پرونده بزرگ EPA دادگاه عالی یک تصرف گسترده قدرت توسط قضات است، در ویرجینیای غربی علیه EPA


ویرجینیای غربی در برابر آژانس حفاظت از محیط زیست مقررات فدرال زیست محیطی نیروگاه ها را که هرگز اجرایی نشد، که دولت بایدن قصد بازگرداندن آن را ندارد و حتی اگر اجرا می شد، مطلقاً هیچ کاری را انجام نمی داد، لغو می کند.

با این وجود، دادگاه در امتداد خطوط ایدئولوژیک رأی داد تا این مقرراتی را که EPA بر اساس اختیارات اعطا شده توسط قانون هوای پاک تهیه کرده بود، لغو کند، و ادعا کرد که این امر به منزله تجاوز “فوق العاده” توسط EPA است. و تصمیم آنها پیامدهای بسیار زیادی هم برای محیط زیست و هم برای دولت فدرال به طور کلی دارد.

حداقل، ویرجینیای غربی تصمیم EPA اختیارات خود را برای تغییر تولید انرژی از نیروگاه‌های کثیف زغال‌سنگ و به سمت روش‌های پاک‌تر تولید انرژی سلب می‌کند – اگرچه نیروهای بازار تاکنون بسیاری از این تغییر را به تنهایی انجام داده‌اند، زیرا نیروگاه‌های زغال‌سنگ اغلب گران‌تر هستند. نسبت به کارخانه های تمیزتر عمل کند. این تصمیم همچنین می‌تواند منجر به محدودیت‌هایی در توانایی EPA برای تنظیم این صنعت در آینده شود.

در ویرجینیای غربی این تصمیم چیزی را تأیید می کند که در تصمیمات اخیر دیوان عالی حاکم بر اختیار آژانس های فدرال برای صدور مقررات الزام آور تحت اختیارات اعطا شده توسط کنگره وجود دارد: هنگامی که اکثریت دیوان عالی با مقرراتی که توسط یک آژانس فدرال صادر شده است مخالف است، دیوان به این قانون اجازه می دهد. خود این اختیار را دارد که آن مقررات را وتو کند – و این کار را با استناد به چیزی به نام “دکترین سوالات اصلی” انجام خواهد داد.

بر اساس این دکترین، دیوان در نظری در سال ۲۰۱۴ توضیح داد: «ما از کنگره انتظار داریم که اگر می‌خواهد تصمیمات «اهمیت اقتصادی و سیاسی» گسترده‌ای را به آژانس واگذار کند، به وضوح صحبت کند. بسیار مهم باشد، آن را لغو خواهد کرد مگر اینکه کنگره به طور صریح آن مقررات خاص را مجاز کند.

این دکترین از هیچ جا سرچشمه می گیرد. هفته گذشته، دادگاه گفت که سقط جنین توسط قانون اساسی محافظت نشده است – با تکیه بر این واقعیت که سقط جنین در قانون اساسی ذکر نشده است. اما دکترین سؤالات اصلی نیز در هیچ کجای قانون اساسی ذکر نشده است. همچنین در هیچ قانونی نمی توان آن را یافت. قضات آن را ساخته اند. و حداقل در دوران ریاست جمهوری جو بایدن، دیوان به شدت از آن برای وتوی مقرراتی استفاده کرده است که اکثریت محافظه کار دیوان آن را قابل اعتراض می داند.

نظر اکثریت رابرتز در ویرجینیای غربی قاضی‌ها قبلاً برای توصیف اینکه چه زمانی چیزی را به عنوان یک «سؤال اصلی» اعلام می‌کنند، مقداری گوشت روی استخوان‌های نسبتاً خالی می‌گذارد. رابرتز EPA را به دلیل صدور یک نوع مقررات جدید بر اساس اساسنامه “قدیمی” که قبلاً برای توجیه اقدامات مشابه مورد استفاده قرار نگرفته بود، مقصر می داند. او ادعا می‌کند که EPA به‌جای یک ماده مرکزی‌تر آن قانون، به «مفاد فرعی» قانون هوای پاک استناد کرده است. و او EPA را به دلیل صدور مقرراتی که شبیه لوایحی است که قبلاً کنگره در نظر گرفته بود اما تصویب نکرده بود، انتقاد می کند.

اما این قضاوت ها هستند جدا از متن خود قانون هوای پاک. و رابرتز اذعان می‌کند که دکترین سؤالات اصلی می‌تواند یک مقررات را حتی زمانی که یک «مبنای متنی قابل رنگ‌پذیر» از آن مقررات حمایت می‌کند وجود داشته باشد – یعنی زمانی که کلمات واقعی یک قانون فدرال می‌تواند از اقدامات انجام‌شده توسط یک آژانس فدرال حمایت کند.

خط پایین بعد از ویرجینیای غربی تصمیم این است که آژانس ها همچنان می توانند از اختیارات نظارتی استفاده کنند، اما فقط مشروط به وتوی قضایی هستند. دیوان عالی عملاً خود را در راس بسیاری از شاخه های اجرایی دولت فدرال قرار داده است.

مقررات فدرال، به طور خلاصه توضیح داده شده است

وقتی کنگره بخواهد مشاغل یا افراد خصوصی را تنظیم کند، می تواند این کار را از دو طریق انجام دهد. یک راه این است که به سادگی می تواند به یک فرد یا صنعت دستور دهد تا تجارت را به روشی خاص انجام دهد. برای مثال، کنگره ممکن است به بیمه‌گران سلامت دستور دهد که افرادی را که شرایط قبلی دارند تحت پوشش قرار دهند. ممکن است کارفرمایان را ملزم به پرداخت حداقل دستمزد کند. یا می تواند اصرار داشته باشد که تمام نیروگاه ها دستگاه خاصی را نصب کنند که انتشار کربن را کاهش می دهد.

با این حال، مشکل این رویکرد مستقیم این است که وقتی کنگره چنین فرمان خاصی را صادر می کند، تنها با تصویب یک قانون فدرال جدید می تواند آن فرمان را تغییر دهد. به عنوان مثال، فرض کنید کنگره در سال ۱۹۷۸ قانونی را تصویب کرده بود که در آن نیروگاه های زغال سنگ باید دستگاه خاصی را برای کاهش آلودگی نصب کنند. آن دستگاه تقریباً امروز منسوخ خواهد شد. در واقع، به طور بالقوه می‌تواند با فناوری‌های اخیری که کار بسیار بهتری برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانه‌ای انجام می‌دهد، تداخل ایجاد کند.

بنابراین کنگره همچنین این قدرت را دارد که اختیارات نظارتی را به یک آژانس فدرال تفویض کند: تعیین یک هدف سیاستی گسترده که آژانس باید برای حل آن تلاش کند، سپس به آژانس اختیارات نسبتاً مناسبی برای تعیین نحوه حل، به نظر متخصص خود، ارائه می‌کند. آی تی. این اجازه می دهد تا قوانین فدرال سازگارتر باشد، با تغییر قوانین، زیرا حقایق جدید قوانین به روز شده را توجیه می کنند.

برای مثال، کنگره در سال ۲۰۱۰، زمانی که قانون مراقبت مقرون به صرفه به قانون تبدیل شد، نمی‌دانست که یک بیماری کشنده جدید در سال ۲۰۱۹ ظهور می‌کند که بخش عمده‌ای از اقتصاد جهان را فلج می‌کند تا زمانی که واکسن‌ها بیرون آمدن بیشتر مردم از خانه‌هایشان را ایمن نکنند. . اما واکسن‌های کووید-۱۹ هنوز تحت پوشش بیمه سلامت هستند، تا حدی به این دلیل که قانون مراقبت مقرون‌به‌صرفه حاوی ماده‌ای است که وزارت بهداشت و خدمات انسانی را ملزم می‌کند فهرستی از واکسن‌هایی را که بیمه‌گران سلامت باید پوشش دهند نگهداری کند – در حالی که به HHS اجازه می‌دهد واکسن‌های جدیدی را به آن اضافه کند. این لیست به عنوان بیماری ها و ایمن سازی های جدید ظاهر می شود.

ارائه قانون هوای پاک در قلب ویرجینیای غربی case به طور مشابه عمل می کند. این نیاز به نیروگاه‌های خاصی دارد که از «بهترین سیستم کاهش انتشار» استفاده کنند که می‌تواند با فناوری موجود در حال حاضر به دست آید، در حالی که عواملی مانند هزینه را نیز در نظر می‌گیرد. در همین حال، EPA اختیار تعیین «بهترین سیستم» را در هر لحظه دارد و می‌تواند مقررات جدیدی را صادر کند که شرکت‌های انرژی را ملزم می‌کند تا با پیشرفت فناوری، سیستم‌های جدید را اتخاذ کنند.

تصمیم دادگاه در ویرجینیای غربی این اختیارات را به طور کامل از EPA سلب نمی کند – برای مثال آژانس ممکن است همچنان بتواند نیروگاه های زغال سنگ را برای نصب دستگاه های خاصی ملزم کند – اما به شدت قدرت EPA را کاهش می دهد. و به EPA – و هر آژانس فدرال دیگری – در مورد استفاده از قدرت نظارتی خود به روش‌های جدید هشدار می‌دهد، مبادا دیوان عالی وسوسه شود که دکترین سؤالات اصلی را استناد کند و قانون آژانس را وتو کند.

مقررات واقعی مورد بحث در ویرجینیای غربی اصلا هیچ کاری نکرد

یک طنز از اظهارات رئیس قاضی رابرتز که ویرجینیای غربی یک «پرونده فوق‌العاده» است که دادگاه عالی را ملزم می‌کند تا از حق وتوی خود بر مقررات فدرال استفاده کند، این است که مقررات واقعی مورد بحث در این پرونده مقدار زیادی نداشت.

این مورد شامل طرح انرژی پاک است، تلاشی در دوران اوباما برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی، که در زمان اعلام آن در سال ۲۰۱۵ به عنوان بلندپروازانه ترین ابتکار سیاست آب و هوایی دولت اوباما معرفی شد. نظر رابرتز با بیان هشدارآمیز از این طرح صحبت می کند و به هفت مورد اشاره می کند. پیش‌بینی‌های یک ساله که ادعا می‌کرد این طرح «میلیاردها دلار هزینه‌های مربوط به انطباق را در پی خواهد داشت»، «ده‌ها هزار شغل را حذف می‌کند» و «می‌تواند باعث شود که قیمت‌های خرده‌فروشی برق در بسیاری از ایالت‌ها به طور مداوم ۱۰ درصد بالاتر بماند».

در همین حال، سازمان حفاظت محیط زیست اوباما پیش‌بینی کرد که تا سال ۲۰۳۰، طرح انرژی پاک، انتشار کربن از نیروگاه‌ها را حدود یک سوم کمتر از آنچه در سال ۲۰۰۵ بود، کاهش می‌دهد.

اما طرح برق پاک هرگز اجرایی نشد. دیوان عالی در سال ۲۰۱۶ بر اساس خطوط حزبی رای داد تا موقتاً آن را مسدود کند و بعداً توسط دولت ترامپ رها شد. همچنین معلوم می شود که حتی اگر در حال اجرا بود هیچ کاری انجام نمی داد.

به این دلیل که این طرح بر آنچه رابرتز آن را «تغییر نسل» می‌نامد متکی بود – انتقال تولید انرژی از نیروگاه‌های زغال‌سنگ کثیف‌تر به منابع انرژی پاک‌تر. و صنعت انرژی در واقع به مقررات دولتی نیاز نداشت تا مجبور شود از نیروگاه‌های زغال‌سنگ دور شود، زیرا قدیمی‌ترین و کثیف‌ترین نیروگاه‌ها گران‌تر از نیروگاه‌های تمیزتر هستند. بنابراین کثیف ترین گیاهان بازنشسته شدند.

صنعت انرژی تا سال ۲۰۱۹ به اهداف کاهش انتشار گازهای گلخانه ای ۲۰۳۰ برنامه انرژی پاک دست یافت، نه به دلیل دست سنگین مقررات، بلکه به دلیل سرمایه داری خوب بازار آزاد. (مدیران زغال سنگ همچنین شکایت داشتند که قوانین نامربوط دوره اوباما که انتشار جیوه را محدود می کند، آنها را نیز مجبور به تعطیلی کارخانه های زغال سنگ کرده است.)

با این اوصاف، ویرجینیای غربی طرح برق پاک را گناهی در برابر دکترین سؤالات اصلی می‌داند، زیرا این طرح ناتوان سعی در «تجدید ساختار اساسی بازار انرژی آمریکا» با تغییر نحوه تولید برق داشت. برگزاری از ویرجینیای غربی این است که قانون هوای پاک “به طور واضح به EPA اجازه نمی دهد در یک “رویکرد تغییر نسل” برای تولید انرژی در این کشور مشارکت کند.

باز هم، این یک قضاوت سیاسی است. متن قانون هوای پاک به EPA دستور می دهد تا “بهترین سیستم کاهش انتشار” را تعیین کند. نمی گوید که «بهترین سیستم» نمی تواند شامل تغییر صنعت انرژی از زغال سنگ و به سمت انرژی پاک تر باشد.

اما، با ابداع دکترین سؤالات اصلی، دیوان عالی به خود این اختیار را داد که این نوع قضاوت های سیاسی را انجام دهد.

دیدگاهتان را بنویسید