تیراندازی های دسته جمعی معمولا منجر به قوانین ضعیف تر اسلحه می شود، نه قوانین قوی تر


بلافاصله پس از تیراندازی گسترده در راب ابتدایی در Uvalde، تگزاس، دادستان کل جمهوریخواه ایالت، کن پکستون، استدلال کرد که بهترین راه برای جلوگیری از تکرار چنین وحشتناکی مسلح کردن کارکنان مدرسه بود.

ما نمی‌توانیم افراد بد را از انجام کارهای بد باز داریم. ما به طور بالقوه می‌توانیم معلمان و سایر مدیران را برای پاسخگویی سریع مسلح و آماده و آموزش دهیم.» او در فاکس نیوز گفت.

این واقعیت که راب یک افسر امنیتی مدرسه مسلح داشت به نظر نمی رسید که پکستون را متوقف کند (پلیس پاسخ های متناقضی در مورد اینکه آیا این افسر با تیرانداز مبادله کرده است یا خیر) داده است. همچنین این واقعیت که آنچه او توصیف می کند طبق قانون تگزاس مجاز است: لایحه ای در سال ۲۰۱۳ که به عنوان پاسخی مستقیم به تیراندازی دسته جمعی در سال ۲۰۱۲ در مدرسه ابتدایی سندی هوک در کانکتیکات تصویب شد، به کارکنان آموزش دیده مدارس تگزاس اجازه حمل مخفیانه اسلحه را داد. ایالت این سیاست را در سال ۲۰۱۸ در پاسخ به تیراندازی دسته جمعی در دبیرستانی در سانتافه تگزاس گسترش داد.

تحقیقات اخیر نشان می دهد که این واکنش به ظاهر انحرافی – استفاده از تیراندازی دسته جمعی به عنوان توجیهی برای شل شدن قوانین اسلحه و درخواست بیشتر اسلحه – در واقع یک هنجار در ایالات متحده است. یک مطالعه، منتشر شده در مجله اقتصاد عمومی در سال ۲۰۲۰، واکنش‌های سیاستی قانونگذاران ایالتی را در پی تیراندازی‌های دسته جمعی بررسی کرد – و متوجه شد که آنها به شدت به سمت مقررات ضعیف متمایل شده‌اند.

نویسندگان می نویسند: «در ایالت هایی با مجلس قانونگذاری تحت کنترل جمهوری خواهان، تیراندازی دسته جمعی تقریباً تعداد قوانین وضع شده را دو برابر می کند که محدودیت های اسلحه را در سال بعد از حادثه کاهش می دهد. ما هیچ اثر قابل توجهی از تیراندازی های دسته جمعی بر قوانین وضع شده در زمانی که مجلس قانونگذاری تحت کنترل دموکرات ها وجود دارد، نمی یابیم. ما همچنین هیچ اثر قابل توجهی از تیراندازی های دسته جمعی بر تعداد قوانین وضع شده ای که محدودیت های حمل سلاح را تشدید می کند، نمی یابیم.

تحقیقات کریستین گاس، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه دوک، به توضیح اینکه چرا این اتفاق می افتد کمک می کند. گاس در دو نشریه اخیر، فعالیت های سیاسی شهروندان و فعالان حقوق اسلحه را با کسانی که طرفدار مقررات اسلحه هستند مقایسه می کند. او شواهد محکمی پیدا می‌کند که نشان می‌دهد شهروندان طرفدار حقوق اسلحه پیوسته بیشتر درگیر فرآیند سیاسی هستند، چه پس از تیراندازی‌های دسته جمعی و چه در موارد دیگر (اگرچه شکاف کمتر شده است).

گاس می نویسد: «سطوح مختلف بسیج نشان دهنده ظرفیت متفاوت گروه ها در هر طرف برای انجام بسیج است. “با این اقدامات، طرف حقوق اسلحه از یک مزیت قوی برخوردار است.”

روی هم رفته، علوم سیاسی در مورد سیاست اسلحه پس از تیراندازی های دسته جمعی تصویری تلخ از آینده آمریکا پس از Uvalde ترسیم می کند.

اگرچه نظرسنجی ها حمایت عمومی قوی از سیاست های کنترل اسلحه تقویت شده مانند بررسی پیشینه را نشان می دهد، محتمل ترین نتیجه هیچ نوع پیشرفتی در این مسائل نیست. در عوض، اعتقادات قوی و سازماندهی برتر شهروندان طرفدار اسلحه – همراه با یک سیستم سیاسی که از نظر ساختاری به نفع جمهوری‌خواهان مغرضانه است – برعکس را محتمل‌تر می‌سازد: آینده‌ای که در آن تلاش‌های شدید یک اقلیت رادیکال طرفدار اسلحه همچنان به گسترش نظام ادامه می‌دهد. در دسترس بودن سلاح گرم و حضور آنها در زندگی روزمره آمریکایی.

تیراندازی های دسته جمعی اخیر قوانین اسلحه آمریکا را ضعیف تر کرده است، نه سخت گیرانه تر

در مجله اقتصاد عمومی مقاله، مایکل لوکا از هاروارد و دیپاک مالهوترا، به همراه کریستوفر پولیکوین از دانشگاه UCLA، تمام قوانین مربوط به اسلحه را که بین سال‌های ۱۹۸۹ و ۲۰۱۴ تصویب شده است، بررسی می‌کنند و آنچه را که در سال بعد از تیراندازی‌های جمعی اتفاق می‌افتد با جلسات قانون‌گذاری «عادی‌تر» مقایسه می‌کنند.

اولین یافته آنها این است که تیراندازی های دسته جمعی در واقع تلاش های قانونی برای تغییر قوانین اسلحه را تقویت می کند – و هر چه تیراندازی دسته جمعی بدتر باشد، به احتمال زیاد باعث تحریک قانون می شود.

“[A] تیراندازی دسته جمعی منجر به افزایش ۱۵ درصدی قبض های اسلحه گرم معرفی شده است. برای یک ایالت متوسط، این معادل ۲.۴ اسلحه اضافی است که در سال پس از یک تیراندازی جمعی معرفی شد. “به طور متوسط، هر مرگ اضافی در تیراندازی دسته جمعی منجر به افزایش ۲.۳ درصدی تعداد اسلحه های ارائه شده می شود.”

چیپ روی، نماینده تگزاس، در کنار اعضای گروه متمم دوم در یک کنفرانس مطبوعاتی در خارج از ساختمان کنگره ایالات متحده در ۸ مارس صحبت می کند تا در مورد حمایت آنها از “قانون بدون حقوق ثبت” صحبت کند، که در صورت تصویب، پیگیری مالکیت اسلحه غیرقانونی می شود.
آنا پولساز/گتی ایماژ

وقتی این اعداد را بر اساس حزب تقسیم کنید، نتایج قابل توجه است. قانون‌گذاران جمهوری‌خواه در سال‌هایی که تیراندازی دسته‌جمعی در آن ایالت رخ می‌دهد، تقریباً ۵۰ درصد بیشتر از سال‌های دیگر ارائه می‌کنند. به نظر می‌رسد قانون‌گذاران دموکرات ۱۱ درصد لوایح بیشتری را معرفی می‌کنند، اما نویسندگان خاطرنشان می‌کنند که این یافته چندان قابل توجه نبود.

وقتی به لوایحی که در واقع تبدیل به قانون می شوند، تفاوت چشمگیرتر می شود.

“[A] تیراندازی دسته جمعی در سال گذشته تعداد قوانین تصویب شده را افزایش می دهد که محدودیت های اسلحه را تا حدود ۱۲۰ درصد در ایالت های دارای مجلس قانونگذاری تحت کنترل جمهوری خواهان کاهش می دهد. هنگامی که مجلس قانونگذاری تحت کنترل دموکرات ها وجود دارد، تیراندازی های دسته جمعی منجر به کاهش آماری ناچیز در قوانینی می شود که کنترل اسلحه را کاهش می دهد.

نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که افزایش کلی فعالیت قانون‌گذاری نتیجه افزایش پوشش رسانه‌ای اسلحه پس از تیراندازی‌های دسته‌جمعی است. با این حال، این به خودی خود نمی تواند عدم تقارن حزبی در فعالیت قانونگذاری را توضیح دهد – که آنها پیشنهاد می کنند، اما تلاشی برای اثبات آن ندارند، نتیجه مشارکت بیشتر طرفداران حقوق اسلحه در روند سیاسی است.

نویسندگان نظریه می‌دهند: «حامیان حقوق اسلحه بیشتر از طریق نوشتن نامه یا اهدای پول از موقعیت‌های خود دفاع می‌کنند) و سازماندهی بهتری نسبت به شهروندانی که طرفدار کنترل اسلحه هستند، هستند.

اما آیا این همان چیزی است که واقعاً در پی یک تراژدی اتفاق می افتد؟

شهروندان طرفدار حقوق اسلحه واقعاً بیشتر از مخالفان خود درگیر هستند

گاس، دانشمند علوم سیاسی دوک، این پدیده را در یک جفت مقاله اخیر بررسی می کند.

در مقاله ای در سال ۲۰۱۷، او مجموعه ای از موضوعات مرتبط با جنسیت و دیدگاه های سیاسی در مورد اسلحه را مطالعه می کند. به طور کلی، او متوجه می شود که هم حزبی بودن و هم جنسیت اهمیت دارد: دموکرات ها به طور مداوم بیشتر از جمهوری خواهان طرفدار قوانین اسلحه هستند، اما زنان در هر دو حزب بیشتر از هم حزبی های مرد خود از کنترل سلاح حمایت می کنند.

برای اینکه ببیند این شکاف ها در عمل چگونه عمل می کنند، گاس به بررسی فعالیت های سیاسی در پی تیراندازی در سندی هوک در سال ۲۰۱۲ می پردازد و به طور خاص به سه نظرسنجی انجام شده در یک دوره شش ماهه پیرامون این حمله نگاه می کند. این نظرسنجی ارزیابی کرد که آیا پاسخ دهندگان «با یک مقام دولتی تماس گرفته اند تا نظر خود را در مورد سیاست اسلحه بیان کنند. کمک مالی به سازمانی که در مورد سیاست اسلحه موضع می گیرد. نظر خود را در مورد سیاست اسلحه با استفاده از فیس بوک، توییتر یا شبکه های اجتماعی دیگر بیان کردند. یا طوماری در مورد سیاست اسلحه امضا کرد.»

چیزی که او پیدا کرد قابل توجه بود: مردان حامی حقوق اسلحه به احتمال زیاد در ماه‌های بعد از سندی هوک درگیر فعالیت‌های سیاسی بودند.

تجمع حامیان حقوق اسلحه در ساختمان کنگره ایالت کانکتیکات در هارتفورد در سال ۲۰۱۳. این تظاهرات با نام “تفنگ اسلحه در سراسر آمریکا” در ساختمان های کنگره ایالتی در سراسر کشور برگزار شد تا نگرانی ها را در مورد قوانین جدید احتمالی اسلحه که می تواند بر حقوق صاحبان سلاح در کشور تاثیر بگذارد، افزایش دهد. پس از تیراندازی سال ۲۰۱۲ در مدرسه سندی هوک در نیوتاون، کانکتیکات.
جسیکا هیل/AP

این مردان بیشتر درگیر هر اقدامی بودند به جز ابراز عقیده در رسانه های اجتماعی، جایی که زنان طرفدار حقوق اسلحه (کمی) فعال تر بودند. حامیان کنترل اسلحه به طور مداوم عقب مانده بودند، گاهی اوقات با حواشی زیادی: برای مثال، مردان طرفدار حقوق اسلحه تقریباً پنج برابر بیشتر از طرفداران کنترل اسلحه از هر دو جنس به یک گروه کنترل کننده اسلحه اهدا می کردند. . تنها استثنا یکی از عناصر بحث پس از تیراندازی در مورد بررسی سوابق بود که در آن زنان طرفدار مقررات بیشتر از مردان طرفدار حقوق اسلحه به قانونگذاران مراجعه کردند.

به گفته گاس، این اختلاف کلی لزوماً به این دلیل نیست که فعالان حقوق اسلحه بیشتر از همتایان خود در زمینه مبارزه با اسلحه به این موضوع اهمیت می دهند. در عوض، تفاوت اصلی این است که ظرفیت سازمانی طرفدار اسلحه قوی‌تر است: گروه‌های مدافع مانند NRA به طور قابل‌توجهی بهتر از مخالفان ضد اسلحه خود، حامیان خود را بسیج می‌کنند.

“[Pro-regulation] گاس می‌نویسد که زنان در مقایسه با مردان طرفدار اسلحه، در مورد سایر اشکال مشارکت در مورد سیاست اسلحه، عموماً تحرک کمتری دارند. اگرچه تعداد مردان طرفدار اسلحه کمتر از زنان طرفدار قانون است، مردان عموماً فعالیت سیاسی بیشتری دارند.»

در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۹، گاس بررسی می‌کند که آیا چیزی در سال‌های پس از سندی هوک این الگوی کلی را تغییر داده است یا خیر.

او متوجه می شود که تیراندازی عمیقاً چشم انداز فعالان طرفدار مقررات را تغییر داد و منجر به هجوم پول از سوی میلیاردر طرفدار مقررات مایک بلومبرگ و تشکیل گروه های مدافع جدید مانند Everytown for Gun Safety شد. این تغییرات یک جنبش کنترل اسلحه فعال تر و منضبط تر ایجاد کرد، جنبشی که به طور مؤثرتری درگیر فرآیند سیاسی بود و برای کسب پیروزی های قانونی مجهزتر بود.

اما با این حال، او می‌نویسد، «این گروه‌ها دیوید به جالوت لابی اسلحه هستند» – یک غول سیاسی که درآمدش (بر اساس داده‌های سال ۲۰۱۷) «پنج برابر گروه‌های ملی پیشگیری از خشونت با اسلحه» بود. نتیجه یک سری پیروزی بود، حتی پس از سندی هوک و ۱۰ سال بعدی تیراندازی های دسته جمعی، که از بردهای متواضعانه جنبش جدید طرفدار مقررات پیشی گرفت.

او می نویسد: «در اوایل دهه ۱۹۹۰، اکثر ایالت ها یا افراد را از حمل سلاح گرم مخفی در ملاء عام منع می کردند یا مجوزهای لازم برای این کار را به شدت تنظیم می کردند. تا سال ۲۰۱۸، وضعیت معکوس شد. همه ایالت‌ها اجازه حمل مخفی را می‌دادند، و کمتر از یک ایالت از هر پنج ایالت مجوز را به شدت تنظیم می‌کرد.

ممکن است این روند تغییر کند. در چند سال گذشته، NRA با مشکلات حقوقی گسترده ای روبرو بوده است در حالی که طرفداران کنترل اسلحه به سازماندهی خود ادامه داده اند.

اما در یک جامعه به شدت قطبی شده که قوانین با بسیاری از نقاط وتوی سیاسی روبرو هستند – مانند مجلس سنا و اکثریت دادگاه عالی بسیار طرفدار سلاح – ایجاد تغییرات قابل توجه در سطح فدرال یا در ایالت های تحت کنترل جمهوری خواهان دشوار است. طرفداران کنترل اسلحه فقط در یک نقطه ضعف سازمانی نیستند. آنها در یک ساختار ساختاری هستند. آنها باید نه تنها اندکی، بلکه به طور چشمگیری از NRA و متحدانش پیشی بگیرند تا واقعاً نحوه واکنش آمریکا به تیراندازی های دسته جمعی را تغییر دهند.

در نتیجه، محتمل ترین نتیجه، حداقل در کوتاه مدت و میان مدت، این است که بعد از Uvalde، همه چیز به مسیری که رفته ادامه خواهد داد. مجالس ایالتی تحت کنترل جمهوری خواهان حقوق اسلحه را گسترش خواهند داد یا حداقل وضعیت موجود را حفظ خواهند کرد و هژمونی اسلحه را بر زندگی مدنی آمریکا تثبیت خواهند کرد.

البته واقعیت های سیاسی می توانند تغییر کنند و تغییر می کنند. اما چالش برای طرف اصلاح سلاح همچنان دلهره آور است.



دیدگاهتان را بنویسید