: او نمی خواست توکی بدنی را از روی احساسات خالص بدزدد، بلکه به عنوان راهی برای قاچاق مواد مخدر از طریق خطوط دولتی بود. توکی این را نمی دانست، اما وقتی دستگیر شد هنوز به ۶۰ سال زندان محکوم شده است. و بعداً، هنگامی که او توسط یک روح تسخیر شده است، او مشکوک است که ممکن است به دلیل کاری که قبلا انجام داده است، آن را به وجود بیاورد.

به هر حال، توکی از شوهرش می‌پرسد که آیا یک روح نمی‌خواهد به «کسانی مثل من» سر بزند؟ … افرادی که به مردگان بی احترامی می کنند.

با این حال، توکی تنها کسی نیست که حق مردگان را در این کتاب تقدیم نمی کند. همانطور که اردریچ سریعاً توضیح می دهد، در آمریکا، به طور سنتی استان سفیدپوستان است. پس از تخفیف مجازات توکی و یافتن شغلی در یک کتابفروشی متخصص در ادبیات بومی، متوجه می شود که سفیدپوستان مدام به سمت او و همکارانش هجوم می آورند تا داستان زمانی را که یک اسکلت هندی را در سرزمین خود پیدا کردند را برای آنها تعریف کنند. و آن را زیر تخت خود نگه داشتند. یکی از همکاران توکی که یک مورخ است، داستان های پزشکان سفیدپوست قرن نوزدهمی را برای او تعریف می کند که قبرهای سرخپوستان را سرقت کردند.

این مورخ می‌گوید: «فکر کنید که سفیدپوستان چگونه بر این باورند که خانه‌ها یا حیاط‌ها یا مناظر دیدنی‌شان توسط سرخپوستان تسخیر شده است، در حالی که واقعاً برعکس است». ما توسط شهرک نشینان و فرزندان آنها تسخیر شده ایم.

چیزهای فراموش نشدنی در زندگی توکی در شخصیت فلورا که در زمان زندگی یکی از آزاردهنده ترین مشتریان کتابفروشی توکی بود، به معنای واقعی کلمه تبدیل می شود. توکی از فلورا به‌عنوان یک «متعلق به همه چیزهای بومی» یا «بی‌سرپرست بسیار پیگیر» یاد می‌کند. او یک زن سفیدپوست است که به فرهنگ بومی پایبند است و به گونه‌های مختلف ادعا می‌کند که در زندگی قبلی یک سرخپوست بوده یا میراثی بومی داشته که خانواده‌اش آن را پنهان کرده‌اند. به طرز آزاردهنده‌ای، فلورا همچنین کارهای خوبی برای جامعه بومی مینیاپولیس انجام می‌دهد – جمع‌آوری کمک مالی، کار داوطلبانه، پرورش نوجوانان بومی فراری – بنابراین توکی احساس می‌کند که مجبور است او را برای دسترسی بیش از حد خود فرا نخواند.

اما در مرگ، مانند زندگی، فلور هرگز نمی داند چه زمانی باید عقب نشینی کند. پس از اینکه او به طور مرموزی مرده در تختش پیدا شد، روایت هندی دزدیده شده قرن ۱۹ در کنار او پخش شد، روح او در کتابفروشی توکی ظاهر می شود، تمام پیراهن های ابریشمی و بسیاری از دستبندهایش پشت شانه توکی خش خش می کنند، درست دور از چشم. و وقتی همه‌گیری در آمریکا فرود می‌آید و کتابفروشی مجبور می‌شود خود را به یک تجارت پستی تبدیل کند، حضور فلور بسیار پافشاری‌تر و حتی بدخواهانه‌تر می‌شود. او حاضر نیست نادیده گرفته شود.

با این حال، آنچه در مورد این خط داستانی شگفت‌انگیزتر و دوست‌داشتنی‌تر است این است که وضوح آن چقدر شیرین است. (این اخطار اسپویلر شماست.) آنچه برای خلاص شدن از شر فلور لازم است، در پایان، جن گیری یا هر چیز خصمانه نیست. تصدیق است فلورا را باید با این واقعیت روبرو کرد که اجدادش در نسل کشی و استثمار و شکنجه شریک بودند، که او نه بیگناه است و نه پنهانی تحت ستم قرار گرفته است، حتی اگر شوک این تبدیل شدن او را کشت. و توکی باید با کارهای خوبی که فلور انجام داده رودررو شود، باید از او برای نجات جان توکی تشکر کرد.

به نظر می رسد که در پایان، ما در این کتاب به مردگان مدیونیم: اعتراف به گناهان و فضایل آنها، احترام به بدن آنها، و آزادی روح آنها برای رفتن در آرامش.

نظرات خود را در مورد جمله در بخش نظرات زیر، و حتماً برای رویداد گفتگوی زنده آتی ما با لوئیز اردریچ پاسخ دهید. در عین حال، مشترک شدن در خبرنامه باشگاه کتاب وکس تا مطمئن شوید چیزی را از دست ندهید

سوالات بحث

  1. به نظر شما ما به مرده ها چه بدهکاریم؟
  2. اردریچ در این کتاب نقشی کوتاه می کند! او صاحب فروشگاهی است که توکی در آن کار می کند، که شباهت زیادی به کتابفروشی واقعی اردریچ، Birchbark Books دارد. ظاهر او در اینجا چگونه به شما توجه می کند؟
  3. ما در میانه موج اول رمان های همه گیر هستیم که با گذشت زمان احتمال بیشتری وجود دارد. در مورد این یکی چه احساسی دارید؟
  4. جمله به شدت بین آهنگ های احساسی منحرف می شود. دزدی جسد باجی توسط توکی بسیار دیوانه کننده و سرگرم کننده است، و سپس روزهای اولیه او در کتابفروشی آرام و محدود و تکه ای از زندگی است. زمانی که اردریچ به همه‌گیری و اعتراضات به قتل جورج فلوید مبتلا می‌شود، او در حال نوشتن چیزی نزدیک به داستان‌های غیرداستانی است. برای من، تغییر تن به دلیل سبکی لمس Erdrich کار می کند. چی فکر کردی؟
  5. ما عاشق کتابی هستیم که با برنامه درسی خودش همراه باشد. آیا هیچ یک از کتاب های توصیه شده در پایان را خوانده اید؟ چی فکر کردی؟
  6. چه چیزی در لیست پخش ghostbusting شخصی شما وجود دارد؟

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر

دیدگاهتان را بنویسید