بررسی متقاعدسازی: فیلم نتفلیکس یک فاجعه مطلق است


اغراق کردن از بد بودن نتفلیکس سخت است اقناع است، و از چند جهت.

به عنوان تقلیدی از موفقیت نتفلیکس بریجرتون، اقناع یک کپی کم رنگ است در حالی که آن را برای آب نبات پوشش داده شده پاستیچ Regency که بریجرتون مد روز است، آنقدر به خوبی متقاعد شده است که نمی تواند از مزاحمتی که ایجاد می کند لذت ببرد. بریجرتون خیلی راضی کننده میمونه بریجرتوننابهنگاری‌های گستاخانه (“یک ۵ در لندن یک ۱۰ در حمام است!”) به گونه‌ای که گویی مخاطبانش باید آنها را مکاشفه‌ای بدانند نه شوخی‌های ضعیفی که تا به حال بیش از آن خسته شده‌اند.

به عنوان ویترینی برای داکوتا جانسون، این یک ناامیدی است. حضور آسان جانسون در پرده، عامل نجات بسیاری از فیلم های بد قبل از این فیلم بوده است، اما در نقش اصلی آن الیوت، او هیچ کاری برای کم رنگ شدن انجام نمی دهد. اقناع همانطور که بر روی آونگ عاطفی خود از حالتی کسل کننده به کسل کننده می چرخد. در عوض، او با بهترین جیم خود به دوربین چشمک می زند.دفتر پوزخندی بزن، انگار می‌خواهد بگوید: «آیا همه موافق نیستیم که این جذاب است؟» ما نیستیم

به عنوان اقتباسی از جین آستن اقناع، این یک فاجعه است. در جایی که فیلم اصلی آستن از نظر محدودیت ویرانگر است، این فیلم از نظر طنز گسترده، در احساسات کم عمق و در شخصیت پردازی با مشت است. به‌طور نابخشودنی، یکی از رمانتیک‌ترین لحظات آستن را به هم می‌ریزد و صحنه نمادین نامه‌نویسی را زیر پا می‌گذارد تا جایی که تمام منطق درونی و همراه با آن، تمام قدرت احساسی را از دست می‌دهد.

به تنهایی، صرفاً به عنوان یک فیلم، اقناع به سادگی بد است خسته کننده است. این رمانتیک نیست. خنده دار نیست. غمگین نیست. به نظر می رسد هیچ دلیلی برای وجود ندارد – و دلیلی که در نهایت ارائه می کند، رک و پوست کنده به همه افراد درگیر توهین آمیز است.

اقناعبه کارگردانی کری کرکنل و با فیلمنامه ای از ران باس و آلیس ویکتوریا وینسلو، به آرامی پیرنگ داستان اصلی آستن را دنبال می کند. آن الیوت – ثروتمند، زیبا و جذاب – زمانی دیوانه وار عاشق دریانورد جوان بی پول فردریک ونتورث بود. آنها برای ازدواج نامزد کرده بودند. اما دوستان و بستگان آن او را متقاعد کردند که او نباید در ۱۹ سالگی خود را به خاطر مردی که پولی ندارد و چشم‌انداز کمی دارد، دور بیندازد و بنابراین او قلب ونت‌ورث را شکست.

وقتی هم رمان و هم فیلم باز می شوند، هشت سال بعد است. آن هرگز بر ونت ورث غلبه نکرده است، اما او اکنون یک مرد بدجنس است و از وقف زندگی خود برای مراقبت از خواهران و فرزندان خواهرش استعفا داده است. در همین حال ونتورث در نیروی دریایی کاپیتان شده است. او اکنون ثروتمند و قابل احترام است و در جستجوی همسری برای خود است و همچنان از آن خشمگین است که به این دلیل رابطه آنها را به همان شکلی که او انجام داد به پایان رساند. و شرایط توطئه کردند تا او را مهمان خانه خواهرش کنند در حالی که آن نیز در آنجا اقامت دارد.

آن آستین به این شرایط واکنش نشان می دهد، همان گونه که به بیشتر چیزها واکنش نشان می دهد: ظاهراً تا حد امکان آرام و خونسرد باقی می ماند، در حالی که در درون شکنجه می شود. تنش بین فشارهای اجتماعی که آن مجبور به عبور از آن است و درد عاطفی عمیق او بخشی از چیزی است که آستن را به پیش می برد. اقناع به جلو، چه چیزی خواندن آن را بسیار دلخراش می کند.

این نوع شکاف داخلی مسلماً دراماتیک کردن بر روی صفحه نمایش دشوار است. راه حلی که کراکنل و همکارانش ابداع کرده اند مسلماً راه حلی بدیع است: آنها کاملاً از شر آن خلاص شدند.

در نتفلیکس اقناعآن، رفتار قهرمان یک رام کام متوسط ​​دهه ۹۰ را به خود می گیرد، در وان حمام گریه می کند، به مقدار زیادی شراب قرمز می گرید، در حالی که به طور تصادفی روی سرش سس می ریزد، گریه می کند. وقتی گریه نمی‌کند، یا در حال دزدی به دوربین در مورد ناتوانی‌های بستگانش است یا در موقعیت‌های اجتماعی ناخوشایند حرف‌های غیرمعمول را به زبان می‌آورد. او به یکی از مهمانان می گوید: “گاهی اوقات خواب می بینم که اختاپوس صورتم را می مکد.”

در همین حال، ونت ورث، جذابیت جلا یافته و انرژی جذاب همتای کتاب خود را از دست داده است. همانطور که توسط Cosmo Jarvis بازی می شود، Wentworth خجالتی، متفکر و مبهم است. یک سایبورگ دارسی بدون خاصیت. او خوب نگاه می کند، اما هیچ مدرکی از چیزی پشت آن نیست.

زمانی که هنری گلدینگ برای ایفای نقش آقای الیوت، پسر عموی آن و رقیب ونتورث برای قلب او، به فیلم می رسد. گلدینگ در حالت شرور خالص سبیل چرخان است (اگرچه به طور غیرقابل پاسخگویی، کراکنل خط داستانی که در آن آقای الیوت در واقع یک شرور است را حذف کرده است). حضور او انرژی مثبتی را به جلسات می افزاید.

انرژی به طور کلی در اینجا کم است، واقعیتی که به نظر می رسد فیلم کاملاً از آن بی اطلاع است. اقناع با این فرض ظاهری ادامه می‌دهد که تمام نابهنگاری‌های مد روز آن آستن پیر بداخلاق را به جان می‌اندازد. جایی که آستن با حس کنایه و پارادوکس اجتماعی خود نوشت: «حالا آنها غریبه بودند. نه، بدتر از غریبه ها، زیرا آنها هرگز نمی توانند با هم آشنا شوند. این یک بیگانگی همیشگی بود. نه بدتر از غریبه ها ما سابقیم.» سپس دوربین عقب می‌کشد تا به شما اجازه دهد نتیجه را بررسی کنید، گویی این فیلم به شما خدمت کرده است اقناع در قرن ۲۱ معنا پیدا می کند، به همان شکلی که بی خبر ساخته شده است اما در قرن ۲۰ معنا پیدا کند.

اما موضوع این است که آستن است اقناع در قرن ۲۱ منطقی است. (بنابراین، این کار را انجام می دهد اما، واقعیتی که بی خبر کاملاً آگاه بود.) مطمئناً، کدهای اجتماعی که آن الیوت را مصمم به سرپوش گذاشتن بر دل شکستگی خود کرده بود، تغییر کرده است. اما احساسات موجود در هسته رمان – تنهایی، اشتیاق، ناامیدی – با قدرت در زمان حال نفوذ می کنند.

سازگار بودن اما به بی خبر کار کرد زیرا انتقال آداب Regency به دبیرستان SoCal دهه ۹۰ بازیگوش و شوخ بود. بی خبر توضیح نمی داد اما برای مخاطبی که آنقدر احمق است که نمی تواند آن را دریافت کند. داشت با مخاطبش خوش می گذشت.

اقناعتلاش او برای انتقال آداب و رسوم مدرن به Regency England فقط ناشیانه و تحقیرآمیز است. به نظر می رسد که فیلم فکر می کند شما آنقدر احمق هستید که نمی توانید به تنهایی جین آستن را درک کنید، بنابراین به جای تلاش برای جان بخشیدن به کار او، تصمیم گرفته شده است که خلاصه ای از آن را با قاشق به شما بدهد.

در یک لحظه پاک نشدنی آستن اقناعونت ورث به آن می گوید: “من نیمه عذاب دارم، نیمی امید.” نتفلیکس اقناع همه عذاب است

دیدگاهتان را بنویسید